شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
بسم الله الرحمن الرحیم
همون طوری که میدونیم یکی از راه های تدبر در قرآن کریم واژه شناسی الفاظ قرآن هستش
واینکه زبان شیوای عربی هم از زبان هایی هست که برای هر اسم در حالات و شرایط مختلف یه واژه اختصاص داده شده(انا انزلنا قرآنا عربیا لعلکم تعقلون)
خب در این تاپیک قصد داریم واژه عام گناه رو که در الفاظ گوناگون در قرآن آمده رو به طور مختصر در موردشون توضیح بدیم ویه بررسی لغوی داشته باشیم
گناه در لغت به معنی هرکار خلافی است که بر طبق موازین عقل و شرع و قانون و... نباشه اما در نگاه دین گناه به هر فعل و قولی که اوامر و نواهی خداوند سبحان مخالف باشد و نوعی سرپیچی محسوب شود گناه نامیده می شود
در قرآن 20 واژه به طور اختصاص در برگیرنده این واژه عام فارسی یعنی گناه هست که به مرور زمان به بررسی هرکدوم می پردازیم. این اسامی عبارتند از:
[b]اثم،ثقل،جرم،جناح،حرام،حنث،حوب،خبط،خطیئه،ذنب،سوء،شرّ،فاحشه،فجور،فساد،فسق،لمم،معصیت،منکر،وزر[/b]
لازم به ذکر است که این نوشته جات به کمک کتاب گناه شناسی است
خیلی عالیه این بحث
لطفا تخصصی دنبالش کنید
من چند وقت پیش به یکی از دوستان گفتم که متاسفانه دنبالش نکردند
إثم:
مرحوم راغب در مفردات می نویسد "اثم" برای کار هایی بکار برده می شود که انسان را از ثواب عقب می اندازد
یسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ ۖ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا ۗ وَيَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ ۗ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ اللَّـهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ (219 بقره)
مرحوم راغب در مورد این آیه می فرمایند در استفاده از خمر و میسر کندی وعقب افتادگی از خوبی ها و ارزش ها وجود دارد.
در قاموس قرآن معنی "اثم" ضرر است اما ضرر قابل توجهی که نمی توان آن را در نظر نگرفت.
آثم به معنی گناهکار وضرر افتاده است
وَإِن كُنتُمْ عَلَىٰ سَفَرٍ وَلَمْ تَجِدُوا كَاتِبًا فَرِهَانٌ مَّقْبُوضَةٌ ۖ فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُم بَعْضًا فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمَانَتَهُ وَلْيَتَّقِ اللَّـهَ رَبَّهُ ۗ وَلَا تَكْتُمُوا الشَّهَادَةَ ۚ وَمَن يَكْتُمْهَا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ ۗ وَاللَّـهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ (بقره 283)
جرم:
مرحوم طبرسی گناه را جُرم یا جَرم گفته است چون کار یا عمل واجب الوصل را قطع میکند به عبارتی هر کاری یا هرچیزی که باعث بریده شدن وقطع دل، روان وخاطر انسان از یاد خداوند سبحان شود جرم نامیده می شود
قرشی در قاموس قرآن می گوید گناه را به این علت جرم گفته اند که شخص را از رحمت وسعادت خداوند جدا می کند وگناه کار به این علت مجرم است که خود را از عمل صالح وراه صحیح انسانیت جدا میکند.
[b]یا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللَّـهِ وَلَا الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلَا الْهَدْيَ وَلَا الْقَلَائِدَ وَلَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّن رَّبِّهِمْ وَرِضْوَانًا ۚ وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُوا ۚ وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَن صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَن تَعْتَدُوا ۘ وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَىٰ ۖ وَلَا تَعَاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ ۚ وَاتَّقُوا اللَّـهَ ۖ إِنَّ اللَّـهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ(مائده2)
ای کسانی که ایمان اوردید حرمت شعائر خدا وماه حرام و قربانی بی نشان وقربانی های گردنبنددار وراهیان بیت الحرام را که فضل وخشنودی پروردگار خود را می طلبند ، نگه دارید و چون از احرام بیرون آمدید [می توانید] شکار کنید والبته نباید کینه توزی گروهی که شما را از مسجد الحرام باز داشته اند ، شمارا تعدی وا دارد ودر نیکوکاری و پرهیزگاری با یکدیگر همکاری کنید ودر گناه و تعدی دستیار هم نشوید واز خدا پروا کنید که خدا سخت کیفر است
در زبان اعراب وقتی فردی ، از شخصیتی که دارد فرود می آید و در ورطه بی شخصیتی قرار میگیرد این کلمه برای استعمال می شود!!!
جناح:
مرحوم راغب جناح را میل از حق دانسته اندو فرموده اند جناح به گناهی گفته می شود که انسان می تواند آن را به گردن دیگری بیندازد
إلّا أن تکون تجارة حاضرة تدیرونها بینکم علیکم جناح ألّا تکتبوها وأشهدوا إذا تبایعتم...(282بقره)
مگر آنکه داد و ستدی نقدی باشد که آن را میان خود (دست به دست) برگزار میکنید در این صورت بر شما گناهی نیست که آن را ننویسی و(در هر حال) هر گاه داد و ستد کردید گواه بگیرید
_لغت شناسان اصل و ریشه کلمه جناح به معنی بال دانسته اند
واحفض لهما جناح الذل من الرحمة وقل ربّ ارحمهما کما ربّیانی ضغیرا(24 اسراء)
و از سر مهربانی بال فروتنی برآن ها بگستر و بگو پروردگارا آن دو را رحمت کن چنانکه کرا در خردی پروردند
_صاحبان تفاسر عرفانی می فرمایند گناه را جناح می گویند چون بال پرواز معنوی انسان را می شکند و هر گناه سدّ برای ارتقای معنوی انسان است
[/b]
حرام:
در مفردات راغب حرام به معنی ممنوع و در کتاب صحاح و الاقرب به معنی ضد هلاک آمده است
وَلَا تَقُولُوا لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَـٰذَا حَلَالٌ وَهَـٰذَا حَرَامٌ لِّتَفْتَرُوا عَلَى اللَّـهِ الْكَذِبَ ۚ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّـهِ الْكَذِبَ لَا يُفْلِحُونَ(نحل/116)
و برای آنچه زبان شما به دروغ می پردازد مگویید این ح حلال است و آن حرام تا بر خدا دروغ ببندید زیرا کسانی که بر خدا دروغ میبندند رستگار نمی شوند
طبق آیات و روایات چهار نوع حرام و به تبع آن حلال داریم:
حرام تکلیفی
یعنی خداوند سبحان به صراحت تکلیفی را ممنوع می کند[/b]
[b]الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا ۗ وَأَحَلَّ اللَّـهُ الْبَيْعَ وَ حَرَّمَ الرِّبَا ۚ فَمَن جَاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَانتَهَىٰ فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللَّـهِ ۖ وَمَنْ عَادَ فَأُولَـٰئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ(بقره/257)
کسانی که ربا میخورند از گور بر نمیخیزند مگر مانند کسی که شیطان بر اثر تماس آشفته سرش کرده است این بدان سبب است که انان گفتند داد و ستد صرفا مانند رباست و حال آنکه خدا داد و ستد را حلال وربا را حرام کرده است پس هرکس اندرزی از جانب پروردگارش بدو رسید [از ربا خواری] باز ایستاد آنچه گذشته از آن اوست وکارش به خدا واگذار می شود و کسانی که [به رباخواری] باز گردند آنان اهل آتش اند و در آن ماندگار خواهند بود
باز داشتن قهری
لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللَّـهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَمَ ۖ وَقَالَ الْمَسِيحُ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اعْبُدُوا اللَّـهَ رَبِّي وَرَبَّكُمْ ۖ إِنَّهُ مَن يُشْرِكْ بِاللَّـهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللَّـهُ عَلَيْهِ الْجَنَّةَ وَمَأْوَاهُ النَّارُ ۖ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ أَنصَارٍ(مائده/72)
کسانی که گفتند خدا همان مسیح پسر مریم است قطعا کافر شده اند وحال انکه مسیح می گفت ای فرزندان اسرائیل پروردگار من و پروردگار خود را بپرستید که هرکس به خدا شرک ورزد قطعا خداوند بهشت را بر او حرام ساخته و جایگاهش آتش است و برای ستمکاران یاوری نیست
تسخیر و اعمال قدرت خداوند
وَحَرَّمْنَا عَلَيْهِ الْمَرَاضِعَ مِن قَبْلُ فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَىٰ أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ وَهُمْ لَهُ نَاصِحُونَ(قصص/12)
واز پیش شیر دایه ها را بر او حرام گردانیده بودیم پس [خواهرش آمد و] گفت آیا شما را بر خانواده ای راهنمایی کنم که برای شما از وی سرپرستی کنند و خیرخواه او باشد؟
تحریم طبیعی
حَرَامٌ عَلَىٰ قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا أَنَّهُمْ لَا يَرْجِعُونَ(انبیاء/95)
وبر [مردم] شهری که آن را هلاک کردیم بازگشتشان [به دنیا] حرام است
حنث:
مرحوم راغب در مفردات می فرماید سوگند دروغی که با علم به دروغ بودن آن انجام می شود وبا گناه همراه شود خنث نامیده می شود
وَكَانُوا يُصِرُّونَ عَلَى الْحِنثِ الْعَظِيمِ (واقعه/46)
گناه بزرگی که با تشویق و اصرار دیگری انجام شود
طبرسی جنث را نقض عهد نقل میکند و در قاموس قرآن شکستن قسم و میل به باطل معنی شده است
حوب:
حوب به معنی گناهی است که دارای تاثیر بسیار سخت و سنگین می باشد
1- توفیق توبه را از انسان سلب می کند
2-آه نفرین مظلوم را بدنبال دارد
[b]وَآتُوا الْيَتَامَىٰ أَمْوَالَهُمْ ۖ وَلَا تَتَبَدَّلُوا الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ ۖ وَلَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَهُمْ إِلَىٰ أَمْوَالِكُمْ ۚ إِنَّهُ كَانَ حُوبًا كَبِيرًا(نساء/2)
واموال یتیمان را به آنان باز دهید [مال] پاک [و مرغوب آنان] را با [مال] ناپاک [خود] عوض نکنید؛ واموال آنان را با اموال خود مخورید که این گناهی بزرگ است
حوب به معنی حاجت و نیاز هم می باشد رسول اکرم می فرمایند:
اللهم الیک أرفع حوبتی
خدایا من به طرف تو حاجت و گناهم را آورده ام تا مرا ببخشی
[/b]
(الفایق فی غریب الحدیث ج1ص286)
این کلمه فقط یک بار در قرآن آمده است.
خبط
خبط در قاموس قرآن اینچنین معنی شده است:ضرب شدید
راغب خبط را به معنای همواره زدن(زدن پشت سرهم) در نظر گرفته است
در مجمع البحرین خبط شجر به معنای آن است که درخت را با عصا ویا چوب دستی طوری بزنندکه برگ هایش بریزد
ازمجموع نظرات قرآن پژوهان نتیجه می شود که خبط به گناه و اشتباهی گفته می شود که شخص با دستان خودش ضربه شدید به احساس و شخصیت و زندگی خودش بزند حتی ممکن است از نتایج ان آگاه نباشدضربه ای که آثار آن فقط یک بار دامن انسان را نمیگیرد و به مدت طولانی وحتی تا پایان عمر ونسل های بعدی نیز ادامه می یابد
[b]الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ۚ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوا إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا ۗ وَأَحَلَّ اللَّـهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا ۚ فَمَن جَاءَهُ مَوْعِظَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَانتَهَىٰ فَلَهُ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُ إِلَى اللَّـهِ ۖ وَمَنْ عَادَ فَأُولَـٰئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ(بقره/275)
کسانی که ربا میخوند [از گور] بر نمیخیزند مگر اینکه مانندبرخاستن کسی که شیطان بر اسا تماس،آشفته سرش کرده است تین بدان سبب است که آن ها گفتند داداپ و ستد صرفا مانند رباست و حال آنکه خدا داد وستد را حلال و ربا را حرام گردانیده است پس هرکس اندرزی از جانب پروردگارش بدو رسید و [از ربا خواری] باز ایستادآنچه گذشته از آن اوست وکارش به خدا واگذار می شود و کسانی که به [ربا خواری]باز گردند آنان اهل آتش اند و در آن ماندگار خواهند بود.
این کلمه نیز در قران فقط یک بار آمده است
خطیئه:
خطا به معنی اشتباه است!
[b]وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلَاقٍ ۖ نَّحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُمْ ۚ إِنَّ قَتْلَهُمْ كَانَ خِطْئًا كَبِيرًا(اسراء/31)
واز بیم تنگدستی فرزندان خود را مکشید ماییم که به انها و شما روزی می بخشیم آری کشتن آنان همواره خطایی بزرگ است[/b]
در قرآن درفقط در مورد خداوند سبحان کلمه اکبَر و اَخیَر استعمال شده است وبرای غیر خدا کلمه کبیر و خِیر ذکر می گردد در این آیه کلکه کبیر به معنای آن است که چیزی بالاتر از ان قرار ندارد
در قاموس قران خطیئه به معنای گناه عمدی آمده است و در قؤان همه گناهانی که نحوی تعمد در آن باشد به معنای خطأ یا خطئ یا خطیئه معرفی شده است
بَلَىٰ مَن كَسَبَ سَيِّئَةً وَأَحَاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ فَأُولَـٰئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ ۖ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ(بقره/81)
آری کسی که بدی بدست آورد و گناهش او را در میان گیرد پس چنین کسانی اهل آتش اند و در آن ماندگار خواهند بود
انواع اشتباه در قرآن و روایات:
1- کار ناشایست از روی عمد و بی اعتنایی انجام دادن:
[b]وَلَا تَقْتُلُوا أَوْلَادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلَاقٍ ۖ نَّحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِيَّاكُمْ ۚ إِنَّ قَتْلَهُمْ كَانَ خِطْئًا كَبِيرًا(اسراء/31)
واز بیم تنگدستی فرزندان خود را مکشید ماییم که به انها و شما روزی می بخشیم آری کشتن آنان همواره خطایی بزرگ است
2-به معنای اینکه کار شایسته ای اراده شود ولی خلاف آن واقع شودمثل کسی که قصد شکار حیوانی دارد اما اشتباهی انسانی را میکشد!
[b]مَا كَانَ لِمُؤْمِنٍ أَن يَقْتُلَ مُؤْمِنًا إِلَّا خَطَأً ۚ وَمَن قَتَلَ مُؤْمِنًا خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُّؤْمِنَةٍ وَدِيَةٌ مُّسَلَّمَةٌ إِلَىٰ أَهْلِهِ إِلَّا أَن يَصَّدَّقُوا
وهیچ مومنی را شایسته نیست که مومنی را جز به اشتباه بکشدو هرکس مومنی را به اشتباه کشت باید بنده مومنی را آزد کند و به خانواده او خونبها پرداخت کند