۶/اسفند/۹۲, ۱۰:۲۷
صفحه: 1 2
۶/اسفند/۹۲, ۱۱:۴۶
ایده از من، داستان از داستان نویسا...
من هیچ وقت ماشین شیک و مدل بالا دوست نداشتم.
چون باید با بنز آخرین سیستم هم توی هوای آلوده تهران بنزین بسوزونی و پشت ترافیک ساعت ها بشینی و تازه کلی هم نگران باشی که مبادا کسی بهش خط نندازه...
من همیشه دوست داشتم که اونقدر ایمانم بالا بود که خدا یه طی الارض هم به من میداد...
دیگه نه خرج ماشین و نه بنزین...
نه ترافیک...
مثلاً افطار میخوای بری جایی 5 دقیقه قبل از افطار حاضر میشی و با طی الارض دم خونه میزبان میرسی...
نه تو سرما زیر برف و بارون موندن...
نه تو گرما هل هل کردن...
من فکر میکنم توی اتوپیای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دیگه هیچ ماشینی وجود نداره و از اونجایی که امام معصوم عاری از بخله، به همه یاد میده که چه جوری طی الارض داشته باشن...
دیگه خیابون و اتوبان و جای پارک بی معنی میشه...
پ.ن:
من فکر میکنم منظور رضوان جان این بود که حدس بزنین تو مدینه فاضله امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) چه اتفاقایی میافته...
وصف العیش نصف العیش...
نه این که بعد از ظهور چی میشه...
یعنی باید صبر کنیم تا اتوپیا ساخته بشه، بعد توش این اتفاقا بیافته...
من هیچ وقت ماشین شیک و مدل بالا دوست نداشتم.
چون باید با بنز آخرین سیستم هم توی هوای آلوده تهران بنزین بسوزونی و پشت ترافیک ساعت ها بشینی و تازه کلی هم نگران باشی که مبادا کسی بهش خط نندازه...
من همیشه دوست داشتم که اونقدر ایمانم بالا بود که خدا یه طی الارض هم به من میداد...
دیگه نه خرج ماشین و نه بنزین...
نه ترافیک...
مثلاً افطار میخوای بری جایی 5 دقیقه قبل از افطار حاضر میشی و با طی الارض دم خونه میزبان میرسی...
نه تو سرما زیر برف و بارون موندن...
نه تو گرما هل هل کردن...
من فکر میکنم توی اتوپیای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دیگه هیچ ماشینی وجود نداره و از اونجایی که امام معصوم عاری از بخله، به همه یاد میده که چه جوری طی الارض داشته باشن...
دیگه خیابون و اتوبان و جای پارک بی معنی میشه...
پ.ن:
من فکر میکنم منظور رضوان جان این بود که حدس بزنین تو مدینه فاضله امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) چه اتفاقایی میافته...
وصف العیش نصف العیش...
نه این که بعد از ظهور چی میشه...
یعنی باید صبر کنیم تا اتوپیا ساخته بشه، بعد توش این اتفاقا بیافته...
۶/اسفند/۹۲, ۲۳:۴۰
بله خانم Mozeعزیز
یه جوری همون مدینه فاضله
ما باید جامعه آرمانیمون رو برای همه دست یافتنی بکنیم...
ما ایمان داریم...که روزی اون منجی میاد....
پس باید دائما ایمانمون رو قوی کنیم و به کسی اجازه تمسخر افکارمون رو ندیم...
راستش من فکر میکردم خیلی بیشتر از این استقبال بشه....
واقعا برام تعجبه که بعضی از بزرگانی که براشون پیام خصوصی هم فرستادم حتی جواب پیان خصوصی رو هم ندادن!
حداقل نگفتن نخیر مخالفیم!
من نمیدونم این چه شیوه ایه!!!!
حداقل در جواب پیام خصوصی بفرمایید که نظرتون چیه!!!!
اینکه هیچی نمیگید یه خرده به آدم برمیخوره!!!!
بگذریم....
دوستان منتظر ایده های دیگتون هستیم...
اصلا دوست دارید داستان چه جوری بیان بشه؟
از زبان چه کسی بیان بشه؟
از زبان یک ایرانی یا یک تازه مسلمان یا غیره؟
آقای بالیستا اونطور که من میدونم تا روز قیامت که حضرت فاطمه از خداوند میخوان که انتقام خون امام حسین رو از قاتلانشون بگیرن....این ماتم همیشه ادامه داره....
یه جوری همون مدینه فاضله
ما باید جامعه آرمانیمون رو برای همه دست یافتنی بکنیم...
ما ایمان داریم...که روزی اون منجی میاد....
پس باید دائما ایمانمون رو قوی کنیم و به کسی اجازه تمسخر افکارمون رو ندیم...
راستش من فکر میکردم خیلی بیشتر از این استقبال بشه....
واقعا برام تعجبه که بعضی از بزرگانی که براشون پیام خصوصی هم فرستادم حتی جواب پیان خصوصی رو هم ندادن!
حداقل نگفتن نخیر مخالفیم!
من نمیدونم این چه شیوه ایه!!!!
حداقل در جواب پیام خصوصی بفرمایید که نظرتون چیه!!!!
اینکه هیچی نمیگید یه خرده به آدم برمیخوره!!!!
بگذریم....
دوستان منتظر ایده های دیگتون هستیم...
اصلا دوست دارید داستان چه جوری بیان بشه؟
از زبان چه کسی بیان بشه؟
از زبان یک ایرانی یا یک تازه مسلمان یا غیره؟
آقای بالیستا اونطور که من میدونم تا روز قیامت که حضرت فاطمه از خداوند میخوان که انتقام خون امام حسین رو از قاتلانشون بگیرن....این ماتم همیشه ادامه داره....
۱۸/اسفند/۹۲, ۱:۲۰
ببینید من خیلی فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که هر بار یک داستان کوتاه تعریف بشه...
و هر بار از زبان اشخاص مختلف باشه...
نه یک شخص خاص...
به این نتیجه رسیدم که داستان کوتاه از همه بهتره...
اون شخصی هم که تعریف میکنه هر بار...
میتونه هر شخصی باشه...
ایرانی...غیر ایرانی...مسلمون...مسیحی...یهودی...و غیره...
میخوایم اون دید جهانی رو بگم...
دارم سعی میکنم یک نمونشو روی کاغذ بیارم و اینجا براتون بنویسم که نظرتون رو بفرمایید...
شما هم اگر تونستید یه داستان کوتاه طراحی کنید...خیلی خوشحال میشم که اینجا بذاریدش
به عنوان اولین موضوع داستان کوتاه
با همه کاربرانی هستم که این پست رو میخونن
تصور کنید امام زمان ظهور کردن و شخص مورد نظر میخواد خودشو به امام زمان برسونه...
که گفتم میتونه هر شخصی باشه...
از ذهنتون کمک بگیرید و یک داستان کوتاه در این مورد بنویسید...
اگر مایل بودید
یا حق
و هر بار از زبان اشخاص مختلف باشه...
نه یک شخص خاص...
به این نتیجه رسیدم که داستان کوتاه از همه بهتره...
اون شخصی هم که تعریف میکنه هر بار...
میتونه هر شخصی باشه...
ایرانی...غیر ایرانی...مسلمون...مسیحی...یهودی...و غیره...
میخوایم اون دید جهانی رو بگم...
دارم سعی میکنم یک نمونشو روی کاغذ بیارم و اینجا براتون بنویسم که نظرتون رو بفرمایید...
شما هم اگر تونستید یه داستان کوتاه طراحی کنید...خیلی خوشحال میشم که اینجا بذاریدش
به عنوان اولین موضوع داستان کوتاه
با همه کاربرانی هستم که این پست رو میخونن
تصور کنید امام زمان ظهور کردن و شخص مورد نظر میخواد خودشو به امام زمان برسونه...
که گفتم میتونه هر شخصی باشه...
از ذهنتون کمک بگیرید و یک داستان کوتاه در این مورد بنویسید...
اگر مایل بودید
یا حق
صفحه: 1 2