۱۷/آذر/۹۲, ۰:۵۱
من با خود عین جمله کار دارم.در این جمله گفته شده:یک چشم بودن دجال به اینکه نگاه صهیونیسم،فقط یک بعد مادی دارد،قرابت دارد...
اول ایشون اول از کجا فهمیده اند که صهیونیسم همان دجال و آنوقت یک چشم بودنش نشان از فقط یک بعد مادی بودن آن دارد؟؟با همان ابهامها؟حالا به هر حال... از طرفی خود این حضرات آقا و دکتر عباسی و رائفی پور مگر نیستن که می گویند که این عرفان های نو ظهور کار صهیون است(و باید منتظر باشیم که روز به روز زیاد خواهند شد).حالا مگر عرفان های نو ظهور به بعد معنوی و روحی مریدانش توجه ندارد؟یا ادیانی مثل بهاییت را مگر منشا اش را به صهیونیسم نمی چشبانند(که در حال تبلیغند).آیا بهاییت به بعد غیر مادی توجه ندارد؟حالا شاید بگوییم اینها ملاک نیست چرا که اگر هدف نهاییشان و اصلی شان را که نیگاه کنیم می بینیم که نیگاهشان تنها بعد مادی است!!نمی دانم شایدم باید به هدفشان نیگاه نکنیم.! اگر صهیونیسم را همان یهودیت تحریف شده و منحرف و انحرافی بدانیم قطعا نگاهشان تنها مادی نیست و قطعا آموزه های دینی خود را دارند،حالا شاید در عمل به آنها توجه نکنند(مثلا در بعضی از جوامع مسلمان،افراد روی آورده اند به مادیات)ولی به هر حال اسلام(صهیونیسم)یک بعد مادی را در نظر ندارد...حالا اگر منظور از صهیونیسم شیطان پرستان(به قول رائفی پور شیطان پرستان و جن گیران واقعی هستند) باشند که خودشان را در غالب یهودی و مسیحی ویا دینی خاص جا زده اند تا که به اهداف شیطانی خود برسند...باز می بینیم که اینها تنها به بعد مادی توجه ندارند،چرا که به شیطان و ارواح اعتقاد دارند و از آنها دستور می گیرند.شاید بگوییم باید به این نیگاه کنیم که در صحنه مبارزه برای رسیدن به خواسته هایشان مردم جهان را به مادیات دارند می کشانند وآنها را از دین جدا می کنند (ولی هرچند خودشان در اصل تنها به بعد مادیت توجه ندارند...!)یا...
حالا نمی دانم منظورشان از جریان صهیونیسم چیست!!؟؟و اینکه نیگاهشان تنها یک بعد مادی دارد یعنی چه؟
به هر سو عیب اصلی جمله بالا این است که اولا صهیونیسم را همان دجال روایات دانسته(اصن منظورش از دجال چیست..)و عیب دوم جمله این است که حالا به فرض جریان صهیونیسم دجال و آن چشم هم نشان دجال به هر سو ما در هیچ روایتی نداریم که مثلا منظور از چشم چیست یا دجال از آن رو یک چشم است که نیگاهش یک نیگاه مادی است(اگر داریم من خبر ندارم کسی ذکر کتد همه بدانیم)...!!پس ایشون چطور این نتیجه را گرفته نمی دانم.اصلا منظور از جریان صهیونیسم چیست و به آن از چه دیدی باید نیگاه کنیم و آن را شامل چه کسانی بداینم یا ندانیم... به چه قسم از تفکراتش نیگاه کنیم؟(آیا به ریشه اش توجه کنیم اصلا یا نه؟)که بتوانیم به آن این خصلت را بچسبانیم که نگاهشان تنها یک بعد مادی را دارد...(می بینیم از بعضی لحاظ که نیگاه کنیم آنها تنها به بعد مادی نظر ندارند)یعنی کلا میبینیم که یک سری دیدگاه های نسبی آمدند سرکار و از این رو نمی توانیم به راحتی آنها را به یک روایت یا حدیث بچسبانیم...
نمی دانم منظورم را درست می توانم برسانم یا(همچنین نمی دانم منظور دوستان را درست متوجه می شوم یا نه؟)...حالا من عقل کل نیستم.نصف کتابهایی را هم که این حضرات در حوزه اسلام و دشمن شناسی و این جور مسائل خوانده اند،نخوانده ام.ولی به هر حال این دلیل نمی شود هر آنچه آنهاییکه بیشتر از روی تصورات دلنشین سخن می گویند، راست باشد.بعضی نتیجه گیری ها تنها به یک عقل سلیم در حد دبیرستان نیاز دارد که یک دو دو تا چهار تای ساده را بلد باشد(نیازی هم به بعضی! سخنان بعضی! سخنرانان نیست)...بهتر است عقلانی تر عمل کنیم...دشمن را با عقل خود و با آیات صریح قران و روایات معتبر تشخیص داده و به مبارزه با آن بپردازیم.و در کل کار خود را عقلانی تر انجام دهیم...
اول ایشون اول از کجا فهمیده اند که صهیونیسم همان دجال و آنوقت یک چشم بودنش نشان از فقط یک بعد مادی بودن آن دارد؟؟با همان ابهامها؟حالا به هر حال... از طرفی خود این حضرات آقا و دکتر عباسی و رائفی پور مگر نیستن که می گویند که این عرفان های نو ظهور کار صهیون است(و باید منتظر باشیم که روز به روز زیاد خواهند شد).حالا مگر عرفان های نو ظهور به بعد معنوی و روحی مریدانش توجه ندارد؟یا ادیانی مثل بهاییت را مگر منشا اش را به صهیونیسم نمی چشبانند(که در حال تبلیغند).آیا بهاییت به بعد غیر مادی توجه ندارد؟حالا شاید بگوییم اینها ملاک نیست چرا که اگر هدف نهاییشان و اصلی شان را که نیگاه کنیم می بینیم که نیگاهشان تنها بعد مادی است!!نمی دانم شایدم باید به هدفشان نیگاه نکنیم.! اگر صهیونیسم را همان یهودیت تحریف شده و منحرف و انحرافی بدانیم قطعا نگاهشان تنها مادی نیست و قطعا آموزه های دینی خود را دارند،حالا شاید در عمل به آنها توجه نکنند(مثلا در بعضی از جوامع مسلمان،افراد روی آورده اند به مادیات)ولی به هر حال اسلام(صهیونیسم)یک بعد مادی را در نظر ندارد...حالا اگر منظور از صهیونیسم شیطان پرستان(به قول رائفی پور شیطان پرستان و جن گیران واقعی هستند) باشند که خودشان را در غالب یهودی و مسیحی ویا دینی خاص جا زده اند تا که به اهداف شیطانی خود برسند...باز می بینیم که اینها تنها به بعد مادی توجه ندارند،چرا که به شیطان و ارواح اعتقاد دارند و از آنها دستور می گیرند.شاید بگوییم باید به این نیگاه کنیم که در صحنه مبارزه برای رسیدن به خواسته هایشان مردم جهان را به مادیات دارند می کشانند وآنها را از دین جدا می کنند (ولی هرچند خودشان در اصل تنها به بعد مادیت توجه ندارند...!)یا...
حالا نمی دانم منظورشان از جریان صهیونیسم چیست!!؟؟و اینکه نیگاهشان تنها یک بعد مادی دارد یعنی چه؟
به هر سو عیب اصلی جمله بالا این است که اولا صهیونیسم را همان دجال روایات دانسته(اصن منظورش از دجال چیست..)و عیب دوم جمله این است که حالا به فرض جریان صهیونیسم دجال و آن چشم هم نشان دجال به هر سو ما در هیچ روایتی نداریم که مثلا منظور از چشم چیست یا دجال از آن رو یک چشم است که نیگاهش یک نیگاه مادی است(اگر داریم من خبر ندارم کسی ذکر کتد همه بدانیم)...!!پس ایشون چطور این نتیجه را گرفته نمی دانم.اصلا منظور از جریان صهیونیسم چیست و به آن از چه دیدی باید نیگاه کنیم و آن را شامل چه کسانی بداینم یا ندانیم... به چه قسم از تفکراتش نیگاه کنیم؟(آیا به ریشه اش توجه کنیم اصلا یا نه؟)که بتوانیم به آن این خصلت را بچسبانیم که نگاهشان تنها یک بعد مادی را دارد...(می بینیم از بعضی لحاظ که نیگاه کنیم آنها تنها به بعد مادی نظر ندارند)یعنی کلا میبینیم که یک سری دیدگاه های نسبی آمدند سرکار و از این رو نمی توانیم به راحتی آنها را به یک روایت یا حدیث بچسبانیم...
نمی دانم منظورم را درست می توانم برسانم یا(همچنین نمی دانم منظور دوستان را درست متوجه می شوم یا نه؟)...حالا من عقل کل نیستم.نصف کتابهایی را هم که این حضرات در حوزه اسلام و دشمن شناسی و این جور مسائل خوانده اند،نخوانده ام.ولی به هر حال این دلیل نمی شود هر آنچه آنهاییکه بیشتر از روی تصورات دلنشین سخن می گویند، راست باشد.بعضی نتیجه گیری ها تنها به یک عقل سلیم در حد دبیرستان نیاز دارد که یک دو دو تا چهار تای ساده را بلد باشد(نیازی هم به بعضی! سخنان بعضی! سخنرانان نیست)...بهتر است عقلانی تر عمل کنیم...دشمن را با عقل خود و با آیات صریح قران و روایات معتبر تشخیص داده و به مبارزه با آن بپردازیم.و در کل کار خود را عقلانی تر انجام دهیم...


(میدونم بحثش مفصله!)
