۱۰/دی/۹۲, ۲۰:۳۸
روز رحلت شهادت گونه ی حضرت رسول الله الأعظم صلی الله علیه و آله است. مصیبت بزرگی که در تاریخ خلقت نمونه اش رخ نداد؛ و آن قطع شدن نزول وحی از آسمان بود...سخن درباب مسائلی که مربوط به امروز است، بسیار است. اما بنده فقط یکی از مباحث مربوط به آن را میخواهم مطرح کنم و خوشحال میشوم اگر دوستان نظر بدهند تا بحث پربار تر شود و ما نیز به حقیقت نزدیک تر...در همان ساعات اولیه ی شهادت حضرت نبیّ اعظم صلی الله علیه و آله در حالی که هنوز بدن مبارک و مطهر ایشان کفن و دفن نشده بود، تعدادی از مهاجرین و انصار در محل اجتماع شان (سقیفه) گردهم آمدند و درباره ی جانشین رسول الله صلی الله علیه و آله به گفتگو و بحث و مشاجره پرداختند. اینکه در آن جلسه چه گذشت، مجال دیگری میطلبد. اما با تدقیق در محتوای گفتگوها نکات بسیار جالب و مفید تاریخی ای میتوان دریافت که فعلا محل بحث ما نیست. اما آنچه مسلم است و همه میدانیم، اینست که حاصل این مشاجرات این شد که ابوبکر شد خلیفه ی مسلمین و جانشین رسول الله!... و همه هم باید با او بیعت میکردند.بعدها مورخین و متکلین از اهل سنت (تابعین اصحاب سقیفه) این حرکت را چنین توجیه کردند که «رسول خدا صلی الله علیه و آله شخصی را برای جانشینی اش انتخاب نکرده بود و به همین اصحاب سقیفه به شور نشستند تا جانشینی صالح را برگزینند.» امروز هم تنها سخن موجهی که درباره ی جریان سقیفه گفته میشود، همین است.اما عرض بنده اینست که : آیا پیغمبر صلی الله علیه و آله -نعوذبالله- عقلش نمی رسید که شخصی صالح را به جانشینی انتخاب کنند؟!!؟؟ آیا نمیدانستند برای پس از رحلت ایشان امت اسلامی نیاز به رهبر دارد؟ آیا این احتمال وجود نداشت که فقدان رهبر برای امت اسلامی مشکل ساز بشود و امت را دچار دودستگی کند؟؟؟!!! آیا اصحاب سقیفه بیش از رسول اعظم صلی الله علیه و آله دلسوز دین و امت اسلامی بودند؟؟!!! یا اینکه اصحاب سقیفه خودشان را عاقل تر و مدبّرتر میدانند؟!
اگر پدر خانواده بخواهد برای مدتی خانواده را ترک کند، طبیعتا به اهل خانه سفارش میکند که در مدتی که نیستم، به سخن برادر بزرگ تان -مثلا- یا مادرتان توجه کنید و بعد هم به پسر بزرگ خانواده سفارش میکند که فلان کارهایی که در این مدت به عهده ی من بوده را تو انجام بده و....
اگر پدر خانواده بخواهد برای مدتی خانواده را ترک کند، طبیعتا به اهل خانه سفارش میکند که در مدتی که نیستم، به سخن برادر بزرگ تان -مثلا- یا مادرتان توجه کنید و بعد هم به پسر بزرگ خانواده سفارش میکند که فلان کارهایی که در این مدت به عهده ی من بوده را تو انجام بده و....
حالا این که درباره ی یک خانواده ی کوچک و معمولی است. آیا عقل حکم نمیکند که یک امت اسلامی که قرار است تا ابد جاودانه بماند و هیچگاه منحرف نشود، نیاز به رهبری دارد؟؟!! آیا می توان پذیرفت نبیّ اعظم که «لاینطق عن الهوی» کاری -نعوذبالله- خلاف عقل انجام داده باشند؟؟!!
پاسخ همه ی این سوال ها کاملا بدیهی و روشن است؛ حال براساس آنچه گذشت، خیلی مشتاقم کسی بیاید و به من بگوید فلسفه ی وجودی ِ اهل سنت (البته با تسامح!) چیست؟؟؟!!!
