السلام علیک یا اباعبدالله...
من عرف نفسه فقد عرف ربه
با خواندن این حدیث اولین سوالاتی که به ذهن می رسد سوالات زیر میباشد
شما برای این سوالات جوابی دارید؟
1-من چیستم من جسم هستم یا جسم هستم؟
2-من روح هستم یا روح هم دارم؟
3-این من کیست که میگویم روح من یا جسم من یا خدای من ؟
4-چشمم میبیند یا من به وسیله ی چشم میبینم ؟
5-گوشم میشنود یا من میشنوم؟
6-زبان طعم ها را میچشد یا من ؟
7-...
((لازم به ذکر است که دوستان گمان نکنند این من یک لفظ اعتباریست این عین کلام عالم جلیل القدر شیعه علامه طباطباییست که میگوید این من اعتباری نیست و یک حقیقت است مراجعه شود به تفسیر المیزان))
دوستان لطفا پاسخ هاتونو بدین؟
با عرض سلام
اون چیزی که میبینیم و میشنویم و میچشیم و .... سیگنالهایی هست که توسط مغز دریافت و توسط روح ادراک میشه
اما نمیدونم چه جوری در خواب روح بدون اون سیگنالها میتونه ادراک کنه و حتی قویتر از این دنیا
استادمون میگه اون کسی که از ناظر سوم داره در خواب ما رو میبینه ،خود واقعی ماست!!!

یعنی در عالم خواب و در یاداوری خاطرات،شما خودتون رو از بیرون میبینید
اما نمیدونم ما روح داریم یا روح هستیم
اما میدونم ما وجود داریم اما وجود نیستیم
درواقع موجودیم
سلام

.
ممنون از تاپیک خوبی که زدید، امیدوارم دوستان بیشتری هم شرکت کنن.
رابطه روح و جسم درست مثل رابطه ی ماشین و راننده ش می مونه... این ماشین واسه راننده است، و این راننده باید توی این ماشین بمونه .... البته ماشین هم اجاره ایه !
وقتی ماشین راه میفته ،
دقیقا کی داره حرکت می کنه؟
واضحه ک ماشین داره حرکت می کنه و منو با خودش می بره، و این بردن برای رسیدن ب هدف منه.
و این منم ک دارم راهش می برم ...
گوش ب وسیله ی سری اجزای مادی میشنوه، اما در حقیقت این منم ک دارم می شنوم و از شنیدن این منم که دارم سود می برم ....
وقتی ماشین سالم باشه،
دقیقا ب نفع کیه؟
وقتی آدم داخل ماشین سالم باشه،
سودو کی می بره؟
و مثل موقعی ک توی ماشین هستیم، ی سری کار هارو نمی تونیم انجام بدیم، (مثلا راه بریم و ....) ، وقتی روحمون (من) توی کالبد جسم قرار می گیره کارهای زیادی رو نمی تونه انجام بده ...
جسم ما هم مثل همین ماشین میمونه، ی روزی باید ازش پیاده شیم و با ی چیز دیگه و ی نحو دیگه ب حرکتمون ادامه بدیم ...
از منظر درون دینی سخن بگوییم یا برون دینی؟
از نگاه فلاسفه ی اسلامی بنگریم یا از نگاه اندیشمندان غیرمسلمان و منوّرالفکر؟
ابن سینا و ملاصدرا را بگوییم یا دکارت و هوسرل را ؟!...