"بسم الله الرحمن الرحیم"
گرد و غبار غم ، زده خیمه به سینه ام
من زائر قبور خراب مدینه ام
آنجا که گریه ها همه خاموش و بی صداست
هرکس بمیرد از غم آن سرزمین رواست
بانام ویادخدای بزرگ ومهربان.تمام غربت مدینه به اعتقادبنده ازدم دمای غروب نزدیک اذان مغرب شروع میشه وقتی که تاریکی وسکوت همه ی قبرستان بقیع رادربرمیگیره وقتی که دلت میگیره وپشت په پنجره های بقیع برای عرض ارادت می ایستی وبرای خالی شدن عقده های دلت اشکت جاری میشودولی توراازکنارقبرستان بقیع دورمیکننددرآن تاریکی نوری نیست وآثاری ازقبورامامان بزرگوارمان نمیبینی.......وازهمه بدترزمانی است که بانگ اذان رامیشنوی ولی صدای اشهدان علی ولی الله رانمیشنوی....چقدرغریب اندخاندان آل رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)....ازغریبی مادری که سیلی خورد وپهلویش شکست بگویم وبنویسم یا غربت علی(علیه السلام)که شبانه زهرا(سلام الله علیها)رادفن کردیاازغربت 4امام بزرگوارمدفون درقبرستان بقیع بگویم.......به خاطردارم درکنارقبرستان بقیع ایستاده بودم درآن قسمت حس وحال عجیبی داشتم وناخوداگاه یادآقاماه بنی هاشم حضرت ابالفضل العباس(علیه السلام)افتادم وآنجابودکه حس کردم شایدنزدیک قبرمطهرمادرام البنین هستم........صلواتی هدیه میکنیم به حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)وآل محمدوصلواتی دیگرهدیه به امامان بزرگواردرقبرستان بقیع
خواستم از غروبهای مدینه بگم اومدم دیدم قبل از من دوست گل و همدلم از این غم گفته..
.
.
امان از غروب مدینه و غربتش...
امان از دل آقامون اون لحظه ها......
تو درک من که نمیگنجه!!!
منی که خودم هم خیلی وقتها باعث غم آقام هستم
اما
.
.
غروب جمعه اش دلم رو آتیش زد
جمعه غروب پشت دیوار بقیع برام شد : " آنچه گذشت"
غم مدینه
غم کوفه
غم کربلا
غم کاظمین
غم سامرا
غم.......................
.
.
شد غم همه عالم
وقتی داشتم با گریه میگفتم :
"اللهم عجل لولیک الفرج" اومدن از پشت دیوار بقیع دورم کردن
اومدن دورم کردن
اومدن دورم کردن
چراااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چون صدای الله اکبر اذان از حرم حضرت رسول (صلی الله علیه واله) اومد و وقت نماز بود!!!!!!!!!!
.
.
آخه چه نمازی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اَینَ مُعِزَّ الاَولِیَاءِ وَ مُذِلُّ الاَعدَاء
زنگ زدم حال یکی از دوستان رو بپرسم که کسالت زیاد داره و چند روزی هست از بیمارستان مرخص شده..
گفتند تو بستر خوابیده و نمیتونه از جاش بلند بشه..
گفتند دعاش کنید ، هم خیلی سختی میکشه هم بچه هاش خیلی ناراحت هستند
گفتند مادر چراغ خونه ست و وقتی بیمار توی بستر افتاده باشه بچه هاش...
.
.
یاد این روزهای مادر پهلو شکسته افتادم و فرزندانی که دور بستر مادر بودند...
امشب بیایید ای رفیقان جمع گردیم
در این شب تاریک مثل شمع گردیم
.
.
.
امشب غریبی از خدا خواهان صبر است
با دست لرزان در پی تجهیز قبر است
.
.
.
یازهرا...
به نام خدا
مادرجان
بانوی مهربانم
درکجای این قبرستان تاریک به خاک سپرده شده ای
اصلا درقبرستان بقیع هستی
یادرجوارقبرمطهرپدربزرگوارتان
مادرمهربانم
مادرانتظارآقایی هستیم که بیایدوخبرازقبرمخفی
شمابدهد
ایام شادی است
و
سال روزولادت شمانزدیک است
مادرجان امیدوارم ازمن راضی باشی
مادرجان قدومت مبارک وگل باران
اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم وسهل مخرجهم![[تصویر: 162141657315612230922071547224728233121225.jpg]](http://voafg.persiangig.com/image/saqalain/Monasebatha/takhrib%20baghia/162141657315612230922071547224728233121225.jpg)