تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: شور و شعور حسینی
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
من خودم هنوز به تعادل نرسیدم . اما وقتی نویسنده تاپیک از دغدغه ی تعادل شور و شعور صحبت میکنه . پس دغدغه ی تعادل داره . دین ما دین تعادله .

اما وقتی وزنه ی حفظ خاک وطن رو به یک طرف میکشونن و توجهی به بقیه عوامل نمیکنن . اصل دغدغشون میره زیر سوال .

شور و شعور حسین رو باید در همه باور هامون تجلی بدیم . در همه ی جوانب زندگی . در برخورد هامون .

باز هم میگم من خودم بین مرز شور و شعور در نوسانم .



**********************************************************************************
بسم الله

با عرض سلام

ابتدا عذرخواهی میکنم که مقداری دیر به تاپیک رسیدگی شد....

تمام ارسال های این تاپیک بررسی شد و اون ارسال هایی که نیاز به ویرایش داشت ویرایش شد و ارسال هایی که مربوط به موضوع نبوده حذف شد....

تاپیک باز شد....

فقط استدعا دارم ارسال ها مربوط به موضوع تاپیک شور و شعور حسینی باشد...

اللهم عجل لولیک الفرج
التماس دعا
بسم الله الرحمن الرحیم

[تصویر: 138909200841.jpg]

گریه بر حسین(علیه السلام) بــــــــــاید در کنار شعور باشه،
اونوقت میشه گفت یک عزاداری کامل انجام داده ایم.

نکته مهم اینه که:
نه اینکه بگوییم در مجلس سیدالشهدا سخنران، سخنرانی کنه و این رو به حساب شعور بگذاریم، بعد از اون مداح، مداحی کنه و بگیم این هم شور جلسه
بلکه مداحی مداح (+سینه زنی ما)باید شعور را در کنار شور داشته باشه، قرار نیست به هر قیمتی ما را بگریانند، و همچنین سخنرانی سخنران
این دو(شعور+شور در مداحی و سخنرانی)باید در کنار هم و هم رکاب هم باشند.
اما نباید کاری کرد که باعث وهن تشیع شد،

بعضی کارها انجامش در حالت عادی اشکال دارد اما چه سری ست که در مورد اباعبدالله(علیه السلام) اگر انجام شود اشکالی ندارد. مثلا درباره شکل گریه کردن بر مصائب حضرت(علیه السلام)،
با وجود اینکه مذمت شده ضجه زدن و به خود صدمه زدن در مورد موت عزیزان، اما تنها در خصوص امام حسین(علیه السلام) شرایط کاملا فرق می کند
حتی حضرت حجت(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در زیارت ناحیه مقدسه می فرمایند: “حَتّي أَمُوت”، يعني اين‌قدر گريه مي‌كنم تا بميرم و رو به موت بروم. در مورد اینکه چگونه گريه كنيم روايت است: مثل مادر فرزندمرده

امام صادق علیه السلام می فرمایند
:
نوحوا علی الحسین نوح الثکلی علی ولدها ؛
نوحه کنید بر حسین، نوحه مادر فرزند مرده.(فیض قلم ص50)

امام صادق علیه السلام می فرمایند:
هر جزع و گریه ای مکروه است به جز جزع و گریه بر حسین علیه السلام؛ که حضرت امام باقر علیه السلام در تعریف جزع به جابر فرمودند: شدیدترین جزع، فریاد و واویلا و صیحه و زدن به صورت و سینه است. (وسائل الشیعه ج 2 ص 915)

یا در خصوص خوردن خاک؛ که خوردن هر خاکی حرام است مگر تربت اباعبدالله(علیه السلام)

امام صادق (علیه السلام) در روايتي فرمودند:
«الطين حرام كله كلحم الخنزير و من اكله ثم مات منه لم اُصل ّ عليه الاّ طين القبر فاءن ّ فيه شفاء من كل داء و من اكله بشهوه لم يكن له فيه شفاء؛
تمام خاك ها حرام است ، مانند گوشت خنزير (خوك ) و كسي كه آن را بخورد و بميرد من بر او نماز نمي خوانم ، مگر از خاك قبر حسين (علیه السلام) باشد كه در آن شفا است از هر دردي و هر كس آن را از روي شهوت بخورد براي او در آن شفا نيست .»

کربلا برای خودش دانشگاه ست،
اگر دقت کنیم تمام چهره ها با تمام شاخص ها در کربلا هست.
داستان رسیدن به امام زمان داستان پاک شدن و با اخلاق شدن و رسیدن به مکارم الاخلاق است که در کربلا حضرت عباس و حضرت زینب(سلام الله علیها) نمونه های بارز آنند.
اگر گاهی وقت ها به جای اینکه بگوییم امام حسین(علیه السلام)، بگوییم امام زمان سال61 هجری، بهتر درک می کردیم امام زمان سال 1435هجری را
هر عاشورا امام زمان است که سر به نیزه می رود
امام حسین(علیه السلام) یک عاشورا برایشان تکرار شد، اما هزار و صدوهفتاد و پنج سال است که عاشورا برای امام زمان دارد تکرار می شود

ـظهور چه روزی است؟
ـ جمعه
ـ کدام جمعه؟
ـ عاشورا
یعنی اون روزی که در اون سال قرار نیس امام زمان شهید شوند، قرار نیست 72 نفر باشن، قراره میلیون ها نفر باشن
اون روز داستان می چرخه
اَنْ يُبَلِّغَنِى الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ وَ اَنْ يَرْزُقَنى طَلَبَ ثارى مَعَ اِمامٍ هُدىً ظاهِرٍ ناطِقٍ (بِالْحَقِّ) مِنْكُمْ وَ اَسْئَلُ اللَّهَ بِحَقِّكُمْ
اَنْ يَرْزُقَنى طَلَبَ ثارِكَ مَعَ اِمامٍ مَنْصُورٍ مِنْ اَهْلِ بَيْتِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ و َآلِهِ...
هر چقدر برای امام حسین(علیه السلام) اشک ریختیم، هزار و صدوهفتاد و پنج برابر، برای امام زمان باید اشک ریخت
هر چه حسینی تر، دشمن شناس تر ، به روز تر!
مبنای کار، ریشه کار، هدف کار باید امام زمان باشه
همه چی باید برای امام زمان باشه
وقتی امام زمان مبنای یک جامعه شد ان شاءالله آقا می آیند
میل آقا صاحب الزمان به ظهور بیشتر از ماست

أمن یجیب المضطر اذا دعا و یکشف السوء
أمن یجیب مضطر اذا دعا و یکشف السوء
أمن یجیب مضطر اذا دعا و یکشف السوء
أمن یجیب مضطر اذا دعا و یکشف السوء
أمن یجیب مضطر اذا دعا و یکشف السوء

صلوات
شور و شعور هر دو باهم؛
این که حسین (علیه السلام) فریاد می‌زند . پس از این که همه عزیزانش را در خون می‌بیند و جز دشمن و کینه توز و غارتگر در برابرش نمی‌بیند .فریاد می‌زند که «آیا کسی هست که مرا یاری کند و انتقام کشد؟» «هل من ناصر ینصرنی؟» مگر نمی داند که کسی نیست که او را یاری کند و انتقام گیرد؟ این سؤال، ‌سؤال از تاریخ فردای بشری است و این پرسش از آینده است و از همه ماست. و این سؤال انتظار حسین (علیه السلام) را از عاشقانش بیان می‌کند و دعوت شهادت او را به همه کسانی که برای شهیدان حرمت و عظمت قایلند اعلام می‌نماید.
این ما هستیم که با شور و شعور خود باید به این سوال پاسخ بدهیم


اما این دعوت را، این انتظار یاری از او را، این پیام حسین (علیه السلام) را که «شیعه می‌خواهد» و در هر عصری و هر نسلی، شیعه می‌طلبد ما خاموش کردیم به این عنوان که به مردم گفتیم که حسین (علیه السلام) اشک می‌خواهد. ضجه می‌خواهد و دگر هیچ، پیام دیگری ندارد. مرده است و عزادار می‌خواهد، نه شاهد شهید حاضر در همه جا و همه وقت و «پیرو».


امام نیازی به دلسوز و عزادار ندارد این امام شهید است که دلسوز ماست و این ما هستیم که باید به عزای جهل خویش بنشینیم چرا که «آنها که رفتند، کاری حسینی کردند، و آنها که ماندند، باید کاری زینبی کنند، وگرنه یزیدی‌اند»

حسین (علیه السلام) بیشتر از آب تشنه ی" لبیک" بود.افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند
«دکترشریعتی»
نقل قول:
امام نیازی به دلسوز و عزادار ندارد

خب معلوم است!

امام نیاز به یار هم ندارند

امام میخواهند ما را نجات دهند
فقط یه نکته ، اون قسمت اخر متن که با بنفش نوشته شده ، اضافه شده توسط ارسال کننده هست و دوستان اشتباه نکنن که از اقای شریعتی ـه

ولی واقعا قابل تامله که چطور مردم یه شهر به خواب میرن و اما رو یاری نمیکنن
بسم الله الرحمن الرحیم


آیت الله محی الدین حائری شیرازی : حضرت حسین (علیه السلام) در شب عاشورا یک جور سخن گفت و در روز عاشورا یک جور دیگر :
شب عاشورا ، سخن از ( نمیخواهم ، احتیاج ندارم ، بروید ، بیعتم را برداشتم ) بود ،
روز عاشورا میگوید : بیائید به من کمک کنید ، آیا یاور و مددکاری هست ؟ هل من ناصر ینصرنی ؟
شب صحبت میکند تا مبادا خبیثی در بین طیب ها باشد ، و روز سخن میگوید تا مبادا طیبی در بین خبیث ها مانده باشد ،
شب غربال میکند تا فقط صالحان بمانند و روز غربال میکند تا فقط اشقیاء در مقابل او ایستاده باشند ،
آنکه در عرفه آنچنان میگرید ، میتواند در عاشورا جهانی را اینچنین بگریاند .



http://forum.bidari-andishe.ir/thread-36...#pid310723
یه جایی می خواندم که روسها وقتی به آذربایجان حمله کردند یکی از علمای تبریزی بر علیه اشغالگران دست به اعتراض زد او را دستگیر کردن و پس از آزار و اذیت فراوان؛ اعلام کردن که این عالم تبریزی را ظهر عاشورا اعدام میکنند.
روز عاشورا رسید و یکی از مریدان عالم تبریزی که در حال بیرون آمدن از خانه اش بود دید تعدادی از عزاداران شهر قمه به دست به سمت محلی برای انجام مراسم عزاداری شان هستند.
یه عده ای ازمردم عزادارعادی رسین به این مرید عالم بهش گفتن : ببین این خلوت ما را با اباعبدالله به هم نریزید؛ ما داریم با ابا عبدالله حال می کنیم میاین خرابش میکنین؛ اصلا چرا میخواین اباعبدالله رو سیاسی بکنین؟
بعدهم همین مردم رفتند عزاداری کردند و واقعا هم خالصانه گریه کردند وتوهمون موقع اون طرف شهرداشتن یکی از علمای زمانشون را در حالی که ذکر حسین بر لب داشت اعدام کردند؛

اما این مردمی که با قمه زنی حسین حسین گفتند کجا و آن عالم ظلم ستیزی که پای چوبه دار حسین حسین گفت کجا؟
توهمون کتاب خوندم که حتی یک زمانی خود انگلیسی ها پارچه و پرچم و علم هیات های عزاداری را تامین می کردند و بعدهم با بودجه دولتی انگلیس قمه تهیه کردند وبه مردم دادند.
حالابیخیال,حرف اصلیم اینه که:
دولتهای ضد اسلامی به هیچ وجه با این اسلام مخالف نیستند بلکه آن ها دقیقا اسلامی را می خواهند که مردم فقط عزادار باشند و بی تفاوت نسبت به اتفاقات جوامع اسلامی باشند

و اگر همین عزادارانی که فقط از حسین؛ شور حسینی را دریافت کردند در زمان خود آن حضرت بودند، چکار می کردند؟
مگر غیر از این بود که حضرت حج خود را نیمه تمام گذاشت!!!!!!
خب طبیعتا اگر اینها آن موقع هم بودند به حضرت میگفتند: یا ابن رسول الله؛ یا حجت الله ؛ ای پسر زهرای اطهر؛ خانه خدا را رها می کنید؛ عرفات را رها می کنید و می روید به سمت دعواهای سیاسی و جنگ قدرت.....

و این همان طرز فکر مذهبی ای است که هویت انقلابی را تهدید می کند.

پس شور به تنهایی بی معناست,مانیازبه یک شور شیرین حسینی داریم که فقط وفقط با دریافت شعور حسینی حقیقی چشیده میشه وبه کام ما ریخته میشه.
یکی از دوستان لینکی رو برام فرستادکه در اون شهید ایت الله حکیم مقتل خوانی می کردتد و در حین آن چون مادر فرزند از دست داده از خود بیخود شدند!!



http://www.sarbazaneislam.com/maghtale_s...hakim.html

یه سری از دوستان روشنفکر افتاده بودن به انتقاد که یا ایشون ایت الله حکیم نیستند و ساختگی هست یا این خیلی کار زشتیه که ادم بالای منبر اینطوری از خود بیخود بشه!!!من که عصبانی شدم و پاسخشون رو دادم!! به نظرم عمق احساس و اندوه رو میشد در ایشون مشاهده کرد به جوری که گویی در برابر پیکر سید الشهدا(علیه السلام) عزاداری می کنند ..

دوستان به نظرتون این همه شیدایی و شور رو میتوان به کمبود شعور نسبت داد یا بالعکس؟؟؟؟
خوشحال میشم از نظرات دوستان هم بهره مند بشم.
بسم الله الرحمن الرحیم

(۱۰/آبان/۹۳ ۱۵:۰۵)zahra11 نوشته است: [ -> ]دوستان به نظرتون این همه شیدایی و شور رو میتوان به کمبود شعور نسبت داد یا بالعکس؟؟؟؟

شوری که ماها می گیریم، دوجوره.
  • یه وقت می بینیم، یه سری آدم مثل طرفدارای آقایون صادق شیرازی میان با قمه خودشون رو لت و پار می کنن و اینطور وجهه ی تشیع رو توی کل جهان تخریب می کنن و کارشون هم هیچ پشتوانه ی عقلی و نقلی نداره، اینجا شورشون، از نبود شعور و درک و فهمه. البته برای بزرگاشون اتفاقا خود شعوره اما شعور منفی اینکه با هدف باطل این کارها رو می کنن.
  • یه وقت هم این آیت الله حکیم، شورشون عین شعور و منطبق بر شعور حقیقیه.
حالا چطور شعور منجر به همچین شوری می شه :

وجود مبارک امام حسین (علیه السلام) دارای دو حقیقته(کلا همه معصومین) :
حقیقت حسینی (که همان وجود جسمانی حضرته) و حقیقت حسینیه؛ به میزان معرفت ما به این حقیقت حسینیه، وجود ایشان در ما تجلی پیدا می کنه؛
از اثرات این معرفتم اینه که، هر چقدر زیاد باشه، باعث می شه که وقتی حتی فقط فقط اسم مبارک ایشان را می شنویم، همین طور اشکها روان و به آدمی حالت تاثر دست می ده؛ حالا بماند که اگه جلوی چنین فردی، روضه هم بخونی؛ رفتار آیت الله حکیم هم بر این اساس قابل توجیهه؛ ایشون که غیر معصومند، اینگونه اند، دیگر امام زمان...
پس آدم با تمرین و خودسازی می تونه به این مقام برسه؛
اصلا از اصول خلقتمون هم همینه که با این خودسازی ها، به مقام خلیفة الهی مون که ائمه مصداقش هستند، برسیم.



اینم یه مثال دیگه از حقیقت عالم که اصل حقایق و شعور هستند :


روزی علامه بحرالعلوم همراه برخی طلابش به استقبال دسته سینه زنی طویرج رفتند.
در این حال بود که ناگهان علامه بحرالعلوم که مرجع تقلید بزرگی به‏ شمار می‏رفت عمامه و عبا را زمین گذاشت و با سر و پای برهنه میان جمعیت عزادار رفت و مثل سایر سینه زنها بر سر و سینه خود زد، شاگردانشان هر چه کردند تا مانع بروز احساسات ایشان شوند، ایشان قبول نمی ‏کرد.
شب همان روز وقتی یکی از شاگردانش از ایشان ماجرا را جویا شد، ایشان فرموده بودند: "وقتی به دسته سینه ‏زنی رسیدم، دیدم حضرت بقیة الله امام زمان با سر و پای برهنه میان سینه زنها به سر و سینه می‏ زنند و گریه می‏ کنند، من هم نتوانستم طاقت بیاورم، پس در خدمت آن حضرت مشغول سینه زدن شدم."

.
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع