تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: محیط بیمارستان
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
(۱۶/تیر/۹۳ ۱۳:۰۷)hoorie نوشته است: [ -> ]عجب..
انگار همه کارامون درسته گیرمون فقط به اینه که چشمون به نامحرم نیفته، یوقت آتیش نگیره..
تا کی قراره همینجا بمونیم......الله اعلم......
خب این حرفتون درست نیست...
حرف حجاب رو میزنیم میگن نه که غیبت نمیکنی ...
حرف غیبت رو میزنیم میگن نه که نمازامون درسته...
حرف دروغ گفتن رو میزنیم میگن نه که دیگه هیچ گناهی نداریم...

خب اینجوری که نمیشه برای اصلاح یک گناه هی پا پیچ گناههای دیگه بشیم... بالاخره باید به همشون تک تک رسیدگی کنیم وگرنه همه رو یه جا میبازیم
نه منظور من این نبود..
حرف شما رو هم قبول دارم..بر منکرش لعنت..Smile
اما از نظر من اینکه نگاه به نامحرم کنی چشات آتیش میگیره ببخشید ولی حرف مسخره ایه!!Confused
جامعه ی الان با جامعه ی 1000 سال پیش خیلی فرق کرده؛ به همون نسبت که آقا تو جامعه هست خانم هم هست.غیر از اینه؟!
حالا با این شرایط منکه باور نمیکنم خدا بخاطر نگاه به نامحرم چش آدمو بسوزونه!!Huh
قبول دارم که نگاه داریم تا نگاه..ولی اینکه محیط کارم محل زندگیم پر از نامحرمه چیکار کنم و نکنم، بنظرم اول باید آدم خودشو بسازه که دلش با یه نگاه نلرزه..

پ.ن:دوستان موضع گیری نکنند، نظر همه محترمه،منظورمم به شخص خاصی نبود..
(۱۶/تیر/۹۳ ۱۳:۰۷)حوریه سادات نوشته است: [ -> ]عجب..
انگار همه کارامون درسته گیرمون فقط به اینه که چشمون به نامحرم نیفته، یوقت آتیش نگیره..
تا کی قراره همینجا بمونیم......الله اعلم......
(۱۶/تیر/۹۳ ۱۳:۵۴)حوریه سادات نوشته است: [ -> ]بنظرم اول باید آدم خودشو بسازه که دلش با یه نگاه نلرزه..
الله اعلم.
خداوند داناتر است که چی مهمه و چی نیست و حرکت در راه راست چطور هست:

سوره نور، آیه 30: به مردان مؤمن بگو ديدگان خود را فروبندند.
سوره نور، آیه 31: به زنان مؤمن بگو ديدگان خود را فروبندند.
(۱۷/تیر/۹۳ ۴:۳۴)درست پسند نوشته است: [ -> ]الله اعلم.
خداوند داناتر است که چی مهمه و چی نیست و حرکت در راه راست چطور هست:

سوره نور، آیه 30: به مردان مؤمن بگو ديدگان خود را فروبندند.
سوره نور، آیه 31: به زنان مؤمن بگو ديدگان خود را فروبندند.

نقل قول:قبول دارم که نگاه داریم تا نگاه..

فکر کنم خدا هم بین یه نگاه معمولی و نگاهِ ... تفاوت قائل میشه
منم منظورم به نگاه معمولی بود که با ساختن خود آدم تبدیل نشه به نگاهِ ... !! Blush
اگه حرفم اشتباست خوشحال میشم راهنماییم کنینHeart
(۱۷/تیر/۹۳ ۱۵:۳۸)حوریه سادات نوشته است: [ -> ]فکر کنم خدا هم بین یه نگاه معمولی و نگاهِ ... تفاوت قائل میشه
منم منظورم به نگاه معمولی بود که با ساختن خود آدم تبدیل نشه به نگاهِ ... !! Blush
اگه حرفم اشتباست خوشحال میشم راهنماییم کنین
سلامت باشین. البته بنده مسلماً در این حد نیستم که راهنمای دیگران باشم. چیزی که میدونم رو تکرار می‌کنم و خدا هست که به هر که بخواهد راه می‌نمایاند.


صد البته تنها نیت هست که برای آدم نوشته میشه، و اگر نیت بدی در کار نباشه گناه محسوب نمیشه.
اما باید در نیات دلمون تأمل کنیم و دقیق بررسی کنیم.

باید ببینیم که در مورد افتادن چشم به نامحرم که شیخ رجبعلی خیاط می‌فرماید:
نقل قول:چشمت به نامحرم می‌افتد، اگر خوشت نیاید که مریضی!!
در چه صورتی میتونه نیت خوب وجود داشته باشه؟
تنها در صورتی که نیاز جدی باشه.

باید توجه داشته باشیم که درون انسان نبردی بین نفس اماره و لوامه برپاست.
نفس اماره‌ی انسان که تمایل به زشتکاری داره.
اینطور ساده نیست که به نفس اماره‌مون امر کنیم «در این نگاهی که الآن می‌کنم دنبال زشتکاری نباش!» و نفس اماره‌مون هم بگه «باشه!»
نمیتونم مثل کامپیوتر به خودمون فرمان بدیم، بلکه تنها اگر نیاز جدی وجود داشته باشه، نگاه به نامحرم به همون مقداری که نیاز هست مجاز میشه.

نفس اماره، انجام گناهان و یا نزدیک شدن به گناهان رو در نظر انسان می‌آراید. به عبارت ساده‌تر، خود انسان با بهونه‌های مختلف خودش رو گول میزنه.
مثلاً من رفته‌ام کامپیوتر دختر همسایه‌مون رو درست کنم و اون با اون قیافه‌ی بی‌ریختش براش مهم نیست توی خونه‌ی خودشون چطوری جلوی من ظاهر بشه. نفس اماره بهونه درست میکنه: از اونجا که دارم بهش کمک می‌کنم و کار خوبی می‌کنم و ظاهر اون هم دست من نیست، پس اشکالی نداره اگر این وسط خودم رو اینقدر اذیت نکنم و سرم رو یکسره به توی کامپیوتر و دیوار و زمین ندوزم و موقع حرف زدن، هر چند ثانیه یکبار یک نگاه بهش بندازم.
اما موضوع اینه که من در درونم میدونم که زینت‌های خدادادی و یا مصنوعی اون دختر، هرچند ریختش هچل‌هفت هست، باعث میشه اندکی خوشامد در درون من به وجود بیاد. نفس اماره‌ی من این رو میدونه و دقیقاً همین لذتها رو میخواد. شیطان لعین هم این رو میدونه و میخواد کم‌کم زمینه‌ی انحراف بیشتر رو فراهم کنه.
پس آیا در اون موقعیت نیازی وجود داره؟
یا میشه زیرکانه حذر کرد؟

چرا بایست در هر پرتگه مرکب دوانیدن ----- چه فرجامیست غیر از اوفتادن بدعنانی را


اصلاً ما قبل از اینکه نگاه رو بندازیم، از کجا میدونیم چیزی که خواهیم دید چقدر برامون کشش خواهد داشت؟ حتی کسی که قبلاً دیدیم از کجا معلومه این بار در نظر ما چطور باشه؟ اصلاً شاید ریخت اون دختر همیشه هچل‌هفت نیست و اون‌روز خسته و کم‌خواب بوده. اصلاً شاید یه‌روز دیگری که برای اعتراف به زشت بودنش آرایش میکنه، کاردستی‌اش بهتر از اون‌روز از کار دربیاد. من چه میدونم؟؟!! آیا من باید در هر پرتگاهی مرکب بدوونم فقط به این دلیل که دفعه‌ی پیش نیفتادم؟؟!!

من چه تضمینی یافته‌ام که بهشتی باشم؟
من باید ترس داشته باشم از اینکه مبادا از راه خدا دور باشم و نمیتونم از پیش مطمئن باشم! اینکه اونچه که ازش حذر می‌کنم باعث دور شدنم از خدا می‌شد یا نمی‌شد رو هرگز نمیدونم و نخواهم دونست.

سوره حجرات، آیه 13: إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ
به راستی که گرامی‌ترین شما در نزد خدا، پرهیزکارترین شماست.
بحث محیط بیمارستان هست
کلا مگه نگاهه فقط
کلا جو بیمارستان و این حرفا
و گرنه نگاه به نا محرم که همه جا هست
به همسایه هم هست
حول موضوع بحث کنیم دیگه برای سایر موضوعات تایپیک مخصوص هست الان حالا به عنوان یه گذرا فکر می کنم جواب جناب درست پسند کافی بود بحث بیشتر در تایپیک مربوطه لطفا
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع