۳۰/بهمن/۹۲, ۲۱:۵۹
بسم الله الرحمن الرحیم
![[تصویر: Gravity_2.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8114076500/Gravity_2.jpg)
نام فیلم : Gravity
کارگردان : Alfonso Cuarón
نویسندگان : Alfonso Cuarón, Jonás Cuarón
بازیگران : Sandra Bullock, George Clooney, Ed Harris
جوایز : نامزد 10 جایزه اسکار و برنده ی 93 جایزه ی بین المللی دیگر .
امتیاز در سایت IMDB : 8.2 از 10
امتیاز منتقدین : 100/96
خلاصه داستان : راین استون (سندرا بولک) و مت کُوالسکی (جرج کلونی) کار خود را در جهت بهبود تلسکوپ هابل در یک پیاده روی فضایی انجام می دهند،اما در همین حین انفجاری باعث سرگردانی آن ها در فضا شده و در ادامه تلاش برای بقا و زندگی و ...
مقدمه : طبیعتا در طول این تحلیل نمیخواهیم از جلوه های ویژه فوق العاده ی فیلم به خصوص فناوری 3D در این فیلم صحبت کنیم و میخواهیم به جنبه های فکری فلسفی فیلم بپردازیم و بدانیم که پشت پرده ی فیلم های هالییودی چه طرز تفکری قرار گرفته است . قبل از شروع تحلیل ما باید با دوره های فلسفی غرب آشنا بشویم تا دلیل رویکرد جدید هالیوود را بدانیم .
![[تصویر: philosophy1_book.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8114077042/philosophy1_book.jpg)
تاریخ فلسفه غرب
سنت : تئوئیته (خدایی اندیشی ) , تئوئیسم (خدایی گرایی ) و تئوئیزاسیون(خدایی سازی) , سه گزاره ی مرحله ی سنت هستند که در ان خدا , محور و شریعت , مبنا بوده است . عموما وقتی صحبت از سنت در غرب میشود به دوران حکومت کلیسا بر مردم و فلسفه ی اسکولاستیک اشاره میشود , تفکر اسکولاستیک توسط کلیسا رایج شد و جوهره ی فکری آن این جمله بود : اول ایمان , بعد عقل !
مدرنیته : پروتستانیسم , زمینه ای برای خدا غایبی را ایجاد کرد . شرعی اندیشی در این دوره جای خود را به سکولاریته (عرفی اندیشی ) میدهد و پس از آن سکولاریسم و سکولاریزاسیون تحقق می یابد . در مرحله ی بعد آتئیسم(ضدیت با خدا)موضوعیت می یابد.امانیته ( بشری اندیشی)و امانیزاسیون( بشری سازی) , اندیشه بشری را در هر چهار حوزه ی معرفت فلسفی : معرفت شناسی , بشر شناسی , هستی شناسی و خدا شناسی تحت تاثیر قرار داد .
مدرنیسم : در دوره ی مدرنیسم , توسعه ی شاخه های علوم مختلف بر مبنای بشرگرایی یا امانیسم شکل گرفت .در حوزه ی معرفت شناسی , سه روش خرد گرایی Rationalism , اثبات گرایی Positivism و تجربه گرایی Empirism مبنای تولید علم قرار گرفتند . مبنای انسان شناسی طبیعی نیز در حوزه ی فردی بر ایدئولوژی تفرد Individualism و اصالت لذت Hedonism , و در حوزه ی اجتماعی بر ایدئولوژی جمع گرایی Collectivism و بی اخلاقی گرایی Amoralism گذاشته شد .انسان در حوزه ی انتولوژی نیز به عنوان هست شناسی , تنها به هست شناسی پدیده ها بدون پرسش از هستی بسنده کرد . حوزه ی خداشناسی نیز نهایت به دئیسم و آتئیسم منجر شد . کانون امانیسم در عبارت فرانسوی لسه فر است یعنی : بگذار هر چه میخواهد انجام بدهد . لسه فر سنگ بنای بشرگرایی نه تنها در اقتصاد , بلکه در تمامی حوزه های اجتماعی و زندگی فردی انسان غربی است . این دکترین به انسان اجازه میدهد هرکاری میخواهد انجام بدهد و در این راه به هیچ عنوان امر و نهی شرع را برنتابد .
نکته : دوره ی مدرنیسم با اقای رنه دکارت آغاز شد و تا سال 1970 ادامه داشت .
پست مدرنیسم : با مرکز قرار گرفتن ((خود))به جای ((انسان))عصر پست مدرنیسم آغاز گردید . در این عصر ((خود محوری )) Egocentrism مبنای برخورد معرفتی بشر با تمامی پدیده ها و سپس مبنای طرح ریزی قرار گرفت . سه گزاره ی ((اگوئیته))(خود اندیشی), ((اگوئیسم))(خودگرایی)و اگوئیزاسیون(خودی سازی ) , مولفه های اساسی این دوره را شکل میدهند . از ایدئولوژی های این عصر میتوان به فمینیسم که مبنای آن در حیا زدایی است اشاره کرد . پست مدرنیسم عمر کوتاه سی ساله در غرب داشت از اواخر دهه ی 60 تا پایان قرن بیستم ! .
ترانس مدرنیسم: بشر در انتهای دوره ی پست مدرنیسم یعنی سال 2000 در پاسخ به خودگرایی افراطی حاصل از این دوره, رنسانس به دین را رقم زد , اما ماهیت دین در این دوره ادیان ابراهیمی نبود بلکه پاگانیسمی یا کفرکیشی بود که در نهایت نیز به شیطان گرایی انجامید . سیطنیته (شیطانی اندیشی) , سیطنیسم ( شیطان گرایی ) و سیطنیزاسیون ( شیطانی سازی)عصر ترانس مدرنی را بر پایه ینئوپاگانیسم شکل داده است .
رویکرد ترنس مدرن هالییود از سال 2000 تا به امروز
هنر شیطانی با ساخت فیلم دروازه ی نهم در هالییود آغاز شد و بعد از ساخت این فیلم توسط کارگردان یهودی آن یعنی رومن پولانسکی بود که این طرز فکر در هالیوود جا افتاد و فیلم های هالیوودی با ناجی نشان دادن لوسیفر ( کنستانتین ) و یا نجات دهنده بودن ادیان بت پرستی همچون هندوئیسم و بودائیسم ( زندگی پای ) و صد ها نمونه ی دیگر کفر را وارد هنر کردند. فیلم جاذبه نیز از این قاعده مستثنا نیست و تبلیغ آئین بودا در فیلم میپردازد , شاید از خود سوال کنید که چطور چنین چیزی ممکن است ؟ پس با ما تا پایان این تحلیل همراه باشید .
![[تصویر: 1.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8114077318/1.jpg)
آشنایی با شخصیت رایان استون : شخصیت اصلی داستان است که فضا را به خاطر سکوتش دوست دارد , میدانیم که فرزند خود را از دست داده است و زندگی بی هدفی را پس از مرگ دخترش روی زمین دنبال میکرده است , پس از برخورد زباله های فضایی به شاتل امریکایی او در فضا سرگردان است و در خلا گم میشود , او از زندگی روی زمین رنج میکشد اما میخواهد زنده بماند .
رنج
«زائیده شدن رنج است؛ پیری رنج است؛ بیماری رنج است؛ مرگ رنج است؛ اندوه، زاری و درد، پریشانی و ناامیدی رنجاند. نرسیدن به آنچه شخص دوست میدارد رنج است.»
شاتل نابود شده است اما هنوز امیدی هست ...
کوالسکی همکار رایان به او میگوید که باید به سمت ایستگاه فضایی روس ها بروند تا از انجا به وسیله ی فضا پیمای سالوز ( در فرهنگ روسی به معنای اتحاد است ) خود را به زمین برسانند .
![[تصویر: 2.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8114077526/2.jpg)
بر اثر حادثه ای که هنگام ورود به ایستگاه فضایی رخ میدهد کوالسکی میمیرد و شخصیت اصلی داستان مانند جنینی که در رحم مادر آرام گرفته است در فضا پیما آرام میگیرد !
![[تصویر: 3.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8114078400/3.jpg)
خاستگاه رنج
((دلیل رنج دیدن، تمایلات نفسانی است سه نوع تشنگی (میل) قابل بازشناسی است: ۱ - تشنگی کام که تشنگی حواس پنجگانه و تمایل به لذتهای جسمانی است. -تشنگیِ بودن تمایل به وجود و بقا و باقیماندن وضعیت حاضر و همچنین تمایل به وجوددر وضعیتهایی دیگر که با واژههایی چون «ای کاش» بیان میشود. - تشنگیِ نبودن که تمایل به نبودن در وضعیت کنونی و همچنین تمایل به نبودن در وضعیتی دیگر است و با واژههایی چون «ای کاش هیچوقت ... نباشم.» تمایل به مرگ نیز در این زمره میگنجد. تمامی رنج انسانی پیامدی است از این سه شکل از تمایل. این سه تمایل به نوبه خود در پی ناآگاهی و نادانی به وجود میآیند، ناآگاهیای که به تشکیل مفهوم «من» در انسان انجامیده است. ))
اما اراده ی زندگی به او اجازه نمیدهد که در همان جا ساکن بماند و باز حادثه ای زندگی او را تهدید میکند تا برای نجات جان خود دست به تقلای بیشتری بزند و فورا به سمت زمین بازگردد , اما هنوز رایان اماده ی زندگی بر روی زمین نیست و به ناچار به سمت فضا پیمای چینی شنزو(Shenzoo ) میرود و باز حادثه ای دیگر او را متوقف میکند . اینبار فضاپیما سوخت کافی ندارد و رایان نمیتواند با زمین ارتباط برقرار کند در حالی که لالایی یک مرد چینی را برای کودک خود میشنود و مقدار اکسیژن فضا پیما را کاهش میدهد تا با لالایی مرد چینی به خواب ابدی برود , او در رحم طبیعت گیر افتاده است میخواهد بمیرد ولی میل او به زندگی جرات پذیرش مرگ را حتی در بدترین شرایط به او نمیدهد , کاملا مشخص است که کارگردان سیر تولد یک جنین را در فیلم نشان میدهد اما سوال اینجاست که آیا این جنین جسم رایان است که به سمت تولد پیش میرود یا روح او ؟
![[تصویر: 4.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8114079168/4.jpg)
توقف رنج
(( بریدن از رنجها با بریدن از تمایلات نفسانی دستیافتنی است و این حقیقت میگوید که هر انسان توان بریدن از رنجها را در خود دارد. گسست از رنجها ، روشنایی، بیداری، و خاموشی (نیروانا) شعله رنج نیز میگویند. برای رسیدن به این حالت، انسان باید درک کند که راه رسیدن به خوشبختی راستین از طریق دنبال کردن تمایلات و تشنگیها میسر نمیشود بلکه با پذیرش واقعیت خود و گسست از تشنگیها بهدست میآید.))
در همین حین کوالسکی وارد فضا پیما میشود و به او میگوید :
درکت ميکنم. اين بالا قشنگه , ميتوني فقط تمام سيستمها رو خاموش کني تمام لامپها رو خاموش کني چشمات رو ببندي و به هيچي گوش ندي . اين بالا کسي نيست که اذيتت کنه , اينجا امنه , خب اصلاً ادامه زندگي چه فايدهاي داره؟ زندگي چه فايدهاي داره؟.بچهات مُرده . ديگه بدتر از اين که نميشه اما باز هم بستگي به کاري که الان ميکني، داره . اگه تصميم گرفتي بري باهاش کنار بيا , بشين و از سواريت لذت ببر. بايد پاهات رو بذاري روي زمين و زندگي رو از نو آغاز کني .
![[تصویر: 5.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8114079642/5.jpg)
رایان متوجه میشود که او به دلیل کمبود اکسیژن فضا پیما با روح کوالسکی صحبت میکرده است اما همین مکالمه ی کوتاه در او تاثیری شگرف میگذارد و خطاب به روح کوالسکی که دیگر کنار او نیست میگوید : هی مت ! به دخترم بگو من هرگز تسلیم نمیشم !
او به سمت فضاپیمای شینزو که در زبان چینی به معنای دولت الهی , کشتی خدا , قایق جادویی است میرود و در اتاقک آن مجسمه ی بودا را مشاهده میکند ولی این بار در بدترین شرایط ممکن خود را نمیبازد و به مرگ لبخند میزند و میگوید :
((از نظر من که دو تا احتمال بیشتر وجود نداره یا اینکه من سالم میرسم زمین و یه داستان معرکه برای تعریف کردن دارم یا این بالا جزغاله میشم در هر دو صورت فرقی نمیکنه چون من یه سفر شگفت انگیز پیش روم دارم ))
![[تصویر: 6.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8114080926/6.jpg)
راه توقف رنج
راه توقف رنج راه اصیل هشتگانه نام دارد. این راه عبارت است از: دیدگاه درست، نیت درست، گفتار درست، کردار درست، معاش درست، کوشش درست، اندیشه درست، و تمرکز درست.
رایان به زمین میرسد و از رحم طبیعت در کنار ساحل یک رود, درست مثه یک نوزاد متولد میشود , ابتدا مانند کودکان چهارپا میشود و سپس لنگان لنگان راه را ادامه میدهد, به زمین خوش آمدی .
نگاهی به آئین بودا
![[تصویر: 8.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8114080992/8.jpg)
آیین بودایی یا بوداگرایی دین و فلسفهای مبتنی بر آموزههای سیدارتا گوتاما که در حدود ۵۶۶ (پیش از میلاد) تا ۴۸۶ (پیش از میلاد) میزیسته، است . بوداگرایی بیشتر بر کردار نیک، پرهیز از کردار بد و ورزیدگی ذهنی تاکید دارد. آماج این ورزیدگیها پایان دادن به چرخه تولد مجدد یا سمساره است که از طریق بیداری یا درک واقعیت راستین، رسیدن به رهایی یا نیروانا صورت میگیرد.
چکیده آموزه بودا این است:
ما پس از مرگ در پیکری دیگر باز زاییده میشویم. این باززایی ما بارها و بارها تکرار میشود. این را چرخه هستی یا زاد و مرگ مینامیم. هستی رنج است. زایش رنج است. پیری رنج است. بیماری رنج است. غم و اندوه، ماتم و ناامیدی رنج است. پیوند با آنچه نادلخواه است، رنج است. دوری از آنچه دلخواه است، رنج است. خلاصه اینکه دل بستن رنجآور است.(و این رنج زمانی پایان مییابد که دیگر منی یا درک کنندهای نباشد چه او در قید حیات باشد چه نباشد. هدف باید بریدن از این رنج و چرخه وجود باشد.
از دیدگاه بودا ما اگر خواسته باشیم که از چرخهٔ زاد و مرگ رهایی یابیم (در صورتی که به آن چرخه باور داشته باشیم) باید گرایشهای نفسانی را کنار بگذاریم، درستکار باشیم، به یوگا پرداخته به حالات خلسه روحی دست پیدا کنیم که این تجربیات باعث مهرورزی ما به همهٔ موجودات و بوندگان میشود و سپس از راه این درکها و تمرکزهای ژرف به روشنی و بیداری میرسیم و از این دور باطل خارج میشویم.
. بودا خود، آیین خود را مانند قایقی مینامد که برای چرخهشکنی و رسیدن به ساحل رستگاری به آن نیاز است. ولی پس از رسیدن به رستگاری دیگر به این قایق نیز نیازی نخواهد بود. رسیدن به ساحل رستگاری آدمی را به آرامش و توازن مطلق میرساند. آنجاست که شمع تمامی خواهشها و دلبستگیها خاموش میشود. به این روی، این پدیده را در سانسکریت نیروانا یعنی خاموشی مینامند.
چهار حقیقت شریف
آدمی بیمار است. بودا راه درمان این بیماری را درک آن چهار حقیقت میداند: کار حقیقت نخست از چهار حقیقت شریف، تشخیص این بیماری بهعنوان بیماری رنج در انسانهاست. به رسمیت شناختن وجود رنج اهمیت کلیدی دارد. هیچ موجود زنده نمیتواند از رنج بگریزد. زایش، بیماری و مرگ همه باعث رنج هستند. رنج میتواند جسمانی یا روانی باشد. حقیقت دوم، دلبستگیها را بهعنوان باعث و بانی این بیماری باز میشناسد. سومین حقیقت، شرایط را سنجیده و اعلام میکند که بهبود امکانپذیر است. حقیقت چهارم، تجویز دارو برای دست یافتن به سلامت است. درک این حقایق و اصول، به تمرکز و مراقبه نیاز دارد. این درک باعث احساس مهرورزی نسبت به همهٔ موجودات میگردد.
جملاتی که با رنگ آبی در طول تحلیل نوشته شده اند شرح این چهار حقیقت در آیین بودا هستند و شخصیت اصلی داستان نیز هر چهار مرحله این حقایق را طی میکند تا به ساحل رستگاری میرسد و روح خود را متولد میکند . همان طور که در ابتدای تحلیل در مورد عصر ترنس مدرنیسم نوشتیم ادر این عصر بشر غربی رو به ادیان غیر ابراهیمی اورده است و با تبلیغ عرفان های بت پرستانه ی شرقی در قالب فیلم های مهیج با اخرین فناوری های روز دنیا سعی در جلب مردم دنیا به سمت این ادیان را دارد , دستگاه تبلیغاتی شیطان به دنبال هبوط هر چه بیشتر انسان های روی زمین است تا قبل از آمدن آخرین حجت خدا انسان های بیشتری را روانه ی دوزخ کند . باور کنیم که به عزت خداوند سوگند خورد که تا اخرین نفر ما را فریب بدهد و راهی دوزخمان کند .
والسلام .
![[تصویر: Gravity_2.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8114076500/Gravity_2.jpg)
نام فیلم : Gravity
کارگردان : Alfonso Cuarón
نویسندگان : Alfonso Cuarón, Jonás Cuarón
بازیگران : Sandra Bullock, George Clooney, Ed Harris
جوایز : نامزد 10 جایزه اسکار و برنده ی 93 جایزه ی بین المللی دیگر .
امتیاز در سایت IMDB : 8.2 از 10
امتیاز منتقدین : 100/96
خلاصه داستان : راین استون (سندرا بولک) و مت کُوالسکی (جرج کلونی) کار خود را در جهت بهبود تلسکوپ هابل در یک پیاده روی فضایی انجام می دهند،اما در همین حین انفجاری باعث سرگردانی آن ها در فضا شده و در ادامه تلاش برای بقا و زندگی و ...
مقدمه : طبیعتا در طول این تحلیل نمیخواهیم از جلوه های ویژه فوق العاده ی فیلم به خصوص فناوری 3D در این فیلم صحبت کنیم و میخواهیم به جنبه های فکری فلسفی فیلم بپردازیم و بدانیم که پشت پرده ی فیلم های هالییودی چه طرز تفکری قرار گرفته است . قبل از شروع تحلیل ما باید با دوره های فلسفی غرب آشنا بشویم تا دلیل رویکرد جدید هالیوود را بدانیم .
![[تصویر: philosophy1_book.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8114077042/philosophy1_book.jpg)
تاریخ فلسفه غرب
سنت : تئوئیته (خدایی اندیشی ) , تئوئیسم (خدایی گرایی ) و تئوئیزاسیون(خدایی سازی) , سه گزاره ی مرحله ی سنت هستند که در ان خدا , محور و شریعت , مبنا بوده است . عموما وقتی صحبت از سنت در غرب میشود به دوران حکومت کلیسا بر مردم و فلسفه ی اسکولاستیک اشاره میشود , تفکر اسکولاستیک توسط کلیسا رایج شد و جوهره ی فکری آن این جمله بود : اول ایمان , بعد عقل !
مدرنیته : پروتستانیسم , زمینه ای برای خدا غایبی را ایجاد کرد . شرعی اندیشی در این دوره جای خود را به سکولاریته (عرفی اندیشی ) میدهد و پس از آن سکولاریسم و سکولاریزاسیون تحقق می یابد . در مرحله ی بعد آتئیسم(ضدیت با خدا)موضوعیت می یابد.امانیته ( بشری اندیشی)و امانیزاسیون( بشری سازی) , اندیشه بشری را در هر چهار حوزه ی معرفت فلسفی : معرفت شناسی , بشر شناسی , هستی شناسی و خدا شناسی تحت تاثیر قرار داد .
مدرنیسم : در دوره ی مدرنیسم , توسعه ی شاخه های علوم مختلف بر مبنای بشرگرایی یا امانیسم شکل گرفت .در حوزه ی معرفت شناسی , سه روش خرد گرایی Rationalism , اثبات گرایی Positivism و تجربه گرایی Empirism مبنای تولید علم قرار گرفتند . مبنای انسان شناسی طبیعی نیز در حوزه ی فردی بر ایدئولوژی تفرد Individualism و اصالت لذت Hedonism , و در حوزه ی اجتماعی بر ایدئولوژی جمع گرایی Collectivism و بی اخلاقی گرایی Amoralism گذاشته شد .انسان در حوزه ی انتولوژی نیز به عنوان هست شناسی , تنها به هست شناسی پدیده ها بدون پرسش از هستی بسنده کرد . حوزه ی خداشناسی نیز نهایت به دئیسم و آتئیسم منجر شد . کانون امانیسم در عبارت فرانسوی لسه فر است یعنی : بگذار هر چه میخواهد انجام بدهد . لسه فر سنگ بنای بشرگرایی نه تنها در اقتصاد , بلکه در تمامی حوزه های اجتماعی و زندگی فردی انسان غربی است . این دکترین به انسان اجازه میدهد هرکاری میخواهد انجام بدهد و در این راه به هیچ عنوان امر و نهی شرع را برنتابد .
نکته : دوره ی مدرنیسم با اقای رنه دکارت آغاز شد و تا سال 1970 ادامه داشت .
پست مدرنیسم : با مرکز قرار گرفتن ((خود))به جای ((انسان))عصر پست مدرنیسم آغاز گردید . در این عصر ((خود محوری )) Egocentrism مبنای برخورد معرفتی بشر با تمامی پدیده ها و سپس مبنای طرح ریزی قرار گرفت . سه گزاره ی ((اگوئیته))(خود اندیشی), ((اگوئیسم))(خودگرایی)و اگوئیزاسیون(خودی سازی ) , مولفه های اساسی این دوره را شکل میدهند . از ایدئولوژی های این عصر میتوان به فمینیسم که مبنای آن در حیا زدایی است اشاره کرد . پست مدرنیسم عمر کوتاه سی ساله در غرب داشت از اواخر دهه ی 60 تا پایان قرن بیستم ! .
ترانس مدرنیسم: بشر در انتهای دوره ی پست مدرنیسم یعنی سال 2000 در پاسخ به خودگرایی افراطی حاصل از این دوره, رنسانس به دین را رقم زد , اما ماهیت دین در این دوره ادیان ابراهیمی نبود بلکه پاگانیسمی یا کفرکیشی بود که در نهایت نیز به شیطان گرایی انجامید . سیطنیته (شیطانی اندیشی) , سیطنیسم ( شیطان گرایی ) و سیطنیزاسیون ( شیطانی سازی)عصر ترانس مدرنی را بر پایه ینئوپاگانیسم شکل داده است .
رویکرد ترنس مدرن هالییود از سال 2000 تا به امروز
هنر شیطانی با ساخت فیلم دروازه ی نهم در هالییود آغاز شد و بعد از ساخت این فیلم توسط کارگردان یهودی آن یعنی رومن پولانسکی بود که این طرز فکر در هالیوود جا افتاد و فیلم های هالیوودی با ناجی نشان دادن لوسیفر ( کنستانتین ) و یا نجات دهنده بودن ادیان بت پرستی همچون هندوئیسم و بودائیسم ( زندگی پای ) و صد ها نمونه ی دیگر کفر را وارد هنر کردند. فیلم جاذبه نیز از این قاعده مستثنا نیست و تبلیغ آئین بودا در فیلم میپردازد , شاید از خود سوال کنید که چطور چنین چیزی ممکن است ؟ پس با ما تا پایان این تحلیل همراه باشید .
![[تصویر: 1.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8114077318/1.jpg)
آشنایی با شخصیت رایان استون : شخصیت اصلی داستان است که فضا را به خاطر سکوتش دوست دارد , میدانیم که فرزند خود را از دست داده است و زندگی بی هدفی را پس از مرگ دخترش روی زمین دنبال میکرده است , پس از برخورد زباله های فضایی به شاتل امریکایی او در فضا سرگردان است و در خلا گم میشود , او از زندگی روی زمین رنج میکشد اما میخواهد زنده بماند .
رنج
«زائیده شدن رنج است؛ پیری رنج است؛ بیماری رنج است؛ مرگ رنج است؛ اندوه، زاری و درد، پریشانی و ناامیدی رنجاند. نرسیدن به آنچه شخص دوست میدارد رنج است.»
شاتل نابود شده است اما هنوز امیدی هست ...
کوالسکی همکار رایان به او میگوید که باید به سمت ایستگاه فضایی روس ها بروند تا از انجا به وسیله ی فضا پیمای سالوز ( در فرهنگ روسی به معنای اتحاد است ) خود را به زمین برسانند .
![[تصویر: 2.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8114077526/2.jpg)
بر اثر حادثه ای که هنگام ورود به ایستگاه فضایی رخ میدهد کوالسکی میمیرد و شخصیت اصلی داستان مانند جنینی که در رحم مادر آرام گرفته است در فضا پیما آرام میگیرد !
![[تصویر: 3.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8114078400/3.jpg)
خاستگاه رنج
((دلیل رنج دیدن، تمایلات نفسانی است سه نوع تشنگی (میل) قابل بازشناسی است: ۱ - تشنگی کام که تشنگی حواس پنجگانه و تمایل به لذتهای جسمانی است. -تشنگیِ بودن تمایل به وجود و بقا و باقیماندن وضعیت حاضر و همچنین تمایل به وجوددر وضعیتهایی دیگر که با واژههایی چون «ای کاش» بیان میشود. - تشنگیِ نبودن که تمایل به نبودن در وضعیت کنونی و همچنین تمایل به نبودن در وضعیتی دیگر است و با واژههایی چون «ای کاش هیچوقت ... نباشم.» تمایل به مرگ نیز در این زمره میگنجد. تمامی رنج انسانی پیامدی است از این سه شکل از تمایل. این سه تمایل به نوبه خود در پی ناآگاهی و نادانی به وجود میآیند، ناآگاهیای که به تشکیل مفهوم «من» در انسان انجامیده است. ))
اما اراده ی زندگی به او اجازه نمیدهد که در همان جا ساکن بماند و باز حادثه ای زندگی او را تهدید میکند تا برای نجات جان خود دست به تقلای بیشتری بزند و فورا به سمت زمین بازگردد , اما هنوز رایان اماده ی زندگی بر روی زمین نیست و به ناچار به سمت فضا پیمای چینی شنزو(Shenzoo ) میرود و باز حادثه ای دیگر او را متوقف میکند . اینبار فضاپیما سوخت کافی ندارد و رایان نمیتواند با زمین ارتباط برقرار کند در حالی که لالایی یک مرد چینی را برای کودک خود میشنود و مقدار اکسیژن فضا پیما را کاهش میدهد تا با لالایی مرد چینی به خواب ابدی برود , او در رحم طبیعت گیر افتاده است میخواهد بمیرد ولی میل او به زندگی جرات پذیرش مرگ را حتی در بدترین شرایط به او نمیدهد , کاملا مشخص است که کارگردان سیر تولد یک جنین را در فیلم نشان میدهد اما سوال اینجاست که آیا این جنین جسم رایان است که به سمت تولد پیش میرود یا روح او ؟
![[تصویر: 4.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8114079168/4.jpg)
توقف رنج
(( بریدن از رنجها با بریدن از تمایلات نفسانی دستیافتنی است و این حقیقت میگوید که هر انسان توان بریدن از رنجها را در خود دارد. گسست از رنجها ، روشنایی، بیداری، و خاموشی (نیروانا) شعله رنج نیز میگویند. برای رسیدن به این حالت، انسان باید درک کند که راه رسیدن به خوشبختی راستین از طریق دنبال کردن تمایلات و تشنگیها میسر نمیشود بلکه با پذیرش واقعیت خود و گسست از تشنگیها بهدست میآید.))
در همین حین کوالسکی وارد فضا پیما میشود و به او میگوید :
درکت ميکنم. اين بالا قشنگه , ميتوني فقط تمام سيستمها رو خاموش کني تمام لامپها رو خاموش کني چشمات رو ببندي و به هيچي گوش ندي . اين بالا کسي نيست که اذيتت کنه , اينجا امنه , خب اصلاً ادامه زندگي چه فايدهاي داره؟ زندگي چه فايدهاي داره؟.بچهات مُرده . ديگه بدتر از اين که نميشه اما باز هم بستگي به کاري که الان ميکني، داره . اگه تصميم گرفتي بري باهاش کنار بيا , بشين و از سواريت لذت ببر. بايد پاهات رو بذاري روي زمين و زندگي رو از نو آغاز کني .
![[تصویر: 5.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8114079642/5.jpg)
رایان متوجه میشود که او به دلیل کمبود اکسیژن فضا پیما با روح کوالسکی صحبت میکرده است اما همین مکالمه ی کوتاه در او تاثیری شگرف میگذارد و خطاب به روح کوالسکی که دیگر کنار او نیست میگوید : هی مت ! به دخترم بگو من هرگز تسلیم نمیشم !
او به سمت فضاپیمای شینزو که در زبان چینی به معنای دولت الهی , کشتی خدا , قایق جادویی است میرود و در اتاقک آن مجسمه ی بودا را مشاهده میکند ولی این بار در بدترین شرایط ممکن خود را نمیبازد و به مرگ لبخند میزند و میگوید :
((از نظر من که دو تا احتمال بیشتر وجود نداره یا اینکه من سالم میرسم زمین و یه داستان معرکه برای تعریف کردن دارم یا این بالا جزغاله میشم در هر دو صورت فرقی نمیکنه چون من یه سفر شگفت انگیز پیش روم دارم ))
![[تصویر: 6.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8114080926/6.jpg)
راه توقف رنج
راه توقف رنج راه اصیل هشتگانه نام دارد. این راه عبارت است از: دیدگاه درست، نیت درست، گفتار درست، کردار درست، معاش درست، کوشش درست، اندیشه درست، و تمرکز درست.
رایان به زمین میرسد و از رحم طبیعت در کنار ساحل یک رود, درست مثه یک نوزاد متولد میشود , ابتدا مانند کودکان چهارپا میشود و سپس لنگان لنگان راه را ادامه میدهد, به زمین خوش آمدی .
نگاهی به آئین بودا
![[تصویر: 8.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8114080992/8.jpg)
آیین بودایی یا بوداگرایی دین و فلسفهای مبتنی بر آموزههای سیدارتا گوتاما که در حدود ۵۶۶ (پیش از میلاد) تا ۴۸۶ (پیش از میلاد) میزیسته، است . بوداگرایی بیشتر بر کردار نیک، پرهیز از کردار بد و ورزیدگی ذهنی تاکید دارد. آماج این ورزیدگیها پایان دادن به چرخه تولد مجدد یا سمساره است که از طریق بیداری یا درک واقعیت راستین، رسیدن به رهایی یا نیروانا صورت میگیرد.
چکیده آموزه بودا این است:
ما پس از مرگ در پیکری دیگر باز زاییده میشویم. این باززایی ما بارها و بارها تکرار میشود. این را چرخه هستی یا زاد و مرگ مینامیم. هستی رنج است. زایش رنج است. پیری رنج است. بیماری رنج است. غم و اندوه، ماتم و ناامیدی رنج است. پیوند با آنچه نادلخواه است، رنج است. دوری از آنچه دلخواه است، رنج است. خلاصه اینکه دل بستن رنجآور است.(و این رنج زمانی پایان مییابد که دیگر منی یا درک کنندهای نباشد چه او در قید حیات باشد چه نباشد. هدف باید بریدن از این رنج و چرخه وجود باشد.
از دیدگاه بودا ما اگر خواسته باشیم که از چرخهٔ زاد و مرگ رهایی یابیم (در صورتی که به آن چرخه باور داشته باشیم) باید گرایشهای نفسانی را کنار بگذاریم، درستکار باشیم، به یوگا پرداخته به حالات خلسه روحی دست پیدا کنیم که این تجربیات باعث مهرورزی ما به همهٔ موجودات و بوندگان میشود و سپس از راه این درکها و تمرکزهای ژرف به روشنی و بیداری میرسیم و از این دور باطل خارج میشویم.
. بودا خود، آیین خود را مانند قایقی مینامد که برای چرخهشکنی و رسیدن به ساحل رستگاری به آن نیاز است. ولی پس از رسیدن به رستگاری دیگر به این قایق نیز نیازی نخواهد بود. رسیدن به ساحل رستگاری آدمی را به آرامش و توازن مطلق میرساند. آنجاست که شمع تمامی خواهشها و دلبستگیها خاموش میشود. به این روی، این پدیده را در سانسکریت نیروانا یعنی خاموشی مینامند.
چهار حقیقت شریف
آدمی بیمار است. بودا راه درمان این بیماری را درک آن چهار حقیقت میداند: کار حقیقت نخست از چهار حقیقت شریف، تشخیص این بیماری بهعنوان بیماری رنج در انسانهاست. به رسمیت شناختن وجود رنج اهمیت کلیدی دارد. هیچ موجود زنده نمیتواند از رنج بگریزد. زایش، بیماری و مرگ همه باعث رنج هستند. رنج میتواند جسمانی یا روانی باشد. حقیقت دوم، دلبستگیها را بهعنوان باعث و بانی این بیماری باز میشناسد. سومین حقیقت، شرایط را سنجیده و اعلام میکند که بهبود امکانپذیر است. حقیقت چهارم، تجویز دارو برای دست یافتن به سلامت است. درک این حقایق و اصول، به تمرکز و مراقبه نیاز دارد. این درک باعث احساس مهرورزی نسبت به همهٔ موجودات میگردد.
جملاتی که با رنگ آبی در طول تحلیل نوشته شده اند شرح این چهار حقیقت در آیین بودا هستند و شخصیت اصلی داستان نیز هر چهار مرحله این حقایق را طی میکند تا به ساحل رستگاری میرسد و روح خود را متولد میکند . همان طور که در ابتدای تحلیل در مورد عصر ترنس مدرنیسم نوشتیم ادر این عصر بشر غربی رو به ادیان غیر ابراهیمی اورده است و با تبلیغ عرفان های بت پرستانه ی شرقی در قالب فیلم های مهیج با اخرین فناوری های روز دنیا سعی در جلب مردم دنیا به سمت این ادیان را دارد , دستگاه تبلیغاتی شیطان به دنبال هبوط هر چه بیشتر انسان های روی زمین است تا قبل از آمدن آخرین حجت خدا انسان های بیشتری را روانه ی دوزخ کند . باور کنیم که به عزت خداوند سوگند خورد که تا اخرین نفر ما را فریب بدهد و راهی دوزخمان کند .
والسلام .

!![[تصویر: 07262122638745703824.jpg]](http://upcity.ir/images2/07262122638745703824.jpg)
![[تصویر: 01367834782056478000.jpg]](http://upcity.ir/images2/01367834782056478000.jpg)
![[تصویر: 17087331131008515584.jpg]](http://upcity.ir/images2/17087331131008515584.jpg)