تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: جهان موازی و هالیوود
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
نقل قول: کلا جک من جون هیچ وقت درست مشخص نکردی که بحثت سر چیه ؟؟؟

دوست عزیزم ما الان داریم روی بحث جهان موازی از منظر فلسفه صحبت میکنیم اصلا قصد نداریم وارد نظریه های فکریه اون بشیم !وقتی توی فلسفه میگیم جهان موازی منظورمون یک مدینه ی فاضله و جهانیه که به موازات دنیای ما وجود داره و ازش دارن استفاده میکنن ! مثه جهان ذهنی...جهان اینترنت و .... .
ولی بحث جهان موازی توی فیزیک فکر نمیکنم ارتباطی به جهان موازی داشته باشه چون اونها به دنبال این هستند که یک حقیقت رو نشون بدن و عناصر سازنده و اولیه رو بررسی میکنند در حالی توی فلسفه جهان موازی یه چیز ذهنیه Blush
البته یه فرقی هم توی جهان موازی توی اسلام هست اینه که جهان موازیه ما حتما و لزوما باید حقیقی باشه مثه وقتی که با خدا راز و نیاز میکنیم ! در واقع داریم با عالم موازی ارتباط برقرار میکنیم که توالی داره !
بهنره در مورد بدونید جریان خطای دید و تفاوت دنیای متوالی و موازی
فرق نظریه با تخیل و فرق فزیک کوانتوم و نظریه هاش با جهان موازی متوالی و سفر زمان و غیره چیه ...
انواع دنیای موازی
عوالم در فلسفه و عرفان و غیره ...
در مورد اون بحث و این یکی دیگه وقتی برای پرداختن بهش نمونده .
موفق و در پناه خدا باشید
سه تا سوال :

1.اول این که در ارتباط با ابژه ( Object ) و سوبژه ( Subject ) بیشتر توضیح بده!

2.در ارتباط با سوبژکتیویسم ( Subjectivism ) توضیح بده! من دقیقا نفهمیدم چه تفاوتی با راسیونالیزم ( Rationalism ) داره!

3.مگر دکارت بنیان گذار مکتب اصالت عقل ( راسیونالیزم ) نبوده؟ پس چه ارتباطی با سوبژکتیویسم داره؟

یا علی
نقل قول: 1.اول این که در ارتباط با ابژه ( Object ) و سوبژه ( Subject ) بیشتر توضیح بده!

ابژه : هر یک از اجسام بیرون از ذهن ما یک ابژه هستند ... برای مثال شما در کلاس نشسته اید ابژه ها برای شما : هر دانش اموز یک ابژه است ... معلم یک ابژه است ...میز یک ابژه است ...گچ یک ابژه است . هر چیزی را که میبینیم به تنهایی خود یک ابژه است از کوچکتریتن شی گرفته تا ....


سوژه : به مفهومی و تصویری که شما از ابژه دارید سوژه میگویند که در ذهن شما قرار دارد ! به عنوان مثال شما یک مداد را میبینید ولی زمانی که ان مداد هم نباشد وقتی من به شما بگویم مداد تصویر انرا در ذهن خود مجسم میکنید ! وقتی میگویم درخت شما تصویری از درخت در ذهن دارید ....به هر یک از تصاویر داخل ذهن ما که از ابژه ها سرچشمه میگیرند و مفهوم و تصویری را در ذهن ما رقم زده اند سوژه میگوییم .

نقل قول: 2.در ارتباط با سوبژکتیویسم ( Subjectivism ) توضیح بده! من دقیقا نفهمیدم چه تفاوتی با راسیونالیزم ( Rationalism ) داره!

سوبژکتیویسم یعنی اصالت همتن تصاویری که در ذهن دارید!!! دکارت با جمله ی من می اندیشم پس هستم اصالت را از ابژه ها میگیرد و به ذهن میدهد .
راسیونالیزم از سوبژکتیویسم سرچشمه میگیرد . راسیونالیزم یا خرد گرایی با سه تعریف دیگر با هم می ایند :

1.امپریسم (اصالت حس )
2.پوزیتیویسم (اصالت تجربه )
3.ساینتیسم(اصالت دانش)


---اصالت حس یعنی هر چیزی که بتوانیم با حواس پنجگانه ان را تجزیه تحلیل کنیم و به مغز بفرستیم و هر چیزی که در این وادی حس نگنجد وجود ندارد .
---اصالت تجربه یعنی استفاده از اموخته هایی که از طریق حس به مغز ما مخابره شده .
---اصالت دانش یعنی انطباق بین ابژه ها با سوژه های ذهن ما و هر وقت ابژه ای را نتوانیم با ذهن خود بسنجیم وجود ندارد .


جمع این سه مورد را راسیونالیزم یا خرد گرایی میگویند که منجر به تفکر در ذهن و مغز میشود .
حالا باید دید ما الان رویکرد سوبژکتیویته داریم یا ابژکتیویته ؟ انسان با ایمان به هیچ وجه نمیتواند سوبژکتیو باشد چرا که در این صورت چیزی به اسم خدا را با هیچ حس تجربه و دانشی نمیتواند قبول کند به خاطر همینه که عمده ی فیلسوفان غربی چیزی به اسم خدا و دین رو قبول ندارند و همیشه میگن : دانش قدرت است و یا اینکه خدا توهمه بشره !

نقل قول: 3.مگر دکارت بنیان گذار مکتب اصالت عقل ( راسیونالیزم ) نبوده؟ پس چه ارتباطی با سوبژکتیویسم داره؟

اصالت عقل نه اصالت خرد ...مرتبه ی عقل از خرد بالاتره!!!
راسیونالیزم یعنی اصالت خرد و تفکر ...چیزی که در ذهن و مغز اتفاق میفته ...ولی عقل فراتر از تفکر و خرده ....عقل حوزه فعالیتش در قلب و سینه است و از طریق نفس ملهمه بهش الهام میشه !
قبل از دکارت فیلسوفان غربی ابژکتیو بودن یعنی به دنبال این بودن که دنیای بیرون رو بشناسن و به دنبال مواد اولیه دنیا برن و ... اصالت به دنیای بیرون از ذهن بود ...ولی دکارت گفت من می اندیشم پس هستم ! و در واقع با یه انقلاب کوپرنیکی جای عین و ذهن رو عوض کرد که شد اغاز دوره ی نئوپاگانیسم که دیگه بودن و نبودن مطرم نبود بلکه نمود داشتن یا نداشتن مطرح میشد .برای اشنایی بیشتر تاپیک زیر که قبلا راجع به بودن و نمود داشتن بحث شده رو میتونی مطالعه کنی :

http://forum.bidari-andishe.ir/thread-4437.html


یا علی
ممنون! توضیح جامعی بود!Heart

اول این که در ارتباط با ژه ( Ject ) کمی توضیح بده! من تا اونجایی که به معانی اش رجوع کردم به کلمه ی Throw نزدیک

بود و این چیزی که شما نوشتی یه چیز دیگه هست!Huh

نقل قول:سوبژکتیویسم یعنی اصالت همتن تصاویری که در ذهن دارید!!!

این جمله رو متوجه نشدم!Huh

نقل قول:اصالت عقل نه اصالت خرد ...مرتبه ی عقل از خرد بالاتره!!!

اول این که فکر کنم اشتباه نوشتی!Smile

منظورت "اصالت خرد" بود نه "اصالت عقل"!

دوم هم این که شما درست میگی! توی اسلام ما عقل رو از خرد جدا می دونیم و معتقدیم که عقل موجودیت داره!

ولی توی اروپا و غرب عقل و خرد رو یه چیز می دونن! و تفکیکی براش قائل نیستن! ( اگر درست نمی گم!؟ بگو! )

نقل قول:1.امپریسم (اصالت حس )
2.پوزیتیویسم (اصالت تجربه )
3.ساینتیسم(اصالت دانش)

من فکر می کنم اصطلاحات رو جا به جا نوشته باشی! ( البته مطمئن نیستم!Huh )

1.امپریسیسم ( Empiricism ) : اصالت رو به تجربه میده!

2.پوزیتیویسم ( Positivism ) : اصالت رو به عینیت و قطعیت میده!

3.ساینتیسیم : من تا به حال نشنیده بودم! مطمئنی یه همچین مکتبی وجود داشته!Huh اگر بوده تاریخچه اش رو بگو!

و سوال آخر این که:

در واقع الان سوبژکتیویسم وجود خارجی نداره و جاش رو به مکاتب بعد از خودش داده دیگه!؟ درسته!؟



با تشکر

یا علی
[quote بود و این چیزی که شما نوشتی یه چیز دیگه هست![تصویر: huh.gif]][/quote]

چون کلمه اش یونانیه ولی از بابت تعریفش خیالت راحت باشه .

نقل قول: این جمله رو متوجه نشدم![تصویر: huh.gif]

@همان(غلط املایی)


نقل قول:اول این که فکر کنم اشتباه نوشتی![تصویر: smile.gif]

منظورت "اصالت خرد" بود نه "اصالت عقل"!

پنج صبح داشتم جواب میدادم فکر کنم بی خوابی به سرم زده که اینجوری نوشتم Smileاره منظورم این بود که راسیونالیزم میشه اصالت خرد !


نقل قول:دوم هم این که شما درست میگی! توی اسلام ما عقل رو از خرد جدا می دونیم و معتقدیم که عقل موجودیت داره!

ولی توی اروپا و غرب عقل و خرد رو یه چیز می دونن! و تفکیکی براش قائل نیستن! ( اگر درست نمی گم!؟ بگو! )

توی اروپا و کلا فرهنگ غرب چیزی به اسم عقل وجود نداره منظور اونها بیشتر خرد و دانشه ! که توی ترجمه ی اثارشون مترجمین به اشتباه خرد رو به عقل ترجمه میکنند .

[quoteمن فکر می کنم اصطلاحات رو جا به جا نوشته باشی! ( البته مطمئن نیستم![تصویر: huh.gif] )

1.امپریسیم ( Empiricism ) : اصالت رو به تجربه میده!

2.پوزیتیویسم ( Positivism ) : اصالت رو به عینیت و قطعیت میده!][/quote]

در تاریخ فلسفه، پیروان اصالت عقل و اصالت تجربه هر کدام در باب امکان شهود حسی و عقلی، نظری ابراز کرده اند. اصحاب مذهب اصالت تجربه (آمپریست ها) شهود را حسی گرفتند. ایمانوئل کانت آمپریست نیست ولی او نیز در نقد اول خود همین قول را اظهار کرد و گفت ما در مرتبه حس استعلایی شهود حسی داریم اما شهود عقلی نداریم
اصالت دادن به عینیت میشه ابژکتیویسم !
ببین وقتی میگن کسی پوزیتیویسته یعنی تا چیزی بهش اثبات نشه اونو قبول نمیکنه !مثلا در مورد خدا تا زمانی که شما توی محیط ازمایشگاهی خدا رو بهش اثبات نکنی خدا رو باور نمیکنه ! باید بهش اثبات بشه بعد اون اثبات تبدیل میشه به تجربه طرف اون حرف شما رو قبول میکنه ! هر چیزی که قابل اثبات باشد پذیرفتنی است و طبیعتا هر چیزی رو هم نتونی اثبات کنی وجود نداره ! در واقع همون محیط ازمایشگاهی میشه که باید چیزی رو توش اثبات کرد بعد قبولش کرد که میشه همون تجربه دیگه !

نقل قول: 3.ساینتیسیم : من تا به حال نشنیده بودم! مطمئنی یه همچین مکتبی وجود داشته![تصویر: huh.gif] اگر بوده تاریخچه اش رو بگو!


توی انگلیسی به دانشمندها چی میگن ؟

ساینتیست ! و همون طور که گفتم انطباق بین عین و ذهن رو بهش میگن ساینس و دانش !

نقل قول: در واقع الان سوبژکتیویسم وجود خارجی نداره و جاش رو به مکاتب بعد از خودش داده دیگه!؟ درسته!؟


ببین توی فلسفه چهار بار انقلاب به وجود اومده

1.ارسطو(اصالت عین)
2.دکارت(اصالت ذهن)
3.وینکنشتاین(زبان مداری)
4.فروید(اصالت غریزه)


سوبزکتیویسم الان غرب رو در بر گرفته و هنوزم وجود داره! ولی الان به غرائز حیوانی رسیدند !
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع