به نظر بنده اولین راه منطق است. منطق اصول درست فکر کردن را می آموزد... متوجه ات میکند که در کجا دارند با مغلطه مطلب اشتباهی را به شما القا میکنند.
منطق بی طرفانه راه و روش درست فکر کردن را می آموزد. بعد کم کم شروع میکنید به سوالات مهمی که دوستان مطرح کردند
من یک نکته رو مثال بزنم در تکمیل ضرورت خودسازی ...
ما یک دوست خانوادگی داریم که اهل آمریکا بوده اند الان 30 ساله مسلمون شده اند ... خیلی خیلی مقید هستند هر چیزی رو که میدونند کامل انجام بدهند ... شاید خیلی از مسائل اخلاقی رو کامل ندانند ...ولی آنهایی را که میدانند کامل انجام می دهند
قرآنشون و نمازشون و ...
دنبال دشمن شناسی و جن شناسی و این ها هم نرفتند ... لازم نداشتند ...
چند وقت پیش یک از خدا بی خبری ایشون رو بردند کلاس مثلا عرفان که بعدا معلوم شد جنگیر بوده است


از آن جنگیر ها ...
ولی خدا جوری دست این بنده خدا رو گرفت و جنگیر ه و شیطان پرست ها رو افشاشون کرد در برابر این دوست ما ... با یک استدلال های خیلی خیلی ساده می گفت فهمیدم یک جاییش مشکل دارد
از طرفی کلی شیعه هیئت رفته و حتی دکتر و مهندس های با سواد گول این بابا رو خوردند و دارند می خورند ...
همیشه توکلتون بر خدا باشد و ببینید خدا چه وظیفه بر گردن شما گذاشته ...
در درجه اول انجام واجبات ترک محرمات ...
کامل انجام بدینش هیچ جن و فراماسون و شیطان پرستی هیچ غلطی نمی تواند بکند
با الگو شدنتون کلی آدم دیگر رو هم نجات می دهید
دست همه دوستانی که پاسخ میدن و اهمیت میدن دردنکنه . اجرتون با حق . من منتظر نظرات دیگه میشینم و تا بعد از یه حد معینی نظرات رو اجماع میکنم و به یه نظر واحد میرسم. راجع به سیر مطالعه هم بیشتر بحث کنید ممنون میشم .
ضمنا یه سوال جدیدتر : اول شناخت و اثبات اصول وبعد خودسازی ؟یاهر دو روبا هم داشته باشم ؟
نقل قول:ضمنا یه سوال جدیدتر : اول شناخت و اثبات اصول وبعد خودسازی ؟یاهر دو روبا هم داشته باشم ؟
هر دو با هم ...
شما که دور از جون الان کافر نیستی که ...
در کنار خود سازی از اول شروع می کنی اثبات ... ایشالله به مرور با ارتقا اعتقاداتت کیفیت خودسازیت هم زیاد می شود و ما رو هم دعا می کنی


این کاری که میگم رو انجام بده خیلی مهمه و موثر
اول قبل از مطالعه و ... از خدا کمک میخوای . میری جه جای خلوتی از صمیم قلب میخوای خدا هدایتت کنه . عجیب موثره
دوم برای خودسازی از این چهله و ریاضت و اینها هم انجام نمیدی . اینها باید استاد بده وگر نه شاید نتیجه عکس بده
همون انجام واجبات و ترک محرمات . مستحب و مکروه هم در حدی که بهت فشار نیاره
بسم الله الرحمن الرحیم
قال رسول اللّه ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : أُعبُد اللّه كأنّك تراه، فان لم تكن تراه، فانّه یراك.
پیامبر خدا ـ صلّی الله علیه و آله و سلّم ـ : خدا را چنان عبادت كن كه گویی او را میبینی; زیرا اگر تو او را نمیبینی او تو را میبیند.
حتما منطق بخون. عقاید رو هم همین طور. اصولا با حصر عقلی که منطق ارائه می ده ، گیرهای سه پیچ ذهنی رو باز می کنه.
بعد وقتی به یقین رسیدی در هر مساله ای از امور اعتقادی و... آنچه که عقلت می گوید وبه آن رسیده را به قلبت بخوان. آن قدر که در رفتارت درآید و ملکه شود ان شاءالله.
به نظرم عمل به این حدیث بالایی بی چون و چرا خیلی می تونه سرعت کار رو بالاببره.
بعد این که فهمیدیم چی کار باید بکنیم تا سعادتمند شویم عمل کنیم بهش.عمل بی چون و چرا.
دوستان دیگری که نظر ندادند این تاپیک رو فراموش نکنند . من هنوز هم مشکلم حل نشده . به نظرات شما نیاز دارم .

نقل قول:براي اينكه بفهمي كدوم يك از ما حقه تا از اون تبعيت كني
تو اول بايد خود حق رو بشناسي.
میدونید برادر محترم این مسیر رو نمیدونم تا چه حد رفتین اما منم تا حدی رفتم .بعد، یه روزایی بود از بس فکر میکردم احساس میکردم به پوچی رسیدم .احساس میکردم کاسه مغزم داره منفجر میشه.. بعد اخر اخرش میرسیدم به گریه (حالا این واکنش اخرش شاید بخاطر این بود که دخترم)شاید فقط یه چیز من رو زنده نگه داشت که اگه اون یه چیز نبود اگه اون رو به موقع پیدا نمیکردم تا حالا یا مرده بودم یا کافر بودم
فألهمها فجورها وتقواها
منم یه جواب دارم ... دوستانی که جواب دادن از درس و بحث و مطالعات و پژوهش بسیار عالی بوداما من یه جواب دارم ...سنگین تر از دهان خودمه .بخاطر حضور بعضی از دوستان تو تالار بخودم اجازه نمیدم لا به لای جوابهاشون این حرف ها رو به عنوان راهنمایی از طرف من حقیر مطرح کنم...ان شا الله در پیام خصوصی...یا علی
(البته با اجازه از بزرگواران که کامل توضیح دادن)
با گیر کردن روی مسئله ی فراماسونری و انجمن های مخفی و غیره به جایی نمیرسی غیر از اینکه یه مدت دچار پوچ گرایی میشی بعد هم ناامیدی و الی اخر......
در حد دونستن خیلی مسایل خوبه اما خوم به شخصه نمی یومدم از اول شروع کنم بگم که :تو نمی دونی چی کارا که فراماسونا نمی کنن ! و همین طور به صورت متکلم وحده تا خود صبح حرف بزنم!!!!! اگرهم می خواستم با کسی حرف بزنم از اصول دین شروع میکردم و به مسئله ی سبک زندگی میپرداختم . و به بقیه هم میسپردم با ماسون ماسون گفتن و نماد گرایی زیاد دچار سردرگرمی فرد نشن .چراکه این سردرگمی از همه چی بدتره و به جای اینکه بیای درستش کنی میزنی بدتر چشمش رو هم کور میکنی. از طرفی به جنبه ی دریافت اطلاعات فرد هم بستگی داره !(البته من منکر مبحث دشمن شناسی نمی شوم و دونستن اون رو لازم می دونم )
زیاد فکر کردن به این مسایل(انجمن های مخفی و دست های پشت پرده و.....)بعد از مدتی باعث شده طرف از عدالت و رحمت خدا نا امید بشه ،دیدم که می گم.
اگه آدم از همون اول به این اعتقاد و باور تکیه کنه که:وتوکل علی الله فهو حسبه ،دیگه دچار سردرگمی و ناراحتی در این مورد نمیشه و اینقدر نمی گرده نماد های این یاران شیطان رو پیدا کنه . اونها رو به جای اینکه قدرتمند ببینه ،پست و حیوان میبینه که دربرابر اراده ی خدا پشیزی هم قدرت ندارند. هر چقدر هم که دشمنان رو در دسته ها ی مختلفی مثل فراماسونری ،ایلومیناتی ،شیطان پرستان و....قرار بدیم باید بپذیریم جدای از این دسته بندی های بیهوده ،ستیز اصلی بین خداباوران و خداناباوران هست که از ابتدا بوده و تاکنون ادامه داره و تنها فرقی که کرده این که این خداناباوران تحت نام تشکل های کادو پیچ شده!وبه اصطلاح رسمی به فعالیت میپردازن و همین که ما با تمام وجود به خدا ایمان داریم و ایستاده به انتظار نشستیم یعنی مبارزه با اونها .نماز خوندن ما یعنی مبارزه که همین ها میتونه استارتی برای جهادی بزرگ باشه.
حقیقت مطلق ،خداست و ما از انوار حقیقت او وجود یافتیم .
پس قدم اول خود شناسی هست . من خوندن منطق که در واقع دروازه ی فلسفه هست رو توصیه میکنم و خوندن فلسفه به ویژه فلسفه ی اسلامی که واقعا لازمه و به خودمم هم خیلی کمک کرد.....وغافل نشدن از واجبات. امیدوارم بتونید در این کشمکش فکری موفق بشید.