۲۲/دی/۹۲, ۲۱:۳۸
[/font]بسم الله الرحم الرحیم
خداوند در سوره دخان آیات 51 تا 57 به وصف متقین که وارد بهشت شده اند می پردازد و می فرماید:
«إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی مَقامٍ أَمِینٍ * فِی جَنَّاتٍ وَ عُیُونٍ * یَلْبَسُونَ مِنْ سُندُسٍ وَ إِسْتَبْرَقٍ مُتَقابِلِینَ * كَذلِكَ وَ زَوَّجْناهُمْ بِحُورٍ عِینٍ * یَدْعُونَ فِیها بِكُلِّ فاكِهَةٍ آمِنِینَ *لا یَذُوقُونَ فِیهَا الْمَوْتَ إِلاَّ الْمَوْتَةَ الْأُولى وَ وَقاهُمْ عَذابَ الْجَحِیمِ * فَضْلاً مِنْ رَبِّكَ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ؛
[font=Times New Roman]پرهیزكاران در جایگاه امن و امانى هستند. در میان باغها و چشمه ها. آنها لباسهایى از حریر نازك و ضخیم مى پوشند، و در مقابل یكدیگر مى نشینند. اینچنینند بهشتیان، و آنها را با حور العین تزویج مى كنیم. آنها هر نوع میوه اى را بخواهند در اختیارشان قرار مى گیرد، و در نهایت امنیت به سر مى برند. هرگز مرگى جز همان مرگ اول (كه در دنیا چشیده اند) نخواهند چشید و خداوند آنها را از عذاب دوزخ حفظ مى كند. این فضل و بخششى است از سوى پروردگارت، و این پیروزى بزرگى است».
در این آیات مواهب و پاداشهاى بهشتیان را مى شمرد. این پاداشها در هفت قسمت خلاصه شده:
نخست اینكه: پرهیزگاران در جایگاه امن و امانى هستند بنا بر این هیچ گونه ناراحتى و ناامنى به آنها نمى رسد، و در امنیت كامل از آفات و بلاها، از غم و اندوهها، از شیاطین و طاغوتها به سر مى برند.
سپس به ذكر نعمت دوم پرداخته، مى گوید: آنها در میان باغها و چشمه ها به سر مى برند، و جایگاه آنها از هر سو با درختان و چشمه ها احاطه شده (فِی جَنَّاتٍ وَ عُیُونٍ). از انواع جامه های دیبا، نازک و ستبر می پوشند، روبروی هم می نشینند و از مجالست با یکدیگر لذت می برند. تعبیر به جنات (باغهاى پر درخت) ممكن است اشاره به تعدد باغهایى باشد كه هر یك از بهشتیان در اختیار دارند، و یا اشاره به مقامهاى مختلف آنان باشد چرا كه باغهاى بهشت نیز همه یكسان نیست و به تفاوت درجات بهشتیان متفاوت است.
در مرحله سوم به لباسهاى زیباى آنها اشاره كرده مى افزاید: آنها لباسهایى از حریر لطیف و نازك و ضخیم مى پوشند، و در برابر یكدیگر بر تختها جاى دارند (یَلْبَسُونَ مِنْ سُندُسٍ وَ إِسْتَبْرَقٍ مُتَقابِلِینَ). سندس به پارچه هاى ابریشمین نازك و لطیف مى گویند، و بعضى قید زربافت را نیز به آن افزوده اند. استبرق به معنى پارچه هاى ابریشمى ضخیم است، و جمعى از اهل لغت و مفسران آن را معرب كلمه فارسى استبر یا ستبر (به معنى ضخیم) مى دانند، این احتمال نیز هست كه ریشه آن عربى باشد و از برق (به معنى تلالؤ) گرفته شده است، به خاطر درخشندگى خاصى كه این گونه پارچه ها دارد. البته در بهشت گرما و سرماى شدیدى وجود ندارد تا به وسیله پوشیدن لباس دفع شود، بلكه اینها اشاره به لباسهاى متنوع و گوناگون بهشتى است، و همانگونه كه قبلا گفته ایم الفاظ و كلمات ما كه براى رفع حاجت در زندگى روزمره دنیا وضع شده قادر نیست مسائل آن جهان بزرگ و كامل را توصیف كند، بلكه تنها مى تواند اشاراتى به آن باشد. بعضى نیز تفاوت این لباسها را اشاره به تفاوت مقام قرب بهشتیان دانسته اند. ضمنا متقابل بودن بهشتیان با یكدیگر و حذف هر گونه تفاوت و برترى- جویى در میان آنها اشاره اى است به روح انس و اخوتى كه بر جلسات آنها حاكم است، جلساتى كه جز صفا و روحانیت و معنویت در فضاى آن چیزى وجود ندارد.
منابع:
آشنایی با قرآن 5، ص 153-151،
آشنایی با قرآن 5، ص 153-151،
ترجمه تفسير الميزان، ج17، ص: 156-152،
تفسير نمونه، ج21، ص: 214-210
ادامه دارد...
