تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: خلاصه کتاب قدرت زمان#برایان تریسی*//بحث و گفتگو\\*
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
بسم الله

سلام دوباره

منتظر انتقادات بودم پس چی شد؟
3
فصل اول
روانشناسی در مدیریت زمان 3

12 اصل مطمئن برای دست یابی به حداکثر عملکرد :

1
) مدیریت زمان کمک می کند ارزش بیشتری برای کاری که انجام می دهید قائل شوید؛
2) با کار و پول دریافتی یا سود معنوی دریافتی ارتباط مستقیم دارد؛
3) شما یک کارخانه اید، ورودی ها = کار + پول + منابع + زمان / فرآیند تولید = پردازش فرد / فرآورده = عملکرد
هدف اصلی = افزایش کمیت و کیفیت فرآورده ها
عملکرد های مهم بر نتایج و عملکردهای ضعیف و متوسط بر داده ها تمرکز دارند.
4) استفاده ی موثرتر از زمان ==» کمیت و کیفیت بهتر و برتر
5) زمان = نایاب ترین منبع + غیر قابل جایگزینی + کشش ناپذیر + اجتناب ناپذیر
6) بکاربردن تکنیک ها در مدیریت زمان سبب می شود قضاوت و بینش، اعتماد به نفس و انضباط شخصی رشد کند. این ها ویژگی های رهبر هستند.
7) مدیریت زمان سریع ترین ومطمئن ترین راه برای رسیدن به استقلال مالی
8) مدیریت زمان ==» فعالیت هوشمندانه (نه الزاما سخت تر)
9) مدیریت زمان مناسب ==» انرژی و اشتیاق مثبت بیشتر ==» کار بیشتر + اعتماد به نفس بالاتر
10) مدیریت زمان ==» شکست ناپذیری
11) مدیریت زمان ==» کار بیشتر «==» انگیزه بیشتر
12) اکنون و این لحظه تمام زمانیست که در اختیار دارید اگر دقیقه به دقیقه را مدیریت کنید ساعت ها و روزها از خود مراقبت خواهند کرد. ----» مهر ضمانت برای هدف، قدرت، تسلط و ...

7 اصل قدرت زمان
1) تصور همواره ی فردی که می خواهید باشید

2) برای ایجاد یک مهارت جدید 21 روز تمرین کنید
3) به خود و سپس به دیگران قول دهید به فرد کارآمدتر و ثمربخش تری تبدیل شوید
4) موردی شروع کنید (یک فعالیت که مدیریت زمان ضعیف از انجامش جلوگیری می کند)
5) با قدرت استارت بزنید و محکم تمرین کنید (بهانه تراشی نکنید)
6) آزمون و خطا نه --» آزمون و موفقیت
از شکست ها پل هایی برای موفقیت بسازید دلایل مختلف را تحلیل کنید و از بیرون نگاه کنید
7) مهمترین اصل : قانون باور ==» باورها به واقعیت تبدیل می شوند / باور کن مدیریت زمان یک مهارت است.

پ.ن: چون متن ها خلاصه های خودمه احتمالا یه جاهایی غیرمفهوم باشه خوشحال میشم اطلاع بدید که توضیح بدم.Smile
پ.ن 2 : این کتاب برای مدیران شرکت ها نوشته شده پس خیلی از نکات شاید برای عموم قابل لمس نباشه کافیه برای زندگی های خودمون یه مثال پیدا کنیم.





بسم الله

نمیدونم کدوم یکی از ناظران عزیز این بلا رو سر تاپیک من آورد ولی کاش حداقل پست اول رو پست خودم میذاشتینDodgy دیدم جز موضوعاتم نیست فکر کردم حذف کردیدش...
جناب عبدالرحمن گرامی من هنوز منتظرم ...
برادر گرامی من چشمام درد می کنه نمی تونم زیاد به مانیتور خیره شم...
نمی خواین نقد کنید بفرمایید منم دیگه پست نذارم...
به نام خدا
ضحی جان یه خرده متنتو درشت تر کنSmile
بعد اینکه شاید الان ایشون نیستن
بذارید بیان نظرشونو میگن
بعد هم شما نکته ها رو بذارید تا کاربران هم ببینن و اگر ایرادی به کتاب دارن ریز به ریز بگن تا ما هم استفاده کنیمSmile

بازم ممنون
یا حق
بسم الله

سلام

درمورد سایز واقعا پوزش نمی دونم چرا بزرگ نمی شن خودم خواستم درست کنم نشد
شما بی زحمت کنترل رو داشته باش دکمه وسط موشموشکت رو بچرخون درست میشهBig Grin
سلام .

جناب عبد الرحمن عزیز روش درست اینه که شما یک کتاب کوچک برایان رو بخونید و نکته های منفی رو از درونش خلاصه وار در بیارید ، تو مرحله بعد بگید ممکنه کتابهای دیگه این آقا چنین نکات منفی داشته باشه و ...

اینکه شما فقط بگید خوندن چنین کتابی درست نیست و بعدش کتاب راز رو مثال بزنید درست نیست .


کلا کتابهای غربی چون با بن مایه لیبرالیسم و خط فکری غربی نوسته شده معمولا میشه توش گذاره های غیر دینی و یا ضد دینی پیدا کرد .
نکته بعدی اینه خوندن یک کتاب به معنای تایید کل اون کتاب یا نویسنده نیست .

پاینده باشی .Smile


بسم الله
4
فصل دوم
تعیین اهداف 1
این قضیه بارها در کلاس های موفقیت(!) اشاره شده است.
از بین اعضای یک جامعه تنها 3% افراد دارای اهداف مشخص و نوشته شده اند و تنها 1% روزانه اهدافشان را بازنویسی می کنند.
* اصلی ترین مهارت در دستیابی به موفقیت تعیین هدف است.

*مواد مورد نیاز برای تعیین اهداف :
یک برگ کاغد، یک عدد خودکار و خودتانBig Grin
نوشتن اهداف سبب می شود ضمیر ناخودآگاه 24 ساعته بر روی آن ها کار کند. که این باعث جذب افراد و فعالیت های کمک کننده می شود.((البته این از اون نکته چیزدارها بودBig Grin))

اصول اساسی تعیین هدف :
1) رویاهای بزرگ در سر داشته باشید(یعنی به کم قانع نشوید...جوری زندگی کن که گویی نمی میری)
2) در زمان حال باشند گویا اتفاق افتاده اند
3) اهداف متعادل باشند (در طی تعیین آنها به سه سوال جواب دهید چی؟ چرا؟ چطور؟)
4) باید درمورد مهمترین هدف قطعی ان تصمیم بگیرید:

درمورد اصل 4 چند سوال اساسی باید از خودتان بپرسید:
1. اگر امروز 1 میلیون دلار داشتید چه می کردید؟ (یعنی اگر از شکست ترسی نداشتید چه می کردید؟البته سوالش همچین جالب نبود:dodgySmile
2. فرض کنید در حال نوشتن زندگی نامتان هستید، دوست داشتید چگونه فردی می بودید؟ (از آخر آن را تصور کنید، اگر از فیلم نامه راضی نبودید آن را پاره کرده و از ابتدا بنویسید.)
3. چه مقدار خواستار هدفتان هستید؟
4. اگر در طول روز فقط یک کار را می توانستید انجام دهید چکار می کردید؟
5. از فهرست مراجعات سریع استفاده کنید.
در عرض 30 ثانیه جواب بدهید که 3 هدف مهم زندگیتان چیست؟
اگر 30 دقیقه یا ساعت هم وقت داشته باشید همین جواب را می دهید!
در حال حاضر 3 دغدغه ی مهم زندگیتان چیست؟
ای سه هدف باید در راستای حل سه دغدغه باشند.
زندگیتان را تحلیل کنید و این سوال را برای تمام مراحل آن بکار ببرید.
6. چه اقدامات مهمی برای رسیدن به مهمترین هدف انجام خواهید داد؟(برنامه؟)
ان شاالله ادامه دارد...
پ.ن : از این فصل کتاب کاربردی تر میشه تو فصل قبلی همونطور که از اسمش پیدا بود بحث درمورد فلسفه ی مدیریت زمان بود.
پ.ن2 : امیدوارم سایز مناسب باشه اگر باز ایرادی هست خوشحال میشم بدونم.



دوستان شرمنده اگر سرعتم کمی زیاده تا آخر این هفته فقط در خدمتتون هستم
بعدش الله اعلم نمی دونم

التماس دعا
بســـــم الله الرحمن الرحیم
سلام
5
فصل دوم
تعیین اهداف 2

*هیچ محدودیتی متصور نشوید...

1. بدون محدودیت در هیچ زمینه ای اهداف 5 سال آینده را یادداشت کنید.
2. اهداف را اولویت بندی کنید. الف/ب/ج/...
3. مهمترین اهداف را انتخاب کنید.
الف1/الف2/...
4. کارها را بطور دقیق برنامه ریزی کنید. لیستی از 10تا12 کار اصلی در جهت تحقق هدف
5. فهرست ها را مرتب کنید 1-2 ساعت زمان برای پیوستن به جماعت 3درصدی

5 تکنیک در راستای شارژتوانایی ها

1. واقعیت بخشی به هدف(تصور نتیجه)
2.ظاهر سازی هدف - طوری عمل کنید که گویی محقق شده ((البته من اصلا با این راحت نیستم احساس می کنم درحال گول زدن خودمم حس بدی میده))
3. مسئولیت نتایج را بپذیرید.(بهانه تراشی و توجیه برای عدم موفقیت نداریم ... از کسی انتظار کمک نداشته باش تا بهت کمک برسه)
4. طوری رفتار کنید که گویی هدفتان بوسیله ی یک نیروی عظیم تضمین شده است. ((البته ما ایرانی ها تو این یه فقره اوستاییمBig Grin / فکر کنم منظورش خدا بودWink))
5. هر روز برای رسیدن به هدفتان قدمی بردارید.

دستیابی به اهداف در زمینه ی درآمد و شغل ((چون این کتاب برای مدیران و کارمندان شرکت ها نوشته شده اکثر مثال ها و برخی نکات درمورد اونهاست نمیدونم این بدرد دوستان میخوره یا نه))
1. به رضایت مشتریان توجه کنید (مهمترین مشتری را مشخص کرده و به او خدمات ارائه دهید) ((مهمترین مشتری زمانمان آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)Angel ))
2. به نیاز مشتری توجه کنید = رضایت مشتری ---» سوال : چرا حقوق می گیرم؟
3. مهمترین نتایج مسئولیت هایتان = رضایت مشتریان
سه نکته درمورد نتایج :
1) اگر با اعدا قابل اندازه گیری بود باید دقیق محاسبه شوند.
2) کاملا تحت کنترل شما هستند.
3) نتیجه ی کار شما ورودی کار برای دیگران است. ((نکته طلایی حق الناس فراموش نشهAngel))

4. مهمترین حوزه نتایج؟ کارهایی که شما و فقط شما می توانید و نتایج انجام آنها مهم است.
قانون 80-20 یادتان نرود.
5. برنامه ریزی اهداف را بر عهده یک نفر که مهارت بالایی دارد بگذارید.
ان شا الله ادامه دارد ...
(۱۷/بهمن/۹۲ ۱۷:۲۸)soshiant نوشته است: [ -> ]سلام .

جناب عبد الرحمن عزیز روش درست اینه که شما یک کتاب کوچک برایان رو بخونید و نکته های منفی رو از درونش خلاصه وار در بیارید ، تو مرحله بعد بگید ممکنه کتابهای دیگه این آقا چنین نکات منفی داشته باشه و ...

اینکه شما فقط بگید خوندن چنین کتابی درست نیست و بعدش کتاب راز رو مثال بزنید درست نیست .


کلا کتابهای غربی چون با بن مایه لیبرالیسم و خط فکری غربی نوسته شده معمولا میشه توش گذاره های غیر دینی و یا ضد دینی پیدا کرد .
نکته بعدی اینه خوندن یک کتاب به معنای تایید کل اون کتاب یا نویسنده نیست .

پاینده باشی .Smile




سلام سوشیانت گرام

واقعیتش اینه که ... به ریا هر روز سرم واقعا شلوغه و واقعا نمیرسم به کار جدید

این چندتا سایت و تالار هر کدومش کلی وقت میگیرن

به اضافه کارای دیگه

من در این تاپیک با یه دلیل کاملا منطقی سعی کردم اصل حرفمو بزنم

واقعا اگر وقت هم داشتم عمرا وقتمو سر نقد چنین کتابایی نمیزاشتم چون اونا همینو میخوان که وقتتو بگیرن

این تاپیکو هم قصدشو نداشتم شروع کنم و ناظر خودش جدا کرد و البته لطف کرد

من البته نمیگم همه حرفای این کتابا اشتباهه

ولی دو تا راه دارید

یا به نویسنده های این کتابا اعتماد کنید یا به حرف بنده حقیر

بنده بهتون میگم که این کتابا مشابه کتابای جبران خلیل جبران و کتابای پائولو کوئیلو هستن و افراد خائن در وزارت ارشاد عامل بسط و گسترش این کتابا هستند

خوندن این کتابا اشتباهه و از اون اشتباه تر اینه که من بشینم وقتمو بزارم و نقد کنم

قطعا یه اشکالی در این کتابا وجود داره اینو تضمین میکنم

گرچه مخصوصا خانما وقتی با این جور کتابای اُخت شدن امکان نداره جدا بشن

و تاثیرشو هم خواهند گرفت و ....

فعلا

نقل قول:
نکته بعدی اینه خوندن یک کتاب به معنای تایید کل اون کتاب یا نویسنده نیست .

این جمله کاملا اشتباهه مگر برای یک نقاد

وقتی زمان خودتو به نویسنده تقدیم میکنی و قلب و روح و فکرتو دیگه اون چی میخواد؟


(۱۸/بهمن/۹۲ ۲۳:۳۴)ضحی نوشته است: [ -> ]بــــــسم الله الرحمن الرحیم

خیلی ممنون از توهین محترمانتون

من دیگه ادامه نمی دم.

من توهینی نکردم

ولی اگر دلسوزی رو اسم توهین میگذارید اشکال نداره

بهتره یه پدر گوش بچشو بپیچونه تا اینکه یه غریبه با یه شکلات گولش بزنه (مثال بود)
بــــــسم الله الرحمن الرحیم

خیلی ممنون از توهین محترمانتون

من دیگه ادامه نمی دم.

(۱۸/بهمن/۹۲ ۲۳:۲۳)عبدالرحمن نوشته است: [ -> ]من توهینی نکردم

ولی اگر دلسوزی رو اسم توهین میگذارید اشکال نداره

بهتره یه پدر گوش بچشو بپیچونه تا اینکه یه غریبه با یه شکلات گولش بزنه (مثال بود)

من دوست ندارم دراین مورد ادامه بدم
از ناظر محترم هم درخواست کردم این تاپیک رو بندند

من متوجه منظور شما شدم
کاش کمی به وقتی که من گذاشتم احترام میذاشتید
ناراحت نشو عزیز
منطــــق، منطق شطرنج برره ایه!!!!Big GrinBig GrinBig GrinBig Grin
هه!
(۱۸/بهمن/۹۲ ۲۳:۵۸)رضوانه نوشته است: [ -> ]ناراحت نشو عزیز
منطــــق، منطق شطرنج برره ایه!!!!Big GrinBig GrinBig GrinBig Grin
هه!


نه آبجی
اتفاقا من تقریبا باهاشون موافقمBig Grin
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع