جایگاه امنیت در نظام سیاسی اسلام
امنیت در گفتمان سیاسی اسلام شباهت بسیاری به سلامت دارد و احادیث اسلامی، آنها را دو نعمت ناشناخته نامبردهاند. در حدیثی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمده است، امنیت و سلامت دو نعمت هستند که بسیاری از مردم در آن مغبونند.
امنیت در اندیشه حضرت علی علیه السلام علاوه بر همه جانبه بودن، مقدمهی برقراری عدالت و آزادی در جامعه است.
اسلام امنیت را یکی از اصول زندگی و حالتی اجتناب ناپذیر در زندگی جمعی، و عنصری ضروری در بهرهوری از مزایا و مواهب حیات و نیز زمینهساز تکامل و ارتقای بشر تلقی کرده و آن را از مقدسترین آرمانهای بشری یاد کرده است. چنان که در آیهی 55 سورهی نور میفرماید: «خدا به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کردهاند وعده داده است که حتماً آنان را در این سرزمین جانشین [خود] قرار دهد، همانگونه که کسانی را که پیش از آنان بودند جانشین خود قرار داد، و آن دینی که برای ایشان پسندیده است به سودشان مستقر کند و بیمشان را به ایمنی مبدل گرداند». امام صادق (علیه السلام) در معنای آیه فرمودند: «این آیه دربارهی قائم و یارانش نازل شده است».
حضرت علی علیه السلام اسلام را رمز امنیت میشمارد و میفرماید: «خداوند اسلام را برای گروندگانش رمز امنیت خواست».
بنابراین اسلام، امنیت را شرط حرکت عظیم اجتماعی برای ملت و زمینهساز پیشرفتهای مادی و معنوی میداند و از منظر اسلام، میتوان امنیت را سلامتی و مصونیت از هر تهدیدی دانست. هر حکومت و جامعهای برای تحقق اهداف خود نیازمند ایمنی از تهدیدات است. حکومت اسلامی نیز از این امرمستثنا نیست. حکومت مهدوی، آیینهی تمامنمای حکومت اسلام است و در زمان تحقق خود، تجلی بخش حوزههای مختلف امنیتی خواهدبود.
امنیت اقتصادی
ارتباط میان اقتصاد و امنیت، ارتباطی تازه و نویی نیست. بهبود وضع اقتصادی و تأمین امنیت دو هدف اصلی همهی نظامهاست. گفتنی است، پس از افول نظریهی امنیت نظامی، اقتصاد جایگاه فراگیرتری یافت و لذا، منازعات نظامی جای خود را به رقابتهای اقتصادی داد. اقتصاد در هر زمانی تامین کنندهی معاش مردم بوده و به اموری چون منابع طبیعی، نیروی انسانی، تلاش و فعالیت بشری وابسته است.
از چالشهای اصلی در این عرصه میتوان به نابرابریهای اقتصادی، کمبود منابع، غارتگریها و انتقال منابع به سایرحوزههای امنیتی اشاره کرد که در جهان معاصر، نمودهای عینی آن وجود دارد. طبقات مختلف اقتصادی فقیر و غنی، نابرابریهای اقتصادی و توزیع ناعادلانه را مینماید. غارتگریهای امپریالیسم جهانی، موجب کمبود منابع در کشورهای ضعیف گردیده و نظامیگری در عرصهی داخلی و بینالمللی، که بسیار به پشتوانهی اقتصادی نیاز دارد، باعث انتقال ثروتهای ملل به این حوزه شده است.
تمامی این مشکلات به دنبال خود ناامنیهای اقتصادی به بار میآورد و اقتصاد ضعیف، پیامدهای دیگری چون ضعف و ناتوانی در جریان رقابتهای بینالمللی، تحدید قلمرو نفوذ در سیستم بینالمللی، افزایش آسیبپذیری دولتها در رویارویی با تهدیدها و نارضایتی عمومی در داخل کشور را در بر دارد. بنابر آیات و روایات حکومت صاحب الزمان (عج الله) از این ناامنیها به دور است.
در خصوص وجود منابع طبیعی باید گفت که ظهور حضرت مهدی کلید گشایش گنجهای زمین و آسمان است . از رسول خدا صلی الله روایت شده که فرمود: «مهدی عج الله در امت من است. پیروان من در آن زمان نعمتی میابند که هرگز همانند آن زمان نعمت را نیافتهاند زمین خوردنیهای خود را عطا نموده و چیزی از آن اندوخته نمیکند ثروت در آن روز مانند خرمن جمعآوری میشود».
مؤلفهی دیگر در امنیت اقتصادی، توزیع عادلانهی ثروت میان مردم است. امام باقر میفرمایند: «وقتی قائم اهل بیت قیام کند، اموال را به مساوی تقسیم کند و در میان خلق به عدالت رفتار مینماید» . پیامبر اکرم صلی الله فرمود: «شما را به مهدی بشارت میدهم که در امت من بر انگیخته خواهد شد و اموال را به درستی تقسیم میکند».
با اعمال عدالت در عرصهی اقتصاد، عوامل مهم بی ثباتی و ناامنی که همان نارضایتی عمومی است از بین خواهد رفت. در پایان این مبحث به کلام زیبای امیرالمومنین علیه السلام اشاره میکنیم. زمین میوههای خود را (معادن طلا و نقره) برای او بیرون میریزد و کلیدهایش را به او میسپارد. او روش عادلانه در حکومت حق را به شما مینمایاند و کتاب خدا و سنت پیامبر صلی الله را که تا آن روز متروک ماندهاند زنده میکند .
به نام خدا
دوران پس از ظهور حضرت مهدى (عليه السلام)، بدون شك، والاترين، شكوفاترين و ارجمندترين فصل تاريخ انسانيّت است. دورانى كه وعدههاى خداوند در خلافت مؤمنان و امامت مستضعفان وراثت صالحان عملى مى گردد و جهان با قدرت الهى آخرين پرچمدار عدالت و توحيد، صحنه شكوه مندترين جلوه هاى عبادت پروردگار مى شود .
در احاديث مختلفه، گوشه هايى از عظمت آن دوران به تصوير كشيده شده است
ـ حاكميت اسلام در سراسر هستى
امام باقر (عليه السلام) در تفسير اين آيه از قرآن كريم مى فرمايد :
« و قاتلوهم حتى لاتكون فتنة و يكون الدّين للّه»
تأويل اين آيه هنوز نيامده است. پس زمانى كه تأويل آن فرا رسد،
آنقدر از مشركين كشته مى شوند تا بقيّه، خداى عزّوجلّ را به آيين توحيد پرستش نمايند
و هيچ آثارى از شرك باقى نماند، و اين امر در قيام قائم ما، تحقق خواهد يافت ».
امام صادق (عليه السلام) نيز فرمود: «اذا قام القائم لايبقى أرض اِلاّ نودى فيها شهادة أن لا اِله اِلاّ اللّه و أنّ محمداً رسول اللّه ».
« زمانى كه حضرت قائم قيام كند، هيچ سرزمينى نمى ماند مگر اينكه نداى شهادتين ـ لا اِله اِلاّ اللّه و محمد رسول اللّه ـ در آن طنين اندازد ».
ـ اقامه كامل حدود الهى
امام كاظم (عليه السلام) در تفسير آيه شريفه «يحيى الأرض بعد موتها» با اشاره به قيام حضرت مهدى (عليه السلام) فرمود :
« مراد اين نيست كه خداوند زمين را با باران زنده مى كند، بلكه خداوند مردانى را بر مى انگيزد كه زمين را با احياى عدالت و اقامه حدود الهى زنده مى سازند ».
ـ احياى قرآن و معارف قرآنى
اميرالمؤمنين (عليه السلام) با اشاره به قيام حضرت مهدى (عليه السلام) فرمودند :
« كأنّى أنظر إلى شيعتنا بمسجد الكوفة. و قد ضربوا الفساطيط يعلّمون النّاس القرآن كما أنزل .»
« گويا شيعيان ما اهل بيت را مى بينم كه در مسجد كوفه گرد آمده و خيمه هايى زده اند و در آنها قرآن را آنچنانكه نازل شده است به مردم مى آموزند ».
مولا على (عليه السلام) در خطبه اى ديگر، درباره عمل كَردِ حضرت مهدى(عليه السلام) پس از ظهور فرمودند:
« يعطف الهوى على الهدى اذا عطفوا الهدى على الهوى و يعطف الرأى على القرآن اذا عطفوا القرآن على الرأى .»
« آن هنگام كه مردم هدايت را تابع هواى خويش قرار داده باشند، او مى آيد و خواسته هاى نفسانى را به تبعيّت از هدايت مى كشاند و آن زمان كه مردم قرآن را مطابق نظر و رأى خود توجيه كرده باشند، او مى آيد و رأى و انديشه را به خدمت قرآن مى گيرد و آن را در مطابقت با قرآن شكل مى بخشد ».
ـ گسترش عدالت و رفع ستم
رسول اللّه (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود :
« المهدى من ولدى، تكون له غيبة. ادا ظهر يملأ الأرض قسطاً وعدلا كما ملئت ظلماً و جوراً .»
« مهدى(عليه السلام) از فرزندان من است. او را غيبتى هست. زمانى كه ظهور كند، زمين را از قسط و عدل پر سازد چنانكه از ظلم و جور پر شده باشد ».
اين حديث و نظاير آن، در كتب شيعه و سنى، از شهرت و تواتر فوق العادهاى برخودار است. و در اغلب آنها عناوين قسط و عدل در كنارهم آمده است كه يقيناً فرق هايى با يكديگر دارند
مانند اينكه گفته اند: عدل اعم از قسط است.
قسط فقط رعايت حق ديگران است
و عدل، رعايت حق همه چيز و همه كس
قسط فقط در مورد ديگران بكار مى رود و عدل در مورد رابطه انسان باخود، باخدا و با ديگران
قسط ضد جور است و عدل ضد ظلم
ـ تجديد اسلام
امام صادق (عليه السلام) فرمود: «اذا قام القائم (عليه السلام) دعا الناس إلى الاسلام جديداً ».
« زمانى كه حضرت قائم (عليه السلام) قيام مى كند مردم را مجدّداً به اسلام فرا مىخواند ».
دوران پر فراز و نشيب پس از رحلت پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و روى كار آمدن اسلام خلافت، موجبات تحريف و توجيه مبانى اسلامى و معارف دينى را فراهم كرد
و دور ماندن مردم از اهل بيت (عليهم السلام) كه پاسداران حريم اسلام ناب محمّدى بودند، خصوصاً در دوران غيبت طولانى امام زمان(عليه السلام)، چنان فكر و انديشه مسلمين را با حقايق وحى بيگانه كرد
امام صادق (عليه السلام) به دنبال همان فرمايش فوق مى فرمايد :
« او دوباره مردم را به اسلام دعوت مى كند و به امرى هدايت مى كند كه از ميان رفته است و مردم، از مسير آن گمراه شده اند. همانا حضرت قائم (عليه السلام) ، « مهدى» ناميده شده است به خاطر آنكه به امرى گم شده هدايت مىكند و «قائم » ناميده شد از آن رو كه به «حق» قيام مى كند ».
امام باقر(عليه السلام) در باره سيره حضرت مهدى(عليه السلام) فرمود :
« آنچه را پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) انجام داد او نيز انجام مى دهد، بنيان هاى پيشين را در هم مى شكند، چنان كه رسول اللّه(صلى الله عليه وآله وسلم ) امر جاهليت را در هم شكست، و او اسلام را دوباره از سر مى گيرد. «و يستأنف الاسلام جديداً ».
وب سایت مسجد مقدس جمکران
کاش امام زودتر ظهور نماید تا چشمان ما با دیدن پیکر پاکشان نورانی شود و دنیا غرق شادی و امنیت گردد.