باز هم سلام بر کاربران گرامی
اینجا می خواهیم راجع به
شک صحبت کنیم ...
حتما کسی رو دیدی که همه چیز رو باید برابش ثابت کرد !!!
این حالت آدما بد هست یا خوب ؟!
اصلا می خواهم ببینم شک سازنده است یا مخرب !
آیه بیاورید ...
حدیث ...
گفتاورد ...
ببینیم چه کسی راست می گوید ؟!
شک چی هست ؟! تردید چی هست ؟!
بفرمایید ببینیم نظرتان چه هست ....
بسم الله الرحمن الرحیم
بازم نظر اولو بدم
شک دو نوعه
یک موقع واقعا خبر نداری تو باغ نیستی
ولی دنبال حقیقتی
اون شک میتونه پایه خوبی باشه برای اعتقاداتت
ولی بشرطی که واقعا ندونی
ولی اگر کسی دونست ولی بازم بنا به هزارتا دلیل شک کرد و بقیه رو هم به شک انداخت اشکال پیش میاد
جمله معروفش هم اینه : شک گذرگاه خوبیست ولی منزلگاه بدیست
همون منافقه که هممون میشناسیمش روز حدیبیه گفت : هیچ گاه مثل الان در رسالت محمد! شک نکرده بودم
کلا منزلگاهش شک بود
ولی اعتراف میکنم سنم که خیلی کمتر بود (زیر دبیرستان) در مورد بعضی مسائل بخاطر همان افرادی که شاقول دین من بودند دچار شک بودم
دینمو خراب کردند
نمیگم تو چیا اعتقادم ضعیف بود خندتون میگیره!
شاید الان ایمانم درست حسابی نباشه ولی تو اعتقاداتم خدا رو شکر یقین دارم باید عملمو قوی کنم
یه راه میانبر بهتون نشون بدم
راه میانبر در دین یه کلمه سه حرفیه : عشق
هیچ استدلال و سندی ازش محکمتر نیست
داشتید بیارید
این شبیه همون شهوده
بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض سلام
مشکل عمده ادما اینه که اگه دلیلی واسه اثبات مسئله ای نداشته باشن میگین نیست،در حالیکه حداقل واسه خودت،واسه انکارت دلیل بیار
یعنی جزو این جمله نمیشن، اگه دلیلی برای پذیرفتن چیزی نداری انکارش نکن، بگو نمیدونم،محتمله اما حق نداریم انکار کنیم
استادمون میگفت میدونید فرق بین ادمای قدیم با جدید چیه؟ چی بوده که الانی ها با یه شبهه کل اعتقاداتشون میریزه اما قدیمیا نه،چون ما بلد نیستیم اطلاعاتمون رو ساماندهی کنیم،همه رو یه جا میکنیم بعد که یه شبهه اومد و در ظاهر یکی از اطلاعات سوخت،بقیه ام میسوزه
اما قدیمیا اطلاعات قدیم ،شهود،کلیات رو یه جا میذاشتن،اطلاعات جدید رو در جای دیگه،اگر سوخت تمام اعتقاد از دست نمیره
مثلا(مثالش از خودمه) کلی شبهه در مورد قصاص داریم
مورد اول به این نتیجه میرسه که اسلام خشنه(گزاره غلط)
مورد دوم میگه در فهم نیست،اگه خدا جمیع صفات باشه پس یه حکمتی داره که من با عقل ناقصم نمیفهمم،حالا هزارتا واسه این شبهه بیار،از صفات خداش کم نمیشه،به عجز و نافهمی خودش اضافه میشه.
به نام خدا
امام علی (علیه السلام) :
نوم علي يقين خير من صلاة في شک
خواب توأم با یقیــــن ، از نماز در حال ترديـــد بهتر است .
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
امام صادق (علیه السلام) :
"هر كس سراغ ما بيايد و ولايت ما را پذيرفته و ولايت دشمنان ما را نپذيرفته باشد، به اين شرط كه هر چه مىداند بگويد و از گفتن چيزهايى كه نمىداند پرهيز كند و در زمينههايى كه برايش مشكل و مشتبه است سكوت نمايد، مشمول شفاعت ما شده و به بهشت مىرود" .
سلام...
شک، مثل وسوسه، شرک و... از القائات شيطانيه در قلوب است،
ترديدى نيست كه اين بيمارى نفس را فاسد و هلاك مىكند زيرا شك، منافى يقين است و ايمان بدون يقين تحقّق نمىيابد.
در مواجهه انسان با هست و نیست چیزی یا درستی و نادرستی مطلبی سه حالت تصور دارد:
1. شک به معنی تساوی احتمال هست و نیست آن چیز یا درستی و نادرستی آن مطلب.
2. گمان: به معنی برتری یکی از دو طرف احتمال که در این صورت آن طرف برتر را مظنون و طرف دیگر را موهوم مینامند.
3 . یقین: به معنی تعیّن صددرصدی یک طرف به طوری که هیچ احتمالی در مقابلش وجود ندارد.
منظور از شك اين است كه اعتقاد، سست و ضعيف شود و يقين از بین برود !!!
عوامل ایجاد شک
- رذایل اخلاقی خصوصاً عمل نکردن به دانسته های یقینی!!!!!!!
- پرورانیدن شک اولیّه: امام علی(علیه السلام) تردد را از اسباب شک میداند که مقصود از تردد، همان شک ابتدایی است در صورتی که ماندگار شود؛ همانطور که در حدیث دیگر از این شک ابتدایی که معمولاً خفیف است به ریب تعبیر کرده و فرمودند: ریب نکنید تا در شک نیفتید.
- جهل: امام علی(علیه السلام) میفرماید: شک ثمره جهل است آن بزرگوار در جای دیگر تسلیم در برابر جهل را از اسباب شک میدانند
- مجادله های دینی بیهوده و سنگین: امام باقر(علیه السلام) به زياد فرمود: اى زياد! از مجادلههای کلامی (در امور سنگین دینی) بپرهيز كه موجب شك شود و عمل را تباه كند و صاحبش را هلاك نمايد؛ همانطور که گذشتگان به جای عمل به وظایف به دنبال این امور رفته و در خدا سرگردان شدند و كارشان (در حيرت و دهشت) به جائى رسيد كه مردى را از پيش او صدا ميزدند و او به پشت سرش جواب ميداد و از پشت سرش صدا ميكردند و او از پيش رو پاسخ ميگفت. (دیوانه شده بود)!! البته كسى كه خداوند او را به نيروى قدسى و قريحه مستقيم تأييد فرموده و نور حكمت را در دلش تابانده و مشمول الطاف خفيّه ساخته است چنين كسى مىتواند در درياى علوم غوطهور شود و ديگران سزاوار است كه اصول عقايد خود را كه از شرع رسيده، از او بگيرند و به خدمت او مشغول باشند تا بركات انفاس وى شامل حالشان شود.
- ترس از حق. به این معنی که میترسند منافعی را در پیروی از حق از دست دهند یا زیانی متوجه آنان شود در نتیجه از آن تبعیت نمیکنند و سپس به حکم قانون شکآفرینی تخلف از دانسته های یقینی که فرآیند آن ذکر شد، شک بر دلشان سایه میافکند.
یه بنده خدایی رو میشناسم...طلبه بودن...میگفت من آدمی بودم که باید همه چیز برام عقلی اثبات میشد...
وگرنه قبول نمیکردم...و مدام شک میکردم...
به نظرم اینکه مدام بخوایم اثبات عقلی و نقلی بیاریم خوب نیست...
شاید ما نتونیم خیلی چیزا رو اثبات کنیم و لی خدا گفته باید انجام بدین...!
تو یه کتابی خوندم..(صدای سخن عشق) مجموعه بیانات آیت الله بهجت (رحمة الله علیه) بود...
(نقل به مضمون )میگفتن که کسی که حب الهی و اهل بیت داشته باشه دیگه نیازی نیست براش دلایل نقلی و عقلی بیاریم و اثبات کنیم....!...همون عشقی که آقای عبدالرحمن (تلمیخا) فرمودن کار خودشو میکنه!
البته اینو هم بگم که شک سازنده به شکل گیری ایمان کمک میکنه!
شک سازنده علت ایمان نیست ؛ولی یکی از عوامل موثر رسیدن به ایمان هست....!
(۹/دی/۹۲ ۱۳:۰۰)پرنیان نوشته است: [ -> ]سلام..
نه بابا اینقد خودمون و دست کم نگیریم.....میدونی چقد روی مخ ملت کار میکنن و شبه ایجاد میکنن....قدیم اینقد امکانات برای اینکارا نبود که....
شک خوبه....خوب نیست آدم هرچی و میبینه زود باور کنه ولی باید برای رفع شکش یه قدمی هم برداره...تحقیقی ...سوالی یکمکی هم فکر کنه...
اینو استاد گفت
مثلا داشت شکست نفسی میکرد

تواضع و از این جور حرفا
میگیم قدیمیا یعنی خوباشون،خیلی از قدیمیا سواد انچنانی نداشتن اما تقوا داشتن،اگه دو مورد میدونستن همون دو مورد رو عمل میکردن
ماها 1000 تا میدونیم اما عملن در برابره دانسته هامون کمه
ارسال منو خوب نخوندیا

شک خوبه به شرطی که به اصل اعتقاداتمون ضربه نزنه
یعنی دوتا اتاق تو مغز باشه
چیزایی که یقین داریم
شبهات،شبهات باید در اتاق خودش حل بشه
بعد معنی شک و شبهه و سوال و ... هم فرق داره،البته منم بلد نیستما
