۲۵/خرداد/۹۳, ۲۲:۱۱
دين در اواخر دهه 1960، و طول دهه 1970، اوايل 80 يكي از نظريه پردازان علم شيمي تكاملي در جهان بود. او سعي داشت توضيح دهد حيات چطور بر روي كره زمين صرفا از طريق فراينهاي طبيعي اتفاق افتاده.
در سال1969، دين كنيون يكي از نويسندگان كتابي مهم در زمينه منشا حيات بود. كنيون به رغم خوش بينياش با يك مشكل عمده روبرو شد. براي توضيح آغاز چگونگي حيات، بايد پي ميبرد خاستگاه واحدهاي ضروري سازنده هر سلول يعني همان پروتئينها كجاست. غير از اطلاعات ژنتيكي، پروتئينها تمام كارهاي درون سلول را انجام ميدهند. كنيون از اهميت اين پروتئينها براي آغاز حيات آگاه بود.
![[تصویر: 43290889129291260490.jpg]](http://www.shiaupload.ir/images/43290889129291260490.jpg)
دین کنیون
خود اين پروتئينها از اجزاي كوچكتري به نام اسيد آمينه تشكيل شدهاند. حداقل سي هزار نوع پروئين وجود دارد فقط توسط 20 نوع اسيد آمينه تشكيل شدهاند و نوع كنارهم نشستن اين اسيد آمينهها، كارايي پروتئين را تعيين ميكند.
نظم و ترتيب ميان اسيدآمينههايي كه پروتئينها را تشكيل ميدهند ضروري است چرا كه در غير اين صورت يك زنجيره بيفايده را شكل ميدهند. عملكرد كل يك سلول بستگي به همين نظم و ترتيب دارد. اما چه چيز اين آرايش دقيق را شكل ميدهد؟
كنيون در اين باره مينويسد: حيات از لحاظ بيوشيميايي از قبل مقدر شده بود، به طوري كه نيروي جاذبه ميان اسيد آمينهها ناگزير به حيات ميانجاميد. بسياري از دانشمندان اين ايده كنيون را به خوبي پذيرفتند و كتاب او را با نام تقدير زيست-شيميايي گرامي داشتند. اما خود كنيون 5 سال بعد در حرف خودش دچار ترديد شد. تا دهه 1970، بيشتر محققان اين ايده را رد كرده بودند كه اطلاعات لازم براي ساختن اولين سلول تنها به صورت تصادفي توليد شده باشد.
در حالي كه كنيون در حال بازنگري فرضيه خود بود كشفيات جديد بيوشيمي ديگري نيز فرضيه او را تضعيف كرد. وي در نهايت مجبور شد با ضرورت مطلق اطلاعات ژنتيكي رويارو شود. او با مسئلهاي جديد شروع به جستجوي منشا حيات كرد. منبع اطلاعات ژنتيكي در دياناي چه بود؟
حتي فرضيه «انتخاب طبيعي» نيز مشكل را حل نميكرد زيرا مطابق تعريف اين فرضيه،
انتخاب طبيعي
نميتوانسته قبل از وجود اولين سلول عمل كند زيرا تنها ميتواند روي ارگانيسمهايي عمل كند كه قادر به كپيسازي خود هستند.
سوالي كه وجود دارد اين است كه آيا در ورای دستگاه عظيم يك سلول، هوش هم وجود دارد؟ يعني آيا طرح و مقصودي براي اين طراحي عظيم وجود دارد؟ يك دياناي آنقدر عظيم است كه در تمام هستي هيچ موجود ديگري نميتواند اين مقدار اطلاعات را ضبط و پردازش كند. يك دنباله كامل از دياناي انسان 3 ميليارد كاراكتر منفرد دارد. اشكال اساسياي كه نظريه تكامل دارد اين است كه به طور مصنوعي يكي از پاسخهاي ممكن در علم را خط ميزند. آن پاسخ، هوش طراحي هوشمند است.
از هنگامي كه كتاب منشا گونههاي داروين نوشته شده، دانشمندان نوعي قرارداد - نوعي تعريف از علم - را پذيرفتند كه امكان طراحي هوشمند به عنوان يك توضيح علمي را مستثني ميكرد و اين قرار اسم دارد: ناتوراليسم يا طبيعتگرايي و معنايش اين است كه اگر ميخواهيد طبيعي باشيد بايد خودتان را محدود كنيد به توضيحاتي كه دليل طبيعي دارد.
اما مثلا آثاري كه در مصر باستان كشف ميشود را هيچ كس به مسائل طبيعي مثل باد و باران هزاران ساله نسبت نميدهد و همه ميگويند كه قطعا كسي اين كار را كرده است. اين جهان را هم قطعا كسي و با هدفي درست كرده است. اما سوال اينجاست كه اين همه اطلاعاتي كه در درون سلول تمام موجودات زنده وجود دارد از كجا آمده است؟
ادامه دارد...