۲۴/خرداد/۹۳, ۱۱:۰۳
![[تصویر: BESM2.png]](http://s5.picofile.com/file/8122315518/BESM2.png)
هشتم شوال هر سال یادآورحادثه ای تلخ برای جهان اسلام ، به ویژه عالم تشیع است، واقعه ای که طی آن قبور اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و اصحاب پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به همراه آثارپر ارزش به جای مانده ازروزگارصدر اسلام توسط پیروان فرقه وهابیت تخریب شد، این نوشتار با رویکردی توصیفی ـ تحلیلی به شرح این حادثه و پیامدها و عکس العمل هایی که در جهان اسلام پدید آورد، پرداخته و در ادامه به پاسخ این پرسش اساسی می
پردازد که با وجود فضای ضد وهابی در ایران آن روز و تلاش های علما و نیروهای مذهبی در برخورد و ایجاد فشار بر وهابیون، چه عواملی موجب تلطیف این فضا و به محاق رفتن طرح «کمیسیون دفاع از حرمین شریفین» مرحوم مدرس و در ادامه رفع ممنوعیت حج و سپس به رسمیت شناختن و ایجاد روابط دیپلماتیک با حکمت تازه تأسیس آل سعود شد، در این نوشتار نشان داده شده است که مساعی و تلاشهای عناصر بهایی حکومت وقت ایران در این خصوص نقش مهم و اساسی داشته است.
کلید واژه ها ، بقیع، وهابیت، بهائیت، عین الملک، (هویدا)، مدرس.
مقدمه[/b]
بی شک، فرقه های وهابیت و بهائیت جریان های بسیار شبیه به هم بوده و نقشه های مشابهی در ایجاد شکاف و اختلاف در میان مسلمانان داشته و دارند. بهائیت از جمله جریان های بسیار مهمی بود که در اواسط دوره قاجار در ایران شیعه به وجود آمد، ولی با هوشیاری علما و درایت سیاستمدار معروف، امیر کبیر سرکوب و با سردمداران آن برخورد شد، از این رو در همان آغاز این جریان مسئله دار به حاشیه رانده شد. فتنه وهابیت نیز جریانی از جنس مسلک انحرافیِ ،بهائیت بود. که در سرزمین حجاز « مهد اسلام» پدید آمد، اما متاسفانه در پی یک اتحاد نا مقدس بین محمد بن عبدالوهاب « متوفای 1201 ق » پیشوای فرقه و محمد بن سعود « متوفای 1179ق » که جد آل سعود است، به جریانی قوی و اثر گذار در شبه جزیره عربستان تبدیل شد و پس از سال ها جنگ و درگیری و در پی تجزیه امپراطوری عثمانی و حمایت آشکار استعمار انگلیس موفق شد به تدریج قسمت بزرگی از شبه جزیره، از جمله منقطه حجاز را به کنترل خود درآورد. جریان بهائیت به رقم این که هیچ گاه نتواسنت همچون فرقه وهابیت عمل کند، اما به گونه ای دیگر و در لایه هایی پنهان، همواره نقش مهمی در تاریخ معاصر ایران و منطقه داشته، و متاسفانه غالبا از دیده ها پنهان بوده است، از این رو پیروان این فرقه همواره توانسته اند با طرح شعار ها و گرفتن ژست های مختلف، مظلوم نمایی کنند.
این نوشتار به بررسی یکی از گوشه های تاریخ معاصر و نقشی که عوامل این فرقه در آن داشته اند، می پردازد.نویسنده در مدت مطالعه و تحقیق در این باره، دو پژوهش مرتبط با موضوع، مشاهده کرده است: مورد اول، بررسی هایی که در خصوص تشکیل کمیسیون دفاع، از حرمین شریفین توسط آقای موجانی انجام شده و تحت عنوان، « مدرس و کمیسیون دفاع، از حرمین شریفین» در فصلنامه تاریخ روابط خارجی سال دوم ، شماره 9، سال 1375، منتشر شده است. دومین پژوهش نیزتوسط جناب حجت الاسلام سید علی قاضی عسگر صورت گرفته که در کتاب تخریب و بازسازی بقیع چاپ شده است.
وقوع جنایت ( تخریب)
وهابیون در پی به قدرت رسیدن و تسلط بر منطقه حجاز دست به گسترش و ترویج عقائد انحرافی ، مسلک خویش زده و در این راستا مرتکب جنایات فاحشی شده اند، که ریشه در اعتقاد متحجرانه و انحرافیشان داشت. یکی از دیدگاه های بی پایه وهابیون که مخالف با کتاب خدا، سنت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، روش سلف صالح و احادیث اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام است ، بدعت دانستن تبرک و استشفاع به آثار اولیای خدا و روا ندانستن سفر برای زیارت قبور پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و اهل بیت علیهم السلام است که بنیانگذار این دیدگاه ، ابن تیمیه ( 728ق) (حلبی، 1390، ص76) بوده است. زیرا مسلمانان در طول تاریخ اسلام ، نه تنها بر جواز ، بلکه استحباب سفر برای زیارت قبور اولیای الهی اجماع داشته اند، اما وی اولین کسی است که از این مسئله جلوگیری و شدیدا با آن مخالفت کرد. (رضوانی، 1387،ج2، ص293) . ابن تیمیه سفر برای زیارت قبر مطهر پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را بدعت می انگاشت. و با استناد به ظاهر حدیث نبوی (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ، به حرمت مسافرت برای زیارت قبر پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قائل بود و طی فتوایی اعلام کرد که اگر کسی چنین سفری انجام دهد، چون سفر معصیت است بایستی نماز خود را تمام بخواند.! ( فقیهی، بیتا، ص25) وهابیون نیز به پیروی از ابن تیمیه و در مخالفت با اجماع علمای اسلام ، سفر برای زیارت روضه نبوی (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را بدعت نامشروع و بستری برای شرک و غلو می شمارند. از این رو در هر زمانی که بر اماکن زیارتی مورد احترام مسلمانان ، خصوصاً شیعیان دست یافتند ، متاسفانه صفحاتی سیاه از خود برجای گذاشته و فجایعی زشت و هولناک خلق کرده اند.
آل سعود با تکمیل سلطه خود بر حجاز در شوال سال 1344 ق کلیه این بناها و گنبدها و آثار را ویران و اموال و اشیای گران قیمت موجود در این اماکن را به تاراج برده و نه تنها در مدینه، بلکه هر جا گنبد و بارگاه وزیارتگاهی بود ، آن را ویران کردند. مرحوم سید محسن امین ، ابعاد ویرانی های وهابیان در حجاز را این گونه یبان می کند:
وقتی وهابیان وارد طائف شدند، گنبد مدفن ابن عباس را خراب کردند، آنان هنگامی که وارد مکه شدند، گنبدهای قبر عبدالمطلب، ابوطالب و خدیجه امّ المؤمنین را ویران نمودند و زادگاه پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و فاطمه زهراعلیهاالسلام را با خاک یکسان کردند و آنگاه که وارد جده شدند ، گنبد و قبر حوّا (علیه السلام) را خراب کردند و به طور کلی ، تمام مقابر و مزارات را در مکه ، جده، طائف ، و نواحی آن ویران نمودند وزمانی هم که مدینه منوره را محاصره کردند، به ویران کردن مسجد و مزار حضرت حمزه (علیه السلام) ، پرداختند.( نجمی، 1390، ص51)
پس از تسلط بر مدینه منوره، قاضی القضات وهابیان، شیخ عبدالله بن بلیهد، در رمضان 1344 ق از مکه به جانب مدینه حرکت و اعلامیه ای صادر کرد، و ضمن آن ، جواز ویران کردن گنبدها و زیارتگاه ها را از مردم سؤال نمود که بسیاری از مردم از ترس به آن پاسخ نداده و برخی نیز لزوم ویران کردن را خواستار شده بودند! در خصوص انگیزه وی از این نظر خواهی با توجه به زمینه اعتقادی و انگیزه قوی و تصمیماتی که سران وهابیت از قبل گرفته بودند جای بحث فراوان است ، ولی در مجموع می توان این گونه استنباط کرد که با طرح موضوع ، قصد داشتند که ضمن اطلاع رسانی به مردم ، در خصوص جنایت و فجایعی که قصد انجام آن را دارند، عکس العمل احتمالی ایشان را نیز ارزیابی و پیش بینی نموده و با اتخاد تمهیدات لازم از هزینه های این عمل وحشینانه بکاهند.
مرحوم سید امین در این خصوص می گوید: با توجه به اینکه تخریب مقابر و مشاهد، اساس عقیده وهابیان است و در وجوب از بین بردن این آثار و حتی حرم شریف نبوی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) کوچک ترین تردید نداشتند، از این رو منظور شیخ بلیهد از این سوال، سوال حقیقی نبود، بلکه هدف از آن جلب نظر مردم مدینه و نوعی تسلی خاطر و دلجویی از آنان بود. ( همان).
آنان پس از نشر این اعلامیه و سوال و جواب، همه گنبدها و زیارت گاه ها را در مدینه و اطراف آن ویران و حتی گنبد ائمه اهل بیت علیه السلام را در بقیع، که قبر عباس عموی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نیز در کنار آن ها بود خراب کردند و دیوارها و صندوق ها و ضریح هایی را که روی قبرهای شریف قرار داشت، از بین بردند، و در این زیارتگاه ها، جز تلّی سنگ و خاک، به عنوان علامت باقی نگذاشند.
این اقدام دقیقا در هشتم شوال 1344 ق انجام شد و به کارگردانی که این عمل ننگین را انجام دادند مبلغ هزار ریال مجیدی دست مزد پرداخت کردند.( همان).
از جمله تخریب ها از میان بردن گنبد مرقد عبدالله و آمنه علیهما السلام، پدر و مادر حضرت رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نیز مزار همسران آن بزگوار و قبرعثمان بن عفان و قبر اسماعیل بن جعفر فرزند امام صادق(علیه السلام)، و قبر مالک امام دارالهجره و غیر آن بود و به طور خلاصه تمام مزارات مدینه و اطراف آن و ینبع را خراب کردند و پیش از آن قبر حمزه علیه السلام عموی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و قبور بقیه شهدای احد را از بین برده بودند و از آنان جز مشتی خاک بر جای نمانده بود.
اینکه وهابیان از تخریب بارگاه پیامبر اعظم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با وجد تمایل شدید به این کار خودداری کردند. جای سوال است.عده ای اعتقاد دارند که وهابیان از ترس نتیجه کارشان، از خراب کردن گنبد و بارگاه حضرت رسول(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و کندن ضریح آن بزرگوار خودداری کردند و گرنه آنان هیچ قبر و ضریحی را اسم نکرده اند، بلکه قبر پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از آن جهت که بیشتر مورد احترام و علاقه مردم است، از دیدگاه آنها و نظر دلایل وهابیان، خراب کردن آن سزاوارتر است و اگر احساس خطر نمی کردند حتماً قبر پیامبر را نیز ویران بلکه پیش از مزارهای دیگر، تخریب می کردند.
این گفته کاملا صحیح به نظر می آید ، اگر چه بعضی از نویسندگان وهابی این مصونیت بدین گونه توجیه می کنند که ما این گنبد را یکی از گنبدهای مسجد می شناسیم نه گنبد و بارگاه حرم پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم). ( همان).
ادامه دارد...
نگارش : رضا علی صوفی/علی اکبرزوار
منبع:تاریخ در آیینه پژوهش شماره33
