توی دانشگاه یک درسی بود به اسم کودکان استثنایی .
الته ورژن جدیدش که الان تدریس میشه نیود !
من مدام اون کتاب رو می خوندم و در ذهنم تصور میکردم که چطور ممکنه یک بچه ای با این همه آفاتی که ممکن هست در دوران جنینی دچارش بشود ، سالم به دنیا می آید .
مسئله تربیت هم مثل همان هست .
واقعا بک بچه هزار مدل رفتار احتیاج هست راجع بهش اعمال بشود تا یک آدم با عزت نفس و مودب برزگ بشود .
هر رفتاری از طرف کودک یک بازخورد رو می طلبه .
مثلا (خدا دور کند به حق پنج تن آل عبا )
مادری می گفت بچه اش وقتی عصبانی می شود سر خودش را به زمین می کوبد !
بهترین عمل مقابل این بچه این هست که نسیت به عملش بی تفاوت باشیم تا این رفتار خودش رو کنار بگذارد .
علارقم اینکه در طول این مدت ممکن هست به خودش آسیب بزنه که کم بینا شدن از عوارضش هست .
خوب پدر و مادری که بتونن این کار رو انجام بدند یعنی بی تفاوتی نسبت به این عمل کودک . خیلی باید خودددار باشند .
اصولا بهترین روش این هست که رفتار های خوب کودک رو تقویت کنیم به وسیله تشویق .
اعمال اشتباهش رو به وسیله پاسخ های منطقی که می گیره بتونه کنار بگذاره .
البته تضویق ها نباید حالت رشوه پیدا کند تا فقط بچه به شرط هدیه گرفتن کار بدش رو اصلاح کند!
تشویق کلامی . بوسیدن . و تعریف کردن از کودک بین دیگران می تونه خیلی موثر باشد .
تعریف کردن داستانهایی که قهرمانش خیلی حرف گوش کن هست هم خیلی خوبه

خودم امتحان کردم .
اصولا رفتار بچه ها ، باز خورد عمل بزرگترها و الگوهای دیگر مثل همسالان یا بچه های بزرگتر هست .
می گم اداره یک بچه خیلی سخته !
خصوصا بچه های این دور و زمونه که خودشون یک پا روانشناس هستن !
اصولا تنبه هرگز مثل تشویق کارهای خوب موثر نمی افته .
طولانی شد ببخشید ...