۲۴/تیر/۹۳, ۲۰:۳۷
![[تصویر: q8m1hjz6gz4hptwbqtmx.jpg]](http://8pic.ir/images/q8m1hjz6gz4hptwbqtmx.jpg)
سلام به همگی

به بهانه ی اکران فیلم رد کارپت به کارگردانی رضا عطاران
این فیلم با استقبال مردمی رو به رو شده و با فروش 83 میلیونی در روز اول ، توانست رکورد تاریخ سینمای آزادی و زندگی رو عوض کنه...
خلاصه فیلم :
فیلم در مورد یک هُنَروَر یا به قول خودمون سیاهی لشکره ، که عاشق سینماست ، و برای این که فیلم نامه ی خودش رو به دست استیون اسپیلبرگ برسونه (یکی از کارگردان های هالییود) تصمیم می گیره که در جشنواره ی کَن شرکت کنه...
عطاران در یک کارگاه پرچم سازی کار میکنه ، از طرفی هُنَروَر هم هست ،
فیلم های اسکورسیزی رو خیلی دوست داره، مخصوصاً فیلم کازینو ، و اون رو یه فیلم ارزشی می دونه ....
او عاشق سینما هست ، و یک دیالوگ رو در مقدمه ی فیلم خیلی تکرار می کنه که میگه :
شما که غریبه نیستی، من ۳۸ سال از خدا عمر گرفتم، ۱۳ سال تئاتر کار کردم، هنوز وضعیتم اینه ،هیچی به هیچی، بالاخره باید کاری میکردم دیگه...
مقدمه ی فیلم تموم می شه ، عطاران سفر خودش رو آغاز می کنه به سمت جشنواره کن ، باید کاری می کرد ، باید حقِ خودش رو از سینما می گرفت ، باید فیلنامه ی خودش رو به دست اسپیلبرگ می رسوند ...
آیا رد کارپت فیلم خوبیه ؟؟؟
عطاران وقتی به فرانسه میره ، هنوز هدف و ایده ی مشخصی برای موقعیت های طنز نداره ، شوخی ها و کمدی های فیلم خیلی پراکنده بود و به نظرم از طنز کلامی به شدت بد استفاده شده بود و خیلی سطحی بود ، مثل سکانس روبرو شدن با همسفرش که خانوم بود . آخه دیگه چه کسی به شوخی هایی در باره ی تروریست بودن ایرانی ها و دست ندادن با زن ها و شوخی های دمه دستی با طرز انگلیسی صحبت کردن می خنده ؟!
با این که طنز کلامی در این فیلم نازل بود ، ولی در عوض طنز موقعیت و طنز مستند فیلم به شدت خوب بود...
سکانس گفتگوی مستند وارِ عطاران و جیم جارموش و یا عطاران و تیلدا سویینتن از جذاب ترین قسمت های فیلم بود که با زیرکیه عطاران به هَدَر نرفت ...( طنز های موقعیت رد کارپت ، من رو به یاد فیلم بُرات می انداخت )
پیام اخلاقی فیلم هم مثل شوخی های فیلم ، پراکنده و نا محسوس بود . مثلاً عطاران در یک سوم پایانی فیلم به این نتیجه میرسه که باید ما هویت ایرانی خودمون رو حفظ کنیم ، و میشه به سکانس دف زدن او در خیابان ، یا به استفاده از پرچم ایران به جای پتو اشاره کرد...
در میانه فیلم عطاران با پسر ایرانی به اسم جمال آشنا میشه که اصلاً به عنوان نقش مکمل خوب نبود ، نه وجودش به درد می خورد ، نه حضورش در ادامه و نه رفتنش!!!
عطاران در این فیلم به دکوپاژ و قاب بندی اصلاً اعتقاد نداره ، و از دوربین رو دست ( که خیلی هم بدم میاد ) استفاده می کنه .
تذکر: لطفاً فقط در مورد فیلم حرف بزنید ...