تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: نسبی گرایی
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
همرنگ جماعت شدن رو من قبول ندارم...شاید عقیده‌ام رو ابراز نکنم،اما با تغییر جو،عوضش نمی‌کنم.
نمی دونم،شاید منظورتون رو خوب متوجه نشدم،اما چیزی که هست اینه که نباید روی حس تغییر موضع داد. حالا هرکسی هرطوری که میخواد،رفتار کنه.
کسی که با هر جوّی نظر و عقیده اش عوض میشه با خودش به توافق نرسیده..وگرنه تکلیف آدم که با خودش معلوم باشه،چه فرقی می‌کنه بقیه چطور باشن؟ طوری برخورد می‌کنه که به نظر خودش (که حالا مطابق با هر مکتبی که ازش الگو می‌گیره هستش) درسته..
نهایتاً اینکه جماعت و محیط و این حرفها،توجیه فکر نکردن و درست تصمیم گرفتن و به تبعش درست عمل نکردن ما نمیشه...

(۹/تیر/۹۳ ۲:۲۴)فانوس *7* نوشته است: [ -> ]میخام نزدیک تر بسیم
می دونید
شاید ما بدحجاب نباشیم
رشوه گیر نباشیم
و همه ی مسائل گفته شده را دور از خودمون بدونیم
اما چرا داریم لنگ میزنیم
خود ما هم با مدل های دیگه این طوری هستیم در ورتی که می دانیم تمام یا بخشی از فلسفه ی اون رو
مثال :
در کلاسی که در نخوندیم و همه دارن تقلب می کنندما هم .....
میگیم همه دارن تقلب می کنند

چون اصول اعتقادی محکمی نداریم ... چون یادمون می‌ره تو قبر تنها خواهیم بود؛ تو قیامت تنها خواهیم بود و این جماعت حتّی اسم ما رو هم یادشون می‌ره ...
البنه که همرنگ جماعت نباید شد
نوع جو موچود تنها می تونه روش ما رو تغییر بدیم یا همون تقیه

اما در مورد اینکه میفرمایید اشکالات وارده به ما به خاطر نداستن ماست
رو قبول ندارم
و استناد می کتم به آیه های قران که می فرماید : چنان می کردند ( منظور عمل نادرست ) در حالی که می دانستند !!!!
البته مضمون یودا

مشکل جای دیکه است
اما کجا ............
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع