(۲۹/اردیبهشت/۹۰ ۲۳:۴۹)moje12.ir نوشته است: [ -> ]به نام خدا و سلام
دوستان راز عدد 7 در اسلام و دیگر ادیان چیست؟ این عدد برای فراماسون ها چه مفهومی دارد؟
چند سالیست این عدد خیلی در نام گذاری ها مورد استفاده قرار می گیرد.
راز و رمز عدد هفت
اشاره یک)
گروه هائی هستند که اعتقاد خاصّی به حروف و اعداد و نقطه دارند که به نام "جنبش حروفیّه" و نهضت "پسیخانیان" معروفند و مبنای اعتقادشان توجّه خاصّ به حروف مقطّعه در قرآن کریم است.
اصالت حروف و اعداد و ارزش رمزی آنها در میان فرقه های صوفیّه گسترش فراوان دارد و شکل تکامل یافته آن علم "جفر" است که علم "حروف" هم میگویند.
عدد هفت در بین ملل مختلف جهان از اهمیّت خاصّی برخوردار است و هر ملّتی نگرش خاصّی به عدد هفت دارد.
عدد هفت را میتوان در ادیان و مذاهب مختلفه جهان و در تاریخ و هنر و طبیعت و بخصوص در ادبیّات فارسی و در تصوّف وعرفان و در گردش آسمان و ستارگان و دیگر موارد جستجو کرد و بررسی نمود.
در قرن هشتم هجری در آستانه پیدایش "نهضت حروفیّه و نقطویّه" و رونق گرفتن بازار شیوخ صوفیّه و اهمّیت دادن به مرشدان چلّه نشین، این مکتب رونق بیشتری یافت.
رهبر گروه حروفیّه فضل اله نعیمی میباشد که رساله ها و کتابهای متعدّد در این باب نگاشته است.
مقالات متنوعی از دیدگاههای خاص هر دین،فرهنگ و قوم در دسترس می باشد که به برخی از این عناوین، اشاره می شود:
- عدد هفت در اسلام و قرآن
- عجائب هفتگانه
- هفت خان اسفنديار
- هفت خان رستم
- هفت دستگاه موسيقي
- هفت وادی سلوک
- هفت در قلمرو ادبيّات پارسي
- اسامی ماهها دربین ملل
- هفت در تقویم باستانی
- هفت امشاسپندان
- هفت در قلمرو هنر
- سن و عدد هفت
- هفت سوراخ سر
- هفت آتشكده
- هفت رنگ اصلي
- هفت پرده چشم
- هفت خال
- هفت سين ارتش
- رقص (اويونهاوالاري)
- هفت مردان
- هفت اجرام يا هفت سيّاره
- تحليل هفت پيكر از دكترمعين
- هفت وسیله آرایشی سنتی
.
.
.
اشاره دو)
معادل هفت در عربي واژه هاي «سبع» و «سبعه» است که در احاديث و روايات هم کثرت قابل اعتنايي دارد؛
هفت سلام قرآني
هفت بار طواف بر گرد خانه کعبه
هفت طبقه جهنم
هفت بار تطهير در قوانين طهارت
هفت عضوي که در سجده بايد روي زمين باشد
هفت شبانه روز بلاي قوم عاد
بازخواست مردم از هفت چيز در قيامت
تقسيم بندي عمر فرزندان به سه هفت سال. (دوره اول: دوره سيادت و سروري، دوره دوم: دوره اطاعت و فرمانبرداري و دوره سوم: دوره مشورت و همراهي)
در قرآن هم 20 بار واژه «سبع» و چهار بار واژه «سبعه» به کار رفته و به بعضي از عددها مانند سه، هفت، 70 و 40 توجه ويژه اي شده است.
به اعتقاد کارشناسان، کاربرد هر يک از اين عددها حکمتي دارد که بعضي را قرآن و روايات يادآور شده و بعضي را هم علوم جديد کشف کرده است.
در کتابهاي لغت عربي عدد هفت را (همچون عدد هزار در فارسي) نمادي از کثرت و فراواني ميدانند.
شايد انتخاب عدد هفت براي کثرت به خاطر بسياري از امور هفتگانه ثابت در جهان هستي باشد؛
همچون يک دوره کامل هفت روزه زمان (يک هفته).
به همين دليل اين شماره صرفا يک عدد رياضي نيست، بلکه نشانه کمال يک چيز است.
با يکي دو مثال، ميتوان نشانه اکمال بودن اين عدد را در قرآن بيشتر و بهتر بشناسيم؛
«ولو انّما في الارض من شجره اقلام و البحر يمدّه من بعده سبعه ابحر ما نفدت کلماتالله انّالله عزيز حکيم»(لقمان،27)
« و اگر آنچه درخت در زمين است، قلم باشد و دريا را هفت درياي ديگر به ياري آيد، سخنان خدا پايان نپذيرد. قطعاً خداست که شکستناپذير حکيم است».
در اين آيه، قرآن به جاي اينکه بگويد؛ مخلوقات خداوند در پهنه هستي عددي بسياربسيار بزرگ دارند، ميگويد؛ اگر تمام درختان روي زمين، قلم و همه درياها مرکب شود، تمام قلمها ميشکند و از بين ميرود ولي حقايق عالم هستي و معلومات پروردگار هستي پايان نميپذيرد. عظمت سخن آنگاه روشنتر ميشود که عدد هفت نمادي از کثرت باشد.
در اين آيه براي مجسم ساختن عدد بينهايت و نزديک ساختن معناي علم بي پايان خدا و گستردگي فوقالعاده جهان هستي به افکار ما، از عدد زندهاي مانند هفت استفاده شده است.
«و ان جهنم لموعدهم اجمعين لها سبعه ابواب لکلّ باب منهم جزء مقسوم» (حجر، 43- 44)
«و قطعا وعده گاه همه آنان دوزخ است، (دوزخي) که براي آن هفت در است و از هر دري بخش معيني از آنان (وارد ميشوند).»
در اين آيات آمده که جهنم هفت در دارد.
به عقيده کارشناسان علوم قرآني، بعيد نيست که عدد هفت در اينجا هم براي کثرت باشد؛ يعني جهنم درهاي بسيار و فراوان دارد و واضح است که اين تعداد در، در حقيقت به عوامل گوناگوني که انسان را به جهنم ميکشاند، اشاره دارد.
.
.
.
اشاره سه)
* هفت سلام قرآني
- سلام قولا من ربّ رحيم (يس، 58)
- سلام علي ابراهيم (صافات، 109)
- سلام علي نوح في العالمين (صافات، 79)
- سلام علي موسي و هرون (صافات، 120)
- سلام علي ءال ياسين (صافات، 130)
- سلام عليکم طبتم (زمر، 73)
- سلام هي حتي مطلع الفجر (قدر، 5)