تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: هرم سلسله مراتب نیازهای مازلو
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
به نام خدا

سلام دوستان

"نظریه ی سلسله مراتب نیازها"ی "مازلو" رو می شناسید؟

یه توضیح کوچک :


نقل قول:
[تصویر: 3e41a90fe4b504e21.jpg]

مزلو معتقده که انسان به طور دائمی در حالت برانگیختگیه و فقط برای مدت کوتاهی می تونه به ارضای کامل نیازها برسه.
وقتی یک نیاز ارضا می شه، نیاز دیگه ای جای اون رو می گیره و می شه نیازهارو به صورت سلسله مراتب و به ترتیب تقدم و تاخر و مانند یک هرم نشان داد.
وقتی نیازهای سطح پایین هرم ارضا می شه فرد نسبت به نیازهای مراتب بالاتر علاقه و توجه نشون می ده.
تصویر این هرم :

تصویر بهتری پیدا نکردم.ببخشید.
خیلی سریع نیازها رو توضیح می دم:
نیازهای فیزیولوژیک : نیاز به آب، غذا، آب، دفع مواد زاید، خواب، تنفس، نیازهای جنسی و ... این نیازها رو نمی شه برای مدت زیادی ارضا نشده باقی گذاشت.
وقتی این نیازها ارضا شدن، نیازهای مربوط به ایمنی سر می رسن.
نیاز به این که از خطرات جسمی، تهدید و محرومیت به هر صورت(غذایی، حسی، حرکتی و ...) در امان باشد.
پس از آن که دو سطح نیاز بالایی در حد معقولی ارضا شدن، نیازهای اجتماعی باعث برانگیختگی رفتار می شه.
نیازهای اجتماعی مثل : نیاز به عشق و تعلق، همکاری، مورد قبول دیگران واقع شدن، دوستی کردن و مورد محبت و دوستی واقع شدن.
و دسته بعدی، مربوط به بخشی از شخصیت یا خود است.
این نیازها به دو دسته تقسیم می شن :
1. احترام به خویشتن : نیازهای اعتماد به خویشتن، نیاز به پیشرفت، نیاز به احساس شایستگی و کسب دانش.
2. کسب شهرت : نیاز برای کسب منزلت اجتماعی، شناخته شدن و مورد قدردانی و احترام دیگران قرار گرفتن.
و بالاخره؛ بالاترین نیازهای معرفی شده توسط مزلو، خودشکوفایی، خود تحقق بخشی یا نیاز به تشخیص توانایی های بالقوه خود و رشد مداوم خویشتنه.
توضیح : در این متن برای جلوگیری از اشتباه، از کتاب "روانشناسی کار" تالیف: دکتر محمود ساعتچی، از موسسه نشر ویرایش استفاده کردم.

شاید برای درک کامل این نظریه، نیاز به جستجو در اینترنت داشته باشید.
نظرتون در موردش چیه؟

با تشکر
چند وقت پیش یکی از معلم های ما در این مورد صحبت کرد...به نظر من یه سری ضعف هایی داره.مثلا نیاز جنسی انسان در کدوم طبقه از این هرم جا میگیره؟در ضمن،طبق نظر خود مزلو،نیازهای انسان بی پایانه،پس نمیشه یک هرم کامل درباره نیازهای انسان ترسیم کرد.بعد از خودشکوفایی و تحقق استعداد انسان(و بر آورده شدن تمام نیازهای قبلیش) چه نیازی برای انسان به وجود میاد و بعد از اون چی؟
(۲۷/دی/۹۲ ۲۱:۵۷)Tishtar نوشته است: [ -> ]چند وقت پیش یکی از معلم های ما در این مورد صحبت کرد...به نظر من یه سری ضعف هایی داره.مثلا نیاز جنسی انسان در کدوم طبقه از این هرم جا میگیره؟در ضمن،طبق نظر خود مزلو،نیازهای انسان بی پایانه،پس نمیشه یک هرم کامل درباره نیازهای انسان ترسیم کرد.بعد از خودشکوفایی و تحقق استعداد انسان(و بر آورده شدن تمام نیازهای قبلیش) چه نیازی برای انسان به وجود میاد و بعد از اون چی؟
ممنون دوست عزیز

نیاز جنسی، جز نیازهای فیزیکیه در این هرم (سطح اول نیازها)

در مورد موضوع صحیحی که اشاره کردید باید مطلبی بنویسم که الان فرصتشو ندارم. در اولین فرصت، اضافه می کنم.
هر کدام از نظریات روانشناسی برای خودشون نقاط قوت و ضعفی دارند
و تقریبا هر کدام از نظریه پرداها برای خودشون نظریه ای رو از دنیای دید خودشون ارائه دارند .
کلا نه میشه گفت کلش غلطه و نه درست .
ایراد هایی هم به نظریه مازلو هست ...
حالا شما مشکلتون سرچی هست ؟
نکنه چون هرم هست حساس شدید ؟!Sad
این مقاله احتمالا بدردتون بخوره

http://s5.picofile.com/file/8109464750/Mazolw.pdf.html
ببینید می خوام این نظریه رو با مسایلی درآمیزم و با هم در موردشون بحث کنیم.
انسان ها اول به نیازهای ضروری شون فکر می کنن؛ آب و غذا و سقف و محل زندگی و درآمد و نیازهای جنسی و ...
وقتی این نیازها برطرف بشه، می خوان احساس امنیت در این نیازها داشته باشن؛ مثلا امنیت غذایی، امنیت محل سکونت، امنیت درآمدی و شغلی و ...
بعد، توجه شون به روابط اجتماعی بیشتر می شه و تمایل پیدا می کنن با دیگران رابطه داشته باشن و مورد احترام قرار بگیرن.
و اگر همه ی این مراحل، به خوبی طی بشه، می شه هر فرد رو در وضعیت ایده آلش (البته در حدخودش) دید و یافت.

موفقیت بعنی رسیدن به هدف و خوشبختی، احساس ما از موفقیته یا همان احساس ناشی از رسیدن به هدف.
اصل موضوعی که مطرح کردم، در همین دو موضوعه؛ یعنی به موفقیت برسیم و احساس خوشبختی کنیم.
حالا بیایم در این مورد صحبت کنیم که چگونه موفق شویم؟
اول باید هدف داشت؛ هدفی قابل سنجش و کمی. سپس باید نقطه ی مبدا رو شناخت و بعد از آن، راه رسیدن به هدف رو بررسی کرد و آغاز پیمودن کنیم.
اما فرض کنید هدف ما کسب 10 امتیاز معنوی باشه که برای خودمون تعیین کردیم. آیا تا وقتی که به 10 امتیاز نرسیدیم نباید احساس موفقیت کنیم؟ لازمه ی ایجاد انگیزش مستمر و سنجش رفتن در مسیر این است که اهداف میانی داشته باشیم و قدم به قدم خود را با آن مقایسه کنیم تا به محض خروج از پیش تعیین شده، خود را به راه برگردانیم.
مثلا مشخص کنیم د طی هر دو روز، باید 1 امتیاز رو کسب کنم و در طی 20 روز، به 10 امتیاز برسم که هدف اصلیم هست. این موضوع رو با نام ایستگاه-ایستگاه کردن اهداف هم می نامیم.

موضوعی در روان شناسی و شاید همه ی علوم مطرح است با نامی شبیه "بهبود مستر". همان آهسته و پیوسته رفتن. یعنی ما یک هرم برای الانی که هستیم ترسیم کنیم. مثلا بنویسیم نیازهای فیزیکی ما الان در چه وضعیتی است و همچنین سایر نیاز ها. سپس برای دوره های زمانی مختلف، یک اهداف در نظر بگیریم و فرضا هرمی داشته باشیم برای 3 ماه آینده و تلاش کنیم به آن برسیم و همین طور ادامه بدیم.
در این صورت، هم بهبود مستمر خواهیم داشت، هم سقفی و محدودیتی برای پیشرفت و بهبودمان مشخص نکردیم. بلکه هدف گذاری هایی کردیم تا زمانی که به آن ها رسیدیم، موفق شده باشیم و احساس خوشبختی کنیم.

چه نیازی به هدف گذاری است؟
فرض کنید هدف فردی، داشتن پول زیاد و یا پول بیشتر است؛ این فرد چه زمانی موفق خواهد شد؟ هیچ وقت! چرا که همیشه در پی کسب بیشتر است.
پس نیاز به هدف گذاری داریم. این که اهداف در چه زمینه هایی باشد، به ابعاد زندگی و سبک زندگی و فرهنگ و ارزش های فرد بستگی داره.

نظرتون چیه؟

(۲۸/دی/۹۲ ۳:۱۲)عبدالرحمن نوشته است: [ -> ]این مقاله احتمالا بدردتون بخوره

http://s5.picofile.com/file/8109464750/Mazolw.pdf.html
ممنون
این مقاله رو دریافت کردم و مطالعه می کنم و برداشت خودمو می نویسم.
این نظریه مازلوست؟ یک طبقه اضافی داره که HuhHuh

روابط محبت آمیز؟؟ ندیدمش تو نظریه مازلو
وقتی درک می کنیم که باید برای هر بُعد زندگی مون، هدف داشته باشیم و اهداف بلندمدت رو به چند هدف کوتاه مدت تبدیل کنیم، این می شه برنامه و سلسله مراتبی وجود نخواهد داشت.
اما بحث سلسله مراتب وقتی پیش می آد که ما بر اساس ارزش ها و ...، اولویت بندی خواسته یا ناخواسته داریم. مثلا شاید یک نفر در حال فقر مادی و گرسنگی، احساس کنه به دیگران باید احترام بذاره و مورد احترام قرار بگیره و واقعا هیچ تفاوتی با وقتی که از این نظر ارضا شده باشه، نداشته باشه.
یا هستن کسانی که بدون داشتن منزل و امنیت شغلی و ... به مردم و جامعه خدمت می کنند و خودشکوفایی اون ها در همون حده. یعنی حتی اگر بهترین منزل و ثروت زیاد داشته باشه، باز هم همین طوری خدمت می کنه.

نظر من اینه که هم از نظر اولویت بندی، و هم از نظر نوع و دسته بندی نیازها، این هرم برای افراد مختلف، متفاوته و نمی شه اونو برای همه در نظر گرفت. نظر شما دوستان چیه؟

موضوع دیگه ای که می خواستم مطرح کنم و دقیقا به موفقیت و صعود از نیازهای اولیه تا نیازهای بالایی مربوطه، اینه که ما باید نیازها و دسته های اونارو کشف کنیم و راه های ارضای اون هارو بشناسیم. امروزه بیشتر ما آدما، در اولین سطح نیازهامون که نیازهای مادی هست ماندیم. و نمی توانیم برای بازه های زمانی، سقف اونارو مشخص کنیم تا زمانی که به اون سقف رسیدیم، احساس رضایت کنیم و به بقیه ی نیازهامون برسیم. همین عامل باشه در سطح نیازهای مادی بمونیم. حتی خیلی هامون چون هیچ وقت در این نوع نیازها سیر نمی شیم، پس همیشه در همین سطح می مانیم و اصلا به سطوح بالاتر نمی ریم یا ضعیف عمل می کنیم (به خاطر اولویتی که به اون ها دادیم به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه). امروز این خانه و فردا اون خانه، امروز این موبایل و فردا این موبایل.

دین، درمان خوبی برای این بیماریه.
(۲۸/دی/۹۲ ۱۵:۰۲)captaincharisma نوشته است: [ -> ]این نظریه مازلوست؟ یک طبقه اضافی داره که HuhHuh

روابط محبت آمیز؟؟ ندیدمش تو نظریه مازلو
ممنون می شم شما توضیح بدید و نظرتونو در مورد این نظریه بدید
این موضوع، کاربردی هست به نظرتون؟
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع