فصل مشترک برخی از حواشی مربوطه را مرور کنیم :
-مستند " من یک روحانی هستم" در صدد تخریب ریاست محترم جمهوری بوده است.
-این مستند دروغ پردازی کرده و تاریخ را وارونه جلوه داده
-موسسه تولید و پخش کننده فیلم یاد شده ، موسسه ای ناشناخته و گمنام است که در هیچ لیست دولتی و غیر دولتی ثبت نشده
-موسسه فوق الذکر و همچنین مرکز مستند سفیر که توزیع کننده فیلم مذکور بوده اند ، اساسا از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مجوز ندارند
-فیلم "من یک روحانی هستم" دارای پروانه ساخت نبوده است
-سازندگان فیلم مستند "من روحانی هستم"وجود خارجی ندارند! چرا که نامشان نه در لیست اعضای انجمن مستند سازان یا انجمن تهیه کندگان مستند است!! و نه جزو 2000 نفری که فیلم خود را برای جشنواره سینما حقیقت ارسال کرده اند!!! ضمنا مصاحبه های آنها هم ساختگی است!!!
ضمن اینکه از نظر شخص بنده ، سخن دکتر روحانی مبنی بر شناسنامه دار بودن منتقدان کاملا منطقی است و ای کاش در همه موارد رعایت می شد از جمله درمورد کسانی که با عناوین مختلف بی نام یا مستعار اظهار نظر کرده و به اصطلاح انتقاد می نمایند و در واقع بدون هیچگونه استدلال و منطق ، توهین کرده و افترا می زند ، از جمله در کامنت های همین مطالب وب سایت ها و مثلا در پای همین مطلبِ!!
اما با طرح حواشی و مقولات پیرامون مستند "من روحانی هستم" ، جدای از فرم و محتوای خود آن فیلم ، سوالاتی برای نگارنده پیش آمده که به نظرم پرسش آنها از حضرات طراح شبهات یاد شده ( که گویا ناگهان قانون گرا و تابع وزارت ارشاد و اهل مجوز و پروانه نمایش شده اند! ) بی مناسبت نیست...
ادامه دارد...
-از این موضوع که بگذریم، آثار هنری و مکتوب متعددی را می توان برشمرد که در مراکز فرهنگی و هنری این کشور عرضه شده و می شوند و تاریخ را علنا تحریف کرده و باورها و اعتقادات دینی و ملی این مردم را زیر علامت سوال برده اند ، اما کسی متعرض آنها نیست.
مثلا هنوز علیرغم انتشار اسناد و شواهد متعدد حتی از سوی مورخین و کارشناسان معتبر خارجی، در برخی کتب رایج تاریخی در کتابفروشی ها، به دروغ و ناروا مسلمانان را در بدو ورود به ایران عامل کتاب سوزان خیالی در این سرزمین دانسته و آنها را وحشی و بر بر جلوه داده و شخصیت شان را قرن هاست که تخریب کرده اند. یا هنوز در برخی کتاب هایی که در کتابفروشی ها عرضه می شوند، رضاخان (که از سوی بسیاری محافل تحقیقاتی و اسنادی خارج کشور نیز عنصری خود فروخته و خائن به ایران شناخته شده) را وطن پرست معرفی کرده و مخالفانش را مغرض و متعصب و افراطی می خوانند!! یا هنوز اغلب کتب تاریخی که درباره مشروطه در کشور رواج دارد، یک مشت فراماسونر که مشروطه خود را از دیگ پلوی سفارت انگلیس بیرون کشیدند، خادم ملت و کشور جلوه داده و شخصیت پاکبازی همچون شیخ فضل الله نوری را همدست استبداد معرفی می کنند!!! و یا هنوز کتاب های منحرفان فکری (مانند پائولو کوییلو ) و اخلاقی (همچون اوشو ) در کشور بازار داشته و به فروش می رسد و ذهن و اخلاق مخاطبان خود را تخریب می کنند!!!!
-از طرف دیگر مگر این حضرات به امثال اکبر گنجی ( که ناجوانمردانه راه و روش امام خمینی را مناسب موزه ها دانست) یا به کسانی که به مقلدان دینی شنیع ترین توهین ها را روا داشتند، اعتراض کردند؟! مگر وقتی نشریات زنجیره ای به اصطلاح اصلاح طلب ، غزوات پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و قیام حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) را (نعوذ باالله) ترویج خشونت و خشونت طلبی دانستند، احدی از این حضرات ظاهرا نگران امروز تخریب (که از بازگویی وقایع معمولی تاریخ یکی دو دهه اخیر برآشفته اند) دم برآورد؟!!
-موضوع دیگر آنکه آیا مرکز مستند سازی سفیر ( توزیع کننده فیلم ) موسسه ناشناخته ای است؟! در حالی که تولیدات این موسسه به طور وسیع در سطح کشور توزیع شده است ؛ چه در زمانی که درباره فتنه 88 فیلم مستند "یزدان تفنگ ندارد" را تولید کرد (فیلمی که در 21 دانشگاه کشور از جمله صنعتی شریف و امیرکبیر و اصفهان و ...دیگر مراکز فرهنگی به نمایش درآمد ، جایزه اول جشنواره فیلم عمار را گرفت و ...) و چه وقتی فیلم "میراث آلبرتا" را درباره خروج برخی فارغ التحصیلان از کشور تهیه کرد (فیلم هایی که در جشنواره فیلم فجر یعنی رسمی ترین و جدی ترین فستیوال سینمایی این سرزمین به نمایش درآمد و برپرده سالن های آمفی تئاتر 32 دانشگاه ایران رفت) چه هنگامی که با مستند "مهار نشده" به حق تولید انرژی صلح آمیز هسته ای پرداخت و علاوه بر نمایش چندباره در رسانه ملی ، جایزه جشنواره فیلم عمار را هم گرفت و چه روزگاری که فیلم هایی در انتقاد به دولت دهم و عملکرد آن تحت عناوین "نبرد خاموش" و " کدام انحراف " تولید کرد.
ادامه دارد...