تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: حدیث قرطاس
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5
سلام
أین المنتظر گرامی ، با توضیحاتی که داده شده وقتی اصل حدیث مورد استناد مورد قبول قرار گرفت و پاسخی به رد اون داده نشده ( شبهاتی که مطرح شده را پاسخ داده ایم و اگر سوالی میبود باید جواب میدادند نه اینکه ادامه بحث را مطرح میکردند) ، و از سویی همکار محترم خانم عایشه باید معلوم بفرمایند که ایا متون روایی و حدیثی که در کتب صحیح بخاری و مسلم وارد شده رو قبول دارند بصورت کلی یا خیر (چون اهل سنت اعتقاد دارند که کل صحیح بخاری صحیح و بدون ایراد میباشد ) چون اگر قبول کنند رسما نسب هذیان و نسبتهای دیگر را که در این کتاب وجود دارد به نبی اکرم، قبول کرده و باید تمام حرفهایی که چه جعلی و چه نسبت ناروا و تهمت کیباشد را قبول کند. ( اگر مایل بودید به پیامبر شناسی اهل سنت مراجعه بفرمایید تا متوجه منظور بنده بشید)
اگر قبول ندارند و میگویند قسمتی از این احادیث مجعول و ساخته و پرداخته دیگران میباشد باید معلوم کنند نه اینکه بگویند چون با عقل و منطق نمیخورد رد کنند - در حالی که برای رد کردن باید جواب جناب بخاری را بدهتد که درباره نگارش حدیث نوشته اند .
چند نکته در باره کتاب بخاری از برزگان رجال شناس و اهل فن اهل سنت
ابن حجر درباره انگیزه بخاری معتقد است:
....قَالَ البُخَارِيّ مَا كتبت فِي كتاب الصَّحِيح حَدِيثا الا اغْتَسَلت قبل ذَلِك وَصليت رَكْعَتَيْنِ وَقَالَ أَبُو على الغساني روى عَنهُ أَنه قَالَ خرجت الصَّحِيح من سِتّمائَة ألف حَدِيث وروى الْإِسْمَاعِيلِيّ عَنهُ قَالَ لم أخرج فِي هَذَا الْكتاب الا صَحِيحا وَمَا تركت من الصَّحِيح أَكثر..... ( مقدمه فتح الباری رو مطالعه بفرمایید موضوع کلام دست شما میاد /
چون بخاری مسانید را ملاحظه كرد، به این نتیجه رسید كه روایات صحیح و ضعیف در آنها در هم آمیخته، به گونه ای كه تمییز میان آنها برای همگان میسّر نیست، از این رو تصمیم گرفت از میان هزاران حدیث، احادیث صحیح را گردآوری كند تا برای كسی جای تردید نماند "مقدمه فتح الباری، ص 5."
او نگارش كتاب خود را در حرم پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آغاز كرد و برای تكمیل كار، شانزده سال در بصره و شهرهای دیگر درنگ نموده و سپس آن را در زادگاه خود به پایان رسانده است. می گویند: او برای انتخاب هر حدیث، اول غسل می كرد، آنگاه استخاره می نمود، سپس دو ركعت نماز به جای می آورد علم حدیث، ص 34 به نقل از مقدّمه التاج، ج 1، ص 15 ؛ مقدمه جامع الاصول، ج 1، ص 186.
بخاری خود از حجیّت و صحت روایاتِ صحیح خود دفاع كرده و گفته است: این كتاب میان من و خدایم حجّت است. من جز حدیث صحیح در آن نیاورده ام الحدیث و المحدّثون، ص 379...( أحمد بن إبراهيم بن خالد الموصلى ، أبو على ( نزيل بغداد )الناشر: دار الفكر العربي)
جالبتر از همه اینکه جناب ذهبي در تاريخ الإسلام اینگونه نقل کرده است : وأما جامع البخاري الصحيح، فأجل كتب الإسلام وأفضلها بعد كتاب الله تعالى، .... وقد روى الحفاظ، والأئمة عن البخاري أنه قال: جعلته حجة فيما بيني وبين الله تعالى، وما أدخلت فيه إلا صحيحا، وما تركت من الصحيح أكثر حتى لا يطول. ا. هـ. وقوله: "وما أدخلت فيه إلا صحيحا"، محمول على الأحاديث المسندة المتصلة، فإنها موضوع الكتاب ومقوصده، وقد ذكر البخاري فيه عرضا الموقوف، والمعلق وفتاوى الصحابة والتابعين، وآراء العلماء. ( الحدیث و المحدّثون، ص 379 )ایا ذهبی و دیگر علما نمیدانستند که این کتاب که بعد از کتاب خدا است دارای اینگونه مطالب میباشد؟
علت سکوتشان چیست ، رضایت به این تهمت ها و یا اینکه ندیده اند.
خانم عایشه لطفا اگر خواستید پاسخ بدهید بگوید که
این تهمت ها توسط دشمنان اسلام وارد شده اند یا اینکه جناب بخاری و مسلم و ... این موارد را وارد کرده اند.
جناب این منتظر هر گاه خانم عایشه این موارد را قبول داشتند که جناب بخاری که اینگونه در وصف کتابشان و شخصیتشان گفته شده چنین متون در کتاب خود وارد کرده را پذیرفتند ، باید جواب علمای اهل سنت را بدهتد.
و اگر نپذیرفتند و باز به ادامه مباحث پرداختند هم باز معترف به این هستند که این گونه روایات در کتبشان موجود و صحیح بودن کتابی که افرادی همچون نویسنده کتاب و این حجر و ... دارای علم نبوده .
در انتها :

من كذب عليّ متعمداً فليتبؤ مقعده من النار

[b]هر كس بر من عمداً دروغى نسبت دهد بايد جايگاهش را در آتش جهنم بداند

صحيح البخاري :ج 1 / 36 ج2 / 81 ج4 / 145 ج7 / 118
بسم الله الرّحمن الرّحیم

جناب عایشه

برای بار دوم عرض میکنم.


آیا شبهات شما در مشکل سندی این حدیث حل شد؟

ما اثبات کردیم که:

1- اگر ابن عباس که راوی حدیث است، باعث اشکال در حدیث شود، پس باقی احادیث فقهی و اخلاقی و اعتقادی و... که از ایشان نقل شده، زیر سؤال میرود.
2- در بیشتر کتب اهل سنت حدیثی صحیح (طبق گفته احمدبنحنبل و هیثمی) نقل شده که او میگوید: من هنگام رحلت پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) 15 سال داشتم.
3- نووی و دیگر علما معتقدند که ملاک نقل حدیث، تمییز است. برای همن در کتاب صحیح مسلم از شخصی 4 ساله، روایت نقل شده ایت.
4- این خبر، واحد نیست. چون با 5 سند متفاوت از 3 راوی (ابن عباس، عمر، جابر) به ما رسیده است.

حال؛ اشکالات محتوایی حدیث را میتوانید بیان کنید. (البته به گمان خودتان. چون از نظر ما، و همچنین از نظر جنابان بخاری و مسلم و همچنین شارحان این دو کتاب، همچون نووی، قسطلانی، ابن حجر، بدرالدین عینی و... بساری از علمای اهل سنت، این حدیث هیچ اشکال سندی و دلالی ای ندارد. و به همین دلیل بعضی از علما کار عمر را توجیه کردند... آن هم چه توجیهاتی !!!)


امّا پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چه میخواستند بفرمایند که عمر مانع آن شد؟

1. عمر میگوید:
«لقد اراد رسول الله أن يصرح بإسم علي فمنعته»
رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خواست به اسم علی (علیه السلام) تصریح کند. پس من مانع آن شدم.
(شرح نهج البلاغة لإبن أبي الحديد، ج12، ص21)

2. نووي شارح صحيح مسلم مي‌گويد:
«فقد اختلف العلماء في الكتاب الذي هم النبي صلى الله عليه و سلم به فقيل أراد أن ينص على الخلافة في إنسان معين لئلا يقع نزاع وفتن»
علما اختلاف دارند كه هدف پيامبر از نوشتن نامه چه بود. برخي گفته‌اند كه پيامبر مي‌خواست صراحتا بنويسد كه خليفه بعد از من كيست تا هيچ نزاعي و فتنه‌اي بعد از پيامبر بر نخيزد.
(شرح النووي علي مسلم ج 11 ص 90)

3. ابن حجر عسقلاني مي‌نويسد:
«و قيل بل أراد أن ينص على أسامي الخلفاء بعده حتى لا يقع بينهم الاختلاف قاله سفيان بن عيينه.»
پيامبر اكرم مي‌خواست اسامي خلفاي بعد از خودش را بنويسد تا اختلافي بين آن‌ها ايجاد نشود. اين گفته سفيان بن عيينه است.
(فتح الباري ج 1 ص 209)

4. صفدی در کتاب الوافی بالوفیات، ج6، ص15 از قول عالم اهل سنّت ابراهیم بن سیّار معروف به نظّام معتزلی می گوید:
«نص النّبيّ صلَّى اللّه‏ عليه و سلَّم على أنّ الإمامَ عليٌّ و عيّنه، و عرفت الصحابة ذلك و لكن كتمه عمر لأجل أبي بكر»
پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بیان فرمودند که علی (علیه السلام) امام است. و او را بر امامت تعیین فرمودند. و صحابه نیز این را می دانستد. ولی عمر بخاطر حمایت از ابوبکر آن را کتمان کرد.
بسم الله الرّحمن الرّحیم

حال سؤال این است که:

چرا جناب عمر مانع از نوشتن آن وصیت مهم توسط پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شد؟
همان وصیتی که خود پیامبر فرمودند با انجام آن گنراه نمی شوید.
آیا این کارش قابل توجیه است؟
آیا او در امر هدایت امت اسلامی بعد از پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بهتر از ایشان می فهمید؟
آیا تقدم و پیشی گرفتن از اموردر حضور پیامبر کار صحیحی است؟ در صورتیکه میخوانیم:
یاأیّها الّذین آمنوا لا تقدّموا بین یدی الله و رسوله.
آیا اینکه بگوییم عمر بخاطر دلسوزی برای مردم این کار را کرد، توجیه زورَکی ای نیست؟
این، توجیهیست که علمای اهل سنت در شرح این حدیث کردند...

صفحه: 1 2 3 4 5
آدرس های مرجع