۱۵/تیر/۹۳, ۱۶:۱۸
بسم الله الرحمن الرحیم
خدای را شاکرم که توفیق داد بعد از مدت ها بالاخره این کار رو شروع کنم و به همت شما دوستات این کار رو ادامه بدیم . همیشه این نکته برای من مسئله بود که خیلی ها شاید به خاطر این که کلاس ها طولانی هستن شاید همت نکنند کلاس ها رو ببینن. بر همین اساس تصمیم گرفتم خلاصه ای از کلاس های کلبه کرامت رو ذره ذره منتشر کنم تا شاید به این واسطه دوستان علاقه مند شدند، که قسمت مربوطه رو ببینند. در این خلاصه ها صرفا نکات کلیدی مطرح می شود.
جلسه اول کلبه کرامت - درآمدی بر سیاست گذاری، تصمیم سازی و چاره سازی . 05/11/1385
![[تصویر: kolbe.00001.jpg]](http://dl.neshanestudio.com/kolbe.00001.jpg)
- مدیران ما بنّاهایی اند که بدون طرح دیوار می کشند.
- 3 نکته اهمیت دارد : 1- چگونگی تبیین دکترین 2- چگونه از دکترین ها استراتژی تهیه کنیم 3- چگونه استراتژی رو تبدیل به طرح کنیم
- عموما خانوم ها حوصله کار ستادی شون بیشتره
- اساس نظام طرح ریزی در این جا توجه به ذاتیات هر پدیده است. نقطه کانونی در انسان فطرت است برایطرح ریزی برای انسان باید از فطرت استفاده کرد.
- بد حجابی و بی حجابی چگونه به وجود می آید ؟ وقتی فرد شیوه زندگی غربی رو پذیرفت آرام آرام به سمت الگو های غربی میره و اون رو در جامعه نشون میده . بنابراین بد حجابی عارضه است و نه علت. ریشه ی بد حجابی در پذیرفتن سبک زندگی غربی است.
- در طرح ریزی مدل جامعه هم باید فرد ( زن و مرد ) را دید و هم خانواده
- دکترین ملی زندگی نهایت و اساس نیاز وجودی کشور است. از خانواده مهم تر، " زندگی " است .
- مدیر چون فرصت تفکر ندارد مانند کارگر ساختمانی است که دیوار را می چیند. بنابراین فردی مانند رئیس جمهور باید به تعداد حوزه های تخصصی مشاور و طراح استراتژیک داشته باشد که برای او تصمیم سازی کنند.
- مثلا در American Enterprise Institute طرح اعزام 21 هزار نیروی جدید امریکایی به عراق را یک سرهنگ بازنشسته به جرج دبلیو بوش داد و بوش این رو به عنوان طرح اجرا کرد.
- ترمینولوژی -> مفهوم سازی
- سیاست : واژه ای عربی که معادل فارسی نداره. Politic معادل سیاست نیست.
- سیاست به بیان غزالی : حسن تصمیم و اجرای تصمیم به بهترین شکل
- تصمیم -> معادل فارسی نداره. یعنی نزدیک شدن به پدیده و شکل گیری از آن. مثلا تصمیم شدن از آتش یعنی نزدیک شدن به آتش و بهره بردن از آن ( اگر از آن تاثیر نپذیریم در واقع تقرب به عامل است نه تصمیم چرا که در تصمیم باید تاثیر هم گذاشته شود ). تصمیم یعنی باور به وجود یک کار. مثلا من تصمیم میگیرم از اینجا برم، هنوز نرفتم اما باور دارم که میخوام برم؛ بنابراین من تصمیم رفتن دارم .
- بنابراین تصمیم سازی یعنی ---> ساختن باور ها
- وقتی کسی تصمیم می شود که عملی را انجام دهد، تسلیم یک پدیده می شود.
- بنابراین در ذهن دو الگو مطرح می شود : 1- تصمیم 2- تدبیر
- زیر شاخه های تصمیم : 1- حسن تبیین / تشخیص 2- حسن تفهیم 3- حسن تصمیم ( برای تصمیم شدن باید اول تشخیص داد یعد پدیده را فهمید و بعد تصمیم ساخت)
- زیر شاخه های تدبیر : 1- حسن تنظیم 2- حسن تعلیم 3- حسن تکریم. در تلقی قرآنی تدبیر معطوف به آینده است .
جلسه اول کلبه کرامت - درآمدی بر سیاست گذاری، تصمیم سازی و چاره سازی . 05/11/1385
![[تصویر: kolbe.00001.jpg]](http://dl.neshanestudio.com/kolbe.00001.jpg)
- مدیران ما بنّاهایی اند که بدون طرح دیوار می کشند.
- 3 نکته اهمیت دارد : 1- چگونگی تبیین دکترین 2- چگونه از دکترین ها استراتژی تهیه کنیم 3- چگونه استراتژی رو تبدیل به طرح کنیم
- عموما خانوم ها حوصله کار ستادی شون بیشتره
- اساس نظام طرح ریزی در این جا توجه به ذاتیات هر پدیده است. نقطه کانونی در انسان فطرت است برایطرح ریزی برای انسان باید از فطرت استفاده کرد.
- بد حجابی و بی حجابی چگونه به وجود می آید ؟ وقتی فرد شیوه زندگی غربی رو پذیرفت آرام آرام به سمت الگو های غربی میره و اون رو در جامعه نشون میده . بنابراین بد حجابی عارضه است و نه علت. ریشه ی بد حجابی در پذیرفتن سبک زندگی غربی است.
- در طرح ریزی مدل جامعه هم باید فرد ( زن و مرد ) را دید و هم خانواده
- دکترین ملی زندگی نهایت و اساس نیاز وجودی کشور است. از خانواده مهم تر، " زندگی " است .
- مدیر چون فرصت تفکر ندارد مانند کارگر ساختمانی است که دیوار را می چیند. بنابراین فردی مانند رئیس جمهور باید به تعداد حوزه های تخصصی مشاور و طراح استراتژیک داشته باشد که برای او تصمیم سازی کنند.
- مثلا در American Enterprise Institute طرح اعزام 21 هزار نیروی جدید امریکایی به عراق را یک سرهنگ بازنشسته به جرج دبلیو بوش داد و بوش این رو به عنوان طرح اجرا کرد.
- ترمینولوژی -> مفهوم سازی
- سیاست : واژه ای عربی که معادل فارسی نداره. Politic معادل سیاست نیست.
- سیاست به بیان غزالی : حسن تصمیم و اجرای تصمیم به بهترین شکل
- تصمیم -> معادل فارسی نداره. یعنی نزدیک شدن به پدیده و شکل گیری از آن. مثلا تصمیم شدن از آتش یعنی نزدیک شدن به آتش و بهره بردن از آن ( اگر از آن تاثیر نپذیریم در واقع تقرب به عامل است نه تصمیم چرا که در تصمیم باید تاثیر هم گذاشته شود ). تصمیم یعنی باور به وجود یک کار. مثلا من تصمیم میگیرم از اینجا برم، هنوز نرفتم اما باور دارم که میخوام برم؛ بنابراین من تصمیم رفتن دارم .
- بنابراین تصمیم سازی یعنی ---> ساختن باور ها
- وقتی کسی تصمیم می شود که عملی را انجام دهد، تسلیم یک پدیده می شود.
- بنابراین در ذهن دو الگو مطرح می شود : 1- تصمیم 2- تدبیر
- زیر شاخه های تصمیم : 1- حسن تبیین / تشخیص 2- حسن تفهیم 3- حسن تصمیم ( برای تصمیم شدن باید اول تشخیص داد یعد پدیده را فهمید و بعد تصمیم ساخت)
- زیر شاخه های تدبیر : 1- حسن تنظیم 2- حسن تعلیم 3- حسن تکریم. در تلقی قرآنی تدبیر معطوف به آینده است .
یکی از دوستان در انجمن anti666.ir این حرکت شروع کرده من مطالب به همون شکل اینجا قرار میدم دوستان مشتاق میتونن شروع کنن کمک کنن مطالب تقسیم کنیم
