۱۹/اردیبهشت/۹۵, ۱۳:۱۳
سلام
لفظ "گردن شکستگان" در کدامیک از ترجمه های معتبر آیه 4 سوره محمد ذکر شده؟
http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=...AyeID=4549
تفسیر المیزان:
لفظ "گردن شکستگان" در کدامیک از ترجمه های معتبر آیه 4 سوره محمد ذکر شده؟
نقل قول:
- چون با کافران رو به رو شديد ، گردنشان را بزنيد و چون آنها را سخت فرو گرفتيد ، اسيرشان کنيد و سخت ببنديد آنگاه يا به منت آزاد کنيد يابه فديه تا آنگاه که جنگ به پايان آيد و اين است حکم خدا و اگرخدا می خواست ، از آنان انتقام می گرفت ، ولی خواست تا شما را به يکديگر بيازمايد و آنان که در راه خدا کشته شده اند اعمالشان را باطل نمی کند
- ترجمه فولادوند
پس چون با كسانى كه كفر ورزيدهاند برخورد كنيد، گردنها [يشان] را بزنيد. تا چون آنان را [در كشتار] از پاى درآورديد، پس [اسيران را] استوار در بند كشيد سپس يا [بر آنان] منّت نهيد [و آزادشان كنيد] و يا فديه [و عوض از ايشان بگيريد]، تا در جنگ، اسلحه بر زمين گذاشته شود. اين است [دستور خدا] و اگر خدا مىخواست، از ايشان انتقام مىكشيد، ولى [فرمان پيكار داد] تا برخى از شما را به وسيله برخى [ديگر] بيازمايد، و كسانى كه در راه خدا كشته شدهاند، هرگز كارهايشان را ضايع نمىكند.
- ترجمه مجتبوی
پس چون با كافران [در كارزار] روبرو شديد، گردنها [شان] را بزنيد تا آنگاه كه [با كشتنشان] بر آنها چيره شويد پس [اسير گيريد و] بند را استوار كنيد- تا نگريزند- آنگاه يا منّت نهيد [و آزادشان كنيد] و يا [آنها را] بازفروشيد- به مال يا معاوضه اسيران- تا جنگ بارهاى خود را بنهد- به پايان رسد-. اين است [فرمان خدا]، و اگر خدا مىخواست از آنان كين مىستاند- بىآنكه شما را فرمان جنگ دهد- و ليكن خواست تا برخىتان را به برخى بيازمايد. و كسانى كه در راه خدا كشته شدند، كردارهاشان را هرگز گم و تباه نمىكند
- ترجمه مشکینی
پس چون با كافران (در جنگ) برخورد كرديد بايد گردنهايشان را بزنيد (نخست كشتن نفوس است) تا آن گاه كه آنها را سخت بكشتيد و از پاى درآورديد، پس (آنان را به اسارت گيريد و) بندشان را محكم كنيد كه بعدا يا به آزاد كردن بر آنها منّت نهيد و يا فديه (مالى يا اسيرى عوض آن) بگيريد، تا آنكه جنگ ابزار خود بر زمين نهد و فرو نشيند، اين است (دستور خدا) و اگر خداوند مىخواست خود از آنها انتقام مىگرفت و لكن (چنين مىكند) تا برخى از شما را با برخى ديگر (مؤمنان را با كفار و كفّار را با مؤمنان) آزمايش كند، و كسانى كه در راه خدا كشته شدند هرگز (خداوند) عملهاى آنها را گم نمىسازد (و پاداشى وافر به آنها مىدهد)
- ترجمه بهرام پور
پس چون با كافران روبه رو شديد [مهلت ندهيد و] گردنها را بزنيد، تا چون آنها را از پاى در آورديد، بندها [ى اسيران] را محكم كنيد، آنگاه يا به منّت [آزادشان كنيد] يا به فديه، تا جنگ بارهايش را فرو نهد. اين [فرمان خداست]، و اگر خدا مىخواست خود از ايشا
http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=...AyeID=4549
تفسیر المیزان:
نقل قول: فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ ..."
اين آيه نتيجهگيرى از سه آيه قبل است كه مؤمن و كافر را وصف مىكند، گويا فرموده: وقتى مؤمنين اهل حق باشند، و خدا آن انعامها را به ايشان بكند، و كفار، اهل باطل باشند، و خدا اعمالشان را خنثى و گمراه كند، پس مؤمنين بايد در هنگام برخورد با صف كفار با ايشان قتال كنند و اسير بگيرند تا حق كه هدف مؤمنين است زنده شود و زمين از لوث باطلى كه مسير كفار است پاك گردد.
پس مراد از" لقاء" در جمله" فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ" برخورد با كفار است در جنگ. و كلمه" ضرب الرقاب" مفعول مطلق است كه در جاى فعل خود نشسته و عاملش در تقدير است، و تقدير جمله" فاضربوا ضرب الرقاب" است، يعنى گردنهايشان را بزنيد زدنى كشنده، چون آسانترين و سريعترين راه كشتن دشمن، زدن گردن آنها است.
" حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ"- در مجمع البيان گفته: كلمه" اثخان" به معناى بسيار كشتن، و غلبه و قهر بر دشمن است، و از همين جهت گفته مىشود:" اثخنه المرض"، يعنى مرضش شديد شد و" اثخنه الجراح" يعنى زخمهاى كارى او بسيار است «1».
و در مفردات گفته:" وثقت به، أثق، ثقة" به معناى اين است كه من دل به او دادم، و به او اعتماد و اطمينان دارم." اوثقته" به معناى اين است كه او را بستم" وثاق" به فتحه واو، همچنين" وثاق" به كسره واو، دو اسمند براى وسيلههايى كه با آنها چيزى را مىبندند «2».
و كلمه" حتى" غايت گردن زدن را معين مىكند. و معناى جمله چنين است: با كفار آن قدر قتال بكنيد تا قتل در آنان زياد شود، آن وقت مشغول به اسير گرفتن و بستن دست و پاى اسراء شويد. پس مراد از" شد وثاق" اسير گرفتن و محكم بستن آنان است، در نتيجه آيه شريفه در اينكه اسير گرفتن را بعد از اثخان قرار داده، در معناى آيه" ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ" «3» است كه مىفرمايد هيچ پيغمبرى حق ندارد اسير بگيرد، مگر وقتى كه در زمين غالب شود.
_______________
(1) مجمع البيان، ج 9، ص 97.
(2) مفردات راغب، ماده" وثق".
(3) سوره انفال، آيه 67.

