۲۶/فروردین/۹۳, ۱۲:۴۲
طبقه هساث، از غلط املایی تا غلط انشایی
آثار کارگردانان بزرگی همچون کمال تبریزی، به جز پوسته ی داستانی ابتدایی، دارای مضامین نهفته ای می باشد که نگاه سازنده را در میان سیل کثیری از المان های هنری پنهان می کند تا بیننده حرفه ای بتواند به متن آثار این افراد دست پیدا کند. در چند سال گذشته، همین درون مایه نهفته در آثار تبریزی، آثار وی را دچار مشکلاتی کرد که در مورد خیابان های آرام منجر به عدم اکران آن و در سریال سرزمین کهن منجر به عدم ادامه پخش آن شد.
بروز این اتفاقات برای هنرمندی که زمان زیادی صرف ساخت آثارش کرده است به شدت سنگین تمام می شود که البته آب خوش اکران طبقه حساس، شاید تا حدی توانست آتش درون تبریزی را رو به خاموشی ببرد. اثری که اکرانش، همچون آثار قبلی وی دارای شک و شبهه ای ست که از گوشه و کنار دنیای رسانه به گوش می رسد.
![[تصویر: 1.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8120114250/1.jpg)
حاج آقای کمالی، مرد میانسالی با ظاهر متدین، همسر خود را از دست داده است. برای فاصله گرفتن از غم و تامل این اتفاق به پیشنهاد فرزندانش به چین سفر می کند. وقتی از سفر بازمیگردد خبر ناگواری رگ غیرت کمالی را متاثر می کند. کلاهبرداری قبر همسرش را به فرد دیگری نیز فروخته است؛ مردی کروات زده از خانواده ای متضاد با اندیشه کمالی. از این جای داستان، تمام تلاش کمالی و اطرافیانش معطوف به جلوگیری از این اتفاق زشت، کثیف و مستهجن (به قول نقش بازی کمالی) می شود.
وقتی کمالی از روند قانونی در دادسرا و پیشنهاد های مختلف به اولیای دم مردی که در قبر همسرش دفن شده به نتیجه ای نمی رسد؛ با اجیر کردن معتادی که به طور اتفاقی با او آشنا شده و نبش قبری غیر قانونی، مهر پایانی بر گره زندگی زناشویی ش میزند.
![[تصویر: 2.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8120114284/2.jpg)
خلاقیت های همیشگی
آنچه در آثار کمال تبریزی همیشه به چشم می خورد وجود خلاقیت هایی منحصر به فردی است که جنس فیلم را از دیگر آثار، حتی آثار خودش جدا می کند. در جای جای فیلم سنگ قبرهایی با مضامین مختلف فصل های مختلف داستان را از هم جدا می کند و به بیان مفاهیم مد نظر وی کمک شایانی می رساند.
بهشت و جهنم نیز یکی دیگر از مضامین مورد علاقه تبریزی ست که با نگاهی متفاوت به آن ها می پردازد. می توان بهشتی که در "طبقه حساس" به تصویر میکشد؛ ادامه دوزخی دانست که قبلا در "گاهی به آسمان نگاه کن" دیده بودیم. اما تکنولوژی ضعیف و کوروماکی غیر حرفه ای تا حدی از جذابیت این بخش کاسته است که می توان آن را به حساب طنز بودن اثر گذاشت و از ضعف آن چشم پوشید. در کنار بخش های مرتبط با بهشت، دیگر جلوه های ویژه به خصوص تیتراژ ابتدایی فیلم، کمک شایانی به جذابیت اثر کرده است که جای خالی این جلوه ها در دیگر آثار سینمای ایران به چشم می خورد.
![[تصویر: 3.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8120113834/3.jpg)
طبقه حساس اثری نه صرفا طنز
انتخابات 88 یکی از مهمترین وقایع در طول تاریخ جمهوری اسلامی ایران است که در عرصه های گوناگون مورد بررسی قرار گرفته است که سینما نیز از این عرصه های مستثنا نیست. آثاری همچون قلاده های طلا، گزارش یک جشن، پایان نامه، اخراجی ها 3 و طبقه حساس.
طبقه حساس ناظر به نظر قشر محدودی ست که نتیجه ی انتخابات 88 را تقلبی بزرگ می دانند و متقلب این امر نظام جمهوری اسلامی ایران می باشد. آن ها با رسانه های بیگانه و دول غربی هم صدا شده و تیشه به ریشه آرامش و امنیت روانی جامعه می زنند و با وجود مشخص شدن تمام شبهات منتشر شده از سوی فتنه گران و حامیان آن ها هنوز در آتش فتنه می دمند.
این دیدگاه در اثر به ظاهر صرفا طنز کمال تبریزی با نمادگرایی های گوناگونی بیان شده است. همان طور که حبیب رضایی، مسئول انتخاب بازیگران در مورد این اثر گفته است که تبریزی "با وسواس همهچیز را کنار هم چیدهاند تا هیچ تصویری را بر حسب اتفاق و محدودیتها به ضرورتها تنزل ندهند. از آنچه در این ۱۰ سال در همکاری با ایشان دیدهام، در این فیلم، پلانبندیها جزییتر و حرکت دوربین سنجیدهتر و کنترل بر بازی بازیگران در حد حرکت ابرو اشارات جزیی در صورت و دستهای آنان است" شخصیت ها نمادهای مورد نظر وی شده اند تا مفهوم را به مخاطب القا کنند. فروغ تحویل داری (همسر آقای کمالی) نماد سرزمین، غذای او نماد دسترنج وی و حاج آقای کمالی نمایندگی حکومت حاکم بر سرزمین را بازی می کند.
انتخاب بازیگران توسط حبیب رضایی نیز، با دقت بسیاری صورت گرفته تا اطرافیان کمالی، به خوبی کنار هم گردآیند. بهادر مالکی (دوبلر کاراکتر همسایه دور در مجموعه های کلاه قرمزی)، محمد بحرانی (دوبلر کاراکترهای ببعی و آقای همسایه در مجموعه های کلاه قرمزی) و کاظم سیاحی (دوبلر کاراکتر جیگر در مجموعه های کلاه قرمزی) تا هر کدام از آن ها در کنار شخصیت پردازی های پیمان قاسم خانی، بتوانند به جایگاه حکومت جمهوری اسلامی ایران و پیروان آن (به زعم خودشان!) نزدیک شوند.
![[تصویر: 4.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8120113842/4.jpg)
قورمه سبزی نیز یکی دیگر از نمادهایی ست که به عنوان نقش اصلی فیلم، در جای جای اثر به چشم می خورد. خورشی که ته نگرفتن و پخت آن، آخرین رسالت همسر کمالی ست و پس از کم کردن زیر آن از دنیا می رود. غذایی که فروغ می گوید " این رو خودم درست کردم؛ سبزیش رو هم از همین باغ چیدم." همان دروغ بزرگی ست که توسط سران فتنه مطرح شد و پس از 4 سال دوباره توسط هنرمندی مطرح می شود.
![[تصویر: 5.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8120113850/5.jpg)
کمالی پس از مرگ همسرش ، به چین می رود تا فکری به حال اقتصاد و چاله چوله های آن بکند. وقتی از چین برمیگردد متوجه می شود همسرش با مردی غرب زده هم بستر شده و کشور از آرمان های او فاصله گرفته. لذا دست به اقدامات گوناگونی می زند تا نتیجه را تغییر دهد.
پیگیری مسئله از طریق مجاری قانونی، مذاکره و پیشنهادهای گوناگون به خویشان متوفا و مراجعه به علمای دین. در سکانسی کمالی بدون هیچ مقدمه و موخره ای نزد یک روحانی می رود. او که در ابتدای سکانس بدون ابا و عمامه در حال سبز کردن اتاقی ست با میزانسنی غیر معمول، حاوی دو صندلی، یک میز و گلدان هایی بر روی آن پس از مراجعه کمالی لباسش را می پوشد و گوش به صحبت های وی می سپارد. کمالی به این نتیجه می رسد که مشکل وی از نظر شرعی مشکلی ندارد ولی اصرار دارد که از روحانی مجوز نبش قبر بگیرد. این در حالی ست که اکثر علمای دین، نه تنها مواضع خود را از سران فتنه جدا کردند بلکه در میان مردم به بیان حقایق پرداختند و عمار گونه، مردم را نسبت به دروغ پردازی های آن ها و کشور های غربی مدافعشان آگاه ساختند.
![[تصویر: 6.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8120113900/6.jpg)
اما کمالی نهایتا با نبش قبر (صندوق انتخابات) در سکانس آخر، دست به تقلبی بزرگ و غیر قانونی می زند و در زیر برف ها در کنار همسرش که در مورد او می گوید " چجوری فراموشش کنم. 35 (در تیتراژ پایاتی تاریخ تولید بهمن 92 درج شده است که فاصله آن از بهمن 57، 35 سال می باشد) سال باهاش زندگی کردم. 35 سال" آرام میگیرد.
سینمای ابزورد و هنرمند متعهد
هنرمندی کمال تبریزی در این است که 90 دقیقه در مورد مرگ حرف می زند اما حتی یک لحظه هم مخاطب را به یاد مرگ نمی اندازد. بلکه در پس طعنه های طنز آمیزش که گاهی پا از عرف و نزاکت، فرا می گذارد؛ به القای ناامیدی می پردازد و در یک اثر ابزورد و آنتاگونیستیک ریشه های نظام جمهوری اسلامی ایران را به زعم خودش مورد حمله قرار می دهد.
در اندیشه ارسطو اثری هنری ست که نهایتا مخاطب را به کاتارسیز و تصفیه برساند. اما طبقه حساس با دروغ پردازی های بی حد و حصر نه تنها به کاتارسیز نمی رسد بلکه در وادی توهمات خود غرق شده و بدون اطلاع از قواعد اداره جامعه دست به انتقاد های بی پایه و اساس می زند و با دزد خواندن خیل کثیری از جامعه، در مقابل مردم قد علم کرده و ادعای مردمی بودن دارد.
تبریزی با نگاهی بدور از عمق استراتژیک به مسائل کلان اقتصادی و سیاسی نظام، به رد تمام رویکرد ها میپردازد و جایگزینی جز همپیمانی (یا شاید هم پیالگی) با سردمداران انگلوفیل و غربزده ارائه نمی دهد.
روحانی، متهم ردیف اول
![[تصویر: 7s.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8120113984/7s.jpg)
این نگاه کینه توزانه ی تبریزی حتی به دولت اعتدال و امید نیز رحم نکرده و سنگ قبر رئیس این دولت را نیز تمام قد به تصویر می کشد. طبق گفته ی حبیب رضایی که " در این فیلم، پلانبندیها جزییتر و حرکت دوربین سنجیدهتر است " دو سکانس خارجی با میزانسن های متفاوت در قبرستان، سنگ قبر تمام قد ایستاده ای را در گوشه کنار پلان ها نمایش می دهد که نام حقیقی رئیس دولت اعتدال و امید یعنی "حسن فریدونی" بر آن نقش بسته است. نمی دانم متولیان فرهنگی و رسانه ای آقای روحانی متوجه این نکته شده اند یا خیر، نمی دانم این نکات امنیت ملی کشور را خدشه دار می کند یا خیر، البته شاید متولیان امر نیز دل خوشی از رئیس دولت ندارند و از روی قصد و غرض ممیزی برای این پلان ها در نظر نگرفته اند.
البته در این اثر ارجاعات دیگری نیز وجود دارد که به علت وقاحت بیش از حد، نگارنده به آن ها نمی پردازد و در همین جا مقاله را به پایان می رساند.
