تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: آیات محکم وآیات متشابه
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
(۲۸/آذر/۹۳ ۱۴:۱۰)behabadi نوشته است: [ -> ]بنام خدا
باسلام وتشکر ازتوجه شما بنده مطالب شمارا رد نمیکنم چون منافاتی با مطلب بنده ندارد قصد بنده اینستکه قران کتاب مبین است ودرآن همه چیز هست که همان علم خداوند است بدیهی است که علم خداوند بی نهایت است ودرظرف محدود انسان نمیگنجد حتی اگر امام باشد وضروتی هم وجودندارد تا امام وپیامبر همه چیزرا بدانند آنان آنچه را که مورد نیاز بشر است میدانند آنهم با اجازه خداوند ولذا درمورد جوهرروح پاسخ خداوند به پیامبرنیز سربسته بود یعنی ایشان نیز نباید آنرا بدانند .بنابراین عدم آگاهی پیامبر وامام به همه کائنات نقص آنان نیست بلکه عدم امکان درمیان است اگر آنان همه چیزرا بدانند دیگر با خدا چه تفاوتی دارند؟واز خدا بی نیاز میشوند بنابراین به باور بنده ایاتی هست که برای معصومان نیز متشابه است وروزی آن تشابه نیز برای آنان برطرف خواهدشد موفق باشید
یک سوال
یعنی خدا میترسید از علمش کم بشه که به حبیب خودش اطلاع نداد؟اگر چنین باشد که خدا میود حسود و بخیل.
اگر هم نیاز نبود میگفت نیاز به دانستن ان نیست.
ولی در باب ایه سوال درباره روح خدا چه میفرماید؟
(۲۸/آذر/۹۳ ۱۱:۴۳)behabadi نوشته است: [ -> ]ازتو میپرسند که روح چیست؟ به آنان بگو روح از امور پروردگار است در اینجا خداوند مراد ازروح را نیز برای پیامبر بیان نکرده است تا به دیگران منتقل کند پس امری است که دانش آن خاص پروردگار است.
«وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ ما أُوتيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَليلاً
و از تو درباره «روح» سؤال مى كنند، بگو: «روح از فرمان پروردگار من است و جز اندكى از دانش، به شما داده نشده است (الإسراء: 85)
این ایه رو نگاهی بندازین لطفا
  • وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحًا مِّنْ أَمْرِنَا مَا كُنتَ تَدْرِي مَا الْكِتَابُ وَلَا الْإِيمَانُ وَلَكِن جَعَلْنَاهُ نُورًا نَّهْدِي بِهِ مَنْ نَّشَاء مِنْ عِبَادِنَا وَإِنَّكَ لَتَهْدِي إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ - شوری 52
  • همان گونه (که بر پيامبران پيشين وحى فرستاديم) بر تو نيز روحى را بفرمان خود وحى کرديم؛ تو پيش از اين نمى‏دانستى کتاب و ايمان چيست (و از محتواى قرآن آگاه نبودى)؛ ولى ما آن را نورى قرار داديم که بوسيله آن هر کس از بندگان خويش را بخواهيم هدايت مى‏کنيم؛ و تو مسلّماً به سوى راه راست هدايت مى‏کنى.
  • [b]أُولئِكَ كَتَبَ في قُلُوبِهِمُ الْإيمانَ وَ أَيَّدَهُمْ بِرُوحٍ مِنْهُ -
    المجادلة: 22
  • [/font][font=Tahoma]آنان كسانى هستند كه خدا ايمان را بر صفحه دلهايشان نوشته و با روحى از ناحيه خودش آنها راتائيد فرموده ... .
  • و ایات دیگر
حال این روحی که برای وحی بوده چیزی ورای مخلوقی بوده که با نبی خاتم در ارتباط بوده است؟
برای مطالعه بیشتر پیشنهاد میکنم دوستان در کتب روایی و تفسیری نگاهی به ذیل این ایه : داشته باشن.
کتاب کافی هم احادیثی در این مورد داره که وقت کردید مطالعه بفرمایید.
- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمّدٍ عَنْ مُعَلّى بْنِ مُحَمّدٍ عَنِ الْوَشّاءِ قَالَ سَأَلْتُ الرّضَا ع فَقُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ فَقَالَ نَحْنُ أَهْلُ الذّكْرِ وَ نَحْنُ الْمَسْئُولُونَ قُلْتُ فَأَنْتُمُ الْمَسْئُولُونَ وَ نَحْنُ السّائِلُونَ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ حَقّاً عَلَيْنَا أَنْ نَسْأَلَكُمْ قَالَ نَعَمْ قُلْتُ حَقّاً عَلَيْكُمْ أَنْ تُجِيبُونَا قَالَ لَا ذَاكَ إِلَيْنَا إِنْ شِئْنَا فَعَلْنَا وَ إِنْ شِئْنَا لَمْ نَفْعَلْ أَ مَا تَسْمَعُ قَوْلَ اللّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ‏
اصول كافى جلد 1 صفحه: 304 روايه: 3
ترجمه :
وشاء گويد بحضرت رضا(عليه السلام) عرضكردم: قربانت گردم (((اگر نمى‏دانيد از اهل ذكر بپرسيد))) يعنى چه؟ فرمود: مائيم اهل ذكر و مائيم پرسش شوندگان عرضكردم: شما پرسش شونده و ما پرسش كننده‏ايم؟ فرمود، آرى:، عرضكردم، بر ماست كه از شما بپرسيم؟ فرمود، آرى عرض كردم: بر شماست كه بما پاسخ دهيد؟ فرمود: نه، اختيار با ماست، اگر خواستيم پاسخ دهيم و اگر نخواستيم پاسخ ندهيم، مگر نمى‏شنوى قول خداى تبارك و تعالى را (39 سوره 38) (((اينست بخشش بى‏حساب ما خواهى ببخش يا نگهدار (اين بخشش ما است خواهى ببخش يا نگهدار حسابى بر تو نيست).

توضيح: آيه اخير درباره حضرت سليمان و راجع به اموال دنياست كه خداى تعالى او را سلطان و صاحب اختيار وسيعى نمود و طبق اين آيه باو اختيار داده كه آن اموال را بهر كه خواهد بدهد و بهر كه خواهد ندهد امام عليه السلام اين آيه را در موضوع علم و اختيار پاسخش دادن و ندادن، استشهاد فرموده است و شايد اختيار حضرت سليمان هم شامل بذل مال و علم هر دو بوده است، و معلومست كه پاسخ دهنده را لازمست كه در مقام پاسخ، ملاحظه فهم و استعداد سؤال كننده و هدف و منظور او را از سؤال و ساير شرايط و اوضاع زمان و مكان را بنمايد.
كسى مطلبى را پرسد و استعداد فهم پاسخ آن را ندارد، جواب دادنش لازم نيست و همچنين كسى كه در حضور جمعى كه بايد از آنها تقيه نمود سؤال كند، يا كسيكه از مطلب بيهوده و غير لازمى سؤال كند، نبايد به او جواب داد، بلكه بايد او را بپرسش از مطلب مهم و لازم متوجه ساخت، چنانكه در قرآن كريم اينگونه موارد پيش آمده است، مانند آيه شريفه: (((يسألونك عن الروح قل الروح من امر ربى و ما او تيتم من العلم الا قليلا))) (((درباره روح از تو مى‏پرسند، بگو: روح از امر پروردگار من است و بشما جز اندكى از دانش نداده‏اند))) يعنى فهم حقيقت اين سؤال از استعداد و وظيفه شما خارجست و باز مانند آيه شريفه مربوط بعدد اصحاب كهف كه با اجمال و بصورت و بصورت ترديد بيان شده است و نيز مانند آياتى كه راجع بسؤال جناب موسى از حضرت خضر است و نهى كردن شديد حضرت خضر از سؤال و مانند احاديث باب خير و شر كه در كتاب توحيد گذشت.
پس وظيفه امام عليه السلام هم هنگاميكه سؤالى از او مى‏شود، اين است كه اطراف و جوانب سؤال را ملاحظه كند و سؤالى كه وظيفه دارد و صلاح مى‏داند، جواب گويد و نسبت به آنچه صلاح نمى‏داند، سكوت كند يا سر بسته جواب دهد
بنام خدا
باسلام وتشکر تلاش میکنم یکجا پاسخ دهم اولا سند اصلی عرایض بنده خرد شماست اگر روایتی با عقل سازگار نباشد خود معصوم فرموده اند انرا بدیوار بزنید در کلام خودخدا بیش از50 بار تعقل تفکر تدبر تفقه امده است پس خرد خودرا بکارگیرید خداوند بی نهایت است وعلم بینهایت در انسان محدود نمیگنجد ثانیا نیازی به همه دانشها نیست ولذا پیامبران وامامان هرآنچه را که درماموریت خود لازم باشد میدانند نه بیشتر شما باید دلیل بیاورید نه بنده ثالثا گذشتگان وایندگان در روایات مربوط به همین دنیای ناسوتی ماست .آیا شما میدانید که 20000 سال نوری قبل ازما چه بوده است؟ ویا بعد ازما ؟ معلوم است که نمیدانیم ونیازی هم نیست که بدانیم درمورد معصومان نیز چنین است کما اینکه مساله روح را خداوند به پیامبر سربسته فرمودند چون درک ان از عهده ناسوتیان برنمیاید والله خود امامان چنین ادعائی نکرده اند که امتش چنین میگویند کمی تعقل کنید امری را بپذیرید که عقلائی باشد واین ازشان آنان نمیکاهد موفق باشید
ضمنا چون بنده با یک انگشت تایپ میکنم لذا ازذکر ایات معذورم وتنها ترجمه انهارا مینویسم
مشکل اینه که شما معصومین رو با انسانهای عادی یکی می دونید این علوم توی جسم. اونها قرار نبوده جا بشه در روحشون جاداشته همون چیزی که دقیقا منو شما ازش بی اطلاعیم این معصومینی که شما اینجور پایین مرتبه ازشون حرف می زنید دلیل اصلی خلقت عالم هستن بعد فقط واسه عالم ناسوت کافی باشن؟!باهمون عقل وخردتون ببینید چه طور جوردرمیاد که یه کسی دلیل اصلی کل خلقت باشه بعد فقط واسه. یه مرحله از عالم کفایت کنه!!!!
سلام
تشکر که پاسخ میدید
یک سوال
شخصی از پیامبر و یا از معصوم اگه سوال میکرد از گذشته و اینده ایا پیامبر باید جواب میداد؟همونطور که در باره مباحث و مسائل مختلف سوال پرسیدن و جواب گرفتن.
(۲۸/آذر/۹۳ ۱۸:۵۸)behabadi نوشته است: [ -> ]بنام خدا
باسلام وتشکر تلاش میکنم یکجا پاسخ دهم اولا سند اصلی عرایض بنده خرد شماست اگر روایتی با عقل سازگار نباشد خود معصوم فرموده اند انرا بدیوار بزنید در کلام خودخدا بیش از50 بار تعقل تفکر تدبر تفقه امده است پس خرد خودرا بکارگیرید خداوند بی نهایت است وعلم بینهایت در انسان محدود نمیگنجد ثانیا نیازی به همه دانشها نیست ولذا پیامبران وامامان هرآنچه را که درماموریت خود لازم باشد میدانند نه بیشتر شما باید دلیل بیاورید نه بنده ثالثا گذشتگان وایندگان در روایات مربوط به همین دنیای ناسوتی ماست .آیا شما میدانید که 20000 سال نوری قبل ازما چه بوده است؟ ویا بعد ازما ؟ معلوم است که نمیدانیم ونیازی هم نیست که بدانیم درمورد معصومان نیز چنین است کما اینکه مساله روح را خداوند به پیامبر سربسته فرمودند چون درک ان از عهده ناسوتیان برنمیاید والله خود امامان چنین ادعائی نکرده اند که امتش چنین میگویند کمی تعقل کنید امری را بپذیرید که عقلائی باشد واین ازشان آنان نمیکاهد موفق باشید
ضمنا چون بنده با یک انگشت تایپ میکنم لذا ازذکر ایات معذورم وتنها ترجمه انهارا مینویسم
انسان محدود ، ایا خدا میتونه به این بشر محدود چیزی بده که نشان بده نا محدود هست؟
پس با این بخش از سخن شما میشه گفت که دلیلی نداره من در باره اختلافاتی که در 1400 سال پیش بوده اند مطالبی بودنم. چون به کار من نمیاد.
البته باید بگیم که خود حضرت امیر میفرماید که هرجه میخواهید در باره ما بگید ولی ما رو در حد خدا ندانید
درباره تفقه و تدبر هم برادر گرامی حرف شما قبول اما تفقه بدون اتصال به کلام معصوم برای درک کلام خدا ایا ممکن است؟
من که سند خواستم برای همین بود که اگه خلاف قران بود بزنیم به دیوار.
موفق باشید
به نظر می رسه دوستمون در مورد معرفت نورانیت اهل بیت علیهم السلام خیلی چیزی نمی دونن. ارجاعتون میدم به بحث عقل اول، حقیقت محمدیه، نور اهل بیت که قبل از خلقت هر موجودی خلق شدن و .... اصلا مراجعه کنین به زیارت جامعه کبیره و شرح اون.

این دو تا لینک تا حدودی گفتن که می تونه کمک کنه:

http://mesbahyazdi.ir/node/5186

http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa15233

در مورد کلمات اولی که عرض کردم جستجو کنین بیشتر حقیقت رو می فهمین. خلاصه اینکه شناخت جایگاه اصلی اهل بیت علیهم السلام اصلا برای امثال ما میسر نیست به همین دلیل حضرت علی علیه السلام فرمودن ما رو ارباب ندانید دیگه هر چی خواستین مقام ما رو بالا ببرین. اینجا هم دوستان همین رو میگن و کسی خدایی ناکرده مقام الوهیت برای معصومین قائل نیست اما اینطور محدود هم نیستن. مطالعه کتب علمای شیعه در این مورد کارساز هست ان شاءالله.
بنام خدا
سلام بحث جالبی مطرح شده وگرچه قدیمی است اما به تصور من یک نکته را در کلام آقای به ابادی دقت نکردید وآن اینستکه علم معصومان برابر با علم خدا نیست ولذا اگر قرآن حاوی علم الهی باشد قطعا معصومان برهمه آنها واقف نیستند ونباید هم باشند پس برخی ازآیات هم میتواند برای آن بزرگواران متشابه باشد .مگر آنکه قرآن برای این دنیا وبشر است وحاوی علم کامل الهی نیست در این صورت معصومان برهمه آن آگاهی دارند .ممنونم
(۳۱/مرداد/۹۵ ۲۲:۴۱)aliabad نوشته است: [ -> ]بنام خدا
سلام بحث جالبی مطرح شده وگرچه قدیمی است اما به تصور من یک نکته را در کلام آقای به ابادی دقت نکردید وآن اینستکه علم معصومان برابر با علم خدا نیست ولذا اگر قرآن حاوی علم الهی باشد قطعا معصومان برهمه آنها واقف نیستند ونباید هم باشند پس برخی ازآیات هم میتواند برای آن بزرگواران متشابه باشد .مگر آنکه قرآن برای این دنیا وبشر است وحاوی علم کامل الهی نیست در این صورت معصومان برهمه آن آگاهی دارند .ممنونم

سلام خدمت شما aliabad گرامی
وقتتون بخیر
جناب شما به این که گفتین واقعا اعتقاد دارین ؟
اگه چنین باشه یکم باید روی اعتقاداتتون کار کنین ، البته به من ربطی نداره ولی طبق نص خود ایات قران کریم و احادیث موجود ، حق تفسیر با معصوم هست حالا چطور شما اشاره میکنین به خلافش ؟Huh
اگه معصوم بر همه ایات واقف نباشن چطور مبین و مفسر هستن؟اگه چنین چیزی باشه باید بگیم کذب هست و معصوم بر کل ایات مشرف نیستن چون علم بر اونها ندارن ، این میشه مظریه شما و البته به نوعی اعتقاد شما که خودش با ایه 7 سوره ال عمران مخالف هست . پس ، حرف شما وقتی با وحی مخالف باشه نتیجیش میشه؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟

نقل قول:آیه هفت سوره مبارکه هفت آل عمران
هُوَ الَّذي أَنْزَلَ عَلَيْکَ الْکِتابَ مِنْهُ آياتٌ مُحْکَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذينَ في‏ قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَةِ وَ ابْتِغاءَ تَأْويلِهِ وَ ما يَعْلَمُ تَأْويلَهُ إِلاَّ اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما يَذَّکَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ
نقل قول:بَابُ أَنَّ الرَّاسِخِينَ فِي الْعِلْمِ هُمُ الْأَئِمَّةُ ع‏
1- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ أَيُّوبَ بْنِ الْحُرِّ وَ عِمْرَانَ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: نَحْنُ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ* وَ نَحْنُ نَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ.
2- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ حَمَّادٍ عَنْ بُرَيْدِ بْنِ مُعَاوِيَةَ عَنْ أَحَدِهِمَا ع فِي قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ « 7 سوره آل عمران » فَرَسُولُ اللَّهِ ص أَفْضَلُ الرَّاسِخِينَ فِي الْعِلْمِ قَدْ عَلَّمَهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ جَمِيعَ مَا أَنْزَلَ عَلَيْهِ مِنَ التَّنْزِيلِ وَ التَّأْوِيلِ وَ مَا كَانَ اللَّهُ لِيُنْزِلَ عَلَيْهِ شَيْئاً لَمْ يُعَلِّمْهُ تَأْوِيلَهُ وَ أَوْصِيَاؤُهُ مِنْ بَعْدِهِ يَعْلَمُونَهُ كُلَّهُ وَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ تَأْوِيلَهُ إِذَا قَالَ الْعَالِمُ «المراد بالذين لا يعلمون تأويله: الشيعة، إذا قال العالم فيهم، يعنى به الراسخ في العلم الذي بين أظهرهم و في بعض النسخ [فيه‏] أى في القرآن أو التأويل، بعلم أي بمحكم أو تأويل متشابه. (فى)» فِيهِمْ بِعِلْمٍ فَأَجَابَهُمُ اللَّهُ بِقَوْلِهِ- يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ الْقُرْآنُ خَاصٌّ وَ عَامٌّ وَ مُحْكَمٌ وَ مُتَشَابِهٌ وَ نَاسِخٌ وَ مَنْسُوخٌ فَالرَّاسِخُونُ فِي الْعِلْمِ يَعْلَمُونَهُ.
3- الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أُورَمَةَ عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ كَثِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ* أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ وَ الْأَئِمَّةُ مِنْ بَعْدِهِ ع.
الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 214
برادر گرامی شما خود و اعتقادی که مطرح کردی رو بزار جلو این ایه و فقط همین 3 حدیث ( البته احادیث دیگه ای بود که فقط به همینا فعلا اکتفا میکنیم)
بنام خدا
سلام کاش شما هم در مطلب من دقت میکردید آیا معصوم علم خداوند را دارد؟اگر دارد که خداست واگر ندارد پس میتواند بربرخی مسایل آگاه نباشد .اینک اگر قرآن مخصوص انسان ودنیای ماست که معصوم برآن آگاه است ولی اگر کل علم خداوند درآن باشد دیگر برهمه چیز واقف نیست غیر از این است ؟ باعقل خود بسنجید این امر عقلانی است نه روائی ممنون
(۱/شهریور/۹۵ ۱۴:۳۳)aliabad نوشته است: [ -> ]بنام خدا
سلام کاش شما هم در مطلب من دقت میکردید آیا معصوم علم خداوند را دارد؟اگر دارد که خداست واگر ندارد پس میتواند بربرخی مسایل آگاه نباشد .اینک اگر قرآن مخصوص انسان ودنیای ماست که معصوم برآن آگاه است ولی اگر کل علم خداوند درآن باشد دیگر برهمه چیز واقف نیست غیر از این است ؟ باعقل خود بسنجید این امر عقلانی است نه روائی ممنون

عزیز دلم ، علم خدا رو شما میتونی تعریف کنی ؟
علم رو خدا میده ، و اگه بخواد میده و اگه بخواد در انی کمتر از ان اون علم رو قطع میکنه ، این در مورد علم داشتن معصوم .
تو توضیح پست های پیشین یه عبارتی رو نقل کردم ایکاش شما متوجه اون هم میشدین Blush
عقل در چه موردی میتونه وارد بشه ؟ شما میخوای یه جسمی رو حرکت بدی میتونی با عقلت حرکتش بدی؟ شما میخوای در باره ذات خدا تعقل کنی ایا میتونی ؟ ایا عقل میتونه اینکار رو انجام بده؟ شما میخوای در باره روح ؛ علم پیدا کنی و بدونی چی هست ایا میتونی با عقل بهش برسی ؟ در همین مورد ایه شریفه :
«وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَ ما أُوتيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَليلاً »
و از تو درباره «روح» سؤال مى كنند، بگو: «روح از فرمان پروردگار من است و جز اندكى از دانش، به شما داده نشده است (الإسراء: 85)
خو اینجا خودش خیلی چیزا رو مشخص میکنه عزیزم .
شما به تعقل و تفکر دستور داری ولی این برای خودش یه مرزی داره .
شما تو قران که برای بشر هست و هادی هست ولی داخلش طبق نص خود ایه 7 ال عمران و دیگر ایات مبحثی با عنوان محکم و متشابه داریم عزیزم ، که تو همین ایات تکلیف رو روشن میکنه ولی شما دنبال این هستی که با عقل به چیزی برسی که پاسخش همینقسمت ها داده شده .
گرامی شما میگی :
(۱/شهریور/۹۵ ۱۴:۳۳)aliabad نوشته است: [ -> ]بنام خدا
سلام کاش شما هم در مطلب من دقت میکردید آیا معصوم علم خداوند را دارد؟
خود معصوم هم چنین ادعایی ندارد که علم خدا را دارد .
(۱/شهریور/۹۵ ۱۴:۳۳)aliabad نوشته است: [ -> ]اگر دارد که خداست واگر ندارد پس میتواند بربرخی مسایل آگاه نباشد .
معصوم مدعی خدایی نیست اما میگوید که هرچه دارم از خدا هست و علمش رو از خدا میده ، وقتی چنین چیزی هست یعنی چی؟ یعنی علم من از خدا هست پس مطلبی که ارایه میشه علم خدا هست .
ما تو بحث علم در کلام معصوم به نمیدانم که نشات گرفته از جهل باشه نداریم عزیزم . واقعا اگه مطالب پستهای پیشین رو مطالعه میکردین این پرسشها رو مطرح نمیکردین.
نقل قول:

عزیز دلم شما میخوای اثبات کنی بگی که علم امام ناقص هست و این موجب نقصان هست . واقعا نتیجه قشنگی میخواین بگیرین از سوالتون.البته اینها تازگی نداره برادر گرامی .
جایی که عقل خطا پذیر که حد و مرز داره و مرزهاش مشخصه رو شما میخوای باهاش برسی که علم امام ناقص هست وگرنه خداست . علم از خداست ولی برای امام به امانت داده شده .چطور اینو میگم ؟
چون خودش گفته :
نحن ولاة أمر اللّه، و خزنة علم اللّ
نقل قول: بَابُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ ع وُلَاةُ أَمْرِ اللَّهِ وَ خَزَنَةُ عِلْمِهِ‏
1- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي زَاهِرٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مُوسَى عَنْ عَلِيِّ بْنِ حَسَّانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ كَثِيرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ نَحْنُ وُلَاةُ أَمْرِ اللَّهِ وَ خَزَنَةُ عِلْمِ اللَّهِ وَ عَيْبَةُ وَحْيِ اللَّهِ «1».
2- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَسْبَاطٍ عَنْ أَبِيهِ أَسْبَاطٍ عَنْ سَوْرَةَ بْنِ كُلَيْبٍ قَالَ قَالَ لِي أَبُو جَعْفَرٍ ع وَ اللَّهِ إِنَّا لَخُزَّانُ اللَّهِ فِي سَمَائِهِ وَ أَرْضِهِ لَا عَلَى ذَهَبٍ وَ لَا عَلَى فِضَّةٍ إِلَّا عَلَى عِلْمِهِ.
3- عَلِيُّ بْنُ مُوسَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ سَعِيدٍ وَ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِيِّ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ رَفَعَهُ عَنْ سَدِيرٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ مَا أَنْتُمْ قَالَ نَحْنُ خُزَّانُ عِلْمِ اللَّهِ وَ نَحْنُ تَرَاجِمَةُ وَحْيِ اللَّهِ وَ نَحْنُ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ عَلَى مَنْ دُونَ السَّمَاءِ وَ مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ.
__________________________________________________
(1) العيبة زبيل من أدم و من الرجل موضع سره (فى).
الكافي (ط - الإسلامية)، ج‏1، ص: 193
4- مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنِ النَّضْرِ بْنِ شُعَيْبٍ «1» عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْفُضَيْلِ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع يَقُولُ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى اسْتِكْمَالُ حُجَّتِي عَلَى الْأَشْقِيَاءِ مِنْ أُمَّتِكَ «2» مِنْ تَرْكِ وَلَايَةِ عَلِيٍّ وَ الْأَوْصِيَاءِ مِنْ بَعْدِكَ فَإِنَّ فِيهِمْ سُنَّتَكَ وَ سُنَّةَ الْأَنْبِيَاءِ مِنْ قَبْلِكَ وَ هُمْ خُزَّانِي عَلَى عِلْمِي مِنْ بَعْدِكَ ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لَقَدْ أَنْبَأَنِي جَبْرَئِيلُ ع بِأَسْمَائِهِمْ وَ أَسْمَاءِ آبَائِهِمْ.
5- أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ عَنْ فَضَالَةَ بْنِ أَيُّوبَ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع يَا ابْنَ أَبِي يَعْفُورٍ إِنَّ اللَّهَ وَاحِدٌ- مُتَوَحِّدٌ بِالْوَحْدَانِيَّةِ مُتَفَرِّدٌ بِأَمْرِهِ فَخَلَقَ خَلْقاً فَقَدَّرَهُمْ لِذَلِكَ الْأَمْرِ فَنَحْنُ هُمْ يَا ابْنَ أَبِي يَعْفُورٍ فَنَحْنُ حُجَجُ اللَّهِ فِي عِبَادِهِ وَ خُزَّانُهُ عَلَى عِلْمِهِ وَ الْقَائِمُونَ بِذَلِكَ.
6- عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ مُوسَى بْنِ الْقَاسِمِ بْنِ مُعَاوِيَةَ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنِ الْعَمْرَكِيِّ بْنِ عَلِيٍّ جَمِيعاً عَنْ عَلِيِّ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ مُوسَى ع قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ خَلَقَنَا فَأَحْسَنَ خَلْقَنَا وَ صَوَّرَنَا فَأَحْسَنَ صُوَرَنَا «3» وَ جَعَلَنَا خُزَّانَهُ فِي سَمَائِهِ وَ أَرْضِهِ وَ لَنَا نَطَقَتِ الشَّجَرَةُ وَ بِعِبَادَتِنَا عُبِدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ «4» وَ لَوْلَانَا مَا عُبِدَ اللَّهُ.
(1) في بعض النسخ [عن النضر بن سويد].
(2) على الاشقياء من امتك خبر استكمال حجتى و من ترك بدل من الاشقياء يفسره. (فى)
(3) في بعض النسخ [و صورنا فاحسن صورتنا].
(4) أي بمعرفتنا و عبادتنا إيّاه تعالى التي نعرفه و نعبده و نهدى عباده إليها و نعلمها اياهم عبد اللّه.
حالا شما دیگه با اینها سرو کار نداری و عقل رو در کنار اینها نمیپذیری برای جلوگیری از خطا رفتن عقل 2+2=4 دیگه تقصیر عقل نیست که .
(۱/شهریور/۹۵ ۱۴:۳۳)aliabad نوشته است: [ -> ]اینک اگر قرآن مخصوص انسان ودنیای ماست که معصوم برآن آگاه است ولی اگر کل علم خداوند درآن باشد دیگر برهمه چیز واقف نیست غیر از این است ؟
Big GrinBig Grin پاسخ بسیار روشن تر این هست که براش وقت اثبات بزاری ، پاسخ شما میاد تو این قسمت که بپرسی ، تو روز بگو برام اثبات کن خورشید مگه هست ؟
اگه هم میخوا یشاهد مثالهایی بیاری برای مباحث دیگه علم از جمله علم غیب و ... برای اونها هم پاسخ مشخص هست پیشنهاد میکنم وارد اون قسمت نشی چون بازم عقل تو اون وادی کم میاره Blush

شما درکی از این هایی که الان میگم ، ایا یا عقل 2+2=4 میتونی بدست بیاری ؟
«إنّ الإمام خليفة الله و مرجع النّاس في كلّ الأمور» (صدوق، 1398ق، ص275، 421 و 423)
«الإمام وارث النّبي صلي الله عليه وآله وسلم و جميع الأنبياء و الائمة من قبله» (كليني، 1405ق، ج1، ص221، 237، 255 و 256؛ صفار قمي، 1404ق، ج3، ص134)
«الإمام خزان علم الله و غيبة علمه» (كليني، 1405ق، ج1، ص192-193؛ صفار قمي، 1404ق، ج2، ص152؛ نهج‌البلاغه، خ 2)؛
«الإمام عالم بالقرآن كلّه و سنّة نبيه» (كليني، 1405ق، ج1، ص228؛ ج4، ص261؛ عطاردي قوچاني 1367، ج1، ص321)؛
«الإمام عالم بجميع ما يحتاج اليه النّاس كلّه» (كليني، 1405ق، ج1، ص199؛ مفيد، 1339، ص303)
«الإمام عالم بما كان و ما يكون و ما هو كائن» (صدوق، 1398ق، ص305؛ كليني، 1405ق، ج1، ص260-262)
«الإمام عالم لباقي السماوات والأرض وما فيهما من رطب و يابس» (كليني، 1405ق، ج1، ص261؛ صدوق، 1404ق، ص 185؛ مجلسي، 1362، ج37، ص204)
شما اینها رو که نقلی هست رو و خود امام میگه رو با عقلت بهش میرسی ؟ اگه میرسیدی در حالی که اینها نبود ( و حالا که هست توش شک و شبه داری و میخوای با عقل برسی و نمیرسی که چنین برات پیش میاد .
نتیجه کلام علم امام ( و کلا معصوم ) مانند علم خدا نیست ، نه معصوم چنین ادعایی داشت و نه پیروان معصوم . نه غلو میکنیم که علم معصوم همانند علم خداست و نه راه مخالف را که هر چیز رو بخوایم براش ان قلت بیاریم . گرامی علم امام از طرف خدا داده میشه ، یه مثال خیلی ساده بزنم البته در شان علم خدا نیست ولی برای اینکه بری همه دوستان قابل درک باشه ناچار به مثال هستم ، شما یه کارخونه تولید برق داری ، یسری هم وسایل برقی که با کمک نیروی برق کار میکنن، مثل لامپ و .... . حالا اگه این کارخونه بخواد برق شما رو قطع کنه لامپ روشن شما قطع میشه . و وقتی هم بیاد همه اون برق تولیدی که نیست هست؟ میتونی بگی این همون برق ( انرژی تولیدی ) هست ؟ هرگز چنین نمیگی .
پرسش شما خوبه و خبه روش صحبت بشه اما بدون تکیه بر ثقلین راه رفتن در این مواضع یعنی هلاکت Blush
بنام خدا
سلام مطالب شما درست است اما ارتباطی با عرض بنده ندارد. شما باین سوال پاسخ دهید؟آیا امام وپیامبر موجودات نا محدودند؟یا محدود؟. وآیا علم خداوند نامحدود است؟ِیامحدود؟ اگر علم خداوند نامحدود است آیا میتواند درقالب انسانی محدود قرار گیرد؟
ضمنا آنچه امام دارد از خداست ولی قرار نیست همه علم خدارا داشته باشد چون نیازی بدان نیست واین نقصان نیست بلکه ذات موجودات عالم ناسوت همین است.
بگذارید مثالی بزنم آیا معصوم بذات خدا علم دارد؟ ودیگری از قرآن کریم (بمردم بگو روح از جانب خداست) آیا معصوم روح را آگاه شد واگر شد چرا برای مردم مطرح نکردند؟آیا شما ذات روح را می شناسید؟
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع