(۲۷/خرداد/۹۳ ۱۲:۰۲)Havbb 110 نوشته است: [ -> ]این توضیح و تفسیر ها وارد کردن تفاسیر و نظرات شخصی به حوزه ی دین هستش
تلاش برای پی بردن به نظر دین تنها با استفاده از دلایل و منابع دینی صورت میگیره، و اجتهاد(تلاش سخت) نامیده میشه.
آیا بنده حرفی رو بدون دلیل زدم؟
خیر.
در این صورت حداکثرش این میشه که ایراد استدلالم با استدلال مخالفی اثبات بشه. اما پیش از اون، یعنی تا زمانی که استدلالی وحود نداره که استدلالم رو رد کنه، نظری که توسط این استدلال بر پایهی منابع دینی و استنتاجات دقیق منتج شده، به عنوان نظر دین اعتبار خواهد داشت. این اجتهاد هست(امیدوارم با معنای اجتهاد آشنا باشید و نگید «تو که مجهتد نیستی و ...» چون اجتهاد ربطی به فرد نداره، و فقط و فقط بخاطر دلایل اعتبار داره) پس زمانی که شما یک اجتهاد رو میبینید و بدون رد کردن استدلالش مردودش میدونید، این شما هستید که در دین نظرات شخصی وارد میکنید!
(۲۷/خرداد/۹۳ ۱۲:۰۲)Havbb 110 نوشته است: [ -> ]طبق فتوای فقها و مرجع تقلیدتون عمل کنید
تا جاید که بنده دیدم حکم اینه که اگر احتمال به گناه افتادن دارید باید از اون دوری کنید وگرنه مانعی نیست
تعین مصداق به عهده ی مکلف هست ممکنه چیزی برای من مفسده داشته باشه برای شما نداشته باشه
بله، علما نظر دین اسلام رو به درستی میفرمایند، منتهی مسلماً مکلف باید به معنای «خوف افتادن به گناه» آگاه باشه. در این مورد جوابی که به آقای تیشتر دادم رو بخونید.
این استدلال نادرست شما که «چون تشخیص بر عهدهی مکلف هست دیگه بحث در مورد اینکه چه تشخیصی درسته مردوده» تکراری هم هست! عیناً همین رو در تاپیک «شوخی و بگو بخند با نامحرم» بیان کرده بودید و
این جواب رو بهش داده بودم که گویا نخوندید.
مسئولیت مکلف در تشخیص، بینیازش نمیکنه از یاری شدن در تعقل، بلکه اتفاقاً نیازمندش میکنه، و این چیزی هست که خود مکلف مسلماً تشخیص میده و بنابراین به رعایتش مکلف هست. نه اینکه اگر سخنی شنید که میخواست در تشخیص کمکش کنه، خاموش و کورش کنه و دوشاخهاش رو بهکل از پریز بکشه و بگه تشخیصش بر عهدهی خودم هست! هر کسی به اندازهای که میدونه مسئوله، اما زمانی که از امکان وجود دانشی باخبر شد، نمیتونه بگه تشخیصم همینقدر هست!
بعد،
چیزی که حرام قطعی هست دیگه چی رو میخواید تشخیص بدید؟
نظر ما رو که قبول ندارید. بیایید! این نظر عزیز دلتون(و دلمون!) که
اینجا مطرح فرموده بوده:
علی 110 نوشته است:شکی نیست که شوخی با نامحرم حرام قطعی است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
هستند کاربرانی که ایرادهای متعدد می گیرند ولی همین بدیهیات را خود رعایت نمی کنند
و دائم در ارسالهای خود با لحنی بسیار خودمانی که دور از حیا است با نامحرمان در تالار شوخی هم می کنند
(۲۷/خرداد/۹۳ ۱۲:۰۲)Havbb 110 نوشته است: [ -> ]اگر اقایی میبینه محیطی حقیقی یا مجازی براش تحریک به گناه میکنه باید دوری کنه
البته تا یک حدی از این شوخیهای نوشتاری، صِرف ِ دیدنشون(و نه خوندنشون اونطور که گوینده قصد داشته) موجب نمیشه انسان به سمت گناه سوق داده بشه، و نیازی به ترک فضا نیست.
اما اگر از این حد بگذره و بودن در اون فضا مساوی با همنشینی با بدان بشه، چرا که نه؟
ما اینها رو میگیم برای افرادی که اگر دنبال صلاح هستن، گوش کنن.
اما اگر افرادی که در تالار باهاشون سر و کار داریم دنبال صلاح نباشن، اصلاً چرا باید باهاشون سر و کار داشته باشیم؟
(۲۷/خرداد/۹۳ ۱۲:۴۳)moze84 نوشته است: [ -> ]هر چیزی یه حد و حدودی داره...
بذارین مثال بزنم براتون....
پاک ترین و گواراترین نوشیدنی چیه؟
آبه...
همونی که مهریه حضرت زهراست...
همونی که میخوریم میگیم " سلام بر لب تشنه حسین(علیه السلام)"...
اما اگه همین آب رو بیش از حد بخورین 100% میمیرین...
من از خدامه که توی تالار نیام و بنشینم قرآن بخونم و عبادت کنم و اصلاً هیچ کاری هم نکنم، یکم استراحت کنم و بخوابم...
اما جدا از لحاظ شرعی احساس میکنم گاهی لازمه این جمله به فلانی گفته بشه بلکه اشتباهی که من تو زندگی کردم رو اون نکنه...
متوجه منظورم هستین؟
اشتباهاتی که من و اطرافیانم کردیم و چوبش رو خوردیم، حالا چرا بقیه هم باید انجام بدن و چوبش رو بخورن؟
برای اثر گذاری کلام شوخی بهترین راهه...
یعنی لزومی نداره من نوعی با شخص آقای ایکس توی تالار هره کره کنم...
اما لزوم داره گاهی پیامم رو به صورت شوخی بهش برسونم، بلکه به خودش بیاد...
خیلی از چیزایی که میخوان تو جامعه فرهنگ بشه، توی سریال های طنز مطرح میکنن...
نمیشه منکر تاثیر شوخی و طنز توی زندگیهامون بشیم...
اما اگه از حد بگذره، مضره...
مثل هر چیزی که اگه از حدش بگذره مضر میشه...
تعادل همیشه بهترین راهه...
حد ِ چیزی که حرام قطعی هست، چیست؟
مثلاً حد بیرون گذاشتن مو کجاست؟
آیا تحت شرایطی میشه حدی گذاشت؟
نعوذبالله(پناه بر خدا) آیا یهذره بیرون گذاشتن مو برای جلب یک نامحرم به حرفهامون اشکالی نداره؟

میدونم که به نظرتون اشکال داره.
پس باید دید چی باعث میشه که در مورد شوخی اونطور فکر کنید؟
مسلماً تنها دلیلش اینه که آنگونه که متوجه قبح این هستید، متوجه قبح شوخی با نامحرم نیستید(و این هم دلیلش اینه که آیات و احادیثی که به این مسئله و مسائلی مانند اون میپردازند رو در سنجش قبحش در نظر نمیگیرید).
این باعث میشه که گناهی در انجامش نبینید و بتونید تصور کنید که کاری مثل بیرون گذاشتن مو رو میشه برای انتقال یک پیام و هدایت یک نفر انجام داد، در حالی که پیام نادرستی با عمل ما منتقل میشه، و جدا از مبثت بودن یا نبودن اثر پیامهامون بر طرف، گناهی رو مرتکب میشیم که باید در برابر خدامون در موردش جوابگو باشیم.
چیزی که واجب هست و رعایت نکردنش حرام هست، حدودش مطلق هست. چنین چیزی حتی احتیاطهاش هم احتیاط واجب هست(
فرق بين احتياط واجب و احتياط مستحب).
(۲۷/خرداد/۹۳ ۱۲:۴۳)moze84 نوشته است: [ -> ]ضمن این که من با آقا حامد موافقم...
این حد و مرز برای هر کسی متفاوته...
ممکنه یکی با علامت
خوش خوشانش بشه یکی هم باهاش شوخی ناجور هم بکنی، اصلاً براش مهم نباشه...
در مورد خود این حرف، پاسخی که به ایشون دادم رو بخونید.
اما در مورد نوع بیان شما که «من با آقا حامد موافقم» مایلم به اهمیت مطلق استدلالها اشاره کنم: بودنشون مساوی با همهچیز هست و نبودنشون مساوی با هیچچیز هست. اینجا داریم در مورد دین نظر میدیم. خیلی مهم هست. اسم این کار اجتهاد هست. نظر دادن در مورد دین تنها با تکیه بر منابع دینی و با دلایل و استنتاجات دقیق انجام میشه.