تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: اختلاف در تعداد روز های آفرینش
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
با عرض سلام و ادب
یکی از دوستان شبه ای که شنیده بود از من پرسید و من نتونستم جواب قانع کننده ای بدم اومدم اینجا مطرح کنم و از شما کمک بگیرم
همانطور که شنیده اید قرآن در چند جا می گوید که آسمان و زمین در 6 روز خلق شده است بطور مثال :
آن خدائیکه آسمانها و زمین و هر چه در بین آنهاست همه را در 6 روز بیافرید (سوره فرقان.آیه 59)
ولی در سوره مبارک فصلت از آیه 9 الی 12 که در مورد آفرینش دنیا است می فرمایید
در آیه 9 : 2روز برای آفرینش زمین
در آیه 10 : 4 روز برای افراشتن کوه ها و انواع برکات و قوت و ارزاق اهل زمین
در آیه 11 : 2 روز برای نظم هفت آسمان
جمع این روزها 8 روز میشود .
جواب این شبه که در مورد تعداد روزهای آفرینش ایجاد می کنند چیه ؟
با تشکر
با سلام و عرض خوش آمد خدمت دوست گرامی.

فکر کنم بدیهی باشه که اولا مسئله زمان در عرصه الهیات یک امر کاملا نسبی است و اصولا در فلسفه اولی آنچنان جایگاهی ندارد. ولی در منظر دینی نگاهی که به زمان می شود با تفاسیر مختلف این است که کلمه یوم به دوره تعبیر شده است.

ولی اجمالا در پاسخ به سوال شما می شود اینگونه پاسخ داد:


مدت آفرينش آسمان ها و زمين (يعني مجموعه خلقت) به صراحت قرآن شش روز (دوره) گفته شده و در آيات متعددي تکرار و تاييد گرديده است. در این آیاتی که شما اشاره نمودید جريان خلقت با تفصيل بيش تري بيان شده: زمين را در دو روز خلق کرديم ... و لنگرها(کوه ها)را در آن قرار داديم . روزي ها را در چهار روز تقدير کرديم ... آسمان هاي هفتگانه را در دو روز آفريديم. بعضي گمان کرده اند در آيات فصلت مجموع زمان خلقت 8 روز است ، در حالي که صحيح نيست،زيرا:


1. ممکن است آن جا که مى‏گويد" اربعه ايام" (چهار روز) منظور تتمه چهار روز است، به اين ترتيب که در دو روز اول از چهار روز، زمين آفريده شد و در دو روز بعد ساير خصوصيات زمين(تقدير اقوات و جعل رواسي و...) بود و خلقت آسمان ها نيز در دو روز که مجموعا شش روز (شش دوران) مى‏شود. نظير اين تعبير در زبان عرب و تعبيرات فارسى نيز وجود دارد که گفته مى‏شود: از اين جا تا مکه ده روز طول مى‏کشد و تا مدينه پانزده روز، يعنى پنج روز فاصله مکه و مدينه است و ده روز فاصله اين جا تا مکه. از آن جا که آيات قرآن يکديگر را تفسير مى‏کنند و قرينه يکديگر مى‏شوند، تفسير بالا قابل قبول است ،چون تصريح آيات ديگر بر اين که خلقت آسمان ها و زمين در شش روز بوده، قرينه مي شود که منظور از چهار روز در اين جا، تتمه چهار روزي است که دو روزش صرف خلقت زمين شده است، نه اين که چهار روز غير از دو روز اول


2. ممکن است اربعه ايام (چهار روز) مربوط به خلقت نباشد ، بلکه اشاره به فصول چهارگانه سال باشد، که مبداء پيدايش ارزاق و پرورش مواد غذايى انسان ها و حيوانات است. بنا بر اين زمين در دو روز خلق شده و در دو روز براي سکونت آماده گرديده ، دو روز هم صرف خلقت آسمان ها شده ، مجموع مي شود شش روزي که در آيات ديگر بدان تصريح شده است.
من بعضی از تفاسیر را که شنیدم این چهار روز را همان چهار فصل دانسته اند.

از جمله تفسیر المیزان حضرت علامه.
البته دوستان دیگه ای که مطلب دارند میتونند بیان و مارا مستفیض کنند.
Angel
یک سوال از آقا سید ابراهیم:


چرا قرآن برای زمان از واحد "روز" استفاده کرده!؟
روز مدت زمانی هست که زمین یک دور به دور خودش می چرخه اما وقتی زمینی نبوده روز هم معنا پیدا نمی کنه!


دومین سوال:
(زیاد مربوط به این تایپیک نیست)
مکان و زمان لازم و ملزوم همدیگه هستند!؟
آیا می تونیم بگیم قبل از آفرینش ، زمانی هم وجود نداشته؟
بله زمینی نبوده، ولی وقتی این آیه نازل میشده که زمین بودهWink

این سوال شما با زبان عربی بهتر پاسخ داده میشه. به طور کل یوم در زبان عربی به معنای روز نیست. جالبه حتی بعضی موقعات در رابطه با فصل هم که میخوان صحبت کنن از یوم مطلب می آورند. بهترین تعریفی که میشه از یوم کرد: دوره است.

در این آیات هم به طور قطع منظور دوره های زمانی بوده که متفاوت است از این روز های ما.

سوال دوم مطلب بسیار گسترده و البته مهمی است. ولی اگر اجازه بدید برای اینکه نظم تاپیک بهم نخوره و در این جا منحصرا در مورد آیات مذکور بحث کنیم، جواب شما رو بگذاریم در تاپیک مستقل و جدا... موافقید؟
2 روز رو برای خلق زمین و 4 روز رو برای بقیه چیزها روی زمین .
که این میشه مجموع برای خلقت که میشه 6 روز
2 روز برای نظم جزو خلق محسوب نمیشه.
(۲۴/فروردین/۹۳ ۱۴:۴۸)arnh نوشته است: [ -> ]2 روز رو برای خلق زمین و 4 روز رو برای بقیه چیزها روی زمین .
که این میشه مجموع برای خلقت که میشه 6 روز
2 روز برای نظم جزو خلق محسوب نمیشه.

سلام ب همکار محترم
شما این روزها رو از روی چی بدست اوردین؟
مخصوصا
(۲۴/فروردین/۹۳ ۱۴:۴۸)arnh نوشته است: [ -> ]2 روز برای نظم جزو خلق محسوب نمیشه.
دو روز برای نظم رو میشه مستند کنید؟
ممنونمیشم Blush
پاسخ ایکس شبهه:

ایکس – شبهه: ابتدا باید تثبیت گردد که تناقضی وجود دارد و سپس در مورد چرایی یا پاسخ آن بحث شود، هر چند که تناقض – اگر وجود داشته باشد – تناقض است و پاسخی ندارد.
در تحقیق و بررسی یک موضوع در قرآن کریم و یا هر موضوعی از هر منبع دیگری، دقت کنیم که گاهی ذهن دچار کلی نگری می‌شود، گاهی دچار سطحی نگری می‌گردد، گاهی عجله دارد، گاهی از پیش تصمیمش را گرفته است و به دنبال سند یا بهانه‌ای برای اثبات نظر و تصمیم خود است، گاهی ذهن تفکیک موضوع نمی‌کند و گاهی نیز ترکیب نموده و دچار خلط مبحث می‌گردد. مقوله‌ی ایّام (دوره‌های) خلقت آسمان‌ها و زمین نیز در برخی اذهان دچار همین ابتلائات شده است.
شاید بهتر باشد که قبل از ذکر آیات کریمه در این خصوص و دقت در آیاتی که مورد مناقشه ذهن قرار گرفته است، به یک مثال روشن توجه شود؛ اگر کسی بگوید: «من این ساختمان را ظرف مدت یک سال ساختم. بعد توضیح دهد که زیرسازی دو ماه طول کشید، اسکلت‌سازی نیز سه ماه طول کشید، تأسیسات دو ماهی زمان برد، نازک کاری هم دو ماه زمان برد، قضای سبز و باغچه و درختکاری نیز در شش ماه انجام شد، نقاشی و دکوراسیون هم سه ماه و ظرف یک ماه نیز آن را مبله کردم، یک روز هم وقت گذاشتم و مواد غذایی را خریدم و ...»، نباید جمع جبری نمود و معترض شد: «این که شد 19 ماه و یک روز، در حالی که گفته بودی ظرف یک سال ساختم.» مگر حتماً باید هر کاری، پس از اتمام کار دیگر آغاز شود و مگر همه این موارد جزو ساخت و ساز می‌باشد؟!
حال به آیات کریمه توجه کنیم:
الف – خلقت آسمان‌ها و زمین:

*- «إِنَّ رَبَّكُمُ اللّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الأَمْرَ مَا مِن شَفِيعٍ إِلاَّ مِن بَعْدِ إِذْنِهِ ذَلِكُمُ اللّهُ رَبُّكُمْ فَاعْبُدُوهُ أَفَلاَ تَذَكَّرُونَ» (یونس، 3)
[b]ترجمه: همانا پروردگار شما خداى يكتاست كه آسمانها و زمين را در شش روز- شش دوره- بيافريد، آنگاه بر عرش- مقام فرماندهى بر جهان هستى- بر آمد. كار [جهان‏] را تدبير مى‏كند. هيچ ميانجى و شفيعى نيست مگر پس از خواست و فرمان او اين است خداى، پروردگارتان پس او را بپرستيد، آيا ياد نمى‏ كنيد و پند نمى‏گيريد؟
در سور و آیاتی دیگری (مانند: السجده، 4 – الاعراف، 54 – الحدید، 4 و ...) نیز به خلقت آسمان‌ها و زمین «فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ» تصریح شده است.
ب – خلقت زمین:

*- «قُلْ أَئِنَّکُمْ لَتَکْفُرُونَ بِالَّذِی خَلَقَ الْأَرْضَ فِی یَوْمَیْنِ وَتَجْعَلُونَ لَهُ أَندَادًا ذَلِکَ رَبُّ الْعَالَمِینَ» (فصلت، 9)
[b]ترجمه: بگو: آیا شما به آن کس که زمین را در دو روز آفرید کافر هستید و براى او همانندهایى قرارمى‏دهید؟! او پروردگار جهانیان است!
در این آیه فقط به خلقت زمین اشاره شده که در دو دوره انجام گرفته است.
ب – قرار دادن کوه‌ها و برکات زمین:

*- «وَجَعَلَ فِیهَا رَوَاسِیَ مِن فَوْقِهَا وَبَارَکَ فِیهَا وَقَدَّرَ فِیهَا أَقْوَاتَهَا فِی أَرْبَعَةِ أَیَّامٍ سَوَاء لِّلسَّائِلِینَ» (فصلت، 10)
[b]ترجمه: او در زمین کوه‏هاى استوارى قرار داد و برکاتى در آن آفرید و موادّ غذایى آن را مقدّر فرمود،درست به اندازه نیاز تقاضا کنندگان!
چنان چه ملاحظه می‌شود، در آیه‌ی فوق دیگری هیچ بحثی از «خلقت» نیست، بلکه اشاره دارد که زمین را با قرار دادن «وَجَعَلَ» کوه‌های بلند، و برکت دادن به انواع قوت «أَقْوَاتَهَا» که مواد غذایی برای موجودات زنده است، و آن هم بر اساس «قَدَّرَ» یعنی اندازه‌های معین اشاره دارد. این تحولات در زمین، طی چهار دوره تغییرات از شرایطی به شرایط دیگر انجام شده است، پس آن را بخشی از شش روز خلقت محاسبه کردن درست نیست.
ج – دسته‌بندی آسمان‌ها:

«فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِی یَوْمَیْنِ وَأَوْحَى فِی کُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا وَزَیَّنَّا السَّمَاء الدُّنْیَا بِمَصَابِیحَ وَحِفْظًا ذَلِکَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ» (فصلت، 10)
[b]ترجمه: پس آنها را در دو روز [يا دوره‏] هفت آسمان كرد و در هر آسمانى كار [مربوط به‏] آن را وحى كرد، و آسمان نزديك‏تر را به چراغ‏ها آذين كرديم و حفاظت [نموديم‏]. اين تدبير آن نيرومند داناست.
اگر در آیه فوق نیز دقت شود، معلوم می‌گردد که اصلاً بحث از خلقت آسمان‌ها نیست، بلکه بحث از طبقه‌بندی آنها بر اساس «قضا» به هفت طبقه‌ی جداگانه و زینت آسمان نزدیک به زمین است، لذا نفرمود «خَلَقَ»، بلکه فرمود «فَقَضَاهُنَّ». و تصریح نمود که این دسته‌بندی در دو روز انجام شد و سپس امور هر کدام به آنها وحی شد و ... .
د – نتیجه:

ما در ترجمه عربی و آن هم با ادبیات وحی در قرآن کریم و احادیث، خطاهایی انجام می‌دهیم که بخشی از آن به خاطر ناچاری از کمبود و نقص لغات معادل است و بخشی دیگر به تنبلی و زودگذری بر می‌گردد. مثلاً جاذبه، وابستگی، تعلق، محبت و ...، همه را می‌گوییم «عشق» یا هر فعلی را ترجمه می‌کنیم (خدا خلق کرد) و بعد همین ترجمه تحت اللفظی برایمان ایجاد مشکل می‌کند، اما به هنگام تحقیق، مطالعه‌ی عمیق، تعمق و تدبر، تفسیر و ...، حتی با عزلیات حافظ یا اشعار سعدی نیز نمی‌توان چنین نمود، چه رسد به آیات قرآن کریم.
در یک کلام و بیان عالمانه و حکیمانه و ادیبانه، هر لفظ و کلامی با توجه به معنا و مفهومش، جایگاه خود را دارد. «خلق – ایجاد کردن» - «جعل – قرار دادن» - «قدر – اندازه» و «قضا – حکم قطعی» هر کدام معنا و مفهوم خود را دارد. به عنوان مثال: قضا وقتی است که «قدر»، یعنی همه اندازه‌ها برای پدید شدن چیزی فراهم شده باشد، پس اگر علت تامه برای پیدایش چیزی به وجود آمد، آن چیز «معلول» نیز حتماً (قضا) به وجود می‌آید.
پس، زمین را در دو روز خلق کرد، سپس تغییر و تحولاتی که در زمین ایجاد شد، اندازه‌های لازم را برای پدید آمدن چین‌خوردگی‌ها و رویش گیاهان و ... فراهم آورد و این اتفاقات در چهار دوره (برای زمین نه مجموع خلقت) رخ داد. لذا این پیدایش‌ها در زمین حتمیت «قضا» یافت.
از این رو، موضوعیتی ندارد که ایام امور مختلف در مجموع آسمان‌ها و زمین با هم جمع زده شود و همه «خلق» محسوب گردد و در نتیجه جمع جبری گرفته صورت گیرد و گفته شود: این که شد هشت روز.
این مسئله بیان وحدت آفرینش هست. که البته اگه بخوام به مسئله بپردازم توی این انجمن که طرفدارن مکتب تفکیک ( همون مکتبی که حسن عباسی از دم می زنه) تکفیر می شم.

آیات قرآن غلط نیست. برداشت نصف و نیمه منطقی یک جماعت باعث میشه این بحث به جایی نرسه.
یعنی بحث حدوث که اصلاً طرفدارن دجال (ح عباسی یا همان مکتب تفکیک ) خوششون نمیاد به اون پرداخته بشه.
که بدون استدلال اهانت هایی به امام خمینی و ملاصدرا و علامه طباطبائی می فرمایند.

مسئله وحدت در آفرینش.

روز در این آیات اشاره به مکان هست. همنطوری که ما فاصله رو با روز مشخص می کنم.
قبل از حدوث زمان و مکان یکی بودند.
دوست گرامی. روی چه مبنا و استدلالی می فرمایی بچه های اینجا مکتب تفکیکی هستند. اصلا می خواهید تاپیک نقد تفکیک را بفرمایید ما هم به شدت استقبال میکنیم. خود بنده به شخصه که هیچ علاقه ای به مباحث اون ها ندارم. اینجا اتفاقا رویکرد فلسفی و عقلانی اش حاکم است بر مباحث و بچه ها خود را بیشتر وامدار همون اشخاصی میدونند که اسمشان را آوردید.

و اما در مورد دکتر عباسی، با اینکه بر ایشان نقدهایی هست ولی اینکه ایشان را بخواهی تفکیکی و... بخوانی کمی بی انصافی است.

در هر حال این دو سه خط را گفتم تا یه وقت سوءتفاهمی نباشد، بحث این تاپیک هم که کلا مشخصه دیگه. دوستان میتونن ادامه دهند ... البته در رابطه با موضوع خود بحث.
آدرس های مرجع