تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: بانکداری اسلامی، جامعه شبه سرمایه داری در ایران اسلامی
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
بانک چیست؟ بانک چه وظیفه ای دارد؟
هر فردی از جامعه نیازمند پس انداز پول(اعتبار) می باشد. برای پس انداز راه های مختلفی وجود دارد. ابتدایی ترین حالت آن این است که اسکناس ها را در یک مکان امن مانند صندوقچه(!) در اتاق پشتی خانه امان جمع کنیم و برای روز مبادا آن را نگاه داریم. اما این امر سبب افزایش نقدینگی در جامعه و به تبع آن تورم و گرانی می شود. بدین سبب به مرور زمان از ارزش اسکناس های تلنبار شده کاسته می شود. حالت دوم پس انداز، خرید مال می باشد. اموالی مانند طلا، ملک، فلزات قیمتی و غیر قیمیت را خریداری کرده و در مکانی امن ذخیره می کنیم. اما این اموال در اصل برای پس انداز است و از آنها استفاده ای نمی شود پس به صورت مستقیم( گاهاً غیر مستقیم) به تورم و گرانی همان اموال کمک می کنند. این نوع پس انداز در وهله ی اول برای فرد ضرری نداشته و حتی سود هم دارد. اما هزینه هایی همچون نگاه داری از اموال، مالیات، نبود دسترسی مستقیم به اعتبار قابل معامله ( اسکناس های اعتباری یا پول) او را از انجام این عمل بازمی دارد.
راه سوم پس انداز کردن پول ایجاد حساب بانکی می باشد. بانک این پول ها را از حسابدار تحویل گرفته و به میل خود حسابدار، آن را سرمایه گذاری می کند. در این نوع پس انداز، فرد می تواند این پول را در یک پروژه سرمایه گذاری کند و سود هم داشته باشد. بانک نیز به درخواست مشتری این پول را سرمایه گذاری می کند و طی یک دوره خاص(ماهیانه یا سالیانه) به حساب دار، سود تضمین شده تحویل می دهد. از طرفی در این میان مقدار درصد کمی نیز در دست بانک می ماند تا بتواند تاسیسات خود را اداره کند.
طبق تعریف فعلی هیچ مشکلی چه از نظر عقلی و چه از نظر شرعی برای بانک وجود ندارد. اما آیا واقعا و انصافا بانک ها به این تعریف پایبند هستند؟ طبق تعریف فوق، بانک ها در اصل یک نوع وکیل مالی هستند. با این تفاوت که این وکیل مالی به قدری عظیم و گسترده است که ده ها هزار موکل را مدیریت می کند. بانک های جمهوری اسلامی ایران باید سرمایه های تحویل گرفته در پروژه های عمرانی داخلی سرمایه گذاری کنند. اما با توجه به اعداد و ارقامی که به ما نشان داده می شود، نمی توان آنچنان هم اعتماد کرد.
تصور کنید که شما یک حساب سرمایه گذاری افتتاح می کنید و مقداری پول در آن قرار می دهید. بانک به شما می گوید که سالانه به اندازی 20 درصد موجودی شما، به شما سود تعلق می گیرد. این پول را به فرد دیگری «وام» می دهد. آن هم یک وام کلان با پول 30 درصد! سپس از این 30 درصد، 20 درصدش را به صورت تضمین شده تحویل شما می دهد! آیا تعریفی که گفتیم در این امر صادق است؟
من به این وکیل مالی نمی گویم بانک، می گویم دلال پول.
آیا بانک تا به حال گفته است که پول شما را دقیقا کجا سرمایه گذاری کرده است؟ این کدام سرمایه گذاری است که سودش به قدری باشد که هم تولید کننده، هم بانک و هم سرمایه گذار از قِبَل آن نان بخورند؟ آن هم به شکلی که به هر کدام حوالی 20 درصد سود برسد!
شما تا به حال حساب قرض الحسنه افتتاح نموده اید؟ حساب قرض الحسنه در اصل وام های بی بهره( قرض حلال) هستند که به متقاضی داده می شود. سوالی از شما می پرسم. تا به متقاضی وامی را دیده اید که وام بدون بهره دریافت کند؟ پس موجودی این حساب های قرض الحسنه به چه کسی تحویل داده می شود؟ به چه کسی وام قرض الحسنه داده شده است؟ یکمی به تلوزیون و رسانه های تبلیغاتی توجه کنید. بانک ها به شدت روی قرض الحسنه تاکید دارند. برایش کلاه شرعی درست می کنند. چرا این کار را نکنند؟ در صورتی که شما حساب قرض الحسنه افتتاح کنید، این کار شما سبب می شود که تمام 30 درصد سودی که از وام دهی کسب می شود به بانک عامل می رسد.
باید توجه داشت که وام دادن تحت شرایط خاص بدون اشکال اسلامی( و عقلی) می باشد. وام دهند باید در سود و ضرر متقاضی وام شریک باشد. باید با او همکاری های مانند کارشناسی و مشاوره انجام دهد. وام های کشاورزی باید به همراه بسته های مشاوره ای و آموزشی باشند. باید هر ماه یا هر هفته یک کارشناس بر سر زمین بیاید و جوانب را بررسی کند. اما این امر به هیچ وجه صورت نمی گیرد. فقط در انتهای هر ماه باید به وام دهنده قسط( بهتر است بگویم سود) داده شود. اگر هم قسطی داده نشود، پس از چند ماه، اموال گرو گذاشته شده توسط بانک عامل تصاحب می شود! مشابه این حرکت در سایر زمینه های تولیدی و عمرانی صورت می گیرد.
باید بدانیم که نظام بانکداری به هیچ وجه سودمند نیست و مهمترین مشکل آن عدم شفافیت است. بهانه ی لازم هم کثرت سرمایه گذاران است. برای حل این مشکل می بایستی بانک ها به واحد های کوچکتر تجزیه شوند. در حال حاضر در جامعه یک نظام وکیل-موکل مالی با سازماندهی هرمی تشکیل شده است که شدیدا مشابه نظام سرمایه داری آمریکا و وال استریت است. آیا از خود نپرسیده اید چرا همه ی افراد جامعه زیر قسط بانک قرار دارند؟ این حالت جامعه یکی از سیاست های بانکی است. برای حل این مشکل می بایستی نظام سرمایه داری به شکل اتوبوسی ایجاد کرد که کاری به شدت سخت است و مطمئناً مجریان این طرح مانند مجریان تفکر مارکسیسم مورد عنایت شدید منتقدان قرار خواهند گرفت!
در حال حاضر به جرأت می توان گفت به معنای واقعی کلمه، هرم کاپیتالیسم در جامعه جریان دارد و این امر شدیداً برای قشر برژوازی جامعه خطرناک است. اگر چشممان را بشوییم و تعصب ها کنار بگذاریم، به خوبی می توان تمام طبقات این هرم را یافت. از رأس مالیات گرفته با اسلام بانکی به راحتی قابلیت رصد شدن دارند.
در کل باید گفت که تا وقتی که درایران، بانک وجود دارد، نمی توان از نظام شبه سرمایه داری فرار کرد.
منبع
آدرس های مرجع