تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: ☆ إکفیانی یا محمد! یا علی! ☆ ویژه نامه مبعث 1436
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
بسم الله الرحمن الرحیم


لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ

همانا برای شما در (سیره ی ) رسول خدا، الگو و سرمشقی نیکوست. (احزاب- 21)


3- عبادت :

* چون پاسی از شب می گذشت، از بستر خواب بلند می شد و پس از سجده و مسواک و تلاوت آیاتی چند، در گوشه ای به عبادت می پرداخت.
بعضی از همسران او را به این حال می دیدند، می گفتند : تو که گناهی نداری چرا اینقدر اشک می ریزی؟
می فرمود : آیا بنده ی شاکر خدا نباشم؟؟!!


* چون ماه رمضان می رسید، همه ی بردگان خود را آزاد می کرد.


* به هنگام نماز به خود می لرزید و هرگاه نماز را به تنهایی انجام می داد، رکوع و سجود خود را طول می داد ولی هرگاه با مردم، به جماعت نماز می خواندند، بسیار عادی و ساده آن را برگزار می کرد و به یکی از یارانی که امام جماعت سایر مسلمانان شده بود، سفارش فرمود که هرگاه با مردم به نماز می ایستی، سعی کن بعد از حمد سوره کوچکی قرائت کنی و نماز را طول ندهی.


* عاجز و ناتوان ترین افراد کسی است که از دعا و مناجات با خداوند ناتوان و محروم باشد و بخیل ترین افراد کسی است که از سلام کردن خودداری نماید.



[تصویر: Salavat02.jpg]


بسم الله الرحمن الرحیم



إِنَّ ﭐللَّهَ وَمَلَائِکَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى ﭐلنَّبِيِّ يَا أَيُّهَا ﭐلَّذِينَ ءَامَنُواْ صَلُّواْ عَلَيْهِ وَسَلِّمُواْ تَسْلِيماً

همانا خداوند و فرشتگانش بر پیامبر درود می فرستند.
شما هم، ای کسانی که ایمان آورده اید! بر او صلوات بفرستید و آنطور که باید، تسلیم شوید.
(احزاب-56)





حضرت استاد علامه آیت الله مصباح می فرمودند:


مجتهد حكيم، مرحوم آقاي حاج ميرزا علي حصه‌اي اصفهاني (رحمة الله علیه) يكي از وعاظ معروف بود. او مردی فقیه، وارسته و استاد فلسفه بود. ایشان كتاب اسفار را تدريس مي كرد. من كم‌تر از 20 سال داشتم كه گاهي در تهران، مسجد حاج سيد عزيز‌الله پاي منبر ايشان مي‌رفتم.

يك روز در حد فاصل بین مسجد حاج عزیز الله و مسجد جامع، خداوند توفیق عنایت کرد تا همين سؤال را از ايشان بپرسم كه اهل‌بيت (عليهم‌السلام) چه نيازي به طلب رحمت ما دارند، با اين كه خودشان از هر نوع رحمتي برخوردارند.

ايشان متوجه من که جوانی نو رسته بودم شد. برای ایشان روشن بود که پاية علمي زيادي ندارم. بنابر این، ابتدا مرا تشويق كرد و سپس مطابق فهم من گفت:

«باغباني براي ارباب خود مشغول باغباني است و گل‌هايي مي‌پروراند كه بذر و آب و كود و زمين، همه و همه مال ارباب است و خود نيز ملك و مال ارباب مي‌باشد، ولي وقتي گل‌ها بزرگ شده و منظره زيبا و فضايي معطر بوجود آوردند و ارباب براي ديدن آن منظره وارد باغ گرديد، آن باغبان دسته‌اي از گل‌ها را چيده و با ادب به حضور او تقديم كرده و خوش‌آمد مي‌گويد و پاداش مي‌گيرد. اين يك نوع ادب است وگرنه خود باغبان و همه گل‌ها متعلق به ارباب هستند. پس ما نيز با صلوات، گلي را از باغ آن‌ها چيده و به خودشان اهداء مي‌كنيم».(1)

عين همين مطلب دربارة عبارت و َعَجّلْ فَرَجَهُمْ نيز صادق است كه در حقيقت فرج اهل ايمان در فرج آنان است.(2)


ــــــــــــــــــــــــــــ


(1) محمد تقي، مصباح يزدي، قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (رحمة الله علیه)، 27/1/1386.
(2) محمد تقي، مصباح يزدي، شكوه نجوا؛ شرحی بر مناجات شعبانیه و مناجات المریدین، قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (رحمة الله علیه)، 1384، ص 16 – 15.

[تصویر: Salavat02.jpg]




بسم الله الرحمن الرحیم



دَعاکُم لِما یُحییکُم
او شما را دعوت کرد به چیزهایی که شما را زنده می کند. (انفال - 24)





مولاي متقيان حضرت علي عليه السلام فرمود که پيامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرموده است :


هر مسلماني بر ذمه برادر مسلمانش سي حق دارد و ذمه اش از آنها بري نمي شود، مگر اينکه آن حق را ادا کند يا برادرش از او درگذرد.


آن حقوق عبارتند از :


* از لغزش او چشم بپوشد. به اشک چشمش شفقت آورد. عيبش را بپوشاند. عذرش را بپذيرد.
* اگر کسي غيبت او را کرد از او دفاع کند. همواره خيرخواهش باشد. دوستي و محبت او را حفظ کند.

* عهد و پيمانش را مراعات کند. در موقع بيماري عيادتش کند. در تشييع جنازه اش حاضر شود.
* دعوتش را بپذيرد. هديه اش را قبول کند. در انجام خواسته اش کوشش کند. موقع عطسه کردن «يرحمک ا...» بگويد.

* راهنماي گمشده اش باشد و به سلامش پاسخ دهد. کلامش را خوب تلقي کند. بخشش او را ارج نهد.
* سوگندهايش را تصديق کند. دوست او را دوست داشته باشد و با وي دشمني نکند. اگر ظالم يا مظلوم واقع شد، او را ياري کند.

* ياري کردن در حال ستمگري آن است که او را از ستم بازدارد و ياري دادن در حال مظلوميت آن است که در بازپس گرفتن حقش به او کمک کند.
* گرفتارش نکند. خوارش ندارد. آنچه از خير براي خودش مي خواهد براي او نيز بخواهد و آنچه از بدي ها که براي خودش نمي پسندد، براي او نيز نپسندد.




سپس فرمود: از پيامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شنيدم که مي فرمود:

هر يک از شما اگر چيزي از حقوق برادرش را به جا نياورد، روز قيامت از او مطالبه و به نفع يا ضرر او حکم خواهد شد.


(ترجمه کتاب العشره وسائل الشيعه، باب وجوب ادا کردن حقوق واجب و مستحب، ج ۲۴)




[تصویر: Salavat02.jpg]



بسم الله الرحمن الرحیم


أَعِذْنَا مِنَ الْفَشَلِ وَ الْکَسَلِ

پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بهترین الگوی اقتصادی





یکی از ابعاد زندگی رسول گرامی اسلام که کمتر هم مورد توجه و دقت قرار می گیرد سیره رفتاری و گفتاری حضرت در زمینه اقتصاد است.


اگر بخواهیم لیست وار نگاهی گذرا به دستورات نبی مکرم داشته باشیم عناوین زیر در لابلای فرمایشات پیامبر رحمت به کرّات به چشم می خورد :

- اهمیت دادن به کار و تلاش
- توجه به قرض و قرض الحسنه
- اهمیت فراوان قائل شدن به قرارداد و معاملات
- ترویج سنت های اقتصادی پسندیده و سازنده از جمله وقف
- تبلیغ و ترویج ساده زیستی و دوری از تجمل
- توجه ویژه به کشاورزی
- مهلت دادن و گذشت در برابر بدهکار ناتوان
و...

در این جا تنها به ذکر مختصر دو بخش از سیره حضرت می پردازیم.




* پرهیز از سستی و تنبلی

حضرت می فرماید :
«اَلْکادّ عَلی عِیالِهِ کَمُجاهِدٍ فی سَبیلِ اللّهِ»

"کسی که با کار و تلاش و زحمت خود زندگی خانواده اش را تـأمـیـن می کـنـد، مـانـنـد مجاهد در راه خداست ."

این روایت گرانبها به خوبی ارزش کار و تلاش را در اسلام بیان می فرماید. حتی نقل است که خود حضرت در ایام کودکی از حلیمه (دایه پیامبر) می پرسید که برادرانم روزها کجا می روند و وقتی فهمید که برای کار و تلاش و کسب روزی حلال به چرای پوسفندان در صحرا عازمند حضرت نیز همراه آنها شد و در همان کودکی از تنبلی و در خانه ماندن پرهیز نمود.


دعای همیشگی پیامبر نیز این بود که:

«...أَعِذْنَا مِنَ الْفَشَلِ وَ الْکَسَلِ وَ الْعَجْزِ وَ الْعِلَلِ وَ الضَّرَرِ وَ الضَّجَرِ وَ الْمَلَلِ.»
(خدایا) نعمت سرزندگی و کوشایی را به ما ارزانی دار و از سستی، تنبلی، ناتوانی، بهانه آوری، زیان، دل مردگی و ملال، محفوظمان دار. (میزان الحکمه، ج۱۱، ص۵۱۸۴)





* پاداش حضرت به قرض دهنده

نقل می کنند که نیازمندی نزد حضرت آمد و تقاضای کمک نمود.
حضرت به اصحاب فرمودند کسی هست که ما قرض دهد؟
یکی از انصار گفت بله یا رسول الله.
حضرت نیز فرمودند : پس از طرف ما چند کیلو (حدود ۶ کیلو) خرما به این فرد بده.


بعد از مدتی حضرت دو برابر این مقدار را به قرض دهنده بازگرداند.
او با تعجب پرسید یا رسول الله من نصف این را به شما قرض دادم؟
و حضرت در پاسخ فرمودند: مابقی را ما به تو بخشیدیم.





[تصویر: Salavat02.jpg]



بسم الله الرحمن الرحیم




وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا رَحْمَةً لِّلْعَالَمِينَ

ما تو را جز براى رحمت جهانيان نفرستاديم. ( انبیاء - 107)




يکي از اوصاف مهم نبي مکرم اسلام (صلي الله عليه وسلم) آن است که رسول رحمت الهي است. قرآن کريم مي‌فرمايد: «و ما ارسلناک الارحمة للعالمين».


حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) می فرمایند : «انّما بعثت رحمه »؛ همانا من رحمتي برانگيخته شده ام .

در روي زمين دو وسيله امان از عذاب الهي است : يکي وجود با برکت رسول خدا و ديگري استغفار.

مراد از رحمت بودن پيامبر براي جهانيان، رحمت رسالتش است، بدين معنا که رسالت او نور و هدايت براي تمام مردمان جهان است، و هرکس به اين آيين و برنامه ايمان آورده و بدان چنگ زند، وي را از تاريکي بيرون آورده و به نور و هدايت دست يافته که نتيجه آن سعادت اخروي است.

و گفتند : وجود پيغمبر خاتم در زمان حياتش، و باقي ماندن کتابي که از سوي خالق عالميان بر او نازل شده تا روز قيامت؛ سبب سعادت دو جهان مردمان است، چرا كه عمل به آئين و برنامه‌اي كه او با خود آورده است ناكاميها و بدبختيها و بيدادگريها و تباهكاريها را پايان مي‌دهد، و سرانجام منتهي به حكومت صالحان با ايمان بر معموره جهان خواهد شد، و در پايان آنان را به نعمت جاويد و سرمدي آخرت نائل خواهد كرد.‏



[تصویر: Salavat02.jpg]


بسم الله الرحمن الرحیم




[تصویر: 82051913225797974214.gif]


شعر اگر از تو نگوید همه عصیان باشد!
زنده در گور غزل‌های فراوان باشد!


نظم افلاک سراسیمه به هم خواهد ریخت!
نکند زلف تو یک وقت پریشان باشد!


سایه ابر پی توست دلش را مشکن
مگذار این همه خورشید هراسان باشد


مگر اعجاز جز این است که باران بهشت،
زادگاهش برهوت عربستان باشد؟؟!!




چه نیازی است به اعجاز، نگاهت کافی است!
تا مسلمان شود انسان اگر انسان باشد!




فکر کن فلسفه خلقت عالم تنها،
راز خندیدن یک کودک چوپان باشد!




چه کسی جز تو چهل مرتبه تنها مانده؟؟!!
از تحیر دهن غار حرا وا مانده!


عشق تا مرز جنون رفت در این شعر محمد
نامت از وزن برون رفت در این شعر محمد


شأن نام تو در این شعر و در این دفتر نیست!
ظرف و مظروف هم اندازه یکدیگر نیست!


از قضا رد شدی و راه قدر را بستی!
رفتی آن سوتر از اندیشه و در را بستی!


رفتی آنجا که به آن دست فلک هم نرسید
و به گرد قدمت بال ملک هم نرسید!


عرش از شوق تو جان داده کمی آهسته
جبرئیل از نفس افتاده کمی آهسته


پشت افلاک به تعظیم شکوهت خم شد
چشم تو فاتح اقلیم نمی‌دانم شد


آنچه نادیده کسی دیدی و برگشتی باز
سیب از باغ خدا چیدی و برگشتی باز


شاعر این سیب حکایات فراوان دارد
چتر بردار که این رایحه باران دارد....

حمیدرضا برقعی



[تصویر: 82051913225797974214.gif]





اللهم نور ظاهری بطاعتک
و باطنی بمحبتک
و قلبی بمعرفتک
و روحی بمشاهدتک
و سری باستقلال اتصال حضرتک
یا ذا الجلال و الاکرام...

التماس دعای فرج تو این شب عزیز




عیدتون مبارکــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــBlush
[تصویر: 59613709260069631054.gif]جهان، منتظر کلمات توست
باد، بوی آشنا آورد تا من از تو بهانه سرودن بگیرم.
سلام، حضرت خورشید! سلام، عالی جانب لحظه های تبسم!
جبریل با کُدام آیه های سبز، بر این کوه سبز فرود آمده که تمام وجودم را شهادتی سُرخ فرا می گیرد؟
شهادت می دهم که تو آخرین شور زمین، امروز به آینه ها درس وحدت خواهی داد.
دُرست نگاه کنم اگر، این غار حراست که می بالد به خود از این همه فرشته.
این تویی که چرخ ملکوت را می چرخانی.
یا محمد! این ثانیه های رازآمیز توست که دارد تکثیر می شود و شیرینی وحی را به کام ما می ریزد...
می خوانی با کلماتی که از نور و نغمه و نماز پُرند.
می خوانی به نام همه انبیا.
می خوانی به همراه تمام تاریخ.
می خوانی با همه خستگی های فردا و من می بینم که بال هایی از نور، کلمات تو را به چهار سوی زمان خواهند بُرد.
جبریل! این مردی که در مقابل توست، خود عاشق است.
سلام، ثانیه سبز! سلام، ای متواضع ترین مرد همه تاریخ!
سلام ای پدر! سلام، سلام ای برادر مهر!
سلام خداوند و فرشتگان، از عرش، با بادهای مهاجر به تو می رسد و تو امروز در راهی قدم خواهی زد که پایانش را فقط خورشید می داند و خودت و خدا.
از رد گام های تو ای مبعوث! گلستان خواهد جوشید و از چشم های تو، اشراق، پرده می گیرد.
سلام، ای جاری ترین جریان صبح در کالبد زمین!
یا محمد! این فصل عاشقانه که آغاز می کنی، بوی کدام شعر نگفته مرا می دهد.
کلماتم عاجزند از وصف آن چه تو در ثانیه صبح می خوانی در لحظه بی خودی.
«من غلام قمرم، غیر قمر هیچ مگو»
ماه هم غلام توست
ماه، رد گام هایت را نقره پوشی می کند.
راه تو را در سپیده آغاز عشق، روشن می کند.
به خانه برو و آغاز راه بده.
به خانه برو و جامه سپید تغزل را بپوش.
به خانه برو و همه دنیا را از عطر خودت لبریز کن.
به خانه برو، به بُراق عشق بنشین و بال هایش را بیدار کن تا عطر تو، تمامی خواب های جهان را پُر کند.
به خانه برو؛ لرزان، نه استوار؛ که این لرزه های آتشفشان نور است.
به خانه برو، نماز گزار کوه نور، خورشید طالع شده از قله حرا!
به خانه برو، جهان، منتظر کلمات توست
امیر مرزبان
[تصویر: 04236892695923131652.gif]
بسم الله الرحمن الرحیم



وسعت مکه تب آلودِ مقید شدنت
هیجان دو جهان لالِ زبانزد شدنت!

آیه در آیه به تدریج به معراج درآ

دهن جن و ملک ، آب موکد شدنت


تو به دریای لک الحمد تعلق داری!
کمر جذر، شکست از خبر مد شدنت!



تو همان نور زمین آمده ی حق هستی
که به فانوس دل افروخته باید شدنت!



زنده در گور شدن ها به فدایت ای عشق!
این همه کشته می ارزد به محمد شدنت!



این لب تر شده ی توست و یا اقیانوس؟
آسمان است و یا سایه ی بی حد شدنت؟؟!!

پر جبریل اگر از شعشعه ی سدره نسوخت،

سوخت از جذبه ی نزدیک به گنبد شدنت!


نفس ریخته در سینه ی عشقی و هنوز،
خواب آیینه بر آشفته از آمد شدنت!


سعی ابلیس، به سر سختی ات ایمان آورد

نرسیده است به یک لحظه مردد شدنت...



عیدتون مبارک



بسم الله


سلام به همه ی دوستان و عیدتون مبارکRose

این همه پیامبران بزرگوار آمدند که نگین همه ی آن عزیزان HeartمحمدHeart (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است. برای تو آمده اند آری تو...

ببین در نهاد خود چه داری؟؟؟

چه استعداد نهفته ای در خود داری که باید در پرتو عنایت و هدایت او به فعلیت برسد

ای پیامبر رحمت، ای عزیز ، ای که همه ی خوبی ها در تو جمع شده مرا دریاب از این مردابی که برای خود ساخته ام...

چگونه شکرانه ی این نعمت را به جا آورم که از امت توام؟؟؟

به قول مرحوم آغاسی خوبیم بدیم پات نوشته شدیم آقاHeart

الهی ! اگر گلم و یا خارم از آن بوستان یارم


التمـــــــــــــــــاس دعا
بسم الله الرحمن الرحيم


ای آفرینش از تو گرفته است تار و پود
ای وسعت مقام تو بی مرز و بی حدود

ای کوهها به بردن نام تو در قیام
ای رودها به گفتن ذکر تو در قعود

ای در اذان مأذنه ها زنده تا ابد
ای در گلوی هرچه مؤذن پر از سرود

برگرد و از دوباره حرایی بیافرین
پرشد دوباره عرصه ی تاریخ از یهود

آل امیٌه شکل جدیدی به خود گرفت
شد کعبه در تسلط وهابی سعود

وقتش رسیده باز ، الم یجعلی بخوان
شد وقت آنکه باز ابابیلها فرود..

می بینم اینکه مردمِ در شعب روسفید
می بینم اینکه روی ابوجهل ها کبود

***

می بینم اینکه ظلم جهان را گرفته است
از ما دوباره تاب و توان را گرفته است

دستان استغاثه ی ما رو به آسمان
حس قنوت ، پیر و جوان را گرفته است

در استجابت غزلی را که گفته اند
دست بهار، جان خزان را گرفته است

از شام تا یمن پر از الله اکبر است
شور علی زمین و زمان را گرفته است

آل سعود ، شعله ور از بشکه های نفت
خون عقیق ، دامنشان را گرفته است

فریادهای سیصد و چندی سوار سبز
از لشگر سیاه ، عنان را گرفته است

بر بام کعبه نام علی را نوشته و
بوی خدا تمام اذان را گرفته است

محسن ناصحی

********


[تصویر: n00043140-b.jpg]




صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع