تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: شبهه خشونت در قرآن مجید
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
سلام
لفظ "گردن شکستگان" در کدامیک از ترجمه های معتبر آیه 4 سوره محمد ذکر شده؟
نقل قول:
  • چون با کافران رو به رو شديد ، گردنشان را بزنيد و چون آنها را سخت فرو گرفتيد ، اسيرشان کنيد و سخت ببنديد آنگاه يا به منت آزاد کنيد يابه فديه تا آنگاه که جنگ به پايان آيد و اين است حکم خدا و اگرخدا می خواست ، از آنان انتقام می گرفت ، ولی خواست تا شما را به يکديگر بيازمايد و آنان که در راه خدا کشته شده اند اعمالشان را باطل نمی کند



  • ترجمه فولادوند
    پس چون با كسانى كه كفر ورزيده‏اند برخورد كنيد، گردنها [يشان‏] را بزنيد. تا چون آنان را [در كشتار] از پاى درآورديد، پس [اسيران را] استوار در بند كشيد سپس يا [بر آنان‏] منّت نهيد [و آزادشان كنيد] و يا فديه [و عوض از ايشان بگيريد]، تا در جنگ، اسلحه بر زمين گذاشته شود. اين است [دستور خدا] و اگر خدا مى‏خواست، از ايشان انتقام مى‏كشيد، ولى [فرمان پيكار داد] تا برخى از شما را به وسيله برخى [ديگر] بيازمايد، و كسانى كه در راه خدا كشته شده‏اند، هرگز كارهايشان را ضايع نمى‏كند.



  • ترجمه مجتبوی
    پس چون با كافران [در كارزار] روبرو شديد، گردنها [شان‏] را بزنيد تا آنگاه كه [با كشتنشان‏] بر آنها چيره شويد پس [اسير گيريد و] بند را استوار كنيد- تا نگريزند- آنگاه يا منّت نهيد [و آزادشان كنيد] و يا [آنها را] بازفروشيد- به مال يا معاوضه اسيران- تا جنگ بارهاى خود را بنهد- به پايان رسد-. اين است [فرمان خدا]، و اگر خدا مى‏خواست از آنان كين مى‏ستاند- بى‏آنكه شما را فرمان جنگ دهد- و ليكن خواست تا برخى‏تان را به برخى بيازمايد. و كسانى كه در راه خدا كشته شدند، كردارهاشان را هرگز گم و تباه نمى‏كند



  • ترجمه مشکینی
    پس چون با كافران (در جنگ) برخورد كرديد بايد گردن‏هايشان را بزنيد (نخست كشتن نفوس است) تا آن گاه كه آنها را سخت بكشتيد و از پاى درآورديد، پس (آنان را به اسارت گيريد و) بندشان را محكم كنيد كه بعدا يا به آزاد كردن بر آنها منّت نهيد و يا فديه (مالى يا اسيرى عوض آن) بگيريد، تا آنكه جنگ ابزار خود بر زمين نهد و فرو نشيند، اين است (دستور خدا) و اگر خداوند مى‏خواست خود از آنها انتقام مى‏گرفت و لكن (چنين مى‏كند) تا برخى از شما را با برخى ديگر (مؤمنان را با كفار و كفّار را با مؤمنان) آزمايش كند، و كسانى كه در راه خدا كشته شدند هرگز (خداوند) عمل‏هاى آنها را گم نمى‏سازد (و پاداشى وافر به آنها مى‏دهد)



  • ترجمه بهرام پور
    پس چون با كافران روبه رو شديد [مهلت ندهيد و] گردن‏ها را بزنيد، تا چون آنها را از پاى در آورديد، بندها [ى اسيران‏] را محكم كنيد، آن‏گاه يا به منّت [آزادشان كنيد] يا به فديه، تا جنگ بارهايش را فرو نهد. اين [فرمان خداست‏]، و اگر خدا مى‏خواست خود از ايشا

http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=...AyeID=4549

تفسیر المیزان:
نقل قول: فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ ..."
اين آيه نتيجه‏گيرى از سه آيه قبل است كه مؤمن و كافر را وصف مى‏كند، گويا فرموده: وقتى مؤمنين اهل حق باشند، و خدا آن انعامها را به ايشان بكند، و كفار، اهل باطل باشند، و خدا اعمالشان را خنثى و گمراه كند، پس مؤمنين بايد در هنگام برخورد با صف كفار با ايشان قتال كنند و اسير بگيرند تا حق كه هدف مؤمنين است زنده شود و زمين از لوث باطلى كه مسير كفار است پاك گردد.
پس مراد از" لقاء" در جمله" فَإِذا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُوا فَضَرْبَ الرِّقابِ" برخورد با كفار است در جنگ. و كلمه" ضرب الرقاب" مفعول مطلق است كه در جاى فعل خود نشسته و عاملش در تقدير است، و تقدير جمله" فاضربوا ضرب الرقاب" است، يعنى گردنهايشان را بزنيد زدنى كشنده، چون آسانترين و سريع‏ترين راه كشتن دشمن، زدن گردن آنها است.
" حَتَّى إِذا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثاقَ"- در مجمع البيان گفته: كلمه" اثخان" به معناى بسيار كشتن، و غلبه و قهر بر دشمن است، و از همين جهت گفته مى‏شود:" اثخنه المرض"، يعنى مرضش شديد شد و" اثخنه الجراح" يعنى زخمهاى كارى او بسيار است «1».
و در مفردات گفته:" وثقت به، أثق، ثقة" به معناى اين است كه من دل به او دادم، و به او اعتماد و اطمينان دارم." اوثقته" به معناى اين است كه او را بستم" وثاق" به فتحه واو، همچنين" وثاق" به كسره واو، دو اسمند براى وسيله‏هايى كه با آنها چيزى را مى‏بندند «2».
و كلمه" حتى" غايت گردن زدن را معين مى‏كند. و معناى جمله چنين است: با كفار آن قدر قتال بكنيد تا قتل در آنان زياد شود، آن وقت مشغول به اسير گرفتن و بستن دست و پاى اسراء شويد. پس مراد از" شد وثاق" اسير گرفتن و محكم بستن آنان است، در نتيجه آيه شريفه در اينكه اسير گرفتن را بعد از اثخان قرار داده، در معناى آيه" ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى‏ حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ" «3» است كه مى‏فرمايد هيچ پيغمبرى حق ندارد اسير بگيرد، مگر وقتى كه در زمين غالب شود.
_______________
(1) مجمع البيان، ج 9، ص 97.
(2) مفردات راغب، ماده" وثق".
(3) سوره انفال، آيه 67.
(۱۹/اردیبهشت/۹۵ ۱۲:۰۹)bahram_znd نوشته است: [ -> ]سلام من تو اکثر آیه هایی که شما جواب دادید دیدم که با استناد به روایات ثابت کردید همه جنگ های پیامبر دفاعی بودن . اگه اینطوری باشه که بخواهید هر آیه ای رو با روایات بررسی کنید این معنی رو میده که قرآن ناقصه

یه پاسخ خیلی کوتاه میدم امیدوارم مفهوم رو بگیرید .
من بزارین اینطوری بگم تا شاید شبهه رفع بشه ، شما بفرما که تو ایه مبارکه بیان شده که "... و نزلنا عليك الكتاب تبيانا لكل شي‏ء و هدي و رحمة و بشري للمسلمين ." نحل 89
خوب شما الان بگی که همه چیز تو قران نیست ، همین که خودتون اشاره کردین و میگین اگه همه پی نباشه قران ناقصه
(۱۹/اردیبهشت/۹۵ ۱۲:۰۹)bahram_znd نوشته است: [ -> ]سلام من تو اکثر آیه هایی که شما جواب دادید دیدم که با استناد به روایات ثابت کردید همه جنگ های پیامبر دفاعی بودن . اگه اینطوری باشه که بخواهید هر آیه ای رو با روایات بررسی کنید این معنی رو میده که قرآن ناقصه

خوب همین قران میگه چی؟
"يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلاً" نسا 59
حالا اگه شما نگاه و اشراف به ایات داشته باشین این موضوع رو مطرح نمیکنین
حالا اگه بازم به ایه ای دیگه اشاره کنم ، میگین تکراریه ، همون بحث و ایه مبارکه راسخون فی العلم که دیگه اینقدر گفتیم که فکر کنم تکرارش باعث مطول شدن بحث بشه .
ولی بزارین برای جناب تازه وارد تالار که سوال پرسیدن رو مطرح کنم تا برای ایشون هم رفع شببه بشه
هُوَ الَّذِی أَنْزَلَ عَلَیكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ زَیغٌ فَیتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِیلِهِ وَ مَا یعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا یذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ.(آل عمران/7) اگه قران به تنهایی کفایت میکرد این ایه اساسا موضوعیت نداشت . اونهایی هم که میگن فقط قران ، پاسخشون رو پیشتر دادیم که خودشون هم مخالف " حسبنا کتاب الله " هستن.
نمونه هایی از راسخون در علم رو شما بگرد تو قران ببین قران چی میگه ،
لَّكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَالْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِمَا أُنزِلَ إِلَيكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَالْمُقِيمِينَ الصَّلاَةَ وَالْمُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَالْمُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ أُوْلَئِكَ سَنُؤْتِيهِمْ أَجْرًا عَظِيمًا - 162 نسا
اینهم یکی از احادیث گرانقدر ، از معصوم علیه السلام تو کتاب اصول کافى، ج 1 ، ص 213 ، بَابُ أَنَّ الرَّاسِخِینَ فِی الْعِلْمِ هُمُ الْأَئِمَّةُ (علیه السلام).
پیامبر خدا بزرگ‏ترین راسخان در علم بود . تمام آنچه را خداوند بر او نازل کرده بود، از تأویل و تنزیل قرآن مى‏دانست. خداوند هرگز چیزى بر او نازل نکرد که تأویل آن را به او تعلیم نکند . او و اوصیاى وى همه این ها را مى‏دانستند
اگه با زبان خیلی پایین بگم کل بحث رو اینطوری بگم که شما کلی مطلب داری و برای هر کدوم کلی مبحث و شرح داری ولی اینو میخوای نشر بدی ، این رو چیکار میکنی؟ بصورت یک کتاب مختصر جمع میکنی و برای تک تک مطالب کدگذاری میکنی و برای تعریف و توصیف و تشریحش از کسایی که علم به اونها داده شده استفاده میکنی ، حالا میشه گفت که این کتاب ناقصه ؟ اگه بگین نشون میده چقدر عالم هستین . دیگه ساده تر از این نمیشه گفت و امیدوارم این بحث چرا همهچی تو قران نیومده رو دیگه نپرسیدن چون هربار بگین و تکرار کنین نشون میده نه این مطالب رو مطالعه میکنید و نه میخوایید بخونین و هدف چیزی جز پرسش و تکرار مطالبی که پیشینیان جاهل ، مطرح کردن رو نشون نمیده .
دو تا سوال:
1. یعنی اگه فقط به قرآن خالی مراجعه کنیم ممکنه گمراه بشیم ؟
2.مگه قرآن نمیگه فهمش رو برای همه آسان کردیم تا همه پند بگیرن پس چرا باید به تفسیر مرجعه کنیم ؟
(۱۹/اردیبهشت/۹۵ ۲۱:۰۱)bahram_znd نوشته است: [ -> ]دو تا سوال:
1. یعنی اگه فقط به قرآن خالی مراجعه کنیم ممکنه گمراه بشیم ؟
2.مگه قرآن نمیگه فهمش رو برای همه آسان کردیم تا همه پند بگیرن پس چرا باید به تفسیر مرجعه کنیم ؟
اگر از قرآن و احادیث بدون داشتن فنون لازم بخواهیم برداشت کنیم ممکن است گمراه شویم. چنانچه این گمراهی را در میان داعشی ها می بینیم.

مثلاً آیه شریفه 24 سوره نساء را در نظر بگیر:
نقل قول:
وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاء إِلاَّ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَاء ذَلِكُمْ أَن تَبْتَغُواْ بِأَمْوَالِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلاَ جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِيضَةِ إِنَّ اللّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًا

ترجمه مشکینی
و (نيز بر شما حرام شد) زنان شوهردار جز آنهايى كه (در جنگ از زنان كفار) به بردگى شما درآمده‏اند (زيرا اسارتشان بدون شوهر به حكم طلاق است). اينها (احكام) نوشته و مقرر شده خدا بر شماست. و غير اينها (غير چهارده قسم گذشته) براى شما حلال شده كه با اموال خود (به ازدواج) بطلبيد در حالى كه خوددار از گناه و دور از زنا باشيد. و با هر زنى از آنان (از غير اين چهارده قسم) كه ازدواج موقت كرديد مهر او را به عنوان واجب (مالى) بپردازيد، و بر شما گناهى نيست پس از تعيين مهر واجب در آنچه بدان توافق نماييد (از اسقاط مهر يا كم و زياد كردن آن)، و همانا خداوند همواره دانا (به مصالح امور) و داراى اتقان صنع (در تشريع و تكوين) است
داعشی ها با فهم نادرست از این آیه، خیال می کنند که می توانند زنان به اسارت در آمده را مالک شوند و به عنوان برده جنسی استفاده کنند. این یک نمونه از فهم نادرست آیات قرآن است.

اما تفسیر صحیحش چیه؟ مسئله اینه که این کار فقط می تونه با اذن معصوم انجام بشه و معصومین بعد از پیامبر نیز چنین اجازه ای را به یارانشان ندادند. بر این اساس می توان گفت که اسلام می خواسته رسمهای غلط جاهلیت را به صورت تدریجی رفع نماید و بنابراین حکم ذکر شده در دوره ما کاربردی ندارد.
پس آیا قرآن کتابی گمراه کنندس ؟
(۱۹/اردیبهشت/۹۵ ۲۱:۳۳)bahram_znd نوشته است: [ -> ]پس آیا قرآن کتابی گمراه کنندس ؟
خود قران که شفا هست مگر برای کسی که .... Blush
راه برای گمراه شدن و هدایت شدن مشخص شده و روشن بیان شده حالا کسی بخواد میتونه راه خودش رو پیدا کنه که گمراه بشه و شامل حال گمراهان و یا اینکه راه روشن و هدایت رو انتحاب کنه تا در مسیر هدایت قدم بزاره.
از مسیر بحث دارین حارج میشین .
بحث مورد گفتگو خشونت هست ، غیر از اینه؟ پس اگه بحث هدایت و گمراهی در قران هست موضوع دیگه ای با سوالی مشخص مطرح کنین تا بحث بصورت معین پیش بره و از شاخه به شاه شدن و هلطمباحث حلوگیری کنیم.Smile
با تشکر از شما
(۱۹/اردیبهشت/۹۵ ۲۲:۳۸)mahdy30na نوشته است: [ -> ]خود قران که شفا هست مگر برای کسی که .... Blush
راه برای گمراه شدن و هدایت شدن مشخص شده و روشن بیان شده حالا کسی بخواد میتونه راه خودش رو پیدا کنه که گمراه بشه و شامل حال گمراهان و یا اینکه راه روشن و هدایت رو انتحاب کنه تا در مسیر هدایت قدم بزاره.
از مسیر بحث دارین حارج میشین .
بحث مورد گفتگو خشونت هست ، غیر از اینه؟ پس اگه بحث هدایت و گمراهی در قران هست موضوع دیگه ای با سوالی مشخص مطرح کنین تا بحث بصورت معین پیش بره و از شاخه به شاه شدن و هلطمباحث حلوگیری کنیم.Smile
با تشکر از شما
چشم
در اسلام علاوه بر جهاد دفاعی، "جهاد ابتدایی" هم داریم که در اون شروع جنگ با مسلمانان است.

ما باید بتونیم با ذکر معنای دقیق آیات (مبتنی بر ترجمه های معتبر) و با ذکر احکام اسلامی، از اسلام دفاع کنیم.
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع