۵/اردیبهشت/۹۳, ۱۷:۱۰
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم.
مقدمه
یکی از اصول مهم ادیان توحیدی به ویژه اسلام، معاد است که تاکید بسیاری درباره این موضوع درقرآن و حدیث انجام شده است. اما مطالعه برخی از آیات و روایات نکاتی جدید را به ما می آموزد و در عین حال سوالات بسیاری به وجود میآورد که در این مقاله سعی شده است که گوشهای از این مبحث مهم تبیین شود. مطالبی که در این مقاله مطرح می شود از کتاب«همه به جهنم می روند حتی...» تالیف «علیرضا برازش» اقتباس شده است.
طرح مساله
نگاهی به آیات 72-67 سوره مبارکه مریم نکات جالب توجه و مهمی را بیان می سازد که شاکله اصلی بحث ما را تشکیل می دهد.
أَوَلَا يذْكُرُ الْإِنْسَانُ أَنَّا خَلَقْنَاهُ مِنْ قَبْلُ وَلَمْ يكُ شَيئًا(مريم/67)
آيا انسان به خاطر نميآورد که ما پيش از اين او را آفريديم در حالي که چيزي نبود؟!
فَوَرَبِّكَ لَنَحْشُرَنَّهُمْ وَالشَّياطِينَ ثُمَّ لَنُحْضِرَنَّهُمْ حَوْلَ جَهَنَّمَ جِثِيا(مريم/68)
سوگند به پروردگارت که همه آنها را همراه با شياطين در قيامت جمع ميکنيم؛ سپس همه را -در حالي که به زانو درآمدهاند- گرداگرد جهنم حاضر ميسازيم.
ثُمَّ لَنَنْزِعَنَّ مِنْ كُلِّ شِيعَةٍ أَيهُمْ أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمَنِ عِتِيا(مريم/69)
سپس از هر گروه و جمعيتي، کساني را که در برابر خداوند رحمان از همه سرکش تر بودهاند، جدا ميکنيم.
ثُمَّ لَنَحْنُ أَعْلَمُ بِالَّذِينَ هُمْ أَوْلَى بِهَا صِلِيا(مريم/70)
بعد از آن، ما بخوبي از کساني که براي سوختن در آتش سزاوارترند، آگاهتريم!
وَإِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وَارِدُهَا كَانَ عَلَى رَبِّكَ حَتْمًا مَقْضِيا(مريم/71)
و همه شما (بدون استثنا) وارد جهنم ميشويد؛ اين امري است حتمي و قطعي بر پروردگارت!
ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا وَنَذَرُ الظَّالِمِينَ فِيهَا جِثِيا(مريم/72)
سپس آنها را که تقوا پيشه کردند از آن رهايي ميبخشيم؛ و ظالمان را -در حالي که (از ضعف و ذلت) به زانو درآمدهاند- در آن رها ميسازيم.
همانگونه که در آیه 71 سوره مبارکه مریم مشاهده می شود، خداوند متعال می فرماید همه شما بدون شک وارد جهنم میشوید. اما چگونه این امر اتفاق میافتد؟ تا قبل از این خوانده بودیم که نیکوکاران به بهشت میروند و بدکاران به جهنم، در حالی که اکنون حق تعالی میفرماید همه شما بدون هیچ گونه استثنایی وارد جهنم میشوید و البته در آیه بعد میفرماید که کسانی که با تقوا هستند رهایی پیدا میکنند و ستمگران در جهنم میمانند. در این مقاله سعی شده است تا حد امکان به این موضوع به طور ساده و قابل فهم بپردازیم.
توضیح چند اصطلاح
برای شروع بحث ابتدا بخشی از «زیارت آل یاسین» را ذکر میکنیم تا با معرفی بعضی از مفاهیم به منظور اصلی خود برسیم.
«وَ اَن الصِّراطَ حَقّ وَ المِرصادَ حَقّ وَ الميزانَ حَقّ وَ الْحَشرَ حَقّوَ الحِسابَ حَقّ وَ الْجَنَّةَ وَ النّارَ حَقّ»
« شهادت میدهم که صراط حق است، و (در) کمينگاه (بودن خدا) حق است، و ترازوي (سنجش اعمال) حق است و رستاخيز حق است و حسابرسي کردارها حق است و شهادت میدهم که بهشت و جهنم حق است».
حالا باید ببینیم که از دیدگاه قرآن کریم و اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) بهشت، جهنم و صراط اساسا چگونه جاهایی هستند و درباره آنها یک شناخت کلی به دست بیاوریم و بعد به موضوع اصلی خود بپردازیم. صراط در روایات اسلامی به معنای «پل جهنم» است یا به عبارت ساده تر صراط پلی است از مو نازکتر و از شمشیر تیزتر که از جهنم میگذرد و به بهشت می رسد. به این روایت کلیدی توجه بفرمایید:
حدثنا أحمد بن الحسن القطان، قال: حدثنا عبد الرحمن بن محمد الحسيني، قال: أخبرنا أبو جعفر احمد بن عيسى بن أبي مريم العجلي، قال: حدثنا محمد بن أحمد بن عبد الله بن زياد العرزمي قال: حدثنا علي بن حاتم المنقري، عن المفضل بن عمر قال: سألت أبا عبد الله عليه السلام عن الصراط. فقال: هو الطريق إلى معرفة الله عزوجل، وها صراطان: صراط في الدنيا، وصراط في الاخرة. وأما الصراط الذي في الدنيا فهو الامام المفترض الطاعة، من عرفه في الدنيا واقتدى بهداه مر على الصراط الذي هو جسر جهنم في الاخرة، ومن لم يعرفه في الدنيا زلت قدمه عن الصراط في الاخرة فتردى في نار جهنم.
مفضل بن عمر میگوید: از امام صادق (علیه السلام) پرسیدم صراط چیست؟ فرمودند: راهی به سوی شناخت خدای بزرگ است، و صراط دو گونه است: 1- صراط در این سرای، 2- صراط در آن سرای، اما صراط دنیا امام میباشد که فرمانبرداری از او واجب است، هر کس که در دنیا او را شناخت و رهنمودهای او را به کاربست، در آخرت از صراط که پلی است که به روی جهنم خواهد گذاشت، و هر کس که در این جا امام خود را نشناخت، هنگام گذشتن از صراط آخرت گامش خواهد لغزید و در آتش دوزخ خواهد افتاد.(1)
حالا یک بار دیگر آیات 67-82 سوره مبارکه مریم را مرور می کنیم. خداوند متعال می فرماید انسانها و شیاطین را دور جهنم حاضر می کنیم، بعد آنها را دسته بندی می کنیم، و مبنای این دسته بندی «سرکشی انسانها» است. در آیه لَنَنْزِعَنَّ مِنْ كُلِّ شِيعَةٍ أَيهُمْ أَشَدُّ عَلَى الرَّحْمَنِ عِتِيا کلمه لَنَنْزِعَنَّ نشاندهنده «تفکیک» است.(2) بعد از تفکیک هم مطابق آیه 70 خداوند خود آگاهتر است که چه کسانی باید در آتش افکنده شوند. دقت داشته باشید که کلمه صِلِيا از ماده صلی به معنای سوختن، داخل شدن، انداختن(3) ، پرتاب کردن(4)، چشیدن(5) می آید، اما در آیه 70 سوره مریم معنای پرتاب کردن با توجه به مفهوم سایر آیات منطقی تر به نظر میرسد. اما با مطالعه آیات 30-32 سوره حاقه درمییابیم که فرشتگان مامور پرتاب کردن انسانها به جهنم هستند.
خُذُوهُ فَغُلُّوهُ(الحاقة/30)
او را بگيريد و دربند و زنجيرش کنيد!
ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ(الحاقة/31)
سپس او را در دوزخ بيفکنيد!
ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعًا فَاسْلُكُوهُ(الحاقة/32)
بعد او را به زنجيري که هفتاد ذراع است ببنديد؛
از طرفی هر چه میزان گناهان شخص بیشتر باشد با شدت بیشتری به جهنم پرتاب میشود. روایتی از امام علی (علیه السلام) این نکته را به خوبی بیان میکند.
روي عن أميرالمؤمنين عليه السلام أن جهنم لها سبعة أبواب أطباق بعضها فوق بعض - ووضع إحدى يديه عل الاخرى فقال : هكذا وأن الله وضع الجنان على العرض ، ووضع النيران بعضها فوق بعض ، فأسفلها جهنم وفوقها لظى ، وفوقها الحطمة ، وفوقها سقر ، وفوقها الجحيم ، و فوقها السعير ، وفوقها الهاوية... قالوا : إن أبواب النيران كاطباق اليد على اليد، والآخر ما روى عن الضحاك قال : للنار سبعة أبواب ، وهي سبعة أدراك بعضها فوق بعض ، فأعلاها فيه أهل التوحيد يعذبون على قدر أعمالهم في الدنيا ثم يخرجون ، والثاني فيه اليهود والثالث فيه النصارى ، والرابع فيه الصابؤون ، والخامس فيه المجوس ، والسادس فيه مشركو العرب ، والسابع فيه المنافقون ، وذلك أن المنافقين في الدرك الاسفل من النار(6)
از امیرالمومنین(علیه السلام) نقل شده است که جهنم هفت درب دارد که بعضی از آنها بر دیگری قراردارند و یکی از دستانشان را بر دیگری قرار دادند و فرمودند اینگونه، و یقینا خداوند بهشتها را در عرض یکدیگر بنا نمود، و آتش را بنا کرد که به شکل طبقاتی روی همدیگر قرار دارند. پایینترین آن جهنم است و بالای آن لظی، و بالای آن حطمة، و بالای آن سقر، و بالای آن جحیم، و بالای آن سعیر وبالای آن هاویه قرار دارد... گفتند: که دربهای دوزخ همچون دستهایی است که بر روی هم قرار دارند. و از ضحاک روایت شده است که دوزخ هفت درب دارد، و در آن هفت طبقه وجود دارد که بعضی برروی بعضی دیگر قرار دارند. بالاترین آنها اهل توحید هستند که به خاطر اعمالشان در دنیا مجازات میشوند سپس از آن خارج میشوند، دومین طبقه برای یهود و سومین طبقه برای مسیحیان، چهارمین طبقه برای صابئیان، پنجمین طبقه برای مجوسان، و ششمین طبقه برای مشرکان عرب و هفتمین طبقه برای منافقین است و منافقین در پایینترین طبقه دوزخ هستند.
گفتیم که صراط پل جهنم است و کسانی که به آتش انداخته نمی شوند نیز از آن عبور میکنند پس این مساله خللی در اصل بحث که تمامی انسانها به جهنم میروند ایجاد نمیکند، چون صراط نیز خود بخشی از جهنم است. روایتی کلیدی از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) موید همین مطلب میباشد.
رسول الله صلى الله عليه واله قال : يرد الناس النار ثم يصدرون بأعمالهم ، فأولهم كلمع البرق ، ثم كمر الريح ثم كحضر الفرس ، ثم كالراكب ثم كشد الرجل ، ثم كمشيه .(7)
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: مردم به آتش وارد می شوند سپس با اعمالشان از آن بیرون میآیند، بعضی با سرعت برق، بعضی با سرعت باد، بعضی با سرعت مرکب تندرو، بعضی با سرعت مرکب کندرو، بعضی چون افراد دونده و بعضی چون انسانی با پای پیاده.
وروى عن النبى صلى الله عليه واله أنه سئل عن المعنى فقال : ان الله تعالى يجعل النار كالسمن الجامد ، ويجمع عليها الخلق ثم ينادى المنادى : أن خذى أصحابك وذرى اصحابى فوالذى نفسى بيده لهى أعرف بأصحابها من الوالدة بولدها(8)
از رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل شده است که از ایشان در این باره سوال شد، فرمودند: همانا خداوند بلند مرتبه آتش را همچون چربی جامد قرار میدهد، وهمه انسانها را در آن جمع میکند سپس منادی ندا میدهد: یارانت را بگیر و یاران مرا رها کن. پس به کسی جانم در دست اوست سوگند که جهنم اصحابش را می شناسد همچون مادری که به فرزندش میرسد.
پس دیدیم که مطابق کلام شریف رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اشخاص نیکوکار برحسب اعمال و ایمانشان با سرعتهای مختلف از صراط عبور می کنند و از این لحاظ در 6 دسته قرار میگیرند. اشخاص گناهکار و فاسق هم مطابق گفتههای قبلی در جهنم میمانند. حالا نکته ظریفی که در این بین نهفته است این است که هر چه سرعت انسان در هنگام طی کردن مسیر بیشتر باشد کمتر گرمای آتش را احساس میکند. به عبارت ساده تر هرچه سرعت به بینهایت میل کند، زمان به سمت صفر میل خواهد کرد. این مطلب حتی در احادیث نیز به چشم می خورد.
قال النبی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): اذا مَرَّ الْمُومِنُ عَلَی الصِّرَاطِ فَیَقُولُ بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ طُفِیَتْ لَهَبُ النِّیرَانِ و تَقُولُ جُزْ یَا مُومِنُ فَإِنَّ نُورَكَ قَدْ أْطْفَأَّ لَهَبِی.(9)
رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: زمانی که مومن از صراط میگذرد میگوید به نام خداوند بخشنده مهربان آتش خاموش می شود و میگوید رد شو ای مومن همانا نور تو آتشم را بیاثر کرد.
وروى أبوصالح غالب بن سليمان عن كثير بن زياد عن أبى سمية قال : اختلفنا في الورود ، فقال قوم : لا يدخلها مؤمن . وقال آخرون : يدخلونها جميعا ثم ينجى الله الذين اتقوا ، فلقيت جابر بن عبدالله فسألته فأومى باصبعيه إلى اذنيه وقال : صمتا ان لم أكن سمعت رسول الله صلى الله عليه واله يقول : الورود الدخول ، لا يبقى بر ولا فاجر الا يدخلها ، فيكون على المؤمنين بردا وسلاما كما كانت على ابراهيم حتى ان للنار.(10)
از رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل شده است که ورود همان دخول است، تمامی نیکوکاران و بدکاران وارد آتش میشوند، پس بر مومنین سرد و ایمن میگردد همانگونه که بر ابراهیم(ع) گشت.
پس تا اینجا دو نکته کلیدی را فهمیدیم:
1. هرچه گناهان شخص بیشتر باشد، با شدت بیشتری به درون جهنم پرتاب میشود.
2. هرچه شخص باتقواتر باشد، مسیر صراط را سریعتر طی میکند.
جهنم جایی برای تطهیر
در مبحث بعدی نکته ای دیگر را به حول و قوه الهی پی میگیریم. تصوری که عمدهٔ ما از جهنم داریم، جایی است بسیار خوفناک، با عذابهای وحشتناک که حتی تصور آن هم در خیال ما نمیگنجد و این وعدهای است که خداوند قادر به بندگان بدکارش داده است. اما جهنم برای همهٔ افراد این گونه نیست. برخی از افراد همیشه در جهنم نمیمانند، بلکه مدتی در آن میمانند و سپس از آن بیرون میآیند، به عبارت دیگر جهنم این افراد را از گناهانشان پاک میکند. به روایاتی در این زمینه توجه بفرمایید تا مطلب بهتر تبیین شود.
وعن العلا بن سيابة عن أبى عبدالله عليه السلام قلت له : ان الناس يتعجبون منا اذا قلنا : يخرج قوم من النار فيدخلون الجنة(11)
از امام صادق(ع) نقل شده است که مردم از این صحبت ما تعجب میکنند که عدهای از آتش بیرون میآیند و به بهشت وارد میشوند.
قال رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): وإن من تولى عليا، وبرئ من أعدائه، وسلم لأوليائه لا يرى النار بعينه أبدا إلا ما يراه، فيقال له: لو كنت على غير هذا لكان ذلك مأواك، إلا ما يباشره منها إن كان مسرفا على نفسه - بما دون الكفر - إلى أن ينظف بجهنم- كما ينظف القذر من- بدنه بالحمام [الحامي] ثم ينتقل منها بشفاعة مواليه(12)
رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: آن افرادی که منکر وحدانیت خداوند و رسالت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ولایت علی(علیه السلام) نباشند ولی بر خودشان ظلم کرده باشند و از حدود تعیین شده تجاوز نموده باشند با رفتن به جهنم پاک میشوند همانطور که یک انسان آلوده بدنش را در حمام پاک میکند.
امام موسی کاظم (علیه السلام) از رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل میکنند: قيل فهل يدخل جهنم أحد من محبيك ومحبي علي عليه السلام ؟ قال : من قذر نفسه بمخالفة محمد وعلي ، وواقع المحرمات ،وظلم المؤمنين والمؤمنات ، وخالف مارسم له من الشريعات جاء يوم القيامة قذرا طفسا.(13)
به رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) گفته شد: پس چگونه دوستداران شما و علی (علیه السلام) وارد جهنم میشوند؟ فرمودند: هر کسی که با مخالفت محمد و علی(علیهما السلام) خود را آلوده سازد و کارهای زشت انجام دهد و بر مردان و زنان مومن ستم کند و از آنچه در شریعت برای او رسم شده سرپیچی کند روز قیامت آلوده و کثیف وارد میشود.
[قال عليه السلام:] قال رجل لامرأته: اذهبي إلى فاطمة عليها السلام بنت رسول الله صلى الله عليه وآله فسليها عني، أنا من شيعتكم، أو لست من شيعتكم؟ فسألتها، فقالت عليها السلام: قولي له: إن كنت تعمل بما أمرناك، وتنتهي عما زجرناك عنه فأنت من شيعتنا، وإلا فلا. فرجعت، فأخبرته، فقال: يا ويلي ومن ينفك من الذنوب والخطايا، فأنا إذن خالد في النار، فان من ليس من شيعتهم فهو خالد في النار. فرجعت المرأة فقالت لفاطمة عليها السلام ما قال لها زوجها. فقالت فاطمة عليها السلام: قولي له: ليس هكذا [فان] شيعتنا من خيار أهل الجنة، وكل محبينا وموالي أوليائنا، ومعادي أعدائنا، والمسلم بقلبه ولسانه لنا ليسوا من شيعتنا إذا خالفوا أوامرنا ونواهينا في سائر الموبقات، وهم مع ذلك في الجنة، ولكن بعد ما يطهرون من ذنوبهم بالبلايا والرزايا، أو في عرصات القيامة بأنواع شدائدها، أوفي الطبق الاعلى من جهنم بعذابها إلى أن نستنقذهم - بحبنا - منها، وننقلهم إلى حضرتنا.(14)
امام حسن عسکری(علیه السلام) فرمودند: مردی به همسرش گفت: به نزد فاطمه (عليها السلام) دختر رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) برو واز او درباره من سوال کن من از شیعیان شما هستم یا نه؟ آن زن از حضرت (سلام الله علیها) سوال کرد، حضرت (سلام الله علیها) فرمودند: به شوهرت بگو اگر آنچه را که میگوییم عمل کنی و آنچه را که نهی میکنیم ترک کنی، از شیعیان مایی وگرنه نیستی. آن زن برگشت و پاسخ حضرت زهرا(سلام الله علیها) را به شوهرش داد. آن مرد گفت: وای بر من. من از گناهان و خطاها به دور نیستم، من در آتش جاودانه خواهم ماند، هر که از شیعیانشان نباشد در آتش جاودانه خواهد بود. همسرش به نزد حضرت(سلام الله علیها) برگشت و آنچه را که گذشت برای ایشان شرح داد. حضرت فاطمه(سلام الله علیها) فرمودند: به او بگو اینگونه نیست، شیعیان ما بهترین اهل بهشتند، و همه دوستداران ما و دوستداران اولیای ما، و دشمنان دشمنان ما و کسی که قلبا مسلمان است و زبانش با ماست اگرچه از شیعیان ما نباشند، اگر از دستورات ما سرپیچی کنند و بعضی از نبایدها را انجام دهند به بهشت می روند، ولی بعد از آنکه از گناهانشان با عذابهای مختلف (در دنیا) پاک شدند، یا در عرصههای مختلف قیامت با انواع سختیهای آن، یا در طبقه بالای جهنم به خاطر گناهانشان مجازات شوند و پاک شوند و بعد آنها را به نزد خویش به بهشت میآوریم.
پس به طور کلی میتوانیم بگوییم افراد از لحاظ بهشتی یا جهنمی بودن بر 3 دستهاند:
1. اشخاصی که مومن هستند و با سرعتهای مختلف از صراط میگذرند و وارد بهشت میشوند.
2. اشخاصی که اگرچه مومن هستند اما گناهانی هم مرتکب شدهاند و به تناسب گناهانشان باید در جهنم بمانند تا پاک شوند و شایستگی ورود به بهشت را با شفاعت افراد مختلف پیدا کنند.
3. اشخاصی که کافر، مشرک یا منافق هستند ودر جهنم جاودانه خواهند بود.
در پایان از تمامی دوسانی که این متن را باهمه کاستیها لطف کردند و مطالعه نمودند تشکر میکنم و در صورتی که پیشنهاد یا انتقادی یا سوالی برایشان پیش آمده با کمال میل پذیرا هستم و در حد توانم جوابگو خواهم بود. به امید آنکه با توفیق حق تعالی و توسل بر اهلبیت عصمت و طهارت(علیهم السلام) بتوانیم در راه درست گام نهیم و با دوری از گناهان و انجام کارهای نیک باعث خشنودی حضرت حق و نایب بر حق او حضرت ولیعصر(علیه السلام و عجل الله تعالی فرجه الشریف) شویم.
التماس دعا؛ در پناه حق زنده و پیروز باشید.
پینوشت:
1. معانی الاخبار، شیخ صدوق، ص32، دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ اول، 1403ق. ترجمه روایت بااستفاده از ترجمه عبدالعلی محمدی شاهرودی، دارالکتب اسلامیه، تهران، 1377 با اندکی تغییر انجام شده است.
2. المفردات فی الغریب القرآن، حسین بن محمد راغب اصفهانی، ص79، انتشارات دارالعلم، دمشق، چاپ اول، 1413ق.
3. فرهنگ ابجدی عربی فارسی، فؤاد افرام، بستانی، رضا مهیار، ص85، انتشارات اسلامی، چاپ دوم، 1375ش.
4. فرهنگ ابجدی عربی فارسی، ص 7
5. ترجمه قرآن، آیت الله مشکینی
6. بحارالانوار،علامه مجلسی، ج8، ص245، انتشارات دار إحیاء التراث العربی، بیروت، چاپ دوم، 1403ق.
7. روضة الواعظین و بصیرةالمعتظمین، محمد بن فتال نیشابوری، ج2، ص353، انتشارات رضی، قم، چاپ اول، 1379ش. تفسیر نورالثقلین، عبد علی بن جمعة العروسی الحویزی، محقق/مصحح هاشم رسولی محلاتی، ج3،ص 353، انتشارات اسماعیلیان، قم، چاپ چهارم، 1415ق.
8. تفسیر نورالثقلین، ج3، ص254
9. مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، حسین بن محمد تقی نوری، ج4، ص388، موسسه آلالبیت(علیهم السلام)، چاپ اول، 1408ق.
10. تفسیر نورالثقلین، ج3، ص253
11. تفسیر نورالثقلین، ج5، ص200
12. التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن بن علي العسكري عليه السلام، ص305، انتشارات مدرسه امام مهدی، قم، چاپ اول، 1409ق
13. التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن بن علي العسكري عليه السلام، ص305
14. التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن بن علي العسكري عليه السلام، ص308