۲۷/شهریور/۹۴, ۱۸:۴۷
بسم الله الرحمن الرحیم
داستانی در مورد همسر علامه طباطبایی شنیدم که حیرت کردم
واقعا بعضی زنها رو خدا عنایت ویژه ای بهشون کرد...
یقین دارم این زن در یوم الحشر اگر بالاتر از علامه طباطبایی نباشه پایین تر هم نیست...
کسی باید در جریان زندگی مشترک قرار بگیره و فراز و نشیب ها رو ببینه و واقعیتها رو لمس کنه تا متوجه عظمت انسانهایی مثل همسر علامه طباطبایی بشه
میگن بعد از وفات این زن عظیم الشان هر وقت صحبتی ازش میشد علامه طباطبایی اشک می ریخت
علتش رو که ازش می پرسیدن می فرمود:
شما نمی دانید من چه کسی رو از دست دادم
هرگز نشد که کاری انجام بده که من حتی در دلم بگم کاش انجام نمی داد و هرگز نشد کاری رو ترک کنه که من حتی در دلم بگم کاش این کار رو ترک نمی کرد....
فکر می کنم حاج آقا عالی بودن (یقین ندارم) که در مورد همسر علامه می گفت:
همسرشون میگفتن من وقت غذا که میشد غذا رو میبردم در اتاق علامه به طوری که متوجه حضور من نشه و تمرکزش به هم نخوره...
غذا رو دم در میذاشتم و میرفتم اندکی بعد می اومدم میدیدم هنوز غذا رو نخورده غذا رو برمیداشتم میبرم گرمش میکردم و دوباره به آرامی میذاشتم توی اتاقش...
گاهی میشد تا ده بار این کار رو تکرار میکردم اما علامه رو صدا نمیکردم که رشته تمرکز و مطالعه شون قطع بشه...
یا الله.... یا الله.... اینا کی بودن خدایا....!!!!!!!!!!
حالا حرف من این نیست که زنهای الان هم باید همین کار رو انجام بدن...
اون درکی که همسر علامه از مقام علامه داشت و از رسالت خودش داشت برام مهمه...
عزم این زن برام مهمه... شرایط آدمها با هم فرق میکنه....
اما خدایا اگر این زنها نبودن فاتحه ی بشریت خونده بود....
خدا میدونه که اهمیت کارش هیچ کمتر از کتب عظیم الشان تفسیر المیزان و بدایه و نهایه علامه طباطبایی نبوده..
.
.
.
علامه حسن زاده چقدر خودشون رو مدیون همسرشون میدونن و همسرشون رو در حیاط منزلشون دفن کردند و خودشون فرمودند:
علامه واقعی این زن بود و من فقط از شرایطی که ایشون برای من مهیا کرد استفاده کردم...
نمیدونم... اسم این زنها رو چی باید گذاشت...
البته از این زنها فراوان داریم در کشورمون...
در این شیرزنها و شیر مردها غیرت و همت و عزم علوی و فاطمی وجود داره که ملائکه خدا رو هم متحیر و مبهوت میکنن...
داستانی در مورد همسر علامه طباطبایی شنیدم که حیرت کردم
واقعا بعضی زنها رو خدا عنایت ویژه ای بهشون کرد...
یقین دارم این زن در یوم الحشر اگر بالاتر از علامه طباطبایی نباشه پایین تر هم نیست...
کسی باید در جریان زندگی مشترک قرار بگیره و فراز و نشیب ها رو ببینه و واقعیتها رو لمس کنه تا متوجه عظمت انسانهایی مثل همسر علامه طباطبایی بشه
میگن بعد از وفات این زن عظیم الشان هر وقت صحبتی ازش میشد علامه طباطبایی اشک می ریخت
علتش رو که ازش می پرسیدن می فرمود:
شما نمی دانید من چه کسی رو از دست دادم
هرگز نشد که کاری انجام بده که من حتی در دلم بگم کاش انجام نمی داد و هرگز نشد کاری رو ترک کنه که من حتی در دلم بگم کاش این کار رو ترک نمی کرد....
فکر می کنم حاج آقا عالی بودن (یقین ندارم) که در مورد همسر علامه می گفت:
همسرشون میگفتن من وقت غذا که میشد غذا رو میبردم در اتاق علامه به طوری که متوجه حضور من نشه و تمرکزش به هم نخوره...
غذا رو دم در میذاشتم و میرفتم اندکی بعد می اومدم میدیدم هنوز غذا رو نخورده غذا رو برمیداشتم میبرم گرمش میکردم و دوباره به آرامی میذاشتم توی اتاقش...
گاهی میشد تا ده بار این کار رو تکرار میکردم اما علامه رو صدا نمیکردم که رشته تمرکز و مطالعه شون قطع بشه...
یا الله.... یا الله.... اینا کی بودن خدایا....!!!!!!!!!!
حالا حرف من این نیست که زنهای الان هم باید همین کار رو انجام بدن...
اون درکی که همسر علامه از مقام علامه داشت و از رسالت خودش داشت برام مهمه...
عزم این زن برام مهمه... شرایط آدمها با هم فرق میکنه....
اما خدایا اگر این زنها نبودن فاتحه ی بشریت خونده بود....
خدا میدونه که اهمیت کارش هیچ کمتر از کتب عظیم الشان تفسیر المیزان و بدایه و نهایه علامه طباطبایی نبوده..
.
.
.
علامه حسن زاده چقدر خودشون رو مدیون همسرشون میدونن و همسرشون رو در حیاط منزلشون دفن کردند و خودشون فرمودند:
علامه واقعی این زن بود و من فقط از شرایطی که ایشون برای من مهیا کرد استفاده کردم...
نمیدونم... اسم این زنها رو چی باید گذاشت...
البته از این زنها فراوان داریم در کشورمون...
در این شیرزنها و شیر مردها غیرت و همت و عزم علوی و فاطمی وجود داره که ملائکه خدا رو هم متحیر و مبهوت میکنن...
