تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: انسان به دام افتاده در حباب
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
سلام:
همه ی ما انسانها در حبابی از توهمات که برای خود ساخته ایم زندگی می کنیم ، حال آنکه اصل دیگری بر جریان زندگی حاکم است .
گاهی حبابی از غم می سازیم ودر آن حباب کوچک غم ، غرق می شویم و آن زمان می پنداریم که تمام دنیای ما را غم گرفته است.
و گاهی در حباب کوچک شادیهایمان آنچنان غرق لذت می شویم که تمام دنیا را پر از شادی می پنداریم ، حال آنکه ما فقط به اندازه ی حبابمان شادیم .
گاهی یک نگاه تمام حبابمان را پر از توهم عشق می کند و ما میپنداریم که به اندازه ی تمام دنیا عاشقیم ولی ما فقط به اندازه ی حباب کوچکی که به دور خود ساخته ایم ، عاشقیم .
و گاهی در مشغله های حباب کوچکمان گم می شویم و به اندازه ی حبابمان ،احساس خستگی می کنیم .
گاهی غرق اوهام پوچ و فلسفی حبابمان از همه چیز خسته می شویم و در همان حباب کوچک و بی مقدارمان به دنبال آرامش میگردیم .
ما در توهمات ساختگی محصور شده در حبابمان به دام افتاده ایم .
همه ی ما از پشت حبابهایمان به هم مینگریم و به هم سلام می کنیم ، ما در کنار هم زندگی نمیکنیم بلکه حبابهایمان در کنار یکدیگر قرار گرفته اند و ما به اندازه ی حبابی که به دور خود ساخته ایم از هم دوریم....
آیا شما هم با من موافقید؟؟؟ HuhHuhHuh

(۲۴/بهمن/۹۲ ۱۶:۱۱)بیتا69 نوشته است: [ -> ]
سلام:
همه ی ما انسانها در حبابی از توهمات که برای خود ساخته ایم زندگی می کنیم ، حال آنکه اصل دیگری بر جریان زندگی حاکم است .
گاهی حبابی از غم می سازیم ودر آن حباب کوچک غم ، غرق می شویم و آن زمان می پنداریم که تمام دنیای ما را غم گرفته است.
و گاهی در حباب کوچک شادیهایمان آنچنان غرق لذت می شویم که تمام دنیا را پر از شادی می پنداریم ، حال آنکه ما فقط به اندازه ی حبابمان شادیم .
گاهی یک نگاه تمام حبابمان را پر از توهم عشق می کند و ما میپنداریم که به اندازه ی تمام دنیا عاشقیم ولی ما فقط به اندازه ی حباب کوچکی که به دور خود ساخته ایم ، عاشقیم .
و گاهی در مشغله های حباب کوچکمان گم می شویم و به اندازه ی حبابمان ،احساس خستگی می کنیم .
گاهی غرق اوهام پوچ و فلسفی حبابمان از همه چیز خسته می شویم و در همان حباب کوچک و بی مقدارمان به دنبال آرامش میگردیم .
ما در توهمات ساختگی محصور شده در حبابمان به دام افتاده ایم .
همه ی ما از پشت حبابهایمان به هم مینگریم و به هم سلام می کنیم ، ما در کنار هم زندگی نمیکنیم بلکه حبابهایمان در کنار یکدیگر قرار گرفته اند و ما به اندازه ی حبابی که به دور خود ساخته ایم از هم دوریم....
آیا شما هم با من موافقید؟؟؟ HuhHuhHuh

مشغله داشتن در زندگی غم گرفته تا شادی.......اینها همه فلسفه زندگیست
اری اصل دیگری بر زندگی حاکم است
وبه نظر من تمام این هیاهوهای دنیایی به این خاطر است که به یه اصل برسیم انهم خداست
و نباید غرق بازیهای ذهن و بازیهای دنیایی شویم
سلام.
دقیقا همین افکارو دارم تازگی ها. هنگامی که درگیر پیش داوری ها و گمان ها و ذهنیات و قضاوت های خودم میشم وقتی دچار عصبانیت و کم صبری می شم این بیت شعر علامه طباطبایی گاهی به ذهنم میاد که :
چه دارد جهان جز دل و مهریار ...مگر تودهایی زپندارها
چقدر راحت میشیم اگه به مقام توکل کامل برسیم.
سلام پاسخ دوستان را در ادامه مطلبم آورده ام ...
شاید گاهی لکه هایی حباب شیشه ای مان را آلوده کند آنوقت ما با سایه این لکه ها به همه چیز می نگریم ، سایه ای که شاید نگاه ما را به همه چیز تغییر دهد ،. یا شاید چیزهایی در پشت لکه های حباب شیشه ای مان قرار بگیرد و ما هرگز نتوانیم آنها را ببینیم و شاید آنقدر نبینیم که به دست فراموشی سپرده شوند. .سایه ی لکه ها بر روی همه چیز پرده انداخته است و ما با این سایه ها خو گرفته ایم در حقیقت ما با این ظلمت و تاریکی خو گرفته ایم . و ما به ناچار آنچه را که باید ببینیم ، نمی بینیم و آنچه را که باید به خاطر بسپریم ، فراموش کرده ایم و آنچه را که باید درک کنیم ، هیچگاه درک نخواهیم کرد... در حباب کوچک و تاریکمان به دام افتاده ایم ... سر را به زیر افکنده ایم و غرق در مشغله های پوشالی حباب کوچکمان شده ایم ....در آن حباب کوچک ما تنهاییم و تنها فرمانروای این قلمرو پوشالی ما هستیم .... و احساس بزرگی و غرور تنها چیزی است که برای همه ی انسانهای حبابی مشترک است . هرکسی در حباب خودش احساس بزرگی می کند .... بعضی در حباب کوچکشان و بعضی در حباب بزرگشان ... فرقی نمی کند ... در هر حال همه ی ما در حبابمان احساس بزرگی و غرور می کنیم ، حال آنکه حباب ما هرچقد هم که بزرگ باشد در این جهان پهناور حتی به اندازه ی نقطه ای هم دیده نخواهد شد . من فکر کرده ام و یافته ام اگر روزی همه ی ما انسانها حبابهایمان را بشکنیم واز آن بیرون بیاییم آنوقت خود را در مقابل این جهان بزرگ خواهیم دید و آنگاه تازه می فهمیم که ما هیچ نیستیم ... غرور ، خودبزرگ بینی ، تکبر و همه ی این احساس های غلط که بر ما سایه افکنده است جای خود را به تواضع و فروتنی خواهد داد ....
Heart آنوقت زندگی زیباتر خواهد شد ... و آنگاه انسانها با هم مهربانتر خواهند شد .... Heart
آیا شما هم با من موافقید؟؟؟HuhHuhHuh
آدرس های مرجع