سلام علیکم
تشکر زیاد بخاطر تاپیک عالیتون
ترس از خدا, چون نمیخوام محبت و لطف حق تعالی را از دست بدم.
مقصد خدا است, بهشت یک ایستگاه قبلش است.
سلام
اول این رو لطف کنین این متن رو ( جاهای مهم رو رنگی کردم) بخونین ، بعد متوجه میشید که چرا اینارو گفتم/
استاد شهید مطهری در تعریف پرستش می گوید: پرستش آن حالتی را می گویند که در آن انسان یک توجهی می کند از ناحیه باطنی خودش، به آن حقیقتی که او را آفریده است و خودش را در قبضه قدرت او می بیند. خودش را به او نیازمند و محتاج می بیند. در واقع سیری است که انسان از خلق به سوی خالق می کند. این امر اساساً قطع نظر از هر فایده و اثری که داشته باشد، خودش یکی از نیازهای روحی بشر است.
یک مثال ساده ای عرض کنم: اگر ما کجاوه ای داشته باشیم و حیوان هایی، خورجین هایی که روی این حیوان ها می گذارند؛ باید تعادلشان برقرار باشد. نمی شود یک طرف پر باشد و طرف دیگر خالی. انسان در وجود خودش خانه خالی زیاد دارد. در دل انسان جای خیلی چیزها هست. هر احتیاجی که برآورده نشود؛ روح انسان را مضطرب و نامتعادل می کند. اگر انسان بخواهد در تمام عمر به عبادت بپردازد و حاجت های دیگر خود را بر نیاورد؛ همان حاجت ها او را ناراحت می کند. عکس مطلب هم این است که اگر انسان همیشه دنبال مادیات برود و وقتی برای معنویات نگذارد؛ باز همیشه روح و روان او ناراحت است.
نهرو مردی است که از سنین جوانی لامذهب شده است. در اواخر عمر یک تغییر حالی در او پیدا شده بود. خودش می گوید: من، هم در روح خودم و هم در جهان یک خلائی را، یک جای خالی را احساس می کنم که هیچ چیز نمی تواند آن را پر کند؛ مگر یک معنویتی. و این اضطرابی که در جهان پیدا شده است، علتش این است که نیروهای معنوی جهان تضعیف شده است. این بی تعادلی در جهان، از همین است. [ مجموعه آثاراستاد شهید مطهری، ج 21، ص 196-195. ]
ما گمان می کنیم که عبادت، فقط در گوشه ای نشستن و نماز و دعا خواندن است. حال آن که هر عملی از ما که در راستای جلب رضایت خدا و با یاد او صورت بگیرد؛ عبادت محسوب می شود. شما وقتی در انفاق، خدمت به دیگران قصد قربت داشته باشید؛ در حال عبادت می باشید.
به چه انگیزه ای خدا را بپرستیم؟
«امیر مؤمنان علیه السّلام فرمود: گروهی در عبادت، به انگیزه دستیابی به منافع اخروی و بهشت، خدا را می پرستند که این رقم عبادت، عبادت تجار و بازرگانان است که هدف، سودجوئی است. گروهی دیگر به انگیزه ترس از عذاب و جهنم، خدا را عبادت می کنند؛ این هم عبادت بردگان است. گروهی هم به انگیزه شکر و سپاس از نعمت های فراوان خداوندی، عبادت خود را انجام می دهند و این عبادت آزاد مردان است.[ بحار الأنوار، ج 67، ص 196. ]
بر اساس فرمایش علی بن ابی طالب علیه السّلام سه هدف و انگیزه در عبادت خداوند وجود دارد. 1- رسیدن به بهشت و رضوان الاهی. 2- دوری و اجتناب از جهنم. 3- سپاس از خداوند. چون خداوند لایق پرستش است.
اگر یک وعده مهمان کسی باشید، یا پزشکی، بیمار شما را از مرگ نجات دهد، تا آخر عمر خود را مدیون میزبان و پزشک، دانسته و هر وقت ایشان را ببینید؛ کرنش کرده و تشکر می نمایید. بندگان، در تمام لحظات بر سر سفره خداوند نشسته اند. هر چه دارند از خداست. وجود، سرمایه، امنیت، سلامتی، خوراک، پوشاک و غیره همه را خداوند ارزانی کرده است. آیا تشکر از چنین شخصیت کریمی، لازم و واجب نیست. کریمی که هر چه عنایت کرده، بی منّت است. پزشک از شما توقع پول دارد، میزبان بشری، معمولا انتظار جبران دارد. ولی خداوند تمام نعمت ها را به انسان داده و توقع جبران ندارد. حال عقل بشر دستور به تشکر از چنین خدایی نمی دهد؟
شما به هر انگیزه ای که تشکر کنید؛ می شود عبادت. چون بشر در تشکر از انسان ها نیازی به آموزش ندارد؛ ولی در تشکر از خدا نمی داند که چگونه تشکر کند که لایق ایشان باشد، نیاز به آموزش دارد.
به همین دلیل خداوند انبیا را فرستاده تا راه هدایت بشر و نحوه پرستش خدا را به آن ها آموزش دهند. پس هدف از عبادت، برطرف کردن نیازمندی های خداوند نیست؛ چرا که او وجودی نامحدود، نامتناهی و پیراسته از هر گونه نقص و نیاز و غنی مطلق است.پس احتیاجی به پرستش ما ندارد.
در قرآن کریم آمده است: «اگر شما و همه مردم روی زمین کافر شوید؛ خدا بی نیاز و درخور ستایش است» (ابراهیم، 8) «زیرا هر که خدا را سپاس گوید به سود خود سپاس گفته، و هر که ناسپاسی کند، خدا بی نیاز و ستودنی است»(لقمان، 12)
هدف از پرستش، تکامل خود ماست و عبادت، وسیله تکامل و سعادت ما محسوب می شود. عبادت غذای روح و طعام، مایه قوام جسم است. لذا خداوند در آیات متعددی از باب لطف و رحمتش، دستور عبادت به انسان را داده است. «این است پروردگار شما! هیچ معبودی جز او نیست. آفریدگار همه چیز است، او را بپرستید و او نگهبان و مدبر همه موجودات است»(انعام، 102) در برخی دیگر از آیات به این موضوع اشاره شده است: رعد، 36؛ یس، 22؛ زمر،11؛ اسرأ،24؛ آل عمران 64و...
با عبادت به کجا برسیم؟
خداوندی که خالق تمام جهان و حتی بشر است؛ نیازی به بشر و عبادتش ندارد. زیرا بشر عبادت کند یا نکند، خدا هست و دنیا و تمام مخلوقاتش موجودند. ولی اگر بشر عبادت کرد -نه فقط نماز و روزه، زیرا تمام افعال ما که بر اساس اطاعت از خدا باشد، عبادت است- اولا در دنیا سعادت مند شده، از زندگی در دنیا و همنشینی با مؤمنین لذت می برد، حیات و ممات او دارای انگیزه می شود.
ثانیا در آخرت هم سعادتمند می شود. کسی که در دنیا، لاابالی است، هر روز به فکر خودکشی است و در زندگی بی هدف است. لذا هر روز خسته تر از روز دیگر است. ولی انسان مؤمن به دلیل انگیزه الاهی که دارد؛ هر روز شادتر از روز دیگر و فعالتر از روزهای گذشته است و در صدد جلب رضایت خداوند است.
ثالثا با عبادت به کمال مطلق(خداوند متعال) و رضوان او می رسیم که از هر چیزی زیباتر و شیرین تر است.
چه کنیم تا عبادت ما برای خدا باشد نه برای حب ذاتمان؟
اگر عبادت ما برای دریافت مزد(بهشت) و ترس از جهنم نباشد؛ می شود عبادت برای خدا. سعی کنیم در انجام عبادت به فرمایش امیر المؤمنین علیه السلام شبیه تاجران و بردگان خدا را عبادت نکنیم بلکه بخاطر تشکر از نعمت هایش و این که کمال مطلق است و لایق پرستش است او را عبادت کنیم.
بلا تشبیه، والدین به ما کمک مالی کنند یا نکنند؛ لایق احترامند. از احترام ما تشکر کنند یا نکنند؛ لایق احترام هستند. به ما محبت کنند یا نکنند، لایق احترامند. انسان به پدر احترام می گذارد به قصد رسیدن به ارث یا ترس از محروم شدن از ارث و یا چون لایق احترام است. معلوم است که گزینه آخری کاملتر است. خداوندی که صاحب کون و مکان و رازق مادی و معنوی ماست، لیاقت پرستش ندارد؟
وقتی عبادت، واقعی شد یعنی خدا را بخاطر خدائیتش بپرستیم؛ می فهمیم که اگر خداوند به ما بهشت رضوان و دوری از جهنم را عطا می کند؛ این ریشه در فضل الاهی دارد. زیرا با عبادت و اعمال نیک (روزه و نماز و. ..) ما مستحق چیزی نمی شویم. از خدا طلبی نداریم. زیرا هر کار خیری که انجام داده ایم؛ با سرمایه خداست.
مثلا اگر انفاق کردیم؛ سرمایه اش، متعلق به خداست. وجودمان هم متعلق به خداست. عقل سالم و بدن سالم را خدا به ما داده است. پس با سرمایه خدا کار خیر انجام دادیم؛ چه توقعی داریم؟
اگر با وسیله نقلیه فردی، صاحب ماشین را جابجا کنید؛ نمی توانید بابت حمل و نقل منت بگذارید. بابت وقتتان می توانید منت بگذارید. یا فرزندی که با سرمایه پدر، سرمایه گزاری نماید؛ اگر پدر به ایشان چیزی داد، لطف کرده است. زیرا ایشان فقط می تواند مزد کارش را مطالبه کند؛ نه سرمایه را. گرچه پدر مالک صد درصد فرزند نیست. ولی خداوند مالک صد درصد بندگان و اموال در دستشان هست. وقتی عبادت به طمع چیزی نبود؛ دیگر عبادت و کارهای خیر خود را هیچ شمرده و همیشه در مقابل خداوند احساس شرمندگی می کنیم. دیگر نماز و روزه خود را به رخ خدا نمی کشیم. زیرا که عبادت یک وظیفه و تکلیف عقلی است. پدر و مادری که به فرزند خردسال خود کمک می کنند؛ تا سالم بماند و در برابر مرض، سرما و گرما از ایشان محافظت می کنند؛ آیا از فرزندشان انتظار چیزی را دارند؟ خیر. بلکه خود را در مقابل حفاظت از کودک، مسئول می دانند.
ما اگر خود را در برابر هستی دهنده، خالق و آفرینند و روزی دهنده، مسئول بدانیم؛ دیگر از عبادت خسته نمی شویم و عبادتمان را هم به رخ خداوند نمی کشیم. مثل مادری که شب تا صبح، کنار بستر کودک بیمار دو ساله اش می نشیند؛ بدون آن که خسته شود. این کار را به عنوان یک وظیفه مادری انجام می دهد. ما بندگان هم در مقابل خدا وظیفه پرستش و جلب رضایت او را داریم. وظیفه هر بنده ای اطاعت از فرامین مولا و کسب رضایت اوست. این همان عبادت و پرستش است.
====
[align=CENTER]حالا با این حرفا اگه هر هدفی داشته باشین باید به این هدف که رضایت خدا هست خودمونو نزدیک کنیم. اول به خودم میگم بعد به دوستان حودم.
[align=CENTER]در پناه خدا
ممنون از ایجاد این موضوع ...
من به شخصه خودم
- اولا به عبادت به عنوان یک شکرگزاری به درگاه خداوند نگاه می کنم .
خداوند این همه نعمت در اختیار ما گذاشته ، اعمالی هم خواسته ... پس باید به عنوان تشکر هم شده انجام بدیم .
- دوم اینکه خداوندی که ما رو آفریده از ما این عبودیت و اعمال رو خواسته .به خیر و شر ما آگاه بوده ، پس دستور داده ما هم باید تابع باشیم .
اینها همه اخرش آدم رو میرسونه به عبودیت . یعنی ارتباط "بنده و صاحب "
یعنی هرچی خداوند گفته ، بگیم چشم !
خود خداوند هم گفته شما رو بابت عبودیت خلق کردم .
این گردن گذاشتن به حکم خداوند به نظر من اصل عبودیت هست . انجام اعمال هم در راستای همون هست .
حالا عبودیت وظیفه ما هست ! اینکه خداوند برایش هدیه هم در نظر گرفته برای من عجیبه !
پ.ن
حس خیلی خوبی داشت ...
بسم الله الرحمن الرحیم
تا نشی کامل مکن کامل کسی
چون تو کامل نیستی دلواپسی
(۳/بهمن/۹۲ ۱۳:۰۲)Bahar نوشته است: [ -> ]به نام خدا
سلام
ببخشید دو سوال: چطور ما میتونیم به این دید برسیم؟؟
یعنی خدا را نه از روی ترس و نه برای رسیدن به بهشت،بلکه فقط فقط برای خودش و بندگی عبادت کنیم و گناه نکنیم؟؟
و دیگه اینکه از کجا متوجه بشیم الان چه دیدی داریم،آیا از رو بندگی ،ترس یا...؟؟
سلام ، وقتی برای خدا ، حقش ، احساسات و نظرش ارزش قایل بشیم امورمون رو بر اساس خدا و نظر ایشون انجام میدیم.
تو خودتون باید نظر کنید ببینید وقتی به عقبی فکر می کنید تو چه حالتی هستید ، تو بهشت خودتون رو تصور می کنید ، تو جهنم یا خدای راضی رو می بینید.
خداوند خیر بده به آقای عزتی برای این تاپیک ، یک سوالی هست چند وقته ذهنمو درگیر کرده ، از وقتی همون حدیث حضرت علی (علیه السلام) رو خوندم ...
منکه خدا رو برای هر سه مورد عبادت می کنم تکلیفم چیه؟
هم میخوام ایشونو راضی کنم ، هم به نرسیدن هام برسم هم از عذاب در امان بمونم.
ممنون.
یاعلی.
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
خیلی بحث عالیست در مبحث محبت خدا به این امر پرداخته شده است و یکم فراتر از ان توضیح داده شده است
نقل قول:خداوند بندگاني دارد که محبتشان نسبت به خدا فوق درک ماست. درباره حضرت شعيب علی نبیناوآله وعلیه السلام نقل شده است که سالهايي طولاني گريه کرد تا چشمهايش نابينا شد. خداي متعال دوباره چشمهايش را به او برگرداند. باز سالها گريه کرد تا دوباره چشمش نابينا شد. باز خداي متعال چشمهايش را به او برگرداند. باز سالياني گريه کرد.
خداوند به او وحي کرد:[3] اگر از ترس جهنم گريه ميکني، من جهنم را بر تو حرام ميکنم. اگر آرزوي بهشت داري، من بهشت را در اختيار تو گذاشتم. ديگر چه میخواهی؟ عرض کرد: خدايا! تو ميداني گریه من، نه از ترس جهنم است و نه به خاطر رسیدن به بهشت، من تو را دوست دارم و خواستار لقاي تو هستم؛ من میخواهم به تو نزدیک شوم.
البته این محبت مراتب دارد که برای دستیابی به ان راههایی که با تلاش در ان میشود در اینراه قدم برداشت
که راههای انرا در همون مبحث توضیح داده شده است.
یا علی.
به نام خدا
سلام ممنون آقای عزتی بابت بحث باارزشتون ،
خیلی دوست دارم تو بحث ها شرکت کنم ولی متاسفانه مشغله کاری این توفق رو ازم سلب می کنه ، دیگه با فراخوانی که دادید بی ادبی بود این مورد رو بی جواب بذارم ( هر چند دلم هم می خواست چون بحث خیلی خوبیه )
من پست ها رو کامل نخوندم اما راستش من هیچ وقت به بهشت فکر نکردم اصلا تو ذهنم نمی تونم واسش تصور بسازم ، اما از اون بدتر اینه که درباره جهنم هم فکر نکردم ! اما از خدا تصوری تو ذهنم دارم که دوست ندارم ناراحت بشه ، وقتی یه کار بد میکنم اینکه که بدونم الان داره غصه می خوره عصبی می شم . اما نمی دونم چرا وقتی کار خوبی انجام می دم (منظورم واجبات نیست ) اصلا تصوری برای خوشحالی خدا ندارم پیش خودم .. با همه این توصیفات مطمئنا برای انجام واجبات عادت هم چاشنی اعمال روزانه من هست .
من عاشق بندگی امام علی (علیه السلام) هستم ، بندگیش فوق العاده است ، گاهی به نظرم می آد خدا با وجود امام علی (علیه السلام) یکی مثل ما رو میخواد چه کار ؟؟! ( از اون حرف ها بودها !! )
یا علی (علیه السلام)
هدف از عبادت همون هدف از حیاته، یعنی رسیدن به هدف والا(به قول جومونگ

) که براش خلق شدیم
به قول حاج اقا قرائتی ، خلقت برای عبادت ، عبادت برای تقوا ، تقوا برای فلاح
حالا برداشت رفتن بهشت یا نرفتن جهنم یا ترس از خدا یا شوق به خدا یا... میتونه باشه ، مهم اینه که فراتر از فکر و مصداقی که تو ذهنمون هست برای رسیدن به هدف خلقتمون عبادت کنیم . این هدف هرچی که هست من با ذهن انسانی سر در نمیارم ولی آیات الهی منو به سمتش میکشونه
بانام ویادخداباسپاس ازبانی تاپیک وهمه ی شمابزرگواران که مطالبی قابل تامل وآموزنده رامیگذارید عمرتان فی سبیل الله باشدبه برکت صلواتی برمحمد وآل محمد......امام سجاد(علیه السلام)فرمودند:هرکس به واجبات خودعمل کند ازعابدترین مردم است