من تاحالا این موضوع رو ندیدم و اولین باره. اما همش رو همین الان دیدم.
نمیدونم چرا گریه ام گرفته!
واقعا بچه هایی امروز خیلی ضرر کردند.
یاد بعد از ظهر های کشدار تابستون می افتم که مادربزرگم خوابیده بود و ما هرچقدر بازی میکردیم و انگور میچیدیم و میخوردیم بازم این بعد از ظهر تموم نمیشد که نمیشد! لذت عمیقی داشت زندگی.
الان سر بچه ها توی تب لت هاست و زمانی که باید ورجه وورجه کنند همه به نشستن میگذره...
عروسی سه تا دایی و یه خاله ام رو توی خونه خودمون گرفتیم. خیلی ساده و مهربون و صمیمی. الان توی تالار، بره سرپا سرو نشه نمیشه! تازه همه هم شاکی هستن! عروسی نکرده طلاق میگیرن!
خداوند عاقبت ما را به خیر کناد!!
گريه م گرفت...
واقعا يادش به خير اونوقتا...واقعا يادش بخير...
سلام.
چرا بعضی شخصیت های ناجور توی یکی دو تا از قسمت ها نماد فروهر گردنشونه؟؟؟
