تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: روش های انتقال ثروت به مسیرهای موثر
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
سلام
اول از همه پیشنهاد می دم هر یک از دوستان ، تجربیاتشون رو نسبت به قضر مرفه ، خواسته هاشون ، نیازهاشون ، کجا بیشتر خرج می کنند و ... بیان کنند
این تجربیات من هست و برداشت هام از رفتار این قشر:
- این قشر برای زیاد بودن قیمت اهمیت قائل نیستند ، و کیفیت براشون مهم تر از قیمته ، و ظاهر (چه زیبایی و چه کارایی ظاهری) براشون مهم تز از کیفیت ، و خاص بودن براشون مهم تر از ظاهر
- برای این قشر کم بودن قیمت یک نقیصه است ، به طوری که اگر شما یک جنس 1000 تومانی رو بهشون 10000 تومان قیمت بدید (به شرط کم زمینه بودن) بهتر از شما اون جنس رو می خرند.
- این قشر علاقه دارند اجناس با قیمت بالاتر رو خریداری کنند ، چرا؟ چون پیش فلان شخص توی فامیل که باهاش چشم و هم چشمی دارند بگند رفتم از فلان جا با قیمت کذایی فلان چیز (حتی مثلا آب خوردن) رو خریدم.البته این خصیصه در مرفهین بسیار بی درد بیشتر دیده میشه Big Grin
- به این قشر اگر بگی : " قیمتش بالا است ، من این جنس ارزون قیمت تر رو بهتون پیشنهاد می کنم" ، حتما جنس گرون رو می خرند چون دوست ندارند جلوی فروشنده کم بیارند.(زیاده روی نباید کرد و الا علارغم خریدن جنس دیگه بر نخواهند گشت)
- برای این قشر برند از همه چیز مهم تره ، و وقتی اسم برند بیاد ممکنه کیفیت رو هم در نظر بگیرند ، مثلا حاضرند همه چیزهای خونشون LG باشه ، حتی اگر بدونند فلان جنس LG به درد نمی خوره (ال جی مثال بود)
فعلا این ها رو داشته باشید
نقدی چیزی بود بگید ، چون اکثرا برداشت های شخصی خودم هست.
الان فقط همینا ب ذهنم میرسه
دوستان پولدار من بیشترین درامد رو صرف لوازم ارایش.لباس برند.ارایشگاه و رستورانهای لوکس میکنن
میشه تقسیم بندی کردی
خوراک
پوشاک
تفریح
و تجربیات بکر و جدید ک بخوان تجربه کنن
بسم الله الرحمن الرحیم

با تشکر از موضوع خوبی که مطرح کردید

نقل قول:هدف از این انتقال ثروت این هست که ما راه هایی رو پیدا کنیم که یک ثروتمند که عموما اهل اسراف و اخراج ارز هست رو متمایل کنیم به این که سرمایه رو در راهی خرج کنه که این سرمایه باعث رشد کشور می شه ، مثلا در راه تولید ، کارآفرینی و ...

نمیدونم چقدر توی کار بودید اما توی یک سال ونیمی که میرم سرکار، یه چیزهایی دیدم از جامعه امون که واقعا باید انگیزه آدم و اراده اش خیلی خیلی قوی باشه که بخواد ادامه بده...
طرف یه دستگاهی رو میخواست، نیازش بود... شرکت ما اعلام کرد که با یک سوم قیمتی که از چین میخان وارد کنن براشون تولید میکنیم... کلی هم براشون توضیح دادیم و برو و بیا... و اون یک سوم قیمت واقعا سودش برامون ناچیز بود... اما میدونید آخرش چی گفت؟؟ گفت نه برای من نمیصرفه... آخه اون که از چین میخرم یک هفته مسافرت خارجی و تور و... اینها داره!!!!!!

میدونستید بیشتر از نصف مواردی که ما نیاز داریم رو خودمون بهتنهایی میتونیم بسازیم اما صرفا به خاطر حضور همون مرفهانی که سود واردات توی جیبشون میره نمیتونیم کاری بکنیم؟؟؟
شرکت ما نزدیک دو سال که دنبال مجوز گرفتن هست اما نمیدن صرفا به خاطر این که واردکننده های گردن کلفت هستند...

صرفا یه درد و دل بود..Sad
اگه میشد که پولهایی که اینطوری اینها به جیب زدن رو به واسطه ای ازشون بگیریم و صرف کارهای مفید بکنیم عالی میشه...

نقل قول:مثال می زنم باز هم
افراد تجمل گرا برای تجمل گرایی خودشون اصولی دارند :
- چیزی رو داشته باش که خاص باشه و دیگران نداشته باشند ، حالا هر چه قدر هم که بی فایده باشه.
- چیزی رو داشته باش که به سختی می شه اون رو داشت ، مثلا قیمتش فوق العاده بالا باشه.
- شکستن حد و حدود اجتماع
و ....

مثلا یه شرکت بزنیم که لباسهایی با طراحی ها و پارچه های خیلی خاص داره با یک برند جذاب... درسته؟
من هم یک 5 سالی هست تو کار تولید و همین طور طراحی و اجرا هستم،البته در اندازه خودم.
بله از این بی مهری ها کم ندیدم ، اما حس می کنم راه رو درست انتخاب نکرده بودم.
بعضی وقتا کم قیمت دادن خودش بعد روانی منفی ایجاد می کنه.

(۵/فروردین/۹۳ ۱۷:۵۹)طلــوع نوشته است: [ -> ]مثلا یه شرکت بزنیم که لباسهایی با طراحی ها و پارچه های خیلی خاص داره با یک برند جذاب... درسته؟
بله درسته ، منتها یک محدودیتی ما داریم و اون مسائل شرعی هست.مثلا نباید لباس خاص تولید کنیم.
باید سعی کنیم در حوزه ی مجاز خودمون نوآوری کنیم.
هدف من هم در اینجا این هست که نوآوری داشته باشیم ، مثلا جنس ایرانی بسازیم با برند خارجی به قول شما ، حالا درسته فی نفسه کار خوبی نیست ، اما در شرائط حاظر کار درستی هست.
یا مثلا تفریحات عجیب که دوستان گفتند.من خودم ایده هایی دارم اما هنوز پخته نشده.الآن به عنوان مثال بازی paintball بازی خوب و سالم و مهیجی هست و طرفداران خاص خودش رو هم داره.امثال این بازی ها می شه ساخت که بشه با ابزار ساده و کم قیمت مخاطبینی رو جذب کرد ، حتی در صورت ثبت بین المللی مخاطب خارجی جذب کرد.
این گالری کارای خاص و گرونی داره
انتخاب و سفارش اینترنتیه اما واسه خرید یکی از اشنایان میگفت که جلو در واسه دریافت صف میکشن
لباس هم خوبه و الان بعضی برندهای ایرانی هم واسه خودشون جا باز کردن
یه سایتی بود لباساش پنبه کامل بود با طراحی های جالب سنتی ایران
لباس محلی نبودا سنتی مدرن بود
یا این افراد به خورد و خوراکشون اهمیت میدن
مثل محصولات ارگانیک و مواد غذایی سالم ک بعضی فروشگاه ها با برند سبز میارن
البته میدونم ماها فعلا نمیتونیم این کارا رو بکنیم
اما در حد طوفانیدن مغزها گفتم بگم
یه چیز دیگه
امکاناتی برای فرزندانشون
مثلا دیدم تو فرهنگسراها روباتیک یاد میدن ب دانش اموزا و مسابقه میذارن
واسه بچه هاشونم میشه ایده زد
یکی از مشکلات ما اینه که اقتصاد آمریکایی و غربی وارد جامعه شده و مطمئنا بر زندگی مون اثر می ذاره.
شما می بینید که سرمایه ی زیادی در شرکت های بیمه ها و بانک ها می ماند و حتی اون طوری که ادعا می شه صرف نمی شه.
به جای همه ی این ها اگر قرض الحسنه بود، و سیاست هایی برای این که سرمایه ی قرض الحسنه ها تبدیل به کار بشه و در نتیجه ی کار، درآمد حاصل بشه، مشکل های کمتری داشتیم.
اگر نگاه و بررسی ای به این سیستم های بیمار داشته باشیم، متوجه می شیم که پول ها انباشت می شه و جایی که باید صرف بشه نمی شه.
جایگزین بانک که قرض الحسنه ست و برای بیمه هم می شه این کارو کرد که پول پرداخت نکنیم و در صورت نداشتن هزینه های درمان، از قرض الحسنه، قرض بگیریم. و در مورد بیمه های تصادف و ... هم همین طور. بیمه ی تامین آتیه و عمر هم که کلا توصیه نمی شه.
دلیلی نداره وقتی از بیمه ای استفاده نمی کنیم، پولی پرداخت کنیم.

در این صورت، پول در دست مردم و قرض الحسنه هاست. حال باید با سیاست های دولت و نظارت، پول را در دست مردم قرار داد برای موارد مختلف.
خب مشکلات بررسی شد و سال هاست که داره بررسی میشه ، برای فرهنگ ساز ی در این زمینه ما چیکار کردیم ؟

اقای فلان که N تومن پس انداز داره ایا حاظره به کسی کمک کنه ؟ ایا تونستیم این همه وقت گذاشتنمون رو برای این تاپیک به سر انجامی برسونیم ؟ چرا ما فقط حرف میزنیم و وقتی پای عمل رسید ، پس میکشیم ، تفکر بدون عمل پشیزی ارزش نداره
(۱/تیر/۹۳ ۱۵:۳۵)Mohammad Trust نوشته است: [ -> ]خب مشکلات بررسی شد و سال هاست که داره بررسی میشه ، برای فرهنگ ساز ی در این زمینه ما چیکار کردیم ؟

اقای فلان که N تومن پس انداز داره ایا حاظره به کسی کمک کنه ؟ ایا تونستیم این همه وقت گذاشتنمون رو برای این تاپیک به سر انجامی برسونیم ؟ چرا ما فقط حرف میزنیم و وقتی پای عمل رسید ، پس میکشیم ، تفکر بدون عمل پشیزی ارزش نداره
درستش می کنیم
بعضی ها دارن زندگی شونو پای همین می ذارن که می تونید بهشون اطمینان داشته باشید.
البته نتیجه شو نسل های بعدی خواهند دید.
چون این چند سال این قدر خرابکاری کردن که جمع کردنش نیاز به انقلاب داره که اتفاق خواهد افتاد.
(۲۵/اردیبهشت/۹۳ ۱۲:۱۰)soheyl68 نوشته است: [ -> ]یکی از مشکلات ما اینه که اقتصاد آمریکایی و غربی وارد جامعه شده و مطمئنا بر زندگی مون اثر می ذاره.
شما می بینید که سرمایه ی زیادی در شرکت های بیمه ها و بانک ها می ماند و حتی اون طوری که ادعا می شه صرف نمی شه.
به جای همه ی این ها اگر قرض الحسنه بود، و سیاست هایی برای این که سرمایه ی قرض الحسنه ها تبدیل به کار بشه و در نتیجه ی کار، درآمد حاصل بشه، مشکل های کمتری داشتیم.
اگر نگاه و بررسی ای به این سیستم های بیمار داشته باشیم، متوجه می شیم که پول ها انباشت می شه و جایی که باید صرف بشه نمی شه.
جایگزین بانک که قرض الحسنه ست و برای بیمه هم می شه این کارو کرد که پول پرداخت نکنیم و در صورت نداشتن هزینه های درمان، از قرض الحسنه، قرض بگیریم. و در مورد بیمه های تصادف و ... هم همین طور. بیمه ی تامین آتیه و عمر هم که کلا توصیه نمی شه.
دلیلی نداره وقتی از بیمه ای استفاده نمی کنیم، پولی پرداخت کنیم.

در این صورت، پول در دست مردم و قرض الحسنه هاست. حال باید با سیاست های دولت و نظارت، پول را در دست مردم قرار داد برای موارد مختلف.


مطمئنا قرار نیست از بیمه عمر برای خودمون استفاده کنیم ولی دلیل نمیشه کلا استفاده نکنیم اگر بر روش کار بانک ها نظارت دقیق بشه سرمایه ها بهتر مصرف میشه کلا خشت اول مشکل داره که نظارته
(۱/تیر/۹۳ ۱۹:۵۵)ballista نوشته است: [ -> ]مطمئنا قرار نیست از بیمه عمر برای خودمون استفاده کنیم ولی دلیل نمیشه کلا استفاده نکنیم اگر بر روش کار بانک ها نظارت دقیق بشه سرمایه ها بهتر مصرف میشه کلا خشت اول مشکل داره که نظارته
دیدگاه عموم نسبت به بیمه ی عمر همینه؛ که اشتباهه. اتفاقا از بیمه ی عمر، شما می تونی خیلی استفاده ها در زمان حیات کنی و بعد از فوت، اندوخته به افرادی که معرفی شدن پرداخت می شه.
اتفاقا اگر مردم با بیمه ی عمر آشنایی درست داشته باشن بیشتر به سمتش می رن که خدارو شکر این طور نیست.
ببینید دوست من
غول شدن در نظام اسلامی، جایی نداره. یعنی کمترین فاصله هارو داشته باشیم. اما بانک و بیمه کاملا خلاف این هستند. فقط کمی دقت کنیم متوجه می شیم که چه بلایی دارن سرمون میارن. این واقعیته. این که می ریم پول می ذاریم و سود می گیریم و وام می گیریم و این ها شاید ظاهرا خوب باشه، اما واقعا ویران کننده ی اقتصاد و زندگی مردمه. هر کی فقیرتره، فقیرتر می شه و هر کی پولدارتره، پولدارتر. این که پولدارتر بشن مردم، خوبه. اما فاصله افتادن، خوب نیست.
و مثلا باید بانک ها و بیمه ها این پول هارو به کار بگیرن برای سازندگی کشور. اما کار دیگه ای می کنند در عمل.

خشت اول، نظارت نیست؛ خشت اول، سواد و دانایی و آگاهی مردم هست که در سطحی که باید باشه، نیست. اگر سطح آگاهی ها بالا بره، حتی اگر نظام مالی و سرمایه داری و ... مملکت، مشکل داشته باشه، مردم استقبال نمی کنن. مثل این می مونه که یک شرکت مواد غذایی، محصول ناسالم داشته باشه و مردم به دلیل آگاهی شون، نخرن و اون یا تعطیل کنه و یا تغییر رویه بده.

قضیه ی دولت های ما و بانک ها و صندوق ها و بیمه ها و بورس، قضیه ایه که با اطلاعات نه چندان زیاد می شه به مخرب بودنشون پی برد.
صدا و سیما و رسانه ها نمی ذاشتن صدای بعضی ها دربیاد و بعضی آگاه ها هم می شه گفت خیانت کردن که صداشون به مردم نرسیده. چرا که مردم آگاه نیستن به اون اندازه ای که باید باشن.
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع