اینکه عملی به قصد ریا انجام بشه هیچ اجری نداره
ولی اگر عملی از ترس ریا ترک بشه این از وسوسه های شیطانه و نباید توجه کرد
مثلا شما میخواهید در دل فلانی جا باز کنید . میرید مسجدی که اون میره تا ببینه نماز خوندن شما رو و این باطله
اما یه وقتی میخواهید برید مسجد میگید الان من برم ریا میشه و ... اینجا وسوسه شیطانه و نباید بهش توجه کرد . باید به نیت تبعیت و تقرب انجامش داد
یا حق
سلام.
یه پیشنهاد:
هماهنگ باشیم تو یه روز خاص هممون یه کار خاصو تو فضاهای عمومی انجام بدیم بعد بازخورد هارو برای هم بنویسیم.
چطوره؟
بله متشکر
منظور استاد قرائتی این بوده که برای امر به معروف و نهی از منکر باید بعضی اعمال علنی بشن
چون جو به نفع اونا شده
جو باید عوض بشه
جو
وقتی انسان کار خیری انجام میده بستگی به نیتش داره اگر این کارو برای خدا انجام دادی که هیچی اما اگر برای غیر از خدا انجام بشه ریاست و یک امر قلبیست و به نیت بستگی داره
نیازی به ریا در همین واجبات دین ، خودم خیلی تمسخر شدم .
به خصوص وقتی مجبور بودم دو روز در تهران (سوء برداشت نشود )مهمان باشم
،مهر خواستم صاحب خونه مهر نداشت یا جایش را نمی دانست ،
زن 60 ساله ناخنهای پایش را لاک جیگری زده بود ،داشت حالم به هم می خورد .
،سر سفره با تمسخر به من گفتند :ببخشید یادم رفته بود که شما دوغ می خوری
،سس وسوسیس نمی خوری ،پس چی می خوری .
وقتی اعتراض کردم که پیش بچه های من ماهواره روشن نکنید یا حرف مستهجن
نزنید ،به من با کمال پررویی گفتند :کلا تو اجازه می دی بچه هات چکار کنن
خودت کل روز رو چی کار می کنی .
میای درگیر می شی مهمان دو روزه ای ،جواب هم نمی دهی توهین می کنند .
یک مثالی الان یادم اومد
رفته بودم پیش استاد گفتم فلان عمل رو انجام میدم باد میکنم و مغرور میشم . با اینکه میدونم نباید مغرور بشم و الان این عمل خوب رو خدا داده و اثرش هم مال خودشه و ... از طرفی اون کار شاید ضروری باشه . چه کنم . انجام بدم یا نه؟
ایشون فرمودند وقتی انسان دچار هوای نفس مثل غرور میشه یعنی شرک داره و موحد نیست . یعنی برای احدی بجز خدا اثر قایل است .
حالا اگر اون کار رو انجام بدی یا نه اون شرک قلبی نمیره و برای اون باید سالیانی مجاهده و توسل و ... انجام داد . کار یه شب نیست . عمل لازم رو انجام بده اما متوجه باش که این اثر نفسانی باطله و نباید باشه و درست نیست .
یا حق
(۲۳/اسفند/۹۲ ۱۵:۴۷)aaaaa نوشته است: [ -> ]سلام.
یه پیشنهاد:
هماهنگ باشیم تو یه روز خاص هممون یه کار خاصو تو فضاهای عمومی انجام بدیم بعد بازخورد هارو برای هم بنویسیم.
چطوره؟
وقتی امری مورد تایید خدا باشه دیگه هیچ کس مهم نیست .
مگر اینکه باز به امر خدا مثلا تقیه لازم باشه ...
اصلا کسی که مردم رو هم موثر میبینه بجز خدا ممکنه به مردم و بازخوردش توجه کنه
مخلص متقی و صفی زکی ، مرحوم حاج غلامحسین ( معروف به تنباکو فروش به مناسبت شغلش ) رحمۀ اللّه علیه تقریبا چهل سال قبل نقل فرمود که من به مرحوم آیت اللّه سید ابوطالب ارادتمند بودم و شبها در مسجد معرکه خانه ( مسجد نور فعلی ) به جماعت ایشان حاضر می شدم ، مدتی طرف عصر تا موقع نماز مغرب در مسجد مزبور با حضور جمعی از مؤ منین چند مسئله می گفتم و قدري ازمعجزات ائمه علیهم السّلام را از روي کتاب می خواندم . به تدریج جمعیت زیادي حاضر می شدند تا اینکه حالت وسوسه در نیت من پدید آمد و از ریاکاري و نمایش به خلق و طلب منزلت نزد مردم سخت ترسناك بودم و چون در اخلاص عمل خود در شک بودم آن مجلس را ترك کردم . شبی در عالم واقعه دیدم مرکبی از نور برایم حاضر شد و من بر آن سوار شدم پس به سمت آسمانها به سرعت نور حرکت می کرد و بهجت و سرور و لذتی که در آن طیران و مشاهده عجایب خلقت پیدا کردم قابل وصف
نبود تا به آسمان هفتم رسیدم ناگاه مرکب از من جدا شد و از همانجا سقوط کردم تا وسط مسجد معرکه خانه افتادم در نهایت سختی و زحمت و غصه و در همان حال صدایی شنیدم که صعود تو از اینجا بود و سقوط تو هم از اینجاست و اگر باز صعود می خواهی باید از همین جا باشد . چون از خواب بیدار شدم پی به اشتباه خود بردم و خودم را بر ترك آن مجلس ملامت کردم پس تصمیم گرفتم دوباره آن مجلس را برپا نمایم و همه روز در همان موقع عصر می رفتم لکن جمعیت نمی شد و مردم حاضر نمی شدند ، خلاصه دیگر موفق به تجدید آن خیر بزرگ نشدم و از آن فیض عظیم بی بهره گشتم .
از کتاب داستانهای شگفت شهید دستغیب