(۱۴/خرداد/۹۳ ۲۲:۱۷)yek Montazer نوشته است: [ -> ]سلام
من شنیدم مداومت بر زیارت عاشورا فقر میاره
میخواستم ببینم آیا واقعیت داره یا نه
البته بگم فقط از کسی شنیدم خودم جایی نخوندم
ملاک سنجش و قضاوت ما درباره شنیده ها باید قران و کلام معصومین باشه یعنی ملاک سنجش حق، نه صرف شنیدنی ها
امام صادق (علیه السلام) : «هر کس دوست دارد روز قیامت، بر سر سفرههای نور بنشیند، باید از زائران امام حسین علیهالسلام باشد». امام صادق (علیه السلام)به صفوان میفرمایند: زیارت عاشورا را بخوان و از آن مواظبت کن ، به درستی که من چند چیز برای خواننده آن تضمین میکنم :
1- زیارتش قبول شود.
2- سعی و کوشش او مشکور باشد.
3- حاجات او از طرف خداوند بزرگ برآورده شود و ناامید از درگاه خدا برنگردد.
امام صادق علیهالسلام:
« کسی که خدا خیرخواه او باشد، محبت حسین(علیه السلام) و شوق زیارتش را در دل او میاندازد ».
امام صادق علیهالسلام :زیارت امام حسین علیهالسلام را فرو نگذار که خدا عمرت را طولانی و روزیات را زیاد میکند و زندگی با سعادت و مرگ با شهادت به تو خواهد بخشید
در احوالات جناب حاج سيد احمد رشتى نیز آمده است که هنگام تشرف به خدمت حضرت ولی عصر، ایشان به سه چیز تأکید نمودند:
1 - نافله(نماز شب)
2 - زیارت جامعه
3 - زیارت عاشورا.
«ارزش گریه بر امام حسین(علیه السلام) از زبان امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)»
سید بحرالعلوم رحمة الله علیه به قصد تشرف به سامرا تنها به راه افتاد، در بین راه راجع به این مسئله، که گریه بر امام حسین(علیه السلام) گناهان را می آمرزد، فکر می کرد همان وقت متوجه شد که شخصی عرب؛ سوار بر اسب به او رسید و سلام کرد،
بعد پرسید:جناب سید درباره چه چیز به فکر فرو رفته ای؟ و در چه اندیشه ای؟ اگر مسئله علمی است بفرمایید شاید من هم اهل باشم؟
سید بحرالعلوم فرمود :
در این باره فکر می کنم که چطور می شود خدای متعال این همه ثواب به زائران و گریه کنندگان بر حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) می دهد مثلاً در هر قدمی که در راه زیارت برمی دارد، ثواب یک حج و یک عمره در نامة عملش نوشته می شود و برای هر یک قطره اشک تمام گناهان صغیره و کبیره اش آمرزیده می شود؟
آن سوار عرب فرمود :
ـ تعجب نکن! من برای شما مثالی می آورم تا مشکل حل شود.
ـ سلطانی به همراه درباریان خود به شکار می رفت، در شکارگاه از همراهیانش دور افتاده و به سختی فوق العاده ای افتاد و بسیار گرسنه شد. خیمه ای را دید و وارد آن خیمه شد، در آن سیاه چادر، پیرزنی را با پسرش دید، آنان در گوشة خیمه عنیزه ای «بز شیرده» داشتند و از راه مصرف شیر آن، زندگی خود را می گرداندند.
وقتی سلطان وارد شد، او را نشناختند، ولی به خاطر پذیرایی از مهمان آن بز را سر بریده و کباب کردند، زیرا چیز دیگری برای پذیرایی نداشتند.سلطان شب را همان جا خوابید و روز بعد از ایشان جدا شد و به هر طوری که بود خود را به درباریان رسانید و جریان را برای اطرافیان نقل کرد .
در نهایت از ایشان سؤال کرد: اگر بخواهم پاداش میهمان نوازی پیرزن و فرزندش را داده باشم، چه عملی باید انجام بدهم؟
یکی از حضار گفت: به او صد گوسفند بدهید.
دیگری که از وزراء بود، گفت: صد گوسفند و صد اشرفی بدهید.
یکی دیگر گفت: فلان مزرعه را به ایشان بدهید.
سلطان گفت: هر چه بدهم کم است، زیرا اگر سلطنت و تاج و تختم را هم بدهم آن وقت مقابله به مثل کرده ام،
چون آنها هر چه را که داشتند به من دادند من هم باید هرچه را که دارم به ایشان بدهم تا سر به سر شود .
ـ بعد سوار عرب به سید فرمود:
حالا جناب بحرالعلوم، حضرت سیدالشهداء(علیه السلام) هر چه از مال و منال و اهل و عیال و پسر و برادر و دختر و خواهر و سر و پیکر داشت همه را در راه خدا داد، پس اگر خداوند به زائرین و گریه کنندگان آن همه اجر و ثواب بدهد، نباید تعجب نمود، چون خدا که خدائیش را نمی تواند به سیدالشّهدا(علیه السلام) بدهد، پس هر کاری که می تواند انجام می دهد، یعنی با صرف نظر از مقامات عالی خودش، به زوّار و گریه کنندگان آن حضرت، در جایی عنایت می کند در عین حال این ها را جزای کامل برای فداکاری آن حضرت نمی داند.
چون شخص عرب این مطالب را فرمود، از نظر سید بحرالعلوم غایب شد.
« برگرفته از عبقری الحسان، مرحوم شیخ علی اکبر نهاوندی، ص 136»