شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
اعتیاد
تاسف باره اما مسئله ی من این جاست چرا برای رهایی از مشکلات وارد این مسیر بشه
دانشجوی پزشکی باید معتاد بشه آیا ؟
مستند ظهور رو اغلب دیدیم یه قسمتش در مورد گرگی بود که از خوردن خون و بوی خون لذت می برد خون می خورد و لذت می برد اما بعد از مدتی فهمید خون خودشو داره میخوره
به راحتی نمیشه گرگ رو از پا دراورد برای کشتن گرگ باید روباه بود تله گذاشت
اما شاید خیلی چیزا دیگه قدیمی باشه اینا رو همه میدونن اما چرا میرن این سمتی !!!
من خیلی باز به قضیه نگاه می کنم پسری که برای جبران کمبود محبتش با سه تا دختر دوست میشه برام قابل درکه فقیری که دزدی می کنه قابل درکه برای رففع نیاز رفتن به سراغ ناز حتی از راه غیر هم قابل درکه حداقل دنیاشو که داره اما برای رفع نیاز رفتن به سراغ چیزی که برطرفش نمیکنه بی معنیه !
میدونم جنبه ی رواانی داره اما مثل کسی میمونه که غذا میخاد اما آهنگ گوش میده تا یادش بره این آدم فقط روان خودشو داره درگیر می کنه اما بدنش داره سختی می کشه
اعتیاد واضحه خیلی ................
همیشه شخصی که خطایی رو میکنه یه توجیهی داره
یک نفر رو ندیدم که توجیه نداشته باشه
در هر صورت صحبتم رو در 2 ارسال قبل کردم
کاش اول صحبت های امام رو میزاشتم
نقل قول:اصل قضیۀ مبارزه با فساد مطلقاً و با این قِسم از فساد که اعتیاد باشد، هیچ اشکال ندارد و مطلبی است که باید بشود، و باید هم دولت و اشخاصی که میتوانند کمک کنند که این فساد برداشته بشود، در این هیچ اشکالی نیست. هر عقلی و هر عاقلی این معنا را تصدیق دارد که با اینطور فسادها، که جوانهای ما را به نیستی تقریباً میکشد، باید مبارزه بشود؛ و آنهایی که معتاد هستند باید آنها را در مراکزی، از اعتیاد بیرون بیاورند. و بالاتر، جلوگیری از فروش و خرید و پخش اینطور مواد بیاشکال لازم است. از نظر شرع هم باید، این کار بشود. من حالا کیفیت اینکه ... وضعش چه جور است، این را دیگر من الآن اطلاعی ندارم، اگر آقایان، یک برنامهای دارند و آن برنامه موافق با مصالح است و موافق با همین قضیه است که برای جلوگیری از اعتیاد و برای اینکه معتادین را معالجه بکنند، بسیار امر صحیحی است و لازم. البته فساد در این مملکت هم منحصر به اعتیاد نیست. اعتیاد[و]اینطور فسادها[را]دامن زدند، زیاد کردند. اصل برنامه این بوده است که جوانهای ما را به فساد بکشند.
نقل قول:هر کشوری با جوانهایش به پای خودش میایستد. از یک راه جوانهای ما را معتاد کردند به این مخدرات که دیگر یک کسی که معتاد به هروئین شد دیگر آدم اسمش را نمیشود گذاشت! یک موجودی است که آنجا نفس میکشد، این نمیتواند مبدأ یک کاری بشود، نمیتواند یک ادارهای را اداره کند، نمیتواند تفکر بکند در اموری که مملکتش احتیاج به او دارد. و همین طور مراکز فحشا که درست کردند، هر جا میرفتی یک مرکز فحشایی بود، جمع میشدند با هم. این اشخاصی که معتاد شدند به این، جوان است. جوان وقتی معتاد شد به این مراکز فحشا، همه چیزش میشود آن فحشا، این آن دیگر نمیتواند تفکر کند که مملکتش دارد چه میشود، نمیتواند تفکر کند که کی دارد مملکت را اداره میکند، چه جوری دارد اداره میکند؛ کاری به این کار ندارد. او فقط دنبال این است که ببیند که آن مرکز بهتر ارضا میکند او را، یا آن مرکز دیگر! دنبال همین است. یک عدۀ کثیری از جوانهای ما را هم کشیدند در این مراکز. سینماهای آن زمان هم همین بود ـ حالایش را من نمیدانم ـ سینماهای آن زمان هم همین بود که کسانی که معتاد شده بودند بروند سینما، اینها دیگر
نمیتوانستند فکر کنند؛ بنشینند فکر کنند که کشورشان به چی احتیاج دارد؛ کی دارد کلاه سرشان میگذارد. اصلاً همچو فکری در آنها نمیآید؛ چنان خیالی منعکس نمیشود. هر چه در ذهنش میآید آن پردۀ سینما و آن بساطی که آنجا هست. سینمایی که باید معلّم این جوانها باشد، مربّی این جوانها باشد، اصلاح کند اینها را، جوری درستش کردند که به فساد میکشاند آنها را آنهایی که، عقلایی که، اینها را درست کردند اگر برای ماها درست کرده باشند، روی همان عقل خودشان، برای مهار ما، برای این است که جوانهای ما را از دستمان بگیرند و اما برای خودشان اگر درست کرده باشند، ممکن است که یک اغراض صحیحی هم داشته باشند.
نقل قول:یک باب دیگر معتادین است. شما این را یک مسئلۀ اتفاقی ندانید که من باب اتفاق یک دستهای هروئین فروش شدند و یک دستهای هم مبتلا شدند. این هم یک مسئلهای است که ما داریم ضربهاش را از همین قدرتهای بزرگ میخوریم. توطئه است. یعنی قشر جوان قشری است که میشود از آن همه جور استفاده را کرد.
قشر جوان قشری است که اقتصاد ما را میتواند اداره کند. میتواند که مجهز کند خودش را در مقابل جهات مثلاً فرهنگی، جهات نظامی، جهات سیاسی. همۀ اینها به دوش قشر جوان است. پیرمردها مثل من کنار افتادهاند. آن که کار ازش میآید این قشر است. خوب چه بکنند که همه چیز را از دست ما میگیرند. این جوان در حالی که جوانیاش ارزشمند است، افکارش آن قدر عمیق نیست که توطئهها را تا آخر بتواند بخواند. خیال میکند که خوب، حالا دلمان میخواهد که تریاک بکشیم، هروئین ـ فرض کنید ـ چه بکشیم. نمیداند که این یک نقشهای است که برای تو نیست، برای قم نیست، برای سرتاسر کشور است و برای فلج کردن جوانهای ماست که اینها را از کار بیندازند. یک آدم هروئینی نمیتواند فکر کند در سیاست. نمیتواند عمل کند در اقتصاد. نمیتواند اگر یک گرفتاری پیش بیاید پا شود برود در جنگ. یک آدمی که به این مواد مخدره مبتلا شده است، این از یک موجود مهمل بار آمده. همۀ عالم وقتی به هم بخورد این همین طور آنجا نشسته چرت میزند، یا مشغول عیاشی است. اگر از آن راه باشد، اینها از راههای مختلف، در این رژیم، از رژیم سابق هم بوده، لکن در این رژیم بیشتر. در زمان این مرد[م ر پهلوی]هم از همه بیشتر.
ناااااااااااااااااااااااراحت شدم
گاهی ما فکر می کنیم بعضی از چیزا خیلی از ما دورند همه ی ما فکر می کنیم که ما یه استثنا هستیم و با دیگران فرق داریم شاید یکی از دلایل به وجود اودن معتادایی که فقط محض کنجکاوی ......
داستان خسرو رو همه ی ا شنیدیم
اما من دیدم
شاید اگر شما هم دقیق بشین این هزاران را خسرو رو ببینیم
دوستان می گن ناراحت میشین با دیدن ای افراد و یا صحنه ها اگر همه ی ما ناراحت میشیم پس کیا هستن افرادی ک معتاد هستند و معتاد میشن ؟
همین ما در معرضش هستیم و هنوز در برابرش واکسینه نشدیم
کاش این تایپیک بشه یه اخطار به خودمون