شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
بسم الله الرحمن الرحيم
(پنحمين دليل نقلي ما از اخبار )
پس از اينكه از آيات قرآن فهميديم اگر ما بخواهيم مسلمان باشيم بايد فقط شيعه باشيم اكنون اين بحث را از اخبار صحيح و معتبر اسلام استدلال مي كنيم و مي گوئيم : همه ميدانيم كه سه حديث از پيغمبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به حدّ تواتر و كثرت روايت شده كه تمام دانشمندان شيعه و سني اتفاق بر صحت آن دارند
و هيچ گونه اختلافي نيست :
اول " حديث معروف « ثقلين » كه در آن حديث پيغمبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرموده من دو چيز را بين شما به امانت مي سپارم يكي كتاب خدا و يكي فرزندان و عترت من است .
دوم " حديث معروف كه پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود : زود باشد امت من به هفتاد و سه فرقه تقسيم مي شوند فقط يك فرقه اهل نجاتند و بقيه همه در آتش دوزخند و اين حديث معروف به حديث « افتراق » است .
سوم " حديث معروف : « سفينه » كه پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود : مثل خاندان و فرزندان من مثل كشتي نوح است هركس بر اين كشتي سوار شود نجات و هر كس تخلف كند غرق مي شود .
خلاصه اين سه حديث پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را پهلوي هم قرار دهيد و از آنم نتيجه گيري منطقي نمائيد بلادرنگ عقل شما مي گويد كه شما بايد براي نجات خود در آخرت تلاش كنيد و فقط شيعه مذهب باشيد زيرا در در حديث افتراق فقط يك فرقه را تعيين فرموده و صريحاً گفته پيروان فرزندان من اهل نجاتند.
شما شيعيان از سنيان بپرسيد كه حديث افتراق را چگونه معني مي كنيد ؟
ادامه دارد ان شاء الله ...
بسم الله الرحمن الرحيم
[b]شما
شيعيان
از سنيان بپرسيد كه حديث افتراق را چگونه معني مي كنيد ؟
مگر در آن حديث پيغمبر صلي الله عليه واله وسلم نفرموده از هفتاد و سه فرقه فقط يك فرقه اهل نجاتند ؟
حالا ما نمي گوييم كه فرقه شيعه اهل نجات است . ولي از شما مي پرسيم آيا طبق حديث صحيح خوتان شما سنيان كه چهار فرقه : حنفي و مالكي و حنبلي و شافعي هستيد كدامتان اهل نجاتيد ؟
در جواب گوئيد هر يك از چهار فرقه سني خود را اهل نجات مي داند و سه فرقه ديگر را باطل مي داند .!!
عجب ....!! اي انديشمندان سني بيائيد دست از اين لجاجت برداريد و منكر حق نشويد و براي نجات خود در آخرت پيرو آل محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شويد و مذهب شيعه را اختيار كنيد
نويسنده : « اين بحث را با تحقيقاتي مفصل تر و جالب تر در چاپ دوم كتاب خود بنام « گفتگوي شيعه و سني » از صفحه 124 تا صفحه 131 نوشته است . حتماً بخوانيد تا بيشتر بدانيد .»
جانم علي مرتضي
بسم الله الرحمن الرحيم
مي بينيم كه هر ساله در مكه و مدينه كتابها بر عليه شيعه نوشته و منتشر ميشه و مخصوصاً براي شيعيان ايران بصورت رايگان در اختيار حاجيان قرار گرفته ميشه و بعضاً شيعه هم با تحمل مشقات فراوان كتابي رد شبهات تهيه وبا مشكلات فراوان به انتشار مي رساند كه براي او هزينه هاي سنگين در بر دارد و نمي تواند با شبهات بصورت كامل مقابله نمايد و مظلوميت شيعه افزون مي گردد .
اما ادامه اون كتاب
( سنجش فقه شيعه و سني )
اساس هر دين آسماني بر فرمايش خدا و پيغمبر همان دين نهاده شده و اگر كسي بر خلاف آن حكمي داد تجاوز از قانون كرده و قابل پيروي نخواهد بود .
ديانت مقدس اسلام هم فقه آن بر اساس « كتاب الله و عترت » يا بعبارت ديگر قرآن و سنت نهاده شده هرگاه كلمه ي برخلاف آن يافت شود تجاوز از قانون خدا و پيغمبر شده
و بحكم آيات خود قرآن كه فرموده : « و من لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الكافرون » هر كس بر خلاف آنچه خدا حكم داده دستوري دهد كافر است [/b]
بنابراين مذهب شيعه كه بدستور خود قرآن « كونوا مع الصادقين » هميشه طرفدار راستگويان باشيد وروش آنانرا سرمشق خود قرار دهيد و به پيرووي از رئيس مذهب خود حضرت امام جعفر صادق عليه السلام و پدران جد بزرگوارش فقه خود را تدوين و تاليف و تنظيم نموده كلمه اي بر خلاف گفتار آن بزرگواران در سرتاسر دستورات ديني خود ندارد نماز و روزه و ساير عبادات خود را همانطور كه فرموده اند
« صلوا كما رأيتموني أصلي »
بدون كم و زياد انجام مي دهند تا در آخرت رستگار باشند .
اما سنيان كه بر سر مسئله غصب خلافت و رياست مذهبي با علي عليه السلام و آل محمد درافتادند و از همان اول جنگها و خونريزي ها را بپا كردند .
در دستورات مذهبي هم راه خود را از مسير خدا و پيغمبر و دستورات آنان جدا كردند و در هر باب اينقدر مخالفت با كتاب خدا كردند كه داخلشان جنگهاي مذهبي بوجود آمد و بناچار براي اينكه اختلافات كمتر شود پس از اقدامات و اصلاحات اختلافات خود را در چهار مذهب خلاصه كردند كه مجموع آنانرا سني نام گذاردند ولي هر يك از اين چهار امام مذهب ديگر را باطل ميدانند و پيروانش را از اهل نجات نمي شناسد و ما قبلاً از فرمايش پيغمبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ثابت كرديم كه سني بحكم فرمايش آنحضرت بايد براي خود فكري بكند تا در آخرت رستگار باشد . زيرا پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) يك فرقه را اهل نجات و بقيه را گمراه خوانده نه چهار فرقه را اهل نجات و بقيه را ....
پيشوايان سني كه مي خواستند در برابر آل محمد مذهبي براي خود تراشيده باشند باين فكر افتادند كه هركجا قال الله و قال رسول الله يافت شود اينها از پيش خود قال ابوحنيفه و قال مالك و قال الشافعي بوجود بياورند تا استقلال مذهبي خود را حفظ كرده باشند و اينقدر در اين راه افراط و زياده روي كردند و بقدري فاصله با خدا و آل محمد پيدا كردند كه نه تنها فتاوي ضد دين از آنها از آنها صادر شد بلكه فتاواي آنها ضد عقل انساني از كار درآمد تا آنجا كه .....
[b]از آوردن فتوي هاي برخي از ائمه سني خودداري مي كنم و اگر كسي خواست بيشتر بداند به كتاب ذكر شده مراجعه بفرمايد .
و يا اگر بيشتر از اين كتاب خواستيد به كتابهاي معتبر اهل سنت مراجعه فرماييد .[/b]
[b]اما در هر عصري فتواهاي اينان را شعرا به شعر درآوردند
از جمله زمخشري در تفسير كشاف جلد سوم ص 376 چاپ مصر بسال 1367 قمري كه اخيراً مصريان چون خيلي اسباب فضيحت مذهبشان بود از چابهاي كشاف حذف كردند و ما در اين كتاب دو نمونه از اشعار فارسي را مي آوريم از جمله ناصرخسرو گويد :
ادامه دارد .....
از جمله ناصرخسرو گويد :
[b]شافعي گويد كه شطرنج مباح است مدام
كج مبازيد كه جز راست نفرموده امام
بو حنيفه به از او گويد در باب شراب
كه زجوشيده بخور تا نبود بر تو حرام
حنبلي گفت گر ز آنكه بغم در ماني
پسته ي بنگ تناول كن و سر خوش بخرام
كركني پيروي مفتي چهارم مالك
او هم از بهر تو تجويز كند ...غلام
[/b]
و ديگر اينكه از سخنان كمي معاصرتر اون زمان شيخ محمد مردوخ كردستاني كه در آن زمان هنوز زنده بود ولي الان نمي دانم وي در كتاب « گفتارها » در صفحه 169 چاپ سوم بسال 1338 شمسي چنين گفته و سروده :
هر كه آمد آب را آلوده كرد /
بهر ماهي پهن كردي دام جهد /
بو حنيفه از طريق التباس /
رفت اندر راه تاويل و قياس /
آب را او نيز گل آلود كرد /
راي او را ابن انس مردود كرد /
شافعي را اين روش حيرت فزود /
اجتهاد هر دو تا را رد نمود /
حنبلي آمد چو اين اوضاع ديد /
واله گشت و رشته را از بن بريد /
گفت اينها جمله غي است ضلال /
دين حق پاك است چون آب زلال /
دم زدن از روي راي و اجتهاد /
در بر آيات كفراست و عناد /
ما ندانستيم كه اين خوش مسلكان /
بهر آب و نان گشودندي دكان /
انبياء را همچو خود پنداشتند /
زآن سبب اين تخم در دين كاشتند /
تيغ كين بر روي قرآن آختند /
پس بنام خويش دينها ساختند /
بهر نان هر يك گزيده مسلكي /
دين مجزي شد بنام هر يكي /
حكم هر يك بر خلاف آندگر /
ضد همديگر ز پايان تا بسر /
مالكي سگ را مباح و پاك گفت /
بوحنيفه با گرازش كرد جفت /
آن يكي هر مسكري كرده حرام /
آن دگر گفته مباح است جز مدام /
آن يكي گفته ....ناپاك نيست /
آندگر گويد ...هم پاك نيست /
هر يكي يك نحو كرده اجتهاد /
دين حق را يكسره دادند باد /
كارشان تحريف و تاويل و دغاست /
قصدشان تخريب آيين خداست /
گر كسي در دين نباشد بد نهاد /
چون كند در نص قرآن اجتهاد ؟
بسم الله الرحمن الرحيم
حالا شما خوب دقت كنيد كسانيكه قمار و شراب و زنا و لواط را جايز ميدانند به شيعه اعتراض دارند كه چرا شيعيان در اذان نمازش « اشهد ان علياً ولي الله » مي گويد ؟!
سبحان الله !!
گفتن اين شهادت كه صريح قرآن است حرام است و ارتكاب آن همه فحشاء كه ضد قرآن است حلال است !!
حالا ما اگر بخواهيم تمام فقه شيعه و سني را با هم مقايسه كنيم « مثنوي هفتاد من كاغذ مي شود»
اينك يك بحث را كه بسيار مهم است را مورد تحليل قرار مي دهيم تا حق از باطل تشخيص داده شود و آن بحث وضوء نماز است .
(بررسي از وضوء و نماز شيعه و سني )
[/b]
همه خوانده و شنيده ايم كه پيغمبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرموده :
« الصلواه عمود الدين ان قبلت قبل ماسواها و ان ردت رد ماسواها »
يعني نماز ستون دين است اگر مورد قبول واقع شود كارهاي ديگر هم قبول مي شود و اگر نماز رد شود سادر عبادات و اعمال هم پذيرفته نمي شود .
و نيز همه مي دانيم نماز مشروط به طهارت است و بايد انسان پيش از نماز وضوء يا غسل كرده حدث و يا جنابت را تبديل به طهارت كند و سپس بنماز مشغول شود .
معلوم است كه نماز وقتي صحيح است كه انسان با وضوي صحيح
نماز را شروع ولي اگر وضوء باطل باشد پس نماز هم باطل خواهد بود . اكنون بايد بدانيم وضوي شيعه صحيح است يا وضوي سني ؟!.
ادامه دارد ان شاءالله...
(۲۵/اسفند/۹۲ ۷:۴۳)ali-0110 نوشته است: [ -> ]بسم الله الرحمن الرحيم
حالا شما خوب دقت كنيد كسانيكه قمار و شراب و زنا و لواط را جايز ميدانند به شيعه اعتراض دارند كه چرا شيعيان در اذان نمازش « اشهد ان علياً ولي الله » مي گويد ؟!
سبحان الله !!
گفتن اين شهادت كه صريح قرآن است حرام است و ارتكاب آن همه فحشاء كه ضد قرآن است حلال است !!
حالا ما اگر بخواهيم تمام فقه شيعه و سني را با هم مقايسه كنيم « مثنوي هفتاد من كاغذ مي شود»
اينك يك بحث را كه بسيار مهم است را مورد تحليل قرار مي دهيم تا حق از باطل تشخيص داده شود و آن بحث وضوء نماز است .
(بررسي از وضوء و نماز شيعه و سني )
[/b]
همه خوانده و شنيده ايم كه پيغمبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرموده :
« الصلواه عمود الدين ان قبلت قبل ماسواها و ان ردت رد ماسواها »
يعني نماز ستون دين است اگر مورد قبول واقع شود كارهاي ديگر هم قبول مي شود و اگر نماز رد شود سادر عبادات و اعمال هم پذيرفته نمي شود .
و نيز همه مي دانيم نماز مشروط به طهارت است و بايد انسان پيش از نماز وضوء يا غسل كرده حدث و يا جنابت را تبديل به طهارت كند و سپس بنماز مشغول شود .
معلوم است كه نماز وقتي صحيح است كه انسان با وضوي صحيح
نماز را شروع ولي اگر وضوء باطل باشد پس نماز هم باطل خواهد بود . اكنون بايد بدانيم وضوي شيعه صحيح است يا وضوي سني ؟!.
ادامه دارد ان شاءالله...
این قسمت خیلی مهمه به نظرم!
http://www.aparat.com/v/f7iwY
بسم الله الرحمن الرحيم
شيعه وضوي خود را از صريح قرآن و دستور پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و علي عليه السلام و اهل بيت عصمت گرفته ، خدا در قرآن سوره مائده آيه (5) فرموده « يا ايها الذين آمنوا اذاقمتم الي الصلوه فاغسلوا وجوهكم و ايديكم الي المرافق وامسحوا بروسكم و ارجلكم الي الكعبين »
يعني اي اهل ايمان چون خواهيد براي نماز برخيزيد بشوئيد صورتهاي خودتان را و دستهاي خود را بامرفق و آرنج هاي خود ( و ابتدا ء به مفرق بايد كرد باجماع اماميه و احاديث متواتره از اهل بيت عليهم السلام و الي بمعني مع است باتفاق اهل ادب چنانچه خدا در آيه ديگر فرموده ولا تاكلوا اموالهم الي اموالكم اي مع اموالكم و علي بن ابراهيم در تفسيرش « الي » را به معني « من » گرفته است
و سر و پاها را تا برآمدگي پا مسح كنيد .
پس فقه شيعه در چگونگي گرفتن وضوء چنين است كه بايد ابتداء صورت را از بالا تا پائين بشويد و سپس دست راست را از بالاي مرفق تا سر انگشتان و دست چپ را بهمان كيفيت و سپس با سر انگشتان خود سر و پاهاي خود را مسح كند و در غير اينصورت وضوي او صحيح نيست .
بسم الله الرحمن الرحيم
(نماز شيعه )
شيعه وقتي نماز را شروع مي كند اول تكبيره الاحرام يعني « الله اكبر» مي گويد ( فرقه شيعه به پيروي از ائمه معصومين و پيغمبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) الله اكبر را ركن نماز ميداند كه نماز بدون آن باطل است )
سپس شيعه بسم الله الرحمن الرحيم مي گويد (زيرا شيعه به پيروي از ائمه و پيغمبر عليهم السلام اجماع و اتفاق دارد بر اينكه بسم الله جزء همه سوره هاي قرآنست غير از سوره برائت (توبه) و هرگاه كسي عمداً بسم الله را در نماز نگويد نمازش باطل است )
و سپس حمد مي خواند تا آخر و يك سوره با بسم الله و ركوع و سجود مي كند و تشهد مي خواند و در تشهد صلوات بر محمد وال محمد مي فرستد و در ركعت سوم و چهارم هم مخيّر بين حمد و تسبيحات است و سپس سلام مي دهد و از نماز خارج مي شود .
شيعه نماز خود را با اين كيفيت از پيغمبر و علي عليهم السلام آموخت و غير از اين طرز را باطل مي داند نماز صحيح اسلام همين است و بس
سلام عیدت مبارکدعای ندبه جمعه اول فروردین 93 یادت نره. دعا کن سال جدید سال رضایت کامل آقا ازت باشه نا بلکه ظهور رخ بدهالتماس دعا
سلام عیدت مبارکدعای ندبه جمعه اول فروردین 93 یادت نره. دعا کن سال جدید سال رضایت کامل آقا ازت باشه نا بلکه ظهور رخ بدهالتماس دعا
بسم الله الرحمن الرحيم ( اذان اسلام چگونه است )
اذان اسلام داراي هجده فصل است
الله اكبر 4 مرتبه
اشهد ان لا اله الا الله 2 مرتبه
اشهد ان محمد رسول الله 2 مرتبه
حي علي الصلوه 2 مرتبه
حي علي القلاع 2 مرتبه
حي علي خير العمل 2 مرتبه
الله اكبر 2 مرتبه
لا اله الا الله 2 مرتبه
اين اذاني است كه پيغمبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قبل از نماز دستور فرموده است .
[/b]
[b]اما
شيعه چرا شهادت به ولايت را مي گويد ؟
[/b]
[b]بنا به مقتضاي فرمايش پيغمبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) « انما الاعمال بالنيات »
شيعه هيچگاه معتقد نيست فصول اذان غير از آنچه پيغمبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرموده ، چيز ديگري باشد و فقط شهادت بولايت يعني "
اشهد ان علي ولي الله
را به قصد تقرب بخداوند نه به قصد تشريح و جزئيت اذان بلكه به نيت استحباب و سنت در اذان مي گويد
بسم الله الرحمن الرحيم
شيعه
چرا شهادت به ولايت را مي گويد ؟
فراموش نكنيد كه شيعيان اين عمل را بدليل نص و صريح قرآن كريم و اخبار خود سنيان انجام مي دهند پس هيچ بدعتي در دين نگذارده و مرتكب حرام نشده اند .
(دليل شهادت بولايت از قرآن )
اما دليل شيعيان از قرآن كريم
خدا در سوره ي مائده آيه (55) فرموده :
« انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلوه و يوتون الزكوه و هم الراكعون و من يتول الله و رسوله و الذين آمنوا فان حزب الله هم الغالبون »
يعني ولي و ياور شما تنها خدا و پيغمبر و آن مومناني هستند كه نماز به پا داشته و بفقيران در حال ركوه زكات مي دهند و هر كس كه ولي و فرمانفرماي او خدا و رسول و اهل ايمانند (فيروز است ) كه تنها لشكر خدا ( در دو عالم ) فاتح و غالب خواهند بود .
اين آيه باجماع و اتفاق مفسران و محدثان شيعه و سني فقط در شأن علي بن ابيطالب عليه السلام است
و نيز از جمله آياتي استكه تصريح به پيروزي مذهب شيعه بر ساير مذاهب دارد .
و روايت از انس بن مالك است كه گويد :
« سائلي به مسجد وارد شد و مي گفت كيست كه به من قرض دهد و احسان نمايد ؟ در حاليكه علي عليه السلام در ركوع نماز بود دست خود را نزد سائل دراز كرد و اشاره فرمود كه انگشتر را فقير از دست او بيرون آورد .
پيغمبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) حضور داشتند فرمود اي عمر واجب شد
عمر عرض كرد پدر و مادرم به فداي شما چه چيز واجب شد ؟
حضرت فرمود بخدا قسم بهشت واجب شد و انگشتر را سائل از دست او بيرون نياورده بود مگر اينكه خدا او را از هر گناه و اشتباهي پاك كرده و هنوز هيچكس از مسجد بيرون نرفته بود كه جبرئيل نازل شد و اين آيه را در شأن علي عليه السلام بيان فرمود .و حسان بن ثابت هم حضور داشت و اين قضيه را به شعر درآورد و اين حديث را بزرگان اصحاب پيغمبر مانند خود اميرالمومنين و ابن عباس و ابوذر و عمار و جابر انصاري و ابو رافع و سلمه بن كهيل و ديگران روايت كرده اند و بزرگان و محدثان سني در كتب خود آورده اند و اينقدر اين مسئله مسلم و مورد اتفاق است ....
و اين آيه را ششصت و شش نفر از علماء بزرگ سني مذهب درباره علي عليه السلام تفسير كرده اند كه در ميان آنها از معاريف و شخصيتهاي برجسته علمي بسيارند مانند :
..اقدي و صنعاني و ابن جرير طبري و حافظ طبراني و حافظ جصاص و ابن البيع نيشابوري و ابن مردويه اصفهاني و خطيب بغدادي و بغوي و زمخشري مولف كشاف و سمعاني و قرطبي و اخطب خوارزمي و ابن جوزي و فخررازي مفسر معروف و بيضاوي و ابو حيان آندلسي و نظام الدين نيشابوري و قوشجي و سيوطي و سيد محمود آلوسي و ديگران كه ذكرش موجب تطويل است .