۱۹/فروردین/۹۳, ۱:۳۳
امیرالمؤمنین(علیه السلام) می فرماید:
حجت حق بر زمین استوار است. در جاده ها حرکت می کند, در خانه ها و قصرها وارد می شود و در شرق و غرب زمین به گردش می پردازد, سخن مردم را می شنود و بر جماعت مردم سلام می کند. می بیند و دیده نمی شود, تا زمان ظهور و وعده الهی و ندای آسمانی. هان! آن روز, روز شادی فرزندان علی و شیعیان اوست.
(کتاب الغیبة), نعمانی 145
امام صادق(علیه السلام) درباره آن حضرت می فرماید:
پس چگونه انکار می کند این امت که خدا با حجت خود, آن گونه عمل کند که با یوسف انجام داد و صاحب شما مظلومی است که از حقش بازداشته شده صاحب حکومت, در بین مردم رفت و آمد می کند و در بازارهای آنان گام می نهد و در منزلهای آنان قدم می گذارد, ولی او را نمی شناسند, تا زمانی که خداوند به او اجازه دهد که خود را به آنان بشناساند, آن گونه که به یوسف اجازه داد که در پاسخ برادرش که از او پرسید: آیا تو یوسفی؟ بگوید, بله من یوسفم.
(کتاب الغیبة), نعمانی 146
حرف دل:
به نظر شما نیازیست که نامه اعمال به دست او دهند!
او که خود می بیند اشتباهاتم را!!
پس چرا دوباره نامه سیاه اعمالم به محضر او رسانده می شود؟؟؟؟؟؟؟
شاید زبانم لاااااااااااااااال! دوباره از دست گناهان من نزد خدایش خجالت زده و شرمنده شود!
همه جای حدیث آدم رو داغون میکنه! البته اگه مثل من گناهکار باشه!
خیابون هامون چه وضعی هستن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
دخترها و پسرهامون تو خیابونها چه جوری اند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خونه هامون چییییییییییییییییییییییییی؟
با این وضعیت خونه ها رومونمیشه آقا رو به خونه هامون دعوت کنیم!
اصلا یه سؤال دیگه!
آقا کی تو خونه هامون سر میزنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟











اون موقعی که قدم های مبارکشو تو خونه میذاره در حال انجام چه کاری هستیم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
گنـــــــــــــــــــــــــــــــاااااااااااااااااااااااااااه یا ثـــواااااااب؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اصلا! از خونه هامون خوشحال برمی گرده یا ناراحت و گریون؟؟؟؟؟؟؟
واااااااااااااااااااااااااای خدای من دارم دیوونه میشم!
[/b]