شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
بسم الله الرّحمن الرّحیم
در زمان بازگشت امام خمینی رحمةالله علیه به ایران، وقتی ایشون تو هواپیما بودند، خبرنگار خارجی از ایشون سؤالی میپرسن:
چه احساسی دارید از برگشت به ایران ؟
امام خمینی فقط در یک کلمه فرمودند:
هیچی !!!
.
.
.
بنظر شما دلیل این حرف امام چی بود؟؟؟
چرا چنین عکس العملی نشون دادند؟؟؟
بر مبنای چه اصلی؟؟؟
.
.
.
منتظر نظرات شما هستم...
سلام،
خب من نمی دونم دلیل این جواب امام (رحمة الله علیه) چیه. ولی خودم به شخصه از این سوال مسخره (چه احساسی داری) متنفرم.
تو اخبار قرعه کشی حج بود، اسم یه خانمی اومد، بنده خدا از خوشحالی داشت مثل ابر بهار اشک میریخت، اونوقت خبر نگار محترم ازش میپرسه، چه احساسی دارین؟
البته بنظر من این سؤال تو این شرایط خیلی هم بجا بود.
فکر کنید چندین سال دوری از ایران ، تمام ملت ایران منتظر یک نفر ، شاه هم رفته ، انقلاب اسلامی پیروز شده ، رهبر مملکت و انقلاب داره وارد ایران میشه...
خیلی حرفه که فقط بگی، هیچ حسی ندارم !!!
به نام خدا
این همون زهده!!!
یعنی آدم (حالا اینجا حضرت امام) شرایط فقر و غناش، قدرت با ضعف قدرت، داشتن و نداشتن و ... براش یکیه و فرقی بین این دو حالت براش نیست
چه تو موضع اقتدار باشی مثل اون لحظه ی امام چه مثل لحظه ی تبعید، هر دو حالت برا کسی که زهد تو لحظه لحظه ی زندگیش جاریه مثل شخص امام یکیه و فرقی نداره (جایگاه مقام رو برای خود شخص می گما!! نه اینکه انقلاب ارزشی نداشته. یعنی اینکه ایشون چه تو اون موقعیت برای شخص خودشون باشن و چه نباشن براشون فرقی نداره)
درست مثل کارمندای بانک. یعنی مصداق ملموس تعریف زهد می شه کار کارمندای بانک
اینا صب تا شب کلا با پول سر و کار دارن. چه طرف بیاد پولو بده به اینا که بریزه تو حسابشون(یعنی کارمند پولو بگیره) فرقی نداره براشون با حالتی که یکی دیگه بیاد و چکشو نقد کنه (یعنی کارمنده پولو بده)
چه پول به دستش بیاد و چه بره، برا کارمنده مهم نیست و هیچ دلبستگی و وابستگی بهش نداره
این تمثیلی از زهد هستش
.
.
بسم الله الرحمن الرحیم
این مطلب را یکبار در پست تقدیر و تشکرو معرفی مدیران و کاربر های فعال زدم
اما بعدش بخاطر اینکه سو تفاهم نشه پاک کردم
در پست 4 بسیار خوب بیان شد.
برای دقیق تر شدن و ارزش و جایگاه این جمله امام خمینی ره
اینرا بگذارید کنار حدیثی از معصوم با این مضمون که
اخرین چیزی که از دل مومن بیرون میرود حب مقام و جاه هستش.
الکی نبود امام بزرگوار فرمودند
با قلبی ارام و دلی مطمئن از بین شما میروم.
چگونه میشود انسان بدینجا میرسد مهم است...
در مورد همین هیچ کلی کتاب اومده بیرون + مقالات فراووون
اگه نگم به عقل ماها ولی به عقل من یکی که قد نمیده درک این موضوع
این حکایت همان داستان است که :
«حکیمی را گفتند هنگامه ای ست و خلقی عظیم در آرزوی دیدار...پاها شکسته، گردن ها بریده و صدا خسته...آرزوی وصال شما در دلها نشسته...
حکیمی اخمی کرد و ترنم فرمود: فردا...
چون خلق را گفتند که حکیم چنین و چنان گفت جملگی نعره ها زدند و گریبان چاک کردند و موی پریشان...و جمعی را روح در همان هنگامه قبضه گشت...رحمهم الله تعالی...»
(۲۴/تیر/۹۳ ۱۴:۲۷)أین المنتظر نوشته است: [ -> ]بسم الله الرّحمن الرّحیم
در زمان بازگشت امام خمینی رحمةالله علیه به ایران، وقتی ایشون تو هواپیما بودند، خبرنگار خارجی از ایشون سؤالی میپرسن:
چه احساسی دارید از برگشت به ایران ؟
امام خمینی فقط در یک کلمه فرمودند:
هیچی !!!
.
.
.
بنظر شما دلیل این حرف امام چی بود؟؟؟
چرا چنین عکس العملی نشون دادند؟؟؟
بر مبنای چه اصلی؟؟؟
.
.
.
منتظر نظرات شما هستم...
بسم الله الرحمن الرحیم
لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَلَا تَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ
نقل قول:بنظر شما دلیل این حرف امام چی بود؟؟؟
چرا چنین عکس العملی نشون دادند؟؟؟
بر مبنای چه اصلی؟؟؟
دلیلش کاملا مشخصه
چیزی به نام
"من" در وجودشون کشته شده بود
و این در اون جایگاه بیشتر شبیه به افسانه است
چون برخی افراد در یک هزارم اون مقیاس چنان غرق در منیت هستن که خدا میدونه
در همین تالار هم میشه در موردش فکر کرد
(۲۵/تیر/۹۳ ۰:۲۹)HermeS نوشته است: [ -> ]این حکایت همان داستان است که :
«حکیمی را گفتند هنگامه ای ست و خلقی عظیم در آرزوی دیدار...پاها شکسته، گردن ها بریده و صدا خسته...آرزوی وصال شما در دلها نشسته...
حکیمی اخمی کرد و ترنم فرمود: فردا...
چون خلق را گفتند که حکیم چنین و چنان گفت جملگی نعره ها زدند و گریبان چاک کردند و موی پریشان...و جمعی را روح در همان هنگامه قبضه گشت...رحمهم الله تعالی...»
گر می نخوری طعنه مزن مستان را
بنیاد مکن تو حیله و دستان را
تو غره بدان مشو که می می نخوری
صد لقمه خوری که می غلامست آنرا
LOL
نقل قول: در مورد همین هیچ کلی کتاب اومده بیرون + مقالات فراووون
به خاطر همین کلمه منافقین و ضدانقلاب خیلی به ایشون توهین کردند .
