من خودم هنوز به تعادل نرسیدم . اما وقتی نویسنده تاپیک از دغدغه ی تعادل شور و شعور صحبت میکنه . پس دغدغه ی تعادل داره . دین ما دین تعادله .
اما وقتی وزنه ی حفظ خاک وطن رو به یک طرف میکشونن و توجهی به بقیه عوامل نمیکنن . اصل دغدغشون میره زیر سوال .
شور و شعور حسین رو باید در همه باور هامون تجلی بدیم . در همه ی جوانب زندگی . در برخورد هامون .
باز هم میگم من خودم بین مرز شور و شعور در نوسانم .
**********************************************************************************
بسم الله
با عرض سلام
ابتدا عذرخواهی میکنم که مقداری دیر به تاپیک رسیدگی شد....
تمام ارسال های این تاپیک بررسی شد و اون ارسال هایی که نیاز به ویرایش داشت ویرایش شد و ارسال هایی که مربوط به موضوع نبوده حذف شد....
تاپیک باز شد....
فقط استدعا دارم ارسال ها مربوط به موضوع تاپیک شور و شعور حسینی باشد...
اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
شور و شعور هر دو باهم؛
این که حسین (علیه السلام) فریاد میزند . پس از این که همه عزیزانش را در خون میبیند و جز دشمن و کینه توز و غارتگر در برابرش نمیبیند .فریاد میزند که «آیا کسی هست که مرا یاری کند و انتقام کشد؟» «هل من ناصر ینصرنی؟» مگر نمی داند که کسی نیست که او را یاری کند و انتقام گیرد؟ این سؤال، سؤال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش از آینده است و از همه ماست. و این سؤال انتظار حسین (علیه السلام) را از عاشقانش بیان میکند و دعوت شهادت او را به همه کسانی که برای شهیدان حرمت و عظمت قایلند اعلام مینماید.
این ما هستیم که با شور و شعور خود باید به این سوال پاسخ بدهیم
اما این دعوت را، این انتظار یاری از او را، این پیام حسین (علیه السلام) را که «شیعه میخواهد» و در هر عصری و هر نسلی، شیعه میطلبد ما خاموش کردیم به این عنوان که به مردم گفتیم که حسین (علیه السلام) اشک میخواهد. ضجه میخواهد و دگر هیچ، پیام دیگری ندارد. مرده است و عزادار میخواهد، نه شاهد شهید حاضر در همه جا و همه وقت و «پیرو».
امام نیازی به دلسوز و عزادار ندارد این امام شهید است که دلسوز ماست و این ما هستیم که باید به عزای جهل خویش بنشینیم چرا که «آنها که رفتند، کاری حسینی کردند، و آنها که ماندند، باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدیاند»
حسین (علیه السلام) بیشتر از آب تشنه ی" لبیک" بود.افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند
«دکترشریعتی»
نقل قول:امام نیازی به دلسوز و عزادار ندارد
خب معلوم است!
امام نیاز به یار هم ندارند
امام میخواهند ما را نجات دهند
فقط یه نکته ، اون قسمت اخر متن که با بنفش نوشته شده ، اضافه شده توسط ارسال کننده هست و دوستان اشتباه نکنن که از اقای شریعتی ـه
ولی واقعا قابل تامله که چطور مردم یه شهر به خواب میرن و اما رو یاری نمیکنن
یه جایی می خواندم که روسها وقتی به آذربایجان حمله کردند یکی از علمای تبریزی بر علیه اشغالگران دست به اعتراض زد او را دستگیر کردن و پس از آزار و اذیت فراوان؛ اعلام کردن که این عالم تبریزی را ظهر عاشورا اعدام میکنند.
روز عاشورا رسید و یکی از مریدان عالم تبریزی که در حال بیرون آمدن از خانه اش بود دید تعدادی از عزاداران شهر قمه به دست به سمت محلی برای انجام مراسم عزاداری شان هستند.
یه عده ای ازمردم عزادارعادی رسین به این مرید عالم بهش گفتن : ببین این خلوت ما را با اباعبدالله به هم نریزید؛ ما داریم با ابا عبدالله حال می کنیم میاین خرابش میکنین؛ اصلا چرا میخواین اباعبدالله رو سیاسی بکنین؟
بعدهم همین مردم رفتند عزاداری کردند و واقعا هم خالصانه گریه کردند وتوهمون موقع اون طرف شهرداشتن یکی از علمای زمانشون را در حالی که ذکر حسین بر لب داشت اعدام کردند؛
اما این مردمی که با قمه زنی حسین حسین گفتند کجا و آن عالم ظلم ستیزی که پای چوبه دار حسین حسین گفت کجا؟
توهمون کتاب خوندم که حتی یک زمانی خود انگلیسی ها پارچه و پرچم و علم هیات های عزاداری را تامین می کردند و بعدهم با بودجه دولتی انگلیس قمه تهیه کردند وبه مردم دادند.
حالابیخیال,حرف اصلیم اینه که:
دولتهای ضد اسلامی به هیچ وجه با این اسلام مخالف نیستند بلکه آن ها دقیقا اسلامی را می خواهند که مردم فقط عزادار باشند و بی تفاوت نسبت به اتفاقات جوامع اسلامی باشند
و اگر همین عزادارانی که فقط از حسین؛ شور حسینی را دریافت کردند در زمان خود آن حضرت بودند، چکار می کردند؟
مگر غیر از این بود که حضرت حج خود را نیمه تمام گذاشت!!!!!!
خب طبیعتا اگر اینها آن موقع هم بودند به حضرت میگفتند: یا ابن رسول الله؛ یا حجت الله ؛ ای پسر زهرای اطهر؛ خانه خدا را رها می کنید؛ عرفات را رها می کنید و می روید به سمت دعواهای سیاسی و جنگ قدرت.....
و این همان طرز فکر مذهبی ای است که هویت انقلابی را تهدید می کند.
پس شور به تنهایی بی معناست,مانیازبه یک شور شیرین حسینی داریم که فقط وفقط با دریافت شعور حسینی حقیقی چشیده میشه وبه کام ما ریخته میشه.
یکی از دوستان لینکی رو برام فرستادکه در اون شهید ایت الله حکیم مقتل خوانی می کردتد و در حین آن چون مادر فرزند از دست داده از خود بیخود شدند!!
http://www.sarbazaneislam.com/maghtale_s...hakim.html
یه سری از دوستان روشنفکر افتاده بودن به انتقاد که یا ایشون ایت الله حکیم نیستند و ساختگی هست یا این خیلی کار زشتیه که ادم بالای منبر اینطوری از خود بیخود بشه!!!من که عصبانی شدم و پاسخشون رو دادم!! به نظرم عمق احساس و اندوه رو میشد در ایشون مشاهده کرد به جوری که گویی در برابر پیکر سید الشهدا(علیه السلام) عزاداری می کنند ..
دوستان به نظرتون این همه شیدایی و شور رو میتوان به کمبود شعور نسبت داد یا بالعکس؟؟؟؟
خوشحال میشم از نظرات دوستان هم بهره مند بشم.