تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: <<<<<وقتی خیلی عصبانی میشید چکار میکنید؟؟؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6
خب اگر بگم چیکار می کنم باید چندتا راهکار عملی بدید که قابل اجرا برای یک آدم فوق العاده عصبی باشه


1- فریاد زدن با صدای بسیار بلند دارم کم کم موفق می شم که دیوار صوتی بشکنم
2- دنبال کردن بحث و کم اوردن که اصلا تو کارمون نیست پاش بیوفته کتک کاریم می کنم
3- تلخ زبونی البته فحاشی نمی کنم فقط تیکه های نابود کننده میندازم که مسلما طرف ترجیح میده فحش بشونه
4 - از شماره 4 رد می شم چون هم بدآموزی داره هم همین یه ذره آبرومم میبره
(۹/بهمن/۹۳ ۲۰:۲۷)میم.حسین.الف نوشته است: [ -> ]1- فریاد زدن با صدای بسیار بلند دارم کم کم موفق می شم که دیوار صوتی بشکنم
2- دنبال کردن بحث و کم اوردن که اصلا تو کارمون نیست پاش بیوفته کتک کاریم می کنم
3- تلخ زبونی البته فحاشی نمی کنم فقط تیکه های نابود کننده میندازم که مسلما طرف ترجیح میده فحش بشونه
4 - از شماره 4 رد می شم چون هم بدآموزی داره هم همین یه ذره آبرومم میبره

با مورد 1و2و3 کاملا موافقم....
منم همین کارارو میکنم.
مخصوصا مورد سومBig Grin
در مواقعی که اوضاع خیلی خراب میشه اگه طرف مقابلم خانم باشه و رو به روم وایساده باشه گیساشو میکشمBig GrinBig Grin
نخندید خیلی جواب میده.شما مردا این چیزا رو درک نمیکنید.یه گیس کشیدن از صدتا مشت و لگد زدن بهتره طرف مقابلت کاملا رام رام میشه و معمولا به این جملات متوسل میشه:"باشه باشه تو موهامو ول کن هر چی تو بگی غلط کردم"

اگرم طرفم خانوم نباشه یعنی آقا باشه که اصلا دعوا نمیکنم.
کلا من تا حالا دعواهای اینجوری نکردم.
داستانش چه گنگ کننده بود. طرف فقط سه احساسی رو گفت که معلوم نبود چی بود

من اگه کسی بهم زور بگه همونجا حتی اگه وسط خیابون باشه اول کلی بهش میخندم بعد میرم اونورتر کاپشن و پیراهنمو در میارم میزارم یه گوشه خیابون بعد مثل بروسلی میافتم سرش چنان بلایی سرش میارم که ....
بیخی
بستگی داره چه جور عصبانیتی باشه
بعضی وقتا که حق با منه و مورد کم لطفی قرار گرفته باشم از عصبانیت داغ می شم
و احساس می کنم که ضربانم خیلی زیاده
ئر اون موقعیت دلم میخواد هر چی از دهنم درمیاد به فرد مورد نظر بگم
اما اکثرا چون همیشه این مورد در محیط کار پبش اومده مجبور شدم که صبر کنم و توی ان موقعیت تمام چیزایی که می خوام به اون شخص بگم اون قدر با خودم مرور می کنم که در بیشتر مواقع یکم عصبانیتم فروکش میکنه
بسم الله الرحمن الرحیم
من به شخصه تا جایی که بتونم سعی میکنم در مواقع عصبانیت ارتباطمو با طرف مقابل قطع کنم وادامه اش ندم

چون اگه بخوایم درعصبانیت دنبال حرف وبحث رو بگیرم معلوم نیست به کجا ختم بشه
ولی باید سعی کنیم مراقب رفتارخود باشیم وحرفی نزنیم که سبب سر شکستگی ودل شکستگی طرف مقابل بشیم هرچند که حق باما باشه
به هرحال میشه سپرد بخدا وخدا خودش بهترین وباعدالت ترین قاضیه
درعصبانیت طوری رفتار کنیم که جایی برای بازگشت بزاریم.......

یادمون باشه دل نشکنیم چون دل شکستن هنر نمی باشد......
به نام خدا
سلام
خب من میخوام با توجه به شناختی که تا حالا از محیط اطرافم و عصبانیت داشتم یک دسته بندی رو انجام بدم
شما هم کمکم کنید...
اصولا چند دسته آدم مختلف داریم از لحاظ عصبانیت!
1- آدمایی که اصولا عصبانی نمیشن!!!یعنی یه جورایی خنثی...درواقع به قولی شیب منحنی حضورشان همیشه ثابت استWink
یعنی واقعیت اینه که قهقهه های بلند هم هیچگاه از این دسته آدم ها نمیشنوید!کلا مدلشون اینه...نه اینکه نخوان عصبانی بشن...کلا نمیتونن عصبانی بشن...Cool
2- دسته دوم کسانی هستن که به ندرت عصبانی میشن اماااا عصبانیتشون ساختار یافته نیست
ساختار یافته یعنی چی؟
یعنی اینکه عصبانیتشون کاری رو از پیش نمیبره...اصولا آدم های مظلومی هستن و حقشون هم خرده میشه
پیش بقیه زبون حرف زدن ندارن...و فقط موقعی که شکست میخورن میرن یه گوشه میشینن و به عالم و آدم فحش میدن(که اعتقاد دارم همه این فحش ها به خودشون برمیگرده..!)
3- این افراد از عصبانیت هاشون سوداستفاده میکنن!
چطور؟
برای وقتشون ارزش قائلن...با هرکسی بحث الکی نمیکنن....اگر بفهمن بحث داره به جر و بحث کشیده میشه خییییلی نرم جهت بحث رو تغییر میدن
مثلا فکر کنید داره با پدر یا مادرتون بحثتون میشه خدایی نکرده سر یه مورد کوچیک
یهو وسط بحث میپرید بغلش و تا جایی که دوست دارید بوسشون میکنیدSmile کلا بحث تغییر میکنه...هم اینکه به فرد میفهمونید چقددددر دوسش دارید و دوست ندارید کوچکترین ناراحتی براش پیش بیاد و هم اینکه
هییییچوقت فراموش نکنید
انسان ها در مقابل محبت کااااملا بی دفاع هستن
خدایی نکرده توی این محبتتون ریاکاری نباشه ولی این رمز زندگی رو هیچوقت فراموش نکنید
قفل هایی که با کلید محبت باز میشه شاید سالها نتونید با چکش خشم بازش کنید....
این دسته از افراد رگ خواب همه افراد رو میدونن
موقعیت ها رو میشناسن و با توجه به موقعیت ها نیاز هاشون رو برطرف میکنن و در کنار براورده کردن نیازهای خودشون همیییییشه نیازهای دیگران هم مدنظردارن
جایی که واقعا نیاز به عصبانیت باشه عصبانی هم میشن....ولی ساختار یافته
اونا بر موقعیت و شرایط سوارن....نه شرایط بر اونها
۴-دسته بعدی کسانی هستن که فوق العاده آدمای مهربونی هستن ولی در مواقع عصبانیت نمیتونن خودشون رو کنترل کنن...درواقع با اینکه همییییشه از همهههه بیشتر کار میکنن و به فکر بقیه هستن به خاطر عدم کنترل خشم هیییچکس متوجهشون نمیشه
با عررررض معذرت رفتار گ ا و نه من شیر! رو دارن
تا ثانیه آخر در حال فعالیت و عدم توانایی کنترل نیم مثقال گوشت!Wink
۵- دسته آخر
این گروه کلهم عصبانی هستن و دلیلش شاید عدم رضایت از زندگی یا محیط یا دلایل اساسی دیگه باشه...این گروه از base مشکل دارن! و تنشون میخاره واسه دعوااا! هرجا دیدینشون فرار کنید!Big Grin
و مهم تر و بدتر از همه اینکه این عصبانیت رو قدرت! میدونن
کسی خوابه میشه بیدار کرد ولی....
نظرتونو راجع به این دسته بندی بگید
ممنون
بسم الله

تعاریف مختلفی می توان درباره خشم و نحوه برخورد با آن بیان کرد که شاید مجموع آنها کامل باشد، یکی از تعاریف ساده آن این است:

عصبانی شدن یعنی آسیب زدن به خود به خاطر اشتباه دیگران


با سپاس
یا علی مدد
عصبانی شدن افراد بیشتر به مزاجشون بر می گرده!

یک بلغمی رو اگه تونستی عصبانی کنی جایزه داری!

یک صفراوی هم که کلا عصبانیه نیاز نیست کار خاصی بکنید!

سوداوی ها هم زیر پوستی عصبانی می شن ، از اینا بترسید!

دموی ها اعتدال بیشتری توشون برقراره!!

برای اینکه بدونید با یک فرد عصبانی چطور برخورد کنید هم باید مزاجشون رو بشناسید! با بعضیها باید آروم بود ولی با بعضیا برعکس!
من عصبانی نمیشم ولی اگه بشم هرچی دم دست باشه پرت می کنم...نگاه ب اندازه و قیمتش نمیکنم پرت می کنم...مثلا گوشی زیاد پرت کردم البته خوشبختانه هیچ کدوم ب هدف نخورد!!!!!!
دیشب یه روایت زیبایی در تحف العقول دیدم که راهکاری داده در مورد کنترل غضب:


حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله):
يا عليّ لا تغضب، فإذا غضبت فاقعد و تفكّر في قدرة الرّبّ على العباد و حلمه عنهم،
و إذا قيل لك: اتّق اللّه فانبذ غضبك، و راجع حلمك.



اى على! خشمگين مشو و هر گاه به خشم آمدى بنشين و در بارۀ قدرتى كه پروردگار بر بندگان دارد و گذشتى كه از آنها مى‌كند، بينديش.
و هر گاه به تو گفته شد:
از خدا بترس! خشمت را دور افكن و به بردبارى خويش باز آى.
صفحه: 1 2 3 4 5 6
آدرس های مرجع