۲۰/اسفند/۹۲, ۲۱:۴۴
سلام علیکم
انقدر برام واضح هست که نمیدونم چطوری تعریف کنم!
بی نهایت یعنی این که نهایت ندارد یعنی تمام شدنی نیست شما که به فیزیک و ریاضی علاقه دارید بدونید منظور من بی نهایت فیزیکی نیست بلکه بی نهایت ریاضی است.
یعنی این که مثلا در فیزیک اشیائی که در فاصله 3 متری یک عدسی کوچک قرار بگیرند بی نهایت دور در نظر گرفته میشوند در حالی که در واقع بی نهایت نیستند بلکه به خاطر آن که میشود با تقریب خوبی شعاعهای رسیده به عدسی را موازی در نظر گرفت به آن بی نهایت دور گفته میشود تا لازم نیاید بگوییم که دو خط موازی به هم میرسند!(کاری نداریم که ریاضی خودش مادر این تقریب گیری ها است! و لیمیت و ..)
اما مثلا در مجموعه : {1و2و3و......} نمیتوانی برای این مجموعه حد تعیین کنی که به آن بی نهایت از سمت بالا گفته میشود و مثلا گفته میشود که بین هر دو عدد حقیقی مشخص حتما بی نهایت عدد حقیقی یا گویا وجود دارد.
منظور ما آن نیست که زیاد باشد مثلا اگر کسی بگوید بین 999 به توان 999 به توان 999 و قرینه آن چند عدد طبیعی وجود دارد ما شاید نتوانیم بشمریم ولی میدانیم که تعداد اعداد طبیعی بین آن دو محدود است و بی نهایت نیست.
اما در مورد بالفعل منظور آن است که در حال باشد نه مثل متن قرمز. یعنی این اعداد که در متن قرمز گفته شده همه آنها در حال حاضر وجود خارجی ندارند و اصلا نمیتوانند که وجود خارجی پیدا کنند.چون شما هر چقدر بشمری باز هم جا داره تا قیام قیامت تمام نسلهای بشر و ... بشمرند هنوز هم میشود به آن اضافه کرد. اما اعداد آبی طول میکشد ولی شاید مثلا 100 نسل دیگر بتوانند به آن وجود خارجی بدهند یعنی تمام اعداد آن را بنویسند. بعد از آن که نوشتند به صورت بالفعل در آمد.
دقت کنید مثال قرمز قوه ی آن که به صورت حقیقت خارجی رخ بنماید را ندارد ولی مثال آبی قوه اش را دارد و بعد از مثلا 100 نسل تلاش آن را به فعلیت میرساند.
اما در مورد تسلسل باید بگویم که چون موضع بحث است نمیشود تعریفی ارائه داد. اختلاف است بین ما و سید ابراهیم. با توجه به پست اول و آدرسی که از آن نقل کرده ام میتوانید نظر سید را درک کنید و با توجه به بحثی که خودم مطرح کرده ام اختلاف بنده را با ایشان متوجه شوید.
فرض در مورد خدای تعالی(طبق نظر سید ابراهیم) آن است که تا بوده خلق کرده و از طرفی خدا هم بی ابتدا است. پس از ابتدا خلق نا متناهی بوده.
ببینید فرق هست بین این که بگوییم اعداد طبیعی نامتناهی یا بگوییم اعداد صحیح منفی نامتناهی یا بگویم اعدادگویای نامتناهی و اعداد حقیقی نامتناهی و اعداد مختلط نامتناهی.
وقتی میگوییم خلق تعریف خلق انسان نیست که بگویید میتوانیم انسانهایی نامتناهی داشته باشیم بعد بیاییم مثلا ملک نامتنهایی خلق کنیم نه منظور خلق است بما هو خلق یعنی هر موجودی که مخلوق خداست و همه چیزی را شامل میشود.
پس ما یک مجموعه بیشتر نداریم و آن مجموعه مخلوقات است. با این وصف هیچ خلق جدیدی معنا ندارد. حال آن که ما در عالم این همه اماته و احیاء میبینیم و خود این اماته و احیاء نشان از خلقی جدید پس از خلقی قدیمی دارد و اگر بنا بود که خلق به صورت نامتناهی و بالفعل موجود باشد اصلا حرکت و اماته و احیاء و .... که در طبیعت وجود دارد معنا نمیداشت.
به هر حال بنده نمیفهمم که ایشان چرا تسلسل محال را مشروط بر ترتب نموده است.
نقل قول:فکر نمیکنم که بی حد و مرز بودن و بالفعل نیاز به تعریف داشته باشد
انقدر برام واضح هست که نمیدونم چطوری تعریف کنم!
بی نهایت یعنی این که نهایت ندارد یعنی تمام شدنی نیست شما که به فیزیک و ریاضی علاقه دارید بدونید منظور من بی نهایت فیزیکی نیست بلکه بی نهایت ریاضی است.
یعنی این که مثلا در فیزیک اشیائی که در فاصله 3 متری یک عدسی کوچک قرار بگیرند بی نهایت دور در نظر گرفته میشوند در حالی که در واقع بی نهایت نیستند بلکه به خاطر آن که میشود با تقریب خوبی شعاعهای رسیده به عدسی را موازی در نظر گرفت به آن بی نهایت دور گفته میشود تا لازم نیاید بگوییم که دو خط موازی به هم میرسند!(کاری نداریم که ریاضی خودش مادر این تقریب گیری ها است! و لیمیت و ..)
اما مثلا در مجموعه : {1و2و3و......} نمیتوانی برای این مجموعه حد تعیین کنی که به آن بی نهایت از سمت بالا گفته میشود و مثلا گفته میشود که بین هر دو عدد حقیقی مشخص حتما بی نهایت عدد حقیقی یا گویا وجود دارد.
منظور ما آن نیست که زیاد باشد مثلا اگر کسی بگوید بین 999 به توان 999 به توان 999 و قرینه آن چند عدد طبیعی وجود دارد ما شاید نتوانیم بشمریم ولی میدانیم که تعداد اعداد طبیعی بین آن دو محدود است و بی نهایت نیست.
اما در مورد بالفعل منظور آن است که در حال باشد نه مثل متن قرمز. یعنی این اعداد که در متن قرمز گفته شده همه آنها در حال حاضر وجود خارجی ندارند و اصلا نمیتوانند که وجود خارجی پیدا کنند.چون شما هر چقدر بشمری باز هم جا داره تا قیام قیامت تمام نسلهای بشر و ... بشمرند هنوز هم میشود به آن اضافه کرد. اما اعداد آبی طول میکشد ولی شاید مثلا 100 نسل دیگر بتوانند به آن وجود خارجی بدهند یعنی تمام اعداد آن را بنویسند. بعد از آن که نوشتند به صورت بالفعل در آمد.
دقت کنید مثال قرمز قوه ی آن که به صورت حقیقت خارجی رخ بنماید را ندارد ولی مثال آبی قوه اش را دارد و بعد از مثلا 100 نسل تلاش آن را به فعلیت میرساند.
اما در مورد تسلسل باید بگویم که چون موضع بحث است نمیشود تعریفی ارائه داد. اختلاف است بین ما و سید ابراهیم. با توجه به پست اول و آدرسی که از آن نقل کرده ام میتوانید نظر سید را درک کنید و با توجه به بحثی که خودم مطرح کرده ام اختلاف بنده را با ایشان متوجه شوید.
نقل قول:یه مجموعه بی نهایت عضوی داشته باشی و هر چه قدر می خوای بهش عضو اضافه کنی
فرض در مورد خدای تعالی(طبق نظر سید ابراهیم) آن است که تا بوده خلق کرده و از طرفی خدا هم بی ابتدا است. پس از ابتدا خلق نا متناهی بوده.
ببینید فرق هست بین این که بگوییم اعداد طبیعی نامتناهی یا بگوییم اعداد صحیح منفی نامتناهی یا بگویم اعدادگویای نامتناهی و اعداد حقیقی نامتناهی و اعداد مختلط نامتناهی.
وقتی میگوییم خلق تعریف خلق انسان نیست که بگویید میتوانیم انسانهایی نامتناهی داشته باشیم بعد بیاییم مثلا ملک نامتنهایی خلق کنیم نه منظور خلق است بما هو خلق یعنی هر موجودی که مخلوق خداست و همه چیزی را شامل میشود.
پس ما یک مجموعه بیشتر نداریم و آن مجموعه مخلوقات است. با این وصف هیچ خلق جدیدی معنا ندارد. حال آن که ما در عالم این همه اماته و احیاء میبینیم و خود این اماته و احیاء نشان از خلقی جدید پس از خلقی قدیمی دارد و اگر بنا بود که خلق به صورت نامتناهی و بالفعل موجود باشد اصلا حرکت و اماته و احیاء و .... که در طبیعت وجود دارد معنا نمیداشت.
به هر حال بنده نمیفهمم که ایشان چرا تسلسل محال را مشروط بر ترتب نموده است.