(۱۷/تیر/۹۳ ۱۵:۳۸)حوریه سادات نوشته است: [ -> ]فکر کنم خدا هم بین یه نگاه معمولی و نگاهِ ... تفاوت قائل میشه
منم منظورم به نگاه معمولی بود که با ساختن خود آدم تبدیل نشه به نگاهِ ... !! 
اگه حرفم اشتباست خوشحال میشم راهنماییم کنین
سلامت باشین. البته بنده مسلماً در این حد نیستم که راهنمای دیگران باشم. چیزی که میدونم رو تکرار میکنم و خدا هست که به هر که بخواهد راه مینمایاند.
صد البته تنها نیت هست که برای آدم نوشته میشه، و اگر نیت بدی در کار نباشه گناه محسوب نمیشه.
اما باید در نیات دلمون تأمل کنیم و دقیق بررسی کنیم.
باید ببینیم که در مورد افتادن چشم به نامحرم که
شیخ رجبعلی خیاط میفرماید:
نقل قول:چشمت به نامحرم میافتد، اگر خوشت نیاید که مریضی!!
در چه صورتی میتونه نیت خوب وجود داشته باشه؟
تنها در صورتی که نیاز جدی باشه.
باید توجه داشته باشیم که درون انسان نبردی بین نفس اماره و لوامه برپاست.
نفس امارهی انسان که تمایل به زشتکاری داره.
اینطور ساده نیست که به نفس امارهمون امر کنیم «در این نگاهی که الآن میکنم دنبال زشتکاری نباش!» و نفس امارهمون هم بگه «باشه!»
نمیتونم مثل کامپیوتر به خودمون فرمان بدیم، بلکه تنها اگر نیاز جدی وجود داشته باشه، نگاه به نامحرم به همون مقداری که نیاز هست مجاز میشه.
نفس اماره، انجام گناهان و یا نزدیک شدن به گناهان رو در نظر انسان میآراید. به عبارت سادهتر، خود انسان با بهونههای مختلف خودش رو گول میزنه.
مثلاً من رفتهام کامپیوتر دختر همسایهمون رو درست کنم و اون با اون قیافهی بیریختش براش مهم نیست توی خونهی خودشون چطوری جلوی من ظاهر بشه. نفس اماره بهونه درست میکنه: از اونجا که دارم بهش کمک میکنم و کار خوبی میکنم و ظاهر اون هم دست من نیست، پس اشکالی نداره اگر این وسط خودم رو اینقدر اذیت نکنم و سرم رو یکسره به توی کامپیوتر و دیوار و زمین ندوزم و موقع حرف زدن، هر چند ثانیه یکبار یک نگاه بهش بندازم.
اما موضوع اینه که من در درونم میدونم که زینتهای خدادادی و یا مصنوعی اون دختر، هرچند ریختش هچلهفت هست، باعث میشه اندکی خوشامد در درون من به وجود بیاد. نفس امارهی من این رو میدونه و دقیقاً همین لذتها رو میخواد. شیطان لعین هم این رو میدونه و میخواد کمکم زمینهی انحراف بیشتر رو فراهم کنه.
پس آیا در اون موقعیت نیازی وجود داره؟
یا میشه زیرکانه حذر کرد؟
چرا بایست در هر پرتگه مرکب دوانیدن ----- چه فرجامیست غیر از اوفتادن بدعنانی را
اصلاً ما قبل از اینکه نگاه رو بندازیم، از کجا میدونیم چیزی که خواهیم دید چقدر برامون کشش خواهد داشت؟ حتی کسی که قبلاً دیدیم از کجا معلومه این بار در نظر ما چطور باشه؟ اصلاً شاید ریخت اون دختر همیشه هچلهفت نیست و اونروز خسته و کمخواب بوده. اصلاً شاید یهروز دیگری که برای اعتراف به زشت بودنش آرایش میکنه، کاردستیاش بهتر از اونروز از کار دربیاد. من چه میدونم؟؟!! آیا من باید در هر پرتگاهی مرکب بدوونم فقط به این دلیل که دفعهی پیش نیفتادم؟؟!!
من چه تضمینی یافتهام که بهشتی باشم؟
من باید ترس داشته باشم از اینکه مبادا از راه خدا دور باشم و نمیتونم از پیش مطمئن باشم! اینکه اونچه که ازش حذر میکنم باعث دور شدنم از خدا میشد یا نمیشد رو هرگز نمیدونم و نخواهم دونست.
سوره حجرات، آیه 13:
إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ
به راستی که گرامیترین شما در نزد خدا، پرهیزکارترین شماست.