تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: 3... اون نقطه ای که می خواهی بهش برسی کجاست ؟!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
[تصویر: Besmella.png]
سلام
چرا به دنیا اومدی ؟!
بله با خوده شما هستم !
  • چرا به دنیا اومدین ؟!
می خوای وقتی اخرش داری میمیری ... یگن چی کار کرد و مرد ؟
هدفت از زندگی رسیدن به کجاست؟؟ رسیدن به چی ؟
  • چطوری داری بهش میرسی؟؟ برنامه براش داری دیگه ؟؟؟
  • اون نقطه و راهش رو برام توصیف می کنی ؟؟؟
من خودم فکر میکنم خدا برای هرکس یه هدف خاص قرار داده که با انحام اون هم بندگیش و به اثبات میرسونه هم خب هدفش رو به سرانجام میرسونه...

بشخصه خودم دیدم خدا چطور ذره ذره تمام زندگیمو از کوچکترین چیزا بهم ربط داد تا من فهمیدم بایر چه مسیریو برم...
یک نفر ممکنه تمام فلسفه ی وجودیش در این باشه که با حرفاش در زمان خاصی مسیر زندگی دیگری و عوض کنه...
که مثلا ما همه به نوعی وسیله ی آزمایش اطرافیایم....

ماهایی که اینجا جمع شدیم ... ته هدفمون کمک و یاری امامونه ... هرچند خودم و سنجیدم و دیدم خجالت میکشم الان ظهور کنن! من آماده نیستم!

ولی در کل یه نفر میگه من مادر خوبی میشم و بچم بشه سرباز امام!
یه نفر میگه من رزم آور خوبی میشم.
یه نفر میگه من طبیب خوبی میشم.
یه نفر ...
همه ی اینا با بالا بردن سطح معنوی باهم هدف میشه...

ببخشید تو بحث بزرگترا افتادم Wink
به نام خدا
سلام
بذارید من راستشو بگم
نقطه ای که میخواستم و میخوام بهش برسم "آدم" شدنه.
اما متاسفانه ما در حد این حرفا نیستیم
من حتی دنبالش هم رفتم...از خوندن کتبی که درمورد سیروسلوک علما و بزرگان و تغییر رویه زندگیم بگیر تا ثبت نام برا حوزه علمیه قم...
ولی وقتی رفتم برا مصاحبه...آب پاکی رو ریختن رو دستم....وقتی گفتم برا چی اومدم گفتن کلا تصورتو از حوزه علمیه قدیمی بذار کنار...یچیزی شبیه دانشگاست...
جدا متاسف و متاثر شدم از اینکه زحمتام به جایی نمیرسه...
یادمه قبل از رفتن به قم یه خواب هم دیدم که...( رهبرم رو خواب دیدم...هرچی فکر کردم ازش بخوام چه دعایی واسم کنه ... خیلی چیزا اومد تو ذهنم ولی نگفتم... با گریه و التماس گفتم آقا دعا کنید آدم شم....دیگه بقیه اش بماند...فقط آخرش فهمیدم باید مادرم ازم راضی باشه و حلالم کنه...)
تورو خدا اگه میخواید آدم شید احترام و رضایت والدین بخصوص مادرتون رو نگه دارید...
بچه ها منکه هنوز آدم نشدم و شایدم هیچوقت آدم نشم...
ولی از خدا ناامید نیستم و ازتون میخوام برای من روسیاه و حقیر دعا کنید شاید به مدد دعای شما، خدا نظر لطفی به منم بندازه...
میدونم خواسته ام زیاده ولی خب...آرزو بر جوانان عیب نیست...
التماس دعا
یا الله...

....
نماز اول وقت و احترام به سادات و خضوع و خشوع فراموش نشه...روش علما این بوده و چیزهای دیگه که خودتون میتونید مطالعه و تحقیق کنید...
خب به دنیا اومدن که دست ما نیست که بگیم برای چی اومدیم به دنیاHuh
ولی حالا که اومدیم کارمون بندگیِ
به نام خدا
تاخدانخوادکسی پاشوبه دنیا نمیزاره
این اعتقادمنه
بنده در7ماهگی به دنیا اومدم باکلی مشقت وسختی ولی خداخواست وبدنیااومدم
خداروشکراززندگی ناراضی نیستم
میگن ازتوحرکت وازخدابرکت
مابایداراده کنیم وعزم خودراجزم برای زندگی خوب وهدف های متعالی
برای رسیدن به هرهدفی درزندگی مبدا ومقصدخداست فقط خدا
میخوای درس بخونی
میخوای کارکنی
میخوای عاشق بشی
میخوای ازدواج کنی
و..............خدا

اززمانی که من خودم عقلم رسید تنهاخواستم باشکرکزاری به هدف های زندگیم برسم
وقتی دیدم کسی معلول جسمیه
وقتی دیدم کسی ازدست وپافلجه
وقتی دیدم شخصی نابیناست
وقتی دیدم ناشنواست
هدفام بیشترشدبرای زندگی ........که ازنعمت هایی که من دارم ودیگران ندارن بایدبه بهترین نحووشکل استفاده کنم

هرچند که همه ی این افرادی که برای من شدندهدف ازطرفی شدند نعمت زندگیم
تمامی افرادی که نام بردم افرادی سرشارازهوش وتوانایی های خارق العاده هستند

خدای بزرگی که این جهان روخلق کرد باهدف بودازخلقت جهان وموجودات دارای هدف بود
مانیز مخلوق این خداییم
بایدباهدف باشیم

امیدوارم درتمامی لحظات زندگی روبه راه شویم روبه راه مستقیم
صلوات
سوال بزرگی پرسیدین..
شاید نتونم توصیفش کنم اما تا جایی که بشه میگم..
دارم برمیگردم به جایی که ازش اومدم..
کز نیستان تا مرا ببریده اند/ از نفیرم مرد و زن نالیده اند..
از وقتی به دنیا اومدم قرار این بوده که عارف شم..عاشق شم..برسم به جایی که جز خدا نبینم...
قرار بر این بوده که..بابی انتم و امی و نفسی و اهلی و مالی..(زیارت جامعه ی کبیره)
از همون اول که بعد از 9ماهو چندهفته!! تازه بقول مجنون العباس با کلی مشقت به دنیا اومدم برنامه داشتم واسه این راه و دارم خدا رو شکر..
الانم استادای خوبی دارم..از شاگردان آقای دولابی و....
خیلیا رو دیدم فکر کردم همراهن..هم سفرن..ولی نه..این راهو باید تنهایی تو عالم خودت بری..
هیچکس نمیفهمتش..اگرم بفهمه گفتنی نیست..علم عشق در دفتر نباشد..باید تجربه اش کنی..خیلی تقلا نکن...
آمده ام که سر نهم، عشق تو را به سر برم
ور تو بگوییم که نی، نی شکنم، شکر برم
آمده ام چو عقل و جان، از همه دیده ها نهان
تا سوی جان و دیدگان، مشعله ی نظر برم
آمده ام که ره زنم، بر سر گنج شه زنم
آمده ام که زر برم، زر نبرم خبر برم
گر شکند دل مرا، جان بدهم به دل شکن
گر ز سرم کُله برد، من ز میان کمر برم
اوست نشسته در نظر، من به کجا نظر کنم؟
اوست گرفته شهرِ دل، من به کجا سفر برم؟
آنکه ز زخم تیر او کوه شکاف می کند
پیش گشادِ تیر او ، وای اگر سپر برم
در هوس خیال او همچو خیال گشته ام
وز سر رشک نام او، نام رخ قمر برم
این غزلم جواب آن باده که داشت پیش من
گفت بخور، نمی خوری؟ پیش کسی دگر برم..

(۱۴/تیر/۹۳ ۱۹:۰۹)میثاق نوشته است: [ -> ]نماز اول وقت و احترام به سادات و خضوع و خشوع فراموش نشه...

این احترام به سادات رو خوب اومدینBlush
نه که بخاطر خودم بگما!Big Grin
دیدم که میگم..من سیدم..دیدم کسی ناحق بهم بدی کنه زندگیش چی میشه..
خودمم سعی میکنم هوای سادات دیگه رو داشته باشم..( و غیر سادات رو البته! همه بنده ی خدان Wink )
خلاصش هوا مارو داشته باشید، از ما گفتن بود!!Cool
به نام خدا

همین مرحوم دولابی که اسمش اومد، اون نقاطی رو که آدما باید بهش برسن و کلا موجودات، رو خیلی خوب گفتن. پیداش کنید حتما بخونیدش

مثلا می گه نهایت و سرحد یه دانه اینه که به ثمر بشینه و گل بده بعد تبدیل به اون خوراک مد نظر بشه. اون غذا هم بیاد تو بدن من انسان، باعث قدم برداشتن و رشد من بشه و من رو به اون کمال و نقطه ی هدفم برسونه
بر همین اساسه که علامه حسن زاده هم می گن : که حتی اگه یه ریزه (فکرشو بکنید فقط یه ریزه) از نان رو دور بریزیم و هدر بدیم، همین یه ریزه نان فردای قیامت از من شکایت می کنه که من باعث شدم اون نانه و دونه ی گندمه به کمالش نرسه

مرحوم دولابی از همینا شروع می کنه و بعد به اون نقطه ای که مثلا یک زن باید یرسه، می رسه و می گه


.
.
نقل قول: چرا به دنیا اومدی ؟!
بله با خوده شما هستم !
  • چرا به دنیا اومدین ؟!
می خوای وقتی اخرش داری میمیری ... یگن چی کار کرد و مرد ؟
هدفت از زندگی رسیدن به کجاست؟؟ رسیدن به چی ؟
  • چطوری داری بهش میرسی؟؟ برنامه براش داری دیگه ؟؟؟
  • اون نقطه و راهش رو برام توصیف می کنی ؟؟؟

دست من نبود به دنیا اومدنم . اگر به انتخاب بود .که من اصلا نمیخواستم بیام.

اگر روزی هم بمیرم ( انگار قراره همیشه زنده باشم !) باز هم نیاز نمیبینم ، مردم بگن چی کار کرد و مرد . بگن اسکای 15 تا شیر مرد تربیت کرد !!!!!!!!!! خوب که چی ؟
فاتحه بفرستید نثار این حاج خانوم اسکای !!!!!!!!!!!!! فاتحه
.


هدف من از زندگی بار ها تغییر کرد . زندگی تغییر داد . من داشتم کار خودمو میکردم . برنامه دارم . برنامه ی الف برنامه ی ب برنامه ی ج . این نشد اون یکی .
راه من اینه انعطاف با این دنیا.
لذت در لحظه ( نمیشه !)
با خدا کنار اومدن

بالاخره یه روزی راه پیدا میشه . میگن ناامیدی خوب نیست.
بسم الله

از نظر من نهایتی نمیشه برا انسان در نظر گرفت

از نظر مادی چرا میشه
ولی در کل نمیشه

انسان برا این اومده که نرسه

تا بینهایت بره

برا همینه هر چی داشته باشه بازم راضی نیسSmile
(۱۵/تیر/۹۳ ۱۷:۱۰)SkyGirl نوشته است: [ -> ]دست من نبود به دنیا اومدنم . اگر به انتخاب بود .که من اصلا نمیخواستم بیام.
اسکای عزیز
وجود داشتن ...
خودش یک نعمت هست .
من نمی خوام باشم و بابا . مامان چرا من رو به وجود آوردین ... اینها واقعی نیست .
خداوند ما رو خلق کرده تا به ما فیض ببخشه .
اینکه من دست خودم بود ، نمی خواستم باشم عین این هست که به یه بچه کادو بدیم . بعد بچه اون طرف رو نگاه کنه و بگه نمی خوام !
روگرداندن از نعمت کار درستی نیست .
باید قدر بدونیم . استفاده کنیم .
آخه خیلی لازم داریم !
اگر نعمت ِ وجود نبود ... ارتقاء چطور ممکن بود ؟!


نقل قول:اگر روزی هم بمیرم ( انگار قراره همیشه زنده باشم !) باز هم نیاز نمیبینم ، مردم بگن چی کار کرد و مرد . بگن اسکای 15 تا شیر مرد تربیت کرد !!!!!!!!!! خوب که چی ؟
فاتحه بفرستید نثار این حاج خانوم اسکای !!!!!!!!!!!!! فاتحه
.

دقت کن عزیز ...
هر موجودی یک نهایتی داره ... یک هدفی ! یک غایتی
اینکه به غایته خودش برسه یعنی کار خودش رو درست انجام داده .
مثلا غایته یک دانه این هست که درخت بشه و میوه بده .
حالا غایت انسان بچه آوردن نیست !
چیست !؟!

امام علی(علیه السلام) می فرمایند:
«خداوند رحمت کند کسی را که بداند از کجا [آمده]؟ در کجا [به سر می برد]؟، و به سوی کجا [در حرکت] است؟»

. محمدی ری شهری؛ محمد، میزان الحکمة، مادة «عرف».
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع