۱۱/تیر/۹۳, ۱۰:۵۶
نقل خاطره از حاج آقا قرائتي:
يک کارت عروسي از يک دختر خانمي دستم آمد از بس جذب اين کارت شدم کارتش را با خودم آوردم قم.
يکي از افراد محترم تبريز دخترش را عروس ميکند بعد در کارت عروسيش مي نويسد که:
باسمه تعالي
دوشيزه فلاني و آقاي فلاني به ازدواج هم در آوردند
بنا داشتيم جشن با شکوهي بگيريم شما را هم دعوت کنيم اما تصميم گرفتيم بودجه جشن را بدهيم به يک خواهر و برادر و آنها هم ازدواج کنند.
بنابراين جشني نداريم کارت را فرستاديم که بدانيد ما عروس شديم.
اين کارت کارت اطلاع بود که بدانيد که ازدواج شد گرچه از ديدارتان محرومم ولي اميداورام اين عمل انقلابي اسلامي را بپذيريد.
و اگر يک سال تشريفات ازدواج در ايران کم بشود و دختر و پسري بي زن و بي شوهر نمي مانند
و اگر يک سال پولهايي که در ساختمانها خرج دکور سازي مي شود کم بشود کسي بي خانه در ايران نمي ماند.
منبع : وبلاگ پاتوق بچه شيعه ها...
يک کارت عروسي از يک دختر خانمي دستم آمد از بس جذب اين کارت شدم کارتش را با خودم آوردم قم.
يکي از افراد محترم تبريز دخترش را عروس ميکند بعد در کارت عروسيش مي نويسد که:
باسمه تعالي
دوشيزه فلاني و آقاي فلاني به ازدواج هم در آوردند
بنا داشتيم جشن با شکوهي بگيريم شما را هم دعوت کنيم اما تصميم گرفتيم بودجه جشن را بدهيم به يک خواهر و برادر و آنها هم ازدواج کنند.
بنابراين جشني نداريم کارت را فرستاديم که بدانيد ما عروس شديم.
اين کارت کارت اطلاع بود که بدانيد که ازدواج شد گرچه از ديدارتان محرومم ولي اميداورام اين عمل انقلابي اسلامي را بپذيريد.
و اگر يک سال تشريفات ازدواج در ايران کم بشود و دختر و پسري بي زن و بي شوهر نمي مانند
و اگر يک سال پولهايي که در ساختمانها خرج دکور سازي مي شود کم بشود کسي بي خانه در ايران نمي ماند.
منبع : وبلاگ پاتوق بچه شيعه ها...