۲۹/آذر/۹۲, ۰:۴۲
بسم الله الرحمن الرحیم
صل الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد
انگلیس که ام الاستعمار قدیم بود (البته الان جاشو داده به آمریکا) دید نمی تواند اسلام را به زانو در بیاورد شروع به انحراف در دو مذهب اصلی اسلام یعنی شیعه و سنی نمود .نتیجه این انحرافات دو فرقه ی ظاله بهائیت در شیعه و وهابیت در اهل تسنن بود.
بهائیت با روشنگری علما و تدبیر افرادی مانند امیر کبیر در ایران منزوی (تاکدی می کنم منزوی نه نابود)شد اما وهابیت توانست رشد کند و الان به یک معضل برای هر دو مذهب شیعه و سنی تبدیل شده است.
ابتدا مختصر به تاریخچه وهابیت می پردازم.وهابیت توسط محمد بن عبدالوهاب در نجد عربستان پایه گذاری شد و در سال 1744 مورد پذیرش خاندان سعودی قرار گرفت و این خاندان پس از دوره های طولانی پس از دو بار شکست سعی در کنترل وضعیت سیاسی عربستان در سال 1933 به وسیله ی ملک عبدالعزیز موفق به کنترل تقریبا تمام شبه جزیره ی عربستان (به جز یمن و یک سری ازمناطق دیگر)شد و اساس پادشاهی سعودی در این منطقه بنا شد و بالتبع فرقه ی وهابیت که مورد تایید خاندان سعودی بود در تمام شبه جزیره شیوع پیدا کرد.
قانون اصلی وهابیت این است که تمام فرقه های اسلام جعلی و ساختگی هستند و تنها اسلام حقیقی اسلام وهابیت است. پس یعنی مخالفت آن ها با شیعه تنها اول راه است و در صورت کنار رفتن شیعه سایر فرقه های تسنن مورد حمله قرار می گیرند این فرقه از لحاظ ایدئولوژیکی پیروی ابن تیمیه و از لحاظ فقهی پیروی مذهب حنبلی هستند .
ابن تیمیه فردی بود از خانواده حنبلی مذهب که در قرن هفتم وهشتم ه.ق می زیسته است جد وی از علمای حنبلی مذهب و نخستین فرد ملقب به ابن تیمیه بوده است. ابن تیمیه از کودکی در مدارس حنبلی مذهب علم آموخت عقاید و تفکرات عجیب و غریب او مورد نقد بسیاری از علمای شیعه وسنی است.
![[تصویر: %D9%82%D8%A8%D8%B1%20%D8%A7%D8%A8%D9%86%...%D9%87.jpg]](http://javadi110.persiangig.com/%D9%82%D8%A8%D8%B1%20%D8%A7%D8%A8%D9%86%20%D8%AA%DB%8C%D9%85%DB%8C%D9%87.jpg)
تفتیش قبر ابن تیمیه
![[تصویر: nabsheghabr.jpg]](http://www.b-neshan.com/index.php?q=sites/www.bneshan.com/files/imagecache/fullnode_image/images/story/nabsheghabr.jpg)
از عقاید او می توان به حرام بودن فلسفه ومنطق و حرام بودن سفر به قصد زیارت قبر رسول الله ،حرام بودن تعقل و استنباط در آیات قرآن و.... اشاره کرد به گونه ای که علمای بزرگ اهل تسنن از جمله ابن حجر مکی ،عسقلانی و... در مورد او سخنان زننده ای زدند مطالب زیر از سایت ویکی پدیا است.
{
1.محمد بن محمد بخاري (دانشمند حنفي مذهب، متوفاي 841) فرياد مي زندکه:"هر کس به ابن تيميه شيخ الاسلام بگويد،کافر است." (إنّ من أطلق القول على ابن تيميّة أنّه شيخ الإسلام فهو بهذا الإطلاق كافر) البدر الطالع: 2/260.
2. ابن حجر عسقلاني (متوفاي 852، از ارکان علمي اهل سنت) صراحتا در کتاب درر الکامله ، ج1 ، ص155 نظر بزرگان و علماي اهل سنت را نسبت به ابن تيميه بيان مي کند و مي گويد:"در جامعه اسلامي (اهل سنت و نه شيعه )، بعضي ها مي گويند که ابن تيميه مجسم (کسی که خدا را جسمانی می داند) است ، بعضي ها مي گويند ملحد و زنديق است ، بعضي ها مي گويند منافق است." (فمنهم من نسبه إلى التجسيم، ومنهم من ينسبه إلى الزندقة، ومنهم من ينسبه إلى النفاق)
ابن حجر عسقلاني در همان مي نويسد که قضات اهل سنت در زمان ابن تيميه اعلام کردند:"هر كس معتقد به عقايد «ابن تيميّه» باشد، خون و مالش حلال است."(من اعتقد عقيدة ابن تيميّة حلّ دمه و ماله) الدرر الكامنة: 1/147، البدر الطالع: 1/67، مرآة الجنان لليافعي، ج 2، ص 242. نیز در همان ج1، ص154 ميگويد:"مردم مسلمانان و علماء اسلام، نظرشان نسبت به ابن تيميه، بعضي ميگويند او زنديق و ملحد و بيدين و برخي ميگويند او منافق است؛ چون نسبت به ساحت اميرالمؤمنين علی ابن ابوطالب (عليه السلام) جسارت و حرفهاي بيربط زده است."
3. ابن حجر مکي، در کتابي که حتي بر عليه شيعه نوشته است، وقتي به ابن تيميه مي رسد مي گويد: "خدا او را خوار و گمراه و كور و كر كرده است، و پيشوايان اهل سنّت و معاصرين وى از شافعي ها، و مالكي ها، و حنفي ها، بر فساد افكار و اقوال او تصريح دارند." (الفتاوى الحديثة: 86 .بن تيميّة عبد خذله اللّه، وأضلّه وأعماه، وأصمّه وأذلّه، وبذلك صرّح الأئمّة الذين بيّنوا فساد أحواله وكذب أقواله... وأهل عصرهم وغيرهم من الشافعيّة والمالكيّة والحنفيّة)
4. ابن بطوطه، جهانگرد نامى مراكشی در سفرنامه اش می نويسد: "در دمشق يكى از بزرگان فقهاى حنبلى به نام ابن تيميّه را ديدم كه در فنون مختلف سخن می گويد، ولى عقل او سالم نبود." (رحله ابن بطوطه، ج 1، ص 57)
5. محمّد بخارى (حنفى متوفّاى سال 841) در بدعتگذارى و تكفير ابن تيميّه بی پرده سخن گفته است، تا آنجا كه در مجلس خود تصريح نموده است كه اگر كسى ابن تيميّه را «شيخ الاسلام» بداند، كافر است.( بدر الطالع، ج 2، ص 260)
6. ابن حجر عسقلانى متوفّاى 852 و شوكانى متوفّاى 1255، دو تن از عالمان بزرگ اهل سنّت مىنويسند: قاضى شافعى دمشق دستور داد كه در دمشق اعلام كنند كه: "هر كس معتقد به عقايد ابن تيميّه باشد، خون و مالش حلال است." (الدرر الكامنة، ج 1، ص 147؛ البدر الطالع، ج 1، ص 67 و مرآة الجنان، ج 2، ص 242)
7. حصنى دمشقى (از بزرگان اهل سنت) ابن تيميّه را زنديق می داند.حصنى دمشقى می نويسد: "ابن تيميّه اى را كه درياى علم توصيف می كنند، برخى از پيشوايان، او را زنديق (ملحد) مطلق می شمارند.علّت گفتار بعضى از پيشوايان هم اين است كه تمام آثار علمى ابن تيميّه را بررسى كرده و به اعتقاد صحيحى برنخورده اند؛ مگر اين كه وى در موارد متعدّد برخى از مسلمانان را تكفير می كند و برخى ديگر را گمراه می داند.با اين كه كتاب هاى وى آميخته به تشبيه حقّ به مخلوقات و تجسيم ذات بارى تعالى و هم چنين جسارت به ساحت مقدّس رسول اكرم [صلی الله عليه و آله] و شيخين و تكفير عبداللّه بن عباس است."
حصنى دمشقى در جاى ديگر می نويسد:"ابن تيميّه گفته است: هر كس به مرده و يا فرد دور از نظر استغاثه كند ... ظالم، گمراه و مشرك است.از اين سخن ابن تيميّه، بدن انسان می لرزد، اين سخن، پيش از زنديق حرّان، ابن تيميّه از دهان كسى در هيچ زمان و هيچ مكانى بيرون نيامده است. اين زنديق نادان و خشك، داستان عمر را وسيلهاى براى رسيدن به نيّت ناپاكش در بی اعتنايى به ساحت حضرت رسول اكرم، سيّد اوّلين و آخرين، قرار داده و با اين سخنان بی اساس، مقام و منزلت آن حضرت را در دنيا پايين آورده است و مدّعى شده است كه حرمت و رسالت آن بزرگوار پس از رحلت از بين رفته است. اين عقيده به يقين كفر و در واقع زندقه و نفاق است." (دفع الشبه عن الرسول، ص 131)
8.سُبْكى،(از بزرگان اهل سنت) ابن تيميّه را بدعت گذار می داند. وی متوفّاى سال 756 هجرى، از دانشمندان پرآوازه اهل سنّت و معاصر ابن تيميّه می نويسد: "او در پوشش پيروى از كتاب و سنّت، در عقايد اسلامى بدعت گذاشت و اركان اسلام را درهم شكست. او با اتّفاق مسلمانان به مخالفت برخاست و سخنى گفت كه لازمه آن جسمانى بودن خدا و مركّب بودن ذات اوست، تا آن جا كه ازلى بودن عالَم را ملتزم شد و با اين سخنان حتّى از 73 فرقه نيز بيرون رفت" (طبقات الشافعيّه، ج 9، ص 253؛ السيف الصقيل، ص 177 و الدرّة المضيئة فى الردّ على ابن تيميّه، ص 5)
9.ذهبى(متوفّاى 774) دانشمند بلند آوازه اهل سنّت كه خود همانند ابن تيميّه، حنبلى مذهب و در علم حديث و رجال سرآمد عصر خويش بود، پيروان ابن تيميه را بيگانه، فرومايه و مكّار می داند. ذهبى در نامه اى خطاب به وى می نويسد: "اى بیچاره! آنان كه از تو متابعت می كنند در پرتگاه زندقه و كفر و نابودى قرار دارند ... نه اين است كه عمده پيروان تو عقب مانده، گوشه گير، سبك عقل، عوام، دروغگو، كودن، بيگانه، فرومايه، مكّار، خشك، ظاهر الصلاح و فاقد فهم هستند. اگر سخن مرا قبول ندارى آنان را امتحان كن و با مقياس عدالت بسنج".("يا خيبة! من اتّبعك فإنّه معرض للزندقة والإنحلال ... فهل معظم أتباعك إلاّ قعيد مربوط، خفيف العقل، أو عاميّ، كذّاب، بليد الذهن، أو غريب واجم قويّ المكر، أو ناشف صالح عديم الفهم، فإن لم تصدّقنى ففتّشهم وزِنْهم بالعدل ...")
تا آن جا كه می نويسد: "گمان نمی كنم تو سخن مرا قبول كنى! و به نصيحتهاى من گوش فرا دهى! تو با من كه دوستت هستم اين چنين برخورد می كنى پس با دشمنانت چه خواهى كرد؟ به خدا سوگند، در ميان دشمنانت، افراد صالح و شايسته و عاقل و دانشور فراوانند، چنان كه در ميان دوستان تو افراد آلوده، دروغگو، نادان و بی عار زياد به چشم می خورند."( الإعلان بالتوبيخ، ص 77 و تكملة السيف الصقيل، ص 218.)}
خوب اینا را مطرح کردم که بگم حساب سنی و وهابی از هم کاملا جداست .تلاش اصلی ملت شیعه این نباید باشه که سنی را تبدیل به شیعه کند بلکه تلاش اصل این باید باشد که سنی وهابی نشه .اما چه طور؟دیدین که تعقل در وهابیت جا نداره.اگه برای یک شیعه یک شبهه بسازی ذهنش درگیر شبهه میشه و دنبال آن شبهه میره ولی اگر برای وهابی شبهه ایجاد کنی این شبهه در همان ابتدا بدون تفکر رد میشه .پس باید چه کار کرد. باید مقتدای مولایمان علی(علیه السلام) باشیم یعنی با رفتار تاثیر بگذاریم نه این که برای طرف دو ساعت برهان صدیقین مطرح کنیم. و در این زمینه رفتار صحیح جوانان آنقدر تاثیر دارد که سایر چیزها تاثیر ندارد.پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با مولفه القلوب بودن توانست مردم غرق در شرک عربستان را به اسلام وادارد و به تعبیر قرآن اگر غلیظ القلب بودی از اطرافت پراکنده می شدند. ما باید آنقدر رفتارمان خوب باشد که زینتی بر عقاید شیعه باشیم و این زینت را به سایر افراد نشان بدهیم و شیعه بر حق را بنماییم
انشاالله در مطالب بعدی بیشتر به این موضوع می پردازم
صل الله علی سیدنا و نبینا ابوالقاسم المصطفی محمد
انگلیس که ام الاستعمار قدیم بود (البته الان جاشو داده به آمریکا) دید نمی تواند اسلام را به زانو در بیاورد شروع به انحراف در دو مذهب اصلی اسلام یعنی شیعه و سنی نمود .نتیجه این انحرافات دو فرقه ی ظاله بهائیت در شیعه و وهابیت در اهل تسنن بود.
بهائیت با روشنگری علما و تدبیر افرادی مانند امیر کبیر در ایران منزوی (تاکدی می کنم منزوی نه نابود)شد اما وهابیت توانست رشد کند و الان به یک معضل برای هر دو مذهب شیعه و سنی تبدیل شده است.
ابتدا مختصر به تاریخچه وهابیت می پردازم.وهابیت توسط محمد بن عبدالوهاب در نجد عربستان پایه گذاری شد و در سال 1744 مورد پذیرش خاندان سعودی قرار گرفت و این خاندان پس از دوره های طولانی پس از دو بار شکست سعی در کنترل وضعیت سیاسی عربستان در سال 1933 به وسیله ی ملک عبدالعزیز موفق به کنترل تقریبا تمام شبه جزیره ی عربستان (به جز یمن و یک سری ازمناطق دیگر)شد و اساس پادشاهی سعودی در این منطقه بنا شد و بالتبع فرقه ی وهابیت که مورد تایید خاندان سعودی بود در تمام شبه جزیره شیوع پیدا کرد.
قانون اصلی وهابیت این است که تمام فرقه های اسلام جعلی و ساختگی هستند و تنها اسلام حقیقی اسلام وهابیت است. پس یعنی مخالفت آن ها با شیعه تنها اول راه است و در صورت کنار رفتن شیعه سایر فرقه های تسنن مورد حمله قرار می گیرند این فرقه از لحاظ ایدئولوژیکی پیروی ابن تیمیه و از لحاظ فقهی پیروی مذهب حنبلی هستند .
ابن تیمیه فردی بود از خانواده حنبلی مذهب که در قرن هفتم وهشتم ه.ق می زیسته است جد وی از علمای حنبلی مذهب و نخستین فرد ملقب به ابن تیمیه بوده است. ابن تیمیه از کودکی در مدارس حنبلی مذهب علم آموخت عقاید و تفکرات عجیب و غریب او مورد نقد بسیاری از علمای شیعه وسنی است.
![[تصویر: %D9%82%D8%A8%D8%B1%20%D8%A7%D8%A8%D9%86%...%D9%87.jpg]](http://javadi110.persiangig.com/%D9%82%D8%A8%D8%B1%20%D8%A7%D8%A8%D9%86%20%D8%AA%DB%8C%D9%85%DB%8C%D9%87.jpg)
تفتیش قبر ابن تیمیه
![[تصویر: nabsheghabr.jpg]](http://www.b-neshan.com/index.php?q=sites/www.bneshan.com/files/imagecache/fullnode_image/images/story/nabsheghabr.jpg)
از عقاید او می توان به حرام بودن فلسفه ومنطق و حرام بودن سفر به قصد زیارت قبر رسول الله ،حرام بودن تعقل و استنباط در آیات قرآن و.... اشاره کرد به گونه ای که علمای بزرگ اهل تسنن از جمله ابن حجر مکی ،عسقلانی و... در مورد او سخنان زننده ای زدند مطالب زیر از سایت ویکی پدیا است.
{
1.محمد بن محمد بخاري (دانشمند حنفي مذهب، متوفاي 841) فرياد مي زندکه:"هر کس به ابن تيميه شيخ الاسلام بگويد،کافر است." (إنّ من أطلق القول على ابن تيميّة أنّه شيخ الإسلام فهو بهذا الإطلاق كافر) البدر الطالع: 2/260.
2. ابن حجر عسقلاني (متوفاي 852، از ارکان علمي اهل سنت) صراحتا در کتاب درر الکامله ، ج1 ، ص155 نظر بزرگان و علماي اهل سنت را نسبت به ابن تيميه بيان مي کند و مي گويد:"در جامعه اسلامي (اهل سنت و نه شيعه )، بعضي ها مي گويند که ابن تيميه مجسم (کسی که خدا را جسمانی می داند) است ، بعضي ها مي گويند ملحد و زنديق است ، بعضي ها مي گويند منافق است." (فمنهم من نسبه إلى التجسيم، ومنهم من ينسبه إلى الزندقة، ومنهم من ينسبه إلى النفاق)
ابن حجر عسقلاني در همان مي نويسد که قضات اهل سنت در زمان ابن تيميه اعلام کردند:"هر كس معتقد به عقايد «ابن تيميّه» باشد، خون و مالش حلال است."(من اعتقد عقيدة ابن تيميّة حلّ دمه و ماله) الدرر الكامنة: 1/147، البدر الطالع: 1/67، مرآة الجنان لليافعي، ج 2، ص 242. نیز در همان ج1، ص154 ميگويد:"مردم مسلمانان و علماء اسلام، نظرشان نسبت به ابن تيميه، بعضي ميگويند او زنديق و ملحد و بيدين و برخي ميگويند او منافق است؛ چون نسبت به ساحت اميرالمؤمنين علی ابن ابوطالب (عليه السلام) جسارت و حرفهاي بيربط زده است."
3. ابن حجر مکي، در کتابي که حتي بر عليه شيعه نوشته است، وقتي به ابن تيميه مي رسد مي گويد: "خدا او را خوار و گمراه و كور و كر كرده است، و پيشوايان اهل سنّت و معاصرين وى از شافعي ها، و مالكي ها، و حنفي ها، بر فساد افكار و اقوال او تصريح دارند." (الفتاوى الحديثة: 86 .بن تيميّة عبد خذله اللّه، وأضلّه وأعماه، وأصمّه وأذلّه، وبذلك صرّح الأئمّة الذين بيّنوا فساد أحواله وكذب أقواله... وأهل عصرهم وغيرهم من الشافعيّة والمالكيّة والحنفيّة)
4. ابن بطوطه، جهانگرد نامى مراكشی در سفرنامه اش می نويسد: "در دمشق يكى از بزرگان فقهاى حنبلى به نام ابن تيميّه را ديدم كه در فنون مختلف سخن می گويد، ولى عقل او سالم نبود." (رحله ابن بطوطه، ج 1، ص 57)
5. محمّد بخارى (حنفى متوفّاى سال 841) در بدعتگذارى و تكفير ابن تيميّه بی پرده سخن گفته است، تا آنجا كه در مجلس خود تصريح نموده است كه اگر كسى ابن تيميّه را «شيخ الاسلام» بداند، كافر است.( بدر الطالع، ج 2، ص 260)
6. ابن حجر عسقلانى متوفّاى 852 و شوكانى متوفّاى 1255، دو تن از عالمان بزرگ اهل سنّت مىنويسند: قاضى شافعى دمشق دستور داد كه در دمشق اعلام كنند كه: "هر كس معتقد به عقايد ابن تيميّه باشد، خون و مالش حلال است." (الدرر الكامنة، ج 1، ص 147؛ البدر الطالع، ج 1، ص 67 و مرآة الجنان، ج 2، ص 242)
7. حصنى دمشقى (از بزرگان اهل سنت) ابن تيميّه را زنديق می داند.حصنى دمشقى می نويسد: "ابن تيميّه اى را كه درياى علم توصيف می كنند، برخى از پيشوايان، او را زنديق (ملحد) مطلق می شمارند.علّت گفتار بعضى از پيشوايان هم اين است كه تمام آثار علمى ابن تيميّه را بررسى كرده و به اعتقاد صحيحى برنخورده اند؛ مگر اين كه وى در موارد متعدّد برخى از مسلمانان را تكفير می كند و برخى ديگر را گمراه می داند.با اين كه كتاب هاى وى آميخته به تشبيه حقّ به مخلوقات و تجسيم ذات بارى تعالى و هم چنين جسارت به ساحت مقدّس رسول اكرم [صلی الله عليه و آله] و شيخين و تكفير عبداللّه بن عباس است."
حصنى دمشقى در جاى ديگر می نويسد:"ابن تيميّه گفته است: هر كس به مرده و يا فرد دور از نظر استغاثه كند ... ظالم، گمراه و مشرك است.از اين سخن ابن تيميّه، بدن انسان می لرزد، اين سخن، پيش از زنديق حرّان، ابن تيميّه از دهان كسى در هيچ زمان و هيچ مكانى بيرون نيامده است. اين زنديق نادان و خشك، داستان عمر را وسيلهاى براى رسيدن به نيّت ناپاكش در بی اعتنايى به ساحت حضرت رسول اكرم، سيّد اوّلين و آخرين، قرار داده و با اين سخنان بی اساس، مقام و منزلت آن حضرت را در دنيا پايين آورده است و مدّعى شده است كه حرمت و رسالت آن بزرگوار پس از رحلت از بين رفته است. اين عقيده به يقين كفر و در واقع زندقه و نفاق است." (دفع الشبه عن الرسول، ص 131)
8.سُبْكى،(از بزرگان اهل سنت) ابن تيميّه را بدعت گذار می داند. وی متوفّاى سال 756 هجرى، از دانشمندان پرآوازه اهل سنّت و معاصر ابن تيميّه می نويسد: "او در پوشش پيروى از كتاب و سنّت، در عقايد اسلامى بدعت گذاشت و اركان اسلام را درهم شكست. او با اتّفاق مسلمانان به مخالفت برخاست و سخنى گفت كه لازمه آن جسمانى بودن خدا و مركّب بودن ذات اوست، تا آن جا كه ازلى بودن عالَم را ملتزم شد و با اين سخنان حتّى از 73 فرقه نيز بيرون رفت" (طبقات الشافعيّه، ج 9، ص 253؛ السيف الصقيل، ص 177 و الدرّة المضيئة فى الردّ على ابن تيميّه، ص 5)
9.ذهبى(متوفّاى 774) دانشمند بلند آوازه اهل سنّت كه خود همانند ابن تيميّه، حنبلى مذهب و در علم حديث و رجال سرآمد عصر خويش بود، پيروان ابن تيميه را بيگانه، فرومايه و مكّار می داند. ذهبى در نامه اى خطاب به وى می نويسد: "اى بیچاره! آنان كه از تو متابعت می كنند در پرتگاه زندقه و كفر و نابودى قرار دارند ... نه اين است كه عمده پيروان تو عقب مانده، گوشه گير، سبك عقل، عوام، دروغگو، كودن، بيگانه، فرومايه، مكّار، خشك، ظاهر الصلاح و فاقد فهم هستند. اگر سخن مرا قبول ندارى آنان را امتحان كن و با مقياس عدالت بسنج".("يا خيبة! من اتّبعك فإنّه معرض للزندقة والإنحلال ... فهل معظم أتباعك إلاّ قعيد مربوط، خفيف العقل، أو عاميّ، كذّاب، بليد الذهن، أو غريب واجم قويّ المكر، أو ناشف صالح عديم الفهم، فإن لم تصدّقنى ففتّشهم وزِنْهم بالعدل ...")
تا آن جا كه می نويسد: "گمان نمی كنم تو سخن مرا قبول كنى! و به نصيحتهاى من گوش فرا دهى! تو با من كه دوستت هستم اين چنين برخورد می كنى پس با دشمنانت چه خواهى كرد؟ به خدا سوگند، در ميان دشمنانت، افراد صالح و شايسته و عاقل و دانشور فراوانند، چنان كه در ميان دوستان تو افراد آلوده، دروغگو، نادان و بی عار زياد به چشم می خورند."( الإعلان بالتوبيخ، ص 77 و تكملة السيف الصقيل، ص 218.)}
خوب اینا را مطرح کردم که بگم حساب سنی و وهابی از هم کاملا جداست .تلاش اصلی ملت شیعه این نباید باشه که سنی را تبدیل به شیعه کند بلکه تلاش اصل این باید باشد که سنی وهابی نشه .اما چه طور؟دیدین که تعقل در وهابیت جا نداره.اگه برای یک شیعه یک شبهه بسازی ذهنش درگیر شبهه میشه و دنبال آن شبهه میره ولی اگر برای وهابی شبهه ایجاد کنی این شبهه در همان ابتدا بدون تفکر رد میشه .پس باید چه کار کرد. باید مقتدای مولایمان علی(علیه السلام) باشیم یعنی با رفتار تاثیر بگذاریم نه این که برای طرف دو ساعت برهان صدیقین مطرح کنیم. و در این زمینه رفتار صحیح جوانان آنقدر تاثیر دارد که سایر چیزها تاثیر ندارد.پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با مولفه القلوب بودن توانست مردم غرق در شرک عربستان را به اسلام وادارد و به تعبیر قرآن اگر غلیظ القلب بودی از اطرافت پراکنده می شدند. ما باید آنقدر رفتارمان خوب باشد که زینتی بر عقاید شیعه باشیم و این زینت را به سایر افراد نشان بدهیم و شیعه بر حق را بنماییم
انشاالله در مطالب بعدی بیشتر به این موضوع می پردازم

![[تصویر: 97068145206543273160.jpg]](http://upload7.ir/images/97068145206543273160.jpg)
در توسل آیه ی زیر را ذکر میکنم:
(...ونفخت فیه من روحی))