۲۱/اسفند/۹۲, ۱۵:۴۶
(۲۰/اسفند/۹۲ ۱۲:۳۹)nina نوشته است: [ -> ]البته خود باربی مورد داره وگرنه یادم نیست کجا خوندم که نوشته بود یه مادری واسه باربی بچه اش چادر دوخته بود.
یعنی حالا اگه واقعا جا نداشت که باربی رو از زندگی بچه حذف کنیم
میتونیم باربی رو مسلمون کنیم
البته جایگزین عروسک زیاده،مثل عروسک بافتنی هایی که قدیما بود
اینا نمونه خارجیشه اما اگه بچه های مردم با باربی شون به بچه ادم پز ندن بچه به همینا راضی میشه
فقط برای من عجیبه که چه جوری میتونن مذهبی باشن و این چیزا به فکرشون نرسه
استادمون میگفت سن تربیت حیای دختر زیر 5-6 ساله،نه اینکه چادر روسری سرش کنید
باید یاد بگیره پوشیده لباس بپوشه
مثلا همون مایو و دامن کوتاه و ...
خوب طرف زیر سن تکلیف اینا رو بپوشه معلومه که یه شبه نمیتونن با حیا و حجاب شه
بار بی من زهرا شد!
عروسک باربی رو وقتی شناختم که کلاس سوم بودم . خیلی دوست داشتم منم مثل همسن و سال هام یه باربی داشتم . با اصرار فراوان مامان رو راضی کردم یه باربی برام خرید .
همه دنیام شده بود این باربی .
اون سال من به سن تکلیف رسیده بودم اما باربی خانم پوشش مناسبی نداشت ،
وقتی بازی می کردم مامانم میومد پیشم و میگفت وای دخترم اینکه اینجور نمی تونه بره بیرون ! براش شلوار می دوخت ، چادر مشکی، مقنعه و ...
فکر می کنید بعد از یه مدتی چی شد ؟ زانوهای باربی ام شکست ! چون با من نماز می خوند و من وقت تشهد برای اینکه بتونه بنشینه زانوهاشو تا ته ته خم می کردم و مسلما یه باربی آمریکایی عادت به دو زانو نشستن نداره مامانم یه کاری کرد که فکر کنم بازیه .
ناخن هاشو کوتاه کردیم ، لاکاشو پاک کردیم ، چادر به سر کرد مثل خودم . تازه نماز جمعه و گلزار شهدا هم میومد .
یه روز مامانم بهم گفت دوست داری چی صداش بزنی ، ناخودآگاه گفتم زهرا !
مامانم نذاشت من مثل باربی بشم باربی مثل من شد اما الان باربی های زیادی توی دانشگاه میبینمو با خودم میگم کاش همه مامانای دنیا مثل مامان من بودن .


